گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (X)

نویسنده این را برای امروز ما که ننوشته است؛ در زمان خودش نوشته است، کمااینکه در رسالات قدیم هم این مشکل را داریم. افرادی که در قرن پنجم چیزی نوشته‌اند برای هم‌عصران خودشان نوشته‌اند؛ فکر نمی‌کرده‌اند که هزار سال بعد یکی می‌خواهد بیاید ببیند چه نوشته‌اند. به همین‌خاطر، تفسیر نت‌نوشته‌های هدایت قدری پیچیده ‌است. ولی اینکه گفتم منحصربه‌فرد است وجه دیگری هم دارد: ما همیشه در سنّت موسیقایی‌مان موسیقی داشته‌ایم که بعداً آوانویسی شده است. این تنها منبع در تاریخ موسیقی جدید ایران است که صدایش را نداریم و نتش را داریم و وضعیتی بسیار مشابه موسیقی کلاسیک غربی دارد.

در موسیقی کلاسیک غربی هم از دورۀ رُنسانس یا قرون وسطی یا باروک نت وجود دارد و اجرا وجود ندارد. در غرب، در موزیکولوژی تاریخی و تصحیح نت‌نویسی روش‌های خیلی مفصّلی دارند؛ یعنی اگر کسی نسخ نتاسیون‌های قرون وسطی یا رنسانس یا حتی باخ و بتهوون را جلوی یک موسیقیدان درجه‌یک امروزی بگذارید، شاید نتواند آن‌را اجرا کند؛ موزیکولوگ‌هایی آمده‌اند و با پارامترهای بسیاری آنها را به زبان امروزی تبدیل کرده‌اند که تازه جورهای مختلف قابل تفسیر است. نت‌نوشتۀ هدایت متنی است که شاید فنون موزیکولوژی غربی خیلی زیاد به‌دردش می‌خورد تا با توجه به قرائن متفاوتی تصحیحش کرد. متون مکمل نت‌نوشته‌های هدایت مجمع‌الادوار و دستور ابجدی است که آقای قادری تا حد زیادی از هر دو، مخصوصاً دستور ابجدی، استفاده کرده‌اند.

مسئلۀ دیگر هم تکنیک‌های اجرایی است. این ردیف، به دلایل فنی که الآن جایش نیست توضیح دهم (ازنظر جمله‌بندی و اشارات و…)، شاید از نظر استیل محتوایی استیل بنیادیِ زیبایی‌شناسی‌اش با استیل آقاحسینقلی قرابت دارد تا میرزاعبداللهی که از برومند روایت شده است و استیل تکنیک نوازندگی ساز سه‌تار دارد.

اهمیت این ردیف بیشتر از نظر استیل نوازندگی سه‌تار و تکنیک‌های اجرایی است. هدایت سعی کرده است با وسواس و خیلی دقیق آنها را نشان دهد و من فکر نمی‌کنم فقط به دلیل دیدن نوازندگی مهدی صلحی پنجه‌کاری‌ها را به‌صورت نت‌های مجزا نوشته‌ باشد، چون خودش هم سه‌تار می‌نواخته است و می‌خواسته تا جایی که می‌تواند دقیق نشان دهد و چون ایشان دو سال در آلمان تحصیل کرده بوده است، برای آلمانی‌ها و تحصیل‌کردگان آلمان، مانند دکتر مسعودیه، تمام جزئیات معنادار است و سعی می‌کنند ثبت شان کنند.

هدایت در بقیۀ آثارش هم همین نگاه جزءنگر را دارد. کتاب خاطرات و خطرات هدایت را که می‌خوانید چنان وقایع را بادقت توضیح می‌دهد که معلوم است انسان جزئی‌نگری است و در نُتاسیون نمی‌دانسته با چه زبانی بگوید. چون در نگارش ردیف اولین نفر بوده، الگویی نداشته است و برای چگونه‌نوشتن متر آزاد و نوشتن تکنیک‌هایی که در سازهای غربی‌ای که می‌شناخته نیست، به‌عنوان اولین شخص، چالش بزرگی داشته است. ولی برای تکنیک‌های اجرایی‌اش شاید از برخی متون بشود کمک گرفت.

مثلاً آقای حسن مشحون در کتاب تاریخ موسیقی ایران دربارۀ نوازندگان تار و سه‌تار که صحبت می‌کنند و دربارۀ ویژگی‌های نوازندگی مهدی صلحی در قیاس با میرزاعبدالله و درویش‌خان نوشته‌اند و ظاهراً درویش‌خان و مهدی صلحی اگرچه شاگرد میرزاعبدالله و آقاحسینقلی بوده‌اند، دو استیل کمابیش متفاوت داشته‌اند. ابوالحسن صبا بیشتر شاگرد درویش‌خان بوده است و شاید حاج‌آقامحمد و دکتر صفوت متمایل به سبک مهدی صلحی‌اند. استیلشان متفاوت است و البته در کتابی که رسماٌ از آقای مشحون چاپ شد بخشی که اکنون به آن ارجاع می‌دهم نیامده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (V)

