نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VII)

«این شیوه آموزشی را به ویژه باید به هنرجویان موسیقی ایرانی توصیه کرد که با وجود این همه مُد و مقام و مایه و گام و گوشه و دستگاه و شعبه و آواز نمی دانند این همه شاهد و ایست و متغیر و بُن مایه و تُنیک را چگونه مهار کنند. راه حل بسیار ساده است. فقط کافی است در هر مُد و مقامی که هستیم الگوی جاذبه دو ماژور را به آن تزریق کنیم. همه مشکلات بطور تمپورال و مترونومی ک و بدون کاربرد هرگونه آگوگیک در زمانی کمتر از یک دولا چنگ ترکیبی حل خواهند شد. ربع پرده ها و ردیف آلتره های تمامی هم که مشکلی ندارند. همانطور که آلتره های غربی نیم پرده بالا – پایین می شوند، آلتره های ما فقط ربع پرده تغییر می کنند و در نتیجه خواندن آنها هم بسیار ساده تر است.» (بیضایی ۱۳۸۴، ۲۰۴)

نکته حائز اهمیتی در پی­گفتار مطرح است و آن اینکه، اگر «سیستم های آموزشیِ بسیاری در زمینه پرورش شنوایی وجود دارند که هریک دارای نقاط قوت و ضعف هستند و بطور مسالمت ­آمیز در کنار یکدیگر حضور دارند؛ مشکل آنجایی آغاز می شود که یک سیستم آموزشی ادعای برتری بر دیگران را داشته و با بهره­ جویی از امکانات و موقعیت هایی به یک امپراتوری تبدیل شود» (بیضایی ۱۳۸۴، ۲۰۵) اولاً چرا به نقاط قوت سیستم (روش) آموزشی مورد نقد اشاره­ای نشده است؟ ثانیاً هیچ نشانه­ای از مسالمت ­آمیز بودن در نقد مورد نظر یافت نمی شود؟ ثالثاً کی و کجا در کتاب، ادعای برتری بر دیگران و سایر سیستم های آموزشی پرورش شنوایی مطرح شده است؟ رابعاً اگر این سیستم توسط موقعیت هایی و با بهره­ جویی از امکاناتی به یک امپراتوری بدل گردیده است، به جای نقد آن امکانات و این امپراتوری، به نقد روش آموزشی آن امپراتوری پرداخته شده است؟

حساسیت نسبت به محتوای یک برنامه گاه به قدری اذهان مسئولان و حتی منتقدان هنری را تحت تاثیر قرار می دهد که اغلب از بررسی کارشناسانه ضعف ها و قوت های ساختاری آن غافل می مانند. گرته ­برداری از نوشته و آثار دیگران و دادن مانورهای سوفسطائی (۵) بر روی آن نمی تواند دلیل بر رد یا قبول یک فکر، نوشته، تئوری یا نظریه باشد.

به طوری که مثال اینگونه برخورد را نیز در جامعه بطور محسوسی در تمام زمینه های علمی و سیاسی شاهدیم. با نظری به نقدهایی که در ماهور ۲۷ و ۲۸ درباره کتابهای دیگری نوشته شده ­است (۶)، می توان به میزان پایبندی منتقد به عدم غرض ­ورزی و عدم طرفداری از طرز فکر و تلقی خاصی از موسیقی و دفاع از آن و بیان نقاط مثبت و منفی اثر، پی برد. سؤال اینجاست که از زمان نشر این اثر (۱۳۸۱) و یا قبل از آن که این روش آموزشی مطرح بوده است (۷)، چرا تاکنون موارد ایراد و اشکالات آن به نظر نیامده بود و حالا که جامعه موسیقی ما (که با هم غریبه نیستند) و از اختلافات میان برخی موسیقیدانان با نگارنده کتاب خبر دارند، تازه به فکر نقد طنز آلود اثر افتاده ­اند؟

جالب است که کسی با خواندن مطالب مطرح شده در امپراتوری جاذبه ابداً به یاد نقد علمی یک موضوع نمی افتد بلکه بیشتر به یاد نوشته های بسیار عالی طنز نویس مطرح کشورمان ابراهیم نبوی، می افتد. شاید اگر آن مشکلات کذایی در دانشگاه هنر رخ نمی داد، هرگز هنرمند تحصیلکرده و صاحب موقعیتی ممتاز در جامعه موسیقی کشور به نقدی اینچنین مغرضانه نمی پرداخت.

