گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XI)

بعداً آقای امیرحسین پورجوادی دوباره از آقای دکتر صفوت گرفته بودند و بخش نوازندگان تار و سه‌تار این کتاب را در فصلنامۀ موسیقی ماهور، شمارۀ سی، منتشر کردیم که در آن جملات جالبی دارد. من دو سه جمله را که آقای مشحون دربارۀ نوازندگی مهدی صلحی می‌گوید بازگو می‌کنم. می‌گوید مهدی صلحی (منتظم‌الحکما) در تار از شاگردان میرزاحسینقلی و میرزاعبدالله بوده و در سه‌تار بیشتر شاگرد میرزاعبدالله بوده و بیشتر سه‌تار را ادامه داده است اگرچه خودش هم شاگرد تار داشته و هم شاگرد سه‌تار و در هر دو زمینه ماهر بوده است ولی می‌گوید سه‌تار را در نهایت استادی می‌نواخت.

ناخنی بسیار قوی و پنجه‌ای تند و چپ و راست‌هایی مرتب داشت و در نوازندگی مقتدر و ماهر بود. در حال نواختن، مضراب ریز او قطع نمی‌شد و در حال نوازندگیِ مطلبی نغمات دیگری از ساز او شنیده می‌شد و نوازندگی او حالت مخصوص به خود داشت. شاید سبک نوازندگی او در نتیجۀ شاگردی محمدصادق‌خان سُرورالملک وضع مخصوص به خود گرفته بود، زیرا صلحی مدتی هم از سرورالملک تعلیم گرفته و تحت‌تأثیر نوازندگی او نیز بوده است. (مطالبی را که از سُرورالملک گرفته به نام محمدصادق‌خانی نوشته است و از آقاحسینقلی هم مطالبی دارد و به همین دلیل شاید به روایت او عنوان ردیف میرزاعبدالله نتوان گفت، چون برآیندی است از میرزاعبدالله، وجوهی از استیل آقاحسینقلی و مطالبی از محمدصادق‌خان و سَنتِزی که در ذهن ایشان انجام شده است.

مفهوم امروزی ردیف با مفهومی که صد سال پیش در ذهن اینها بوده فرق دارد و ما نباید با مفهوم امروزی‌ای که از ردیف در ذهن داریم سراغ آنها برویم. اگر او ردیف میرزاعبدالله می‌گفته است، منظورش همۀ جزئیات نیست، بلکه منظورش استیل کلی و کلیت آن به سیستم میرزاعبدالله است.) جالب است در ادامه، از آقای دوامی دربارۀ هنگ‌آفرین و درویش‌خان و مهدی صلحی مطالبی نقل شده است و مقایسه‌هایی بین سبک اجرایی این افراد کرده است که من در اینجا وارد جزئیات آن نمی‌شوم.

این نکته جالب است که عبدالحسین صبا نیز که هم شاگرد مهدی صلحی و هم شاگرد میرزاعبدالله بوده و مکرراً ساز صلحی را دیده بود حکایت می‌کند که در ساز منتظم‌الحکما علاوه بر مطلبی که می‌نواخت مثل اینکه پیوسته نغمۀ دیگری هم به گوش می‌رسید. حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد هم مطالب مشابه دیگری نقل کرده است… در هر حال، در این نوشته‌ها مقداری حالتی که من از آقای پورجوادی شفاهاً از دکتر صفوت شنیده بودم که نوازندگی صلحی مضراب‌های شلاقی داشته و در نوازندگی‌اش صدای ممتد پس‌زمینه‌ای داشته و… مطالبی هست که در آینده اگر کسی بخواهد دوباره این ردیف را ضبط کند یا دستگاه‌های دیگر این ردیف را ضبط کند می‌تواند ایده دهد و مقداری منابع مکتوب و شفاهی مکمل هم وجود دارند.