در مورد مفهوم واژه مترونومی که حق با منتقد محترم است، اما اصطلاح تمپورال، این واژه در اصل ایتالیایی است و نه انگلیسی و در موسیقی هم کاربرد دارد (Sadie 1998، ۶۸۵). درباره کاربرد صدای اوم برای اجرای سکوت سه مورد وجود دارد، اولاً مگر در ایران نیز مانند هند سیستم سرایش وجود داشته که «اکنون پس از هزار سال برای بیان سکوت “اوم” قرار گرفته» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۹) و مشکل­ ساز گردیده است. ثانیاً در اغلب موسیقی های خاورمیانه در سرایش به جای سکوت از صدای اِس (es) استفاده می شود و مشکلی هم در ریتم خوانی و سرایش ندارند، ثالثاً صدای اوم، در مدیتاسیون کاربرد ندارد و این موضوع برداشتی سطحی و غلط از فلسفه وجودی و کاربردی این صدا در فرهنگ هند است. «به طوری که موسیقی در هند با فلسفه و مذهب پیوند ناگسستنی دارد و گفته می شود صدا به دو گونه تولید می گردد» (صارمی ۱۳۷۴، ۴۵)، «یکی صوت غیر قابل شنوایی آناهاتا نادا (Anahata Nada) و دیگری صوت قابل شنوایی آهاتا نادا» (مسعودیه ۱۳۸۳، ۳۲)؛ و «اوم (AUM) که جزء آناهاتا نادا محسوب می شود، یک وِرد نیست و کاربرد آن هم در مدیتاسیون و مراقبه نیست» (اشو ۱۳۸۲، ۱۱۸ و ۱۱۹).

آئین رونمایی از کتاب «سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته» برگزار می شود

آئین رونمایی از کتاب «سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته» نوشته پروفسور مارتا آ.گتزو با ترجمه سینا جعفری کیا برگزار می‌شود. در این مراسم اساتیدی همچون: اسماعیل تهرانی، کامبیز روشن‌روان، وارطان ساهاکیان و کارن کیهانی به ارائه نظرات خود درباره کتاب خواهند پرداخت. کتاب سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته نوشتۀ پروفسور مارتا آ.گتزو یکی از مهمترین منابع آموزشی موسیقی‌ست که نسخۀ اصلی توسط دانشگاه آلاباما-آمریکا به چاپ رسیده است.

از روزهای گذشته…

امروز در فرهنگسرای نیاوران بزرگداشت پنج موسیقیدان برگزار می شود

امروز در فرهنگسرای نیاوران بزرگداشت پنج موسیقیدان برگزار می شود

با مشارکت دویست‌ موسیقیدان ایرانی و بنیاد افرینشهای هنری نیاوران سومین آیین نکوداشت هنرمندان موسیقی ایرانی با عنوان «سال نوا» با تجلیل از پنج هنرمند پیشکسوت موسیقی ایرانی، امروز، شنبه چهارم آذر ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (I)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (I)

جرج بادی گای George “Buddy” Guy خواننده و نوازنده گیتار راک – بلوز اهل کشور آمریکا، در ۳۰ ام ژوئیه سال ۱۹۳۶ متولد شده است. او منبع الهام نوازندگانی چون جیمی هنریکس، اریک کلپتون و دیگر افسانه های بلوز و راک دهه شصت بوده و همواره به عنوان سمبل شیکاگو بلوز Chicago blues از او یاد می شود. حضور او در کنسرت ها که اغلب شامل اجرای حرکات نمایشی با گیتار بوده، شور و اشتیاق تماشاگران و دوستدارانش را دو چندان می نماید. دختر گای که شوانا Shawnna نام دارد، از خوانندگان جوان رپ آمریکاست.
باغسنگانی: دیگر باید کتاب به دست در خانه ها رفت!

باغسنگانی: دیگر باید کتاب به دست در خانه ها رفت!

به نظرم تنها راه در حال حاضر همین روایت است. استاد بزرگوار دکتر زرین کوب به خوبی بر این نکته واقف بوده است. نسل غالب امروز را دیگر نمی توان با متن علمی خشک و بمباران اطلاعات حاصل از متن به این اصول رو به نابودی رهنمون شد. نسل امروز ما نسل توییتر و فیس بوک و گذری و نظری است. پس وقتی می توان با این نسل گفتگو کرد که دقیقا در همان موقعیتی قرار بگیریم که گذر این نسل به آن موقعیت به وفور می افتد. متاسفانه دیگر گذر این نسل، کتابخانه و مسجد و منبر نیست. یعنی سی سال است که این حرفها تمام شده. حالا باید ما هم برای مسلمان کردن خیلی ها قرآن در دست خانه به خانه برویم و مثل راهبان و کشیشان قرآن هدیه بدهیم و ملت را بیاوریم پای منبر و صندلی کتابخانه. نکته اینجاست که بنیاد ها، شکل و رنگ عوض کرده. این نسل، نسل اندروید و تلگرام و صد البته فست فود است و با هیچ کسی هم شوخی ندارد. چه موضوع می خواهد سیاسی باشد چه دینی و فرهنگی. از فروشگاه شما خوشش نیاید عمراً اگر دوباره رویش را ببینی! وقتی رفت، به کل رفته است. با این حال همین نسل، نیازهای عمیقی در ذات خودش دارد که در حال حاضر تنها و تنها با ادبیات داستانی و تکنیک های مختلف این گونه ادبی قابل تحریک است.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (III)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (III)