پی نوشت
۵- «پیش از سقراط گروهی پدید آمدند که خود را “سوفیست” یعنی دانشمند می نامیدند. این گروه ادراک انسان را مقیاس حقیقت و واقعیت می گرفتند. ایشان می گفتند هرکس هرچه خودش بفهمد همان حقیقت و واقعیت است و برای حقیقت و واقعیت، ارزش و اعتباری جدا از ادراک آدمی قائل نبودند. سوفیست­ها در استدلالهای خود مغالطه می کردند، یعنی استدلالهایی به کار می بردند که ظاهراً درست به نظر می رسید اما در واقع غلط بود» (طالب­زاده/۲).
۶- بنگرید به: الف، فاطمی، ساسان؛ کتابی درباره موسیقی نظام؛ فصلنامه موسیقی ماهور؛ شماره ۲۷؛ سال هفتم؛ تهران؛ بهار ۱۳۸۴ و ب، فاطمی، ساسان؛ ۱/ ترانه های تخت حوضی، ۲/ پیوند شعر و موسیقی قاعده یا سبک؛ فصلنامه موسیقی ماهور؛ شماره۲۸؛ سال هفتم؛ تهران؛ تابستان ۱۳۸۴
۷-«در کشور ما اغلب برای آموزش سلفژ از کتابهای رودلف و پوزولی استفاده می شود. البته قابل ذکر است که گه گاه (به ویژه بعد از انقلاب) کلاس هایی به طور کم و بیش خصوصی با روش های دیگری تشکیل شده از جمله کلاسهای هنرمند عزیز آقای شریف لطفی که مورد توجه هنرجویان زیادی واقع شده و در صورت رفع گرفتاری ها و توفیق ایشان در به چاپ رساندن کتابی در این زمینه موجبات رشد بیشتر فرهنگ موسیقی فراهم خواهد شد» (گرگین­ زاده/۱۷).

منابع
۱- احمدیان، عزیزالله
۱۳۸۲ نشانه شناسی و اصطلاح شناسی در تئوری موسیقی؛ انتشارات چنگ؛ تهران

۲- استور، آنتونی
۱۳۸۳ ترجمه غلامحسین معتمدی؛ موسیقی و ذهن؛ نشر مرکز؛ تهران؛

۳- بیضایی، سیاوش
۱۳۸۴ “امپراتوری جاذبه “؛فصلنامه موسیقی ماهور؛ شماره۲۸؛ سال هفتم؛ تهران

۴- پورتراب، مصطفی کمال
۱۳۷۴ تئوری موسیقی؛ نشر چشمه؛ تهران

۱۳۷۷ مبانی آهنگسازی؛ جلد اول؛ نشر چشمه ؛ تهران

۵- راجنیش، اُشو
۱۳۸۲ راز (تفسیری از اُشو بر داستان های صوفیان)؛ جلد اول؛ خاتمی، محسن؛ انتشارات فراروان؛ تهران

۶- رودلف، ماکس
۱۳۷۸ رهبری ارکستر؛ خیام، هوشیار؛ انتشارات عطائی؛ تهران

۷- زری ن­کوب، عبدالحسین
۱۳۷۴ آشنایی با نقد ادبی؛ انتشارات سخن؛ تهران

۸- زندباف، حسن
۱۳۷۵ زبان موسیقی؛ نشر شهر؛ تهران

۹- شاه می رانی، ابراهیم
۱۳۸۴ فرهنگ تخصصی موسیقی؛ اتشارات چنگ؛ تهران

۱۰- صارمی، کتایون
۱۳۷۴ دائره المعارف موسیقی جهان؛ انتشارات پیشرو؛ تهران

۱۱- طالب زاده، حمید
۱۳۷۷ فلسفه؛ ناشر شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران؛ تهران

۱۲- کیمی یِن، راجر
۱۳۸۲ درک و دریافت موسیقی؛ یاسینی، حسین؛ نشر چشمه؛ تهران

۱۳-گرگین زاده، محمدرضا
۱۳۸۱ مبانی تعلیم گوش و نت­ خوانی؛ انتشارات سرود؛ تهران

۱۴- لطفی، شریف
۱۳۸۱ مبانی اجرای موسیقی؛ انتشارات دانشگاه هنر؛ تهران

۱۵- لُورو، موریس
۱۳۷۷ موسیقی مدرن؛ مترجم، پورتراب، مصطفی کمال؛ نشر چشمه؛ تهران

۱۶- مسعودیه، محمد تقی
۱۳۸۳ مبانی اتنوموزیکولوژی؛ انتشارات سروش؛ تهران

۱۷- منصوری، پرویز
۱۳۷۴ تئوری بنیادی موسیقی؛ نشر کارنامه؛ تهران

۱۸- موسوی، محمد
۱۳۸۴ «تا فصلی دیگر” فصلنامه موسیقی ماهور؛ شماره۲۸؛ سال هفتم؛ تهران

Kennedy, Michael
۲۰۰۴ Oxford concise dictionary of music; Oxford university press; 4th Ed.