اگرچه ممکن است کسی بخواهد از متنی با یک سبک اجرایی دیگر تفسیر ارائه کند ولی در این زمینه فکر می‌کنم ما نیازمند دانشی هستیم که غربی‌ها خوب به آن پرداخته‌اند و ما نداشته‌ایم و آن‌هم زیبایی‌شناسی فلسفۀ موسیقی از منظر اصالت اجرای تاریخی است؛ اینکه در یک اجرای تاریخی نوازنده با چه سازی می‌زده؛ با چه استیلی زده؛ در چه فضایی بوده است… همۀ اینها که گرد هم بیایند می‌شود به یک اجرای اصیل تاریخ‌مند یا اجرای آگاه از تاریخ دست پیدا کرد و بعداً تفسیرهای دیگری را هم می‌شود ارائه کرد و شاید کسی بخواهد با سبک دیگری آن‌را اجرا کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (I)

من در یکم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و شش در فراهان متولد شدم. در همان سالهای کودکی به اقتضای شغل مرحوم پدرم به تهران مهاجرت کردیم. سال های دوران تحصیل ابتدایی را در تهران و در مدرسه جیحون گذراندم. مقارن با روزهای انقلاب پنجاه و هفت در کرج ساکن شدیم. عضویت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال های قبل از انقلاب، تأثیر بسیاری درعلاقه من به هنر، خاصه ادبیات و موسیقی گذاشت و هم اکنون نیز مصرانه به همان علایق دوران کودکی می پردازم. دوران نوجوانی من و هم نسلان من مصادف بود با سال هایی که تنگناها و شرایط اجتماعی مانع از آموختن موسیقی بود و انتخاب شغلی به عنوان یک موسیقی دان، برایم غیرممکن و غیر قابل تصور بود، زیرا نه آموزگاری در موسیقی می شناختم و نیز امکان حضور در هنرستان یا دانشکده موسیقی میسر نبود. ولی این شانس را پیدا کردم تا در دوران نوجوانی ارتباط دوستی نزدیکی با نویسندگان بزرگی همچون محمود دولت آبادی، علی اشرف درویشیان، پرویز بابایی، هوشنگ گلشیری، رضا عابد و…. پیدا کنم.

مروری بر آلبوم «پرتره‌ی آهنگساز در جوانی»

«پرتره‌ی آهنگساز در جوانی» گذشته از هر چیز، حتا گذشته از مرور تاریخچه‌ی زندگی هنرمند، خبر از برآمدن یک آهنگساز می‌دهد و می‌گوید اگر سرگذشت آهنگسازش به همین منوال پیش برود که از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ رفته (تاریخ قطعه‌های آلبوم)، در آینده از «امین شریفی» آوازه‌ای بلند خواهیم شنید.

از روزهای گذشته…

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (IV)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (IV)

طرح کلی کتاب دو دسته از دسته‌های موسیقی پساتنال را پوشش می‌دهد؛ آتنال آزاد و دوازده تنی (دودکافونیک). سه فصل نخستین و به ویژه دومی و سومی ضمن آن که مفاهیم تکنیک‌های پایه را -که در فصل چهار هم مورد استفاده‌اند- به خوانندگان آموزش می‌دهد به موسیقی آتنال آزاد می‌پردازد. این گرایش در فصل‌های اولیه در انتخاب مثال‌ها مشهود است؛ آنجا که تمرکز توجه بر آثار پیش از جنگ جهانی اول شوئنبرگ، وبرن و برگ است. انتخاب مثال‌ها که جز در مورد اپوس ۱۱ شوئنبرگ تقریبا به طور کامل با کتاب استراوس تفاوت دارد، همچنان مناسب و درست انجام شده.
هلن گریمود (II)

هلن گریمود (II)

هلن سونات شوپن و راخمانیوف را ضبط کرد، همچنین Barcarolle و Berceuse شوپن و کنسرتوی شماره.۳ بارتوک (B. Bartók) به همراه بولز (Boulez) و ارکستر سمفونیک لندن ضبط شد (این ضبط های هلن گریمود، در سال ۲۰۰۵ دارنده جایزه منتقدین ریکورد آلمان، جایزه آکادمی ریکورد و جایزه توکیو شدند و جایزه کلاسیک میدم در سال ۲۰۰۶). هر دوی این آثار در سال ۲۰۰۵ به بازار عرضه شدند.
نقدی بر مصاحبه رابعه زند درباره ساز ارجان