بدین ترتیب حنانه از اواخر سال ۱۳۳۰ به رهبری ارکستر سمفونیک تهران منسوب شد و تا سال ۱۳۳۲ دو کنسرت بزرگ با این ارکستر اجرا کرد که اولین کنسرتو پیانو با ارکستر سمفونیک تهران است که با سولیستی خانم تانیا آشوت بانوی پیانیست ایرانی اجرا شد.
شبح اپرا

شبح اپرا

شبح اپرا نام یک رمان فرانسوی است که توسط گستون لروکس نوشته شد و اولین بار در سال ۱۹۰۹ بصورت داستان دنباله دار در یکی از روزنامه های فرانسه چاپ می شد. در ابتدا فروش بسیار کمی داشت و حتی بارها از رده چاپ مجدد خارج شد اما امروز جزو ادبیات کلاسیک فرانسه به حساب می آید و از آن اقتباس های زیادی به عمل آمده است. رمان در سال ۱۹۱۱ به انگلیسی ترجمه شد و با اقتباس های زیادی بروی پرده سینما و تئاتر رفت که مشهورترین نمایش آن ، یکی در سال ۱۹۲۵ ساخته شد و دیگری نسخه موزیکال سال ۱۹۸۶ است که توسط اندرو لوید وبر بروی پرده رفت.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم که صاحب مکتبی در آهنگسازی به شمار می رود، پندرسکی است. او یکی از شاخصترین آهنگسازان آوانگارد جهان و یکی از مهمترین نمایندگان این تفکر در قرن بیستم بود. پندرسکی در سالهای گذشته تا حد زیادی سبک آهنگسازی خود را تغییر داده و به گفته خودش این تغییر سبک از تغییر نگاه او به موسیقی می آید. برای هواداران موسیقی آوانگارد، این تغییر مسیر او بسیار سئوال برانگیز بوده است.
سیر تحول در انتخاب کتاب سال موسیقی

سیر تحول در انتخاب کتاب سال موسیقی

آنچه پیرامون موسیقی در بادی امر به ذهن متبادر می شود، حوزه اجراست. اعم از نوازندگی و آهنگسازی اما واقعیت آن که دو حوزه آموزش و پژوهش از عرصه های اساسی در پیشبرد اهداف موسیقایی است. تالیف متون آموزشی، تدوین استاندارها و روشها و فنون تدریس، ترجمه متون غنی موسیقایی سایر کشورها، شناخت و تجزیه تحلیل اتنوموزیکولوژی، ایجاد دپارتمانهای پژوهشی دربخش های مختلف موسیقایی، گسترش حیطه های صوتی سازهای ایرانی، تدوین و گسترش متدهای بومی آموزش موسیقی برای کودکان، اکوستیک صوت و رعایت اصول و استاندارهای صوتی در معماری ساختمانها و تالارها و… به عنوان بخش های پشتیبان و پرستار، در غنی سازی حوزه ساخت و اجرا ی موسیقی موثرند.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VIII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VIII)

طلوع: این قطعه به عنوان یکی از زیباترین و تاثیرگزارترین آثار ساخته شده در دهۀ ۶۰ در موسیقی ایرانی مطرح می شود. شنیدن این قطعه و آثار ساخته شده در مجموعۀ هنری نوا مرکب خوانی، شنونده را ناخودآگاه به فضای آن سال ها می برد. قطعۀ از سه بخش متفاوت تشکیل شده که بخش اول از نظر وزن به صورت دوضربی ترکیبی بوده که دارای سرضرب های متفاوتی می باشد. بخش دوم از گوشۀ نهفت آغاز شده و در ادامه وارد فضای گوشۀ گوشت می شود و دارای ضرباهنگی آرام و کند می باشد.
تحقیر ده هزار تومانی (I)

تحقیر ده هزار تومانی (I)

وقتی که در-۲۲ تیر ماه- برای حضور یافتن در کنسرت “یار نادیار” استاد علی اکبر مرادی و فرزندش به تالار شهید بهشتی کرمانشاه رفته بودم و از میان صدای گریه‌ی بچه‌های قدونیم‌قد، خش‌خش پاکت چیپس و زیر نور شدید سالن در جایگاه شنوندگان تلاش می‌کردم چیزکی از صدای ساز علی اکبر مرادی دستگیرم شود، دلم به حال خودم و تمامی آن چند صد نفر حاضر در سالن سوخت؛ در همین حال و هوا بود که تصمیم گرفتم یادداشتی بنویسم برای آگاهی آنهایی که از این شرایط رنج آور خبر ندارند.