Ammer, Christine
۲۰۰۴ The facts on file dictionary of music; 4th Ed.; Facts on file, Inc.; New York

Sadie, Stanley
۱۹۹۸ The new Grove dictionary of music and musicians; Grove; London

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.

«بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» در کنگره فارابی

کنگره «فارابی» با همکاری نهادها و سازمان‌‌های فرهنگی و هنری در سال ۹۹ برگزار می‌شود. بخشی از این کنگره به «بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» اختصاص دارد که با هدف ایجاد بستری مناسب برای شناخت آرای موسیقایی فارابی و تأثیرات آن بر موسیقی حوزه ایرانی، عربی و ترکی توسط فرهنگستان هنر برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

شکوری: همه انسان ها یگانه هستند

شکوری: همه انسان ها یگانه هستند

خلاقیت یه مبحث بزرگ و جالب است، حالا بخواهم کوچک و خلاصه بگویم، اول اینکه جدیت زیاد خلاقیت را از بین می برد یعنی باید حتما یک طنز داشت، یک چیزی باید داشت که در آن سبکی باشد، فکر هنرجو را شلوغ نباید بکنیم، چه آن بچه ای که دارد کار هنری انجام می دهد، چه آن انسان بزرگسال، چون زمانی که شلوغ باشد اصلا فرصت نمی کند چیزی را پیدا کند و خلق کند؛ یکی از کلید اصلی خلاقیت این است که ذهن تان خلوت باشد تا بتوانید کار کنید، بتوانید فکر بکنید به چیزی جدید؛ دوم، شکایت کردن، غر زدن جایز نیست! باید نگاه کنید ببینید چه کاری می توانید بکنید، ببینید که تمام هنرمندانی که در رشته های مختلف در دنیا بوده اند و مردم دوست شان داشته اند، چه چیزی را جابجا کرده اند؛ بیشتر آنها نه از خانواده های مرفه بوده اند، نه از خانواده هایی بوده اند که امکانات تحصیلی و بهترین رفاه را داشته اند…
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

درست یک‌روز پیش از پریشانی حملات چهارشنبه، در لابه‌لای گرما و خشکی فضای اداری دانشگاه، گروه موسیقی دانشگاه تهران رویدادی را سامان داد که بی‌شک خجسته بود. «ماراتن پیانو» عنوان برنامه‌ای بود که در لابی دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و یکی از کارگاه‌های گروه موسیقی برگزار شد و طیّ آن، بیش از پنج‌ساعت انواع و اقسام قطعات از رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی توسط نوازندگان گوناگون –عموماً دانشجویان- اجرا شد. تنها وجه اشتراک این قطعات این بود که در آن‌ها ساز پیانو نقشی را برعهده گرفته بود. این رپرتوار از حیث فرم، سبک و نیز دوره‌ای که قطعات به آن تعلق داشتند بسیار متنوع بود و قطعاتی از آهنگسازانی چون باخ، شوبرت، استامیتز، گریگ، راخمانینف، موتسارت، بورن، پروکفیف، هیندمیت، برامس، کورت وِیل، پولنک و سن ‌سانس در آن اجرا شد.
مرزهای زنانگی در هنر (IV)

مرزهای زنانگی در هنر (IV)

هر هنرمندی پس از فراگیری تکنینک ها و مهارت های لازمه شروع می کند به باز آفرینی جهان از منظر خودش اما جهانی که او خلق می کند صرفاً متعلق به او نیست زیرا او با مخاطبینش در بسیاری از تجربیات حسی، مشترک است. پس او اگر سعی دارد اثری خلق کند که مطلقاً متعلق به خودش باشد باید تجربیات حسی را تا حد ممکن به یک سو نهاده و اثرش را تا حد ممکن با یاری گرفتن از دریافت های شهودی اش بسازد و این همان حد اعتلای هنر است.
«رقص دایره» با کر فلوت تهران به روی صحنه می رود

«رقص دایره» با کر فلوت تهران به روی صحنه می رود

بیست و دوم دی ماه در سی و دومین جشنواره موسیقی فجر، کر فلوت تهران به سرپرستی فیروزه نوایی در تالار رودکی تهران به اجرا خواهد پرداخت. در این کنسرت که همچون برنامه های گذشته این گروه، کر فلوت تهران توسط سعید تقدسی، رهبری خواهد شد، یک قطعه از حشمت سنجری به نام «رقص دایره» نیز به رپرتوار افزوده شده است که توسط امیرآهنگ، برای این آنسامبل تنظیم (آرانژمان) شده است.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

تغییر از درون و دریافت درون متنی موسیقی ایرانی دیگر نکته‌ی کلیدی اندیشه‌ی لطفی را تشکیل می‌دهد. این موضوع در دو جنبه بیشتر نمود دارد؛ نخست زمانی که وی به زیباشناسی موسیقی ایرانی می‌اندیشد -بویژه در برابر اندیشه‌ی وزیری- معتقد است که قواعد زیباشناسانه‌ی موسیقی ایرانی باید از دل خود این موسیقی استخراج شود به گونه‌ای با هنجار‌های زیباشناختی دیگر هنرهای ایرانی تطبیق داشته باشد هر چند در این گروه نوشته‌ها از وی کمتر کاری در این زمینه به چشم می‌خورد، اما در بحث‌های مرتبط با شیوه‌ی وزیری آن‌جا که وزیری به انتقاد از موسیقی ایرانی می‌پردازد، در جواب، این مسئله طرح می‌‌شود که قواعد زیباشناخت یک موسیقی را باید از خودش گرفت نه از جای دیگری.
موسیقی و معنا (XI)

موسیقی و معنا (XI)

آنها با استفاده از این یافته نشان دادند که واکنش عصبی و شناختیِ حاصل از الگوهای تنش و آرامش در هارمونی، با فرایند پردازش متون یکپارچه و هماهنگِ زبانی قیاس‌پذیر است، اما بدون توجه به محتوای معنایی آن. بنابراین، آنها بر این نظرند که معنا در موسیقی با الگوهای تنش و آرامش تشکیل‌دهنده‌ی موسیقی تولید می‌شود و اساساً با آنچه در مورد معنا در زبان روی می‌دهد، متفاوت است.
تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

دوستان گرامی، به دلیل پاره ای از مشکلات، جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک با یک روز تاخیر، در روز جمعه ۲ خرداد ساعت ۱۷ در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (III)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (III)

نگاه هنری تدسکو را به خوبی در این نقل قول می توان ردیابی کرد:”هیچ وقت به مدرنیسم یا نئوکلاسیسم یا هر “ایسم” دیگری معتقد نبوده ام. معتقدم موسیقی یک فرم زبانی است که قادر به پیشرفت و بازسازی است. با این وجود موسیقی نباید آنچه را که توسط نسل های پیشین عرضه شده، کنار بگذارد. هر ابزار بیانی به شرطی که در موقعیت مناسب و به جا استفاده شود، می تواند مفید باشد (بنا به ضرورت نهادی ، نه میل و هوس یا مد روز). ساده ترین ابزارها معمولا بهترین آنها هستند. آنچه من درطول دوران تکامل هنری ام جستجو کرده ام، بیان شخصی با ابزارهایی هرچه ساده تر و مستقیم تر، در درون زبانی هرچه شفاف تر و دقیق تر بوده است.”
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (III)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (III)

من همچنین به توضیح او در مورد ریتم پایبندم که می گفت: “ریتم یعنی یک الگوی زمانی آراسته و مرتبط” و اضافه می کنم که چنین الگوهایی معمولا در ارتباط با متر درک می شوند همچنان که لاندن در مشاهده ی خود می گوید که ” متر از نظر بیشتر تئورسین های موسیقی و روان شناسان در حوزه ی الگوی طول مدت (به طور دقیق تر، فواصل بین وقایع موسیقیایی یا IOI) و تاکید دینامیک با ریتم تفاوت دارد.
نادیا بولانژه

نادیا بولانژه

نادیا بولانژه آهنگساز، رهبر ارکستر و یکی از تاثیرگذارترین معلمان آهنگسازی قرن بیستم است. بولانژه در میان خانواده ای از دو نسل موسیقی دان متولد شد، مادربزرگ او ماری – ژولی خواننده متزو- سوپرانو، پدرش ارنست هنری الکساندر آهنگساز و مدرس ویولون و خواهرش لیلی نیز آهنگساز بودند.