نقدی بر مصاحبه رابعه زند درباره ساز ارجان

مدتی پیش رابعه زند در فضای مجازی اعلام نمود که قرار است در سمینار جهانی تدکس (۳۰ فروردین ۹۷) درباره ساز بازسازی شده ارجان سخنرانی نمایند و ظاهرا «لیر ارجان» کماکان موضوع بحث او و وسیله ای برای مانورهای تبلیغاتی اش می باشد.
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (I)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (I)

آقای جواهری، چندى است با مقاله‏اى با عنوان «نگاهى به وضعیت خواننده‏ سالارى در موسیقى معاصر» دست به نقد موسیقى معاصر ایران کرده‏اید. دوست عزیز، شما بدون ریشه‏یابى علل فرهنگى مردم ایران شروع به نقد یک ماجرا کرده‏اید و نوک پیکان نقد خود را به سمت کسانى نشانه رفته‏اید که احساس مى‏کنند حقى از شما خورده‏اند.
تاخیر در اجرای کنسرتهای استونز

تاخیر در اجرای کنسرتهای استونز

ستاره های افسانه ای موسیقی راک گروه رولینگ استونز برنامه اجراهای زنده خود در کشورهای اسپانیا، بلژیک، روسیه، فرانسه و ایتالیا را تغییر می دهند. قرار است تور “A Bigger Bang” در جولای از سر گرفته شود.
در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

چند سال پیش در نقد کوتاهی بر آلبوم تنیده در خطوط موازی «علی قمصری» و با اشاره به قطعه‌ی «روشن و ناخوانا»ی او، که خودش آن را «نقطه سر خط» خوانده بود، نوشتم آن قطعه یا پیش‌نمایش یک گرایش جدید در کار قمصری است یا تجربه‌ای ناتمام و زودتر از موعد انتشار یافته و به هر حال تک افتاده در میان کارهای آن روز قمصری (۱). اکنون با انتشار آلبوم سخنی نیست روشن است که آهنگساز راه را دنبال کرده و این بار از رهگذر کامل کردن تجربه‌هایش، به موضوع هم‌آوایی و جمع­خوانی در موسیقی ایرانی پرداخته و طبیعتا در این راه با مساله­ بافت عمودی هم برخورد کرده است.
بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

… بله؛ البته نمی‌خواهم خدای ناکرده در حق پهلوان‌هایی مثل مظهر خالقی یا حسن زیرک یا برادران یوسف‌زمانی که همه‌شان خیلی خدمت کرده اند کم لطفی کنم ولی باور کنید چند دهه‌ی پیش خیلی‌ها مثلن در سیستان و بلوچستان خودمان نمی‌دانستند کردستان کجاست. موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد. نه تنها در ایران بلکه در جهان. در دنیای ارتباطات امروز، فستیوال‌ها نقش خیلی مهمی دارند و خیلی چیزها از طریق فستیوال‌ها در همه‌ی دنیا پخش می‌شوند. فستیوال‌رو ها همه امروز کردستان و موسیقی کردستان را می‌شناسند.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

این مقاله توسط سعدی حسنی، مورخ و موسیقی شناس ایرانی پیش از انقلاب ترجمه شد و پس از سالها، نخستین بار در شماره سوم مجله موسیقایی مقام در سال هفتاد و هفت انتشار یافته و امروز در این سایت بازنشر می شود.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

به این ترتیب برخی چشم‌اندازهای نقد در مواجهه با متن موسیقی را می‌توان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا به‌ویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحن‌ها و خوانش‌ها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان می‌آید که منتقد می‌پندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و هم‌زمانی با موسیقی.
فراگیری موسیقی کودکان

فراگیری موسیقی کودکان

بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه داریم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند.