دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VI)

شرح مسئله
در ارتباط با متر های ترکیبی و افزایشی، لاندن این پرسش را مطرح می کند: چگونه امکان دارد که یک سطح نا هم طول به عنوان سر دسته ی زمانی ساخت دیگر سطوح سلسله مراتب متریک عمل کند؟ جواب این جاست که این کار از طریق حضور تثبیت کننده ی زیرشاخه های هم طول اتفاق می افتد. به عبارت دیگر، برای این که بتوان الگویی از بیت های نا هم طول را اجرا کرد – یا آن ها را دنبال نمود – ما باید ساعتی داشته باشیم که در فواصل زمانی مشخص تیک تیک می کند و بیت ها باید با مضاربی از واحد های ساعت، مطابقت داشته باشند. لاندن این را یکی از اصول عمومی متر خود می داند:

“اگر سطح بیت نا هم طول است، باید سطح زیرشاخه ها هم طول باشد. بعلاوه، حتی اگر این سطح هم طول در موسیقی موجود نباشد، خود شنونده این سطح را در ذهن خود حفظ می کند تا بتواند الگوی نا هم طول سطح بیت را دنبال کند.”

این اصل سوال های زیادی به دنبال خود دارد: ما چگونه می توانیم الگویی از بیت های نا هم طول را در ذهن خود نگه داریم؟ ما شنوندگان چگونه می توانیم این سری را دنبال کنیم؟ اگر تجربه ی تمپو (ضرب آهنگ) به بیت ها بستگی دارد، چگونه خواهیم توانست تمپو را درک کنیم وقتی که بیت ها مانند هم نیستند؟ راه حلی که توسط بسیاری از نویسندگان پیشنهاد شده است بسیار ساده و قانع کننده است.

با داشتن معیاری از واحد های کوچک و مساوی، تمام سطوح بالا به راحتی قابل توضیح خواهد بود چنین معیاری به راحتی قابل دنبال کردن است و اگر بتوان این مرحله را دنبال کرد، به راحتی می توان سطوح دیگر را نیز دنبال نمود. اگر بیت ها نا مساوی هستند، شخص می تواند فرض کند که تمپو به سطح پایینی هم طول گره خورده است نه به بیت ها. بنابراین، پیدا کردن این ایده در نسخه های مختلف غافل گیر کننده نیست.

بحث
از نظر من، دلایل متعددی وجود دارد که نباید تئوری های CFP را همه جانبه و مطلق دانست. بدیهی ترین علت که شاید برای اثبات سخت ترین نیز باشد، تجربه ی خود من در نواختن متر های ترکیبی است. من کاملا موافقم که در ابتدا (و حتی بعدتر) شمردن زیر شاخه های متساوی برای اجرای ملودی های ۸/۵ یا ۸/۷ لازم بود. اما من معتقدم که اگر مجبور باشم برای نگه داشتن متر، زیرشاخه ها را بشمرم اجرای یک قطعه ی ۸/۷ به صورتی که از نظر موسیقیایی دلنشین باشد برایم امکان پذیر نیست. برای اجرا کردن راحت یک متر ترکیبی من باید بتوانم بیت های نا هم طول را به عنوان پایه و اساس حس کنم. به جای ۲-۱، ۲-۱، ۳-۲-۱ من این گونه حس می کنم: طولانی۱،۲ ۳ یا با واژگان سینگر، تند-تند-کند.

ممکن است نیاز داشته باشم که زیر شاخه ها را هم حس کنم، اما مجبور نیستم، برای مثال، وقتی یک خط ملودی بیت ها یا واحد های بزرگتر را به هم متصل می کند اما زیر شاخه ها را به هم متصل نمی کند. وقتی با موسیقی دانان دیگر در این مورد صحبت می کنم، آنها معتقدند که سطح بیت، نیازمند تمرکز اصلی است و توجه بیش از حد به زیرشاخه ها به اجرای موسیقی لطمه می زند. بنابراین یک متر ۳+۲+۲ به جای این که در ۷ زیرشاخه بیان شود، در ساختار سه بیتی بیان می گردد. اما باید با توجه به گفته ی سینگر این نکته را هم مد نظر داشت که بیت ها همیشه جمع ساده ی پالس زیربنایی متساوی، نیستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

از روزهای گذشته…

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.
شهسوار تار

شهسوار تار

جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند.
انتخاب نوع همراهی و رنگ آمیزی بیشتر

انتخاب نوع همراهی و رنگ آمیزی بیشتر

در دو مطلب قبل یعنی “تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد” و “نوشتن همراهی برای یک ملودی” بطور خلاصه راجع به تهیه یک ملودی، نوشتن آن، تشخیص تونالیته و بالاخره انتخاب آکورد صحبت کردیم در این قسمت راجع به چند روش ساده که میتوانیم برای آن همراهی بنویسیم صحبت میکنیم.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (I)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (I)

جامعه شناسان همواره به موسیقی به عنوان یکی از انتزاعی ترین هنرها در دوره های مختلف از تحول پژوهش جامعه شناختی نگاه های متفاوتی داشته اند. برای جامعه شناسان مطالعه کارکردهای موسیقی در جهت ایجاد هویت و تلاش برای داخل شدن در زندگی فرهنگی جامعه، موسیقی و سیاست مقاومت در برابر قدرت، مصرف موسیقی و بازتولید جایگاههای طبقاتی، الگوی توزیع اجتماعی مصرف موسیقی و مدیریت احساسات عمومی و… بسیار اهمیت داشته است.
فلورنس فاستر جنکینز (II)

فلورنس فاستر جنکینز (II)

هنگامی که خانم جنکینز توانست توجه چند منتقد برجسته را جلب کند، زمان را برای برپا کردن مقر فرماندهی خود در نیویورک مناسب دانست. در اینجا بود که سال به سال و رسیتال به رسیتال، شور و شوق بی ریا و خدشه ناپذیر وی به ثمر رسید. فلورنس جنکینز به چهره ای مشهور تبدیل شد و حداقل سالی دو مرتبه در سالن شری واقع در Park Avenue برنامه اجرا میکرد و سالی یک بار کنسرتی خصوصی در هتل ریتز کارلتون Ritz-Carleton Hotel ترتیب میداد که تنها جمع منتخبی از دوستان، ستایشگران، همکاران و منتقدین دعوت داشتند.
هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (I)

هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (I)

«صدای آرام و باعظمت، موسیقی و ارتباط گیری درخشان با ارکستر از ویژگی هایی بودند که این اجرای کراگرود را برجسته کردند… نوازندگی او کیفیتی اصیل دارد که نمی توان در برابر آن مقاومت کرد… کراگرود باید به عنوان یکی از سرگرم کننده ترین و موفق ترین ستاره های جهان معرفی شود»
ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (II)

ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (II)

آشنایی نیچه با موسیقی به دوران کودکی او بر می گردد. او دوستی داشت که خانه آنها مرکز فعالیت موسیقی بود و مندلسون آهنگساز بسیار به آنجا رفت وآمد داشت. دوستی نیچه با این پسر اولین رویارویی او با موسیقی را پدید آورد. نیچه تا قبل از دوران جوانی نوازنده ای ماهر در پیانو بود و آهنگسازی نیز می نمود. در همین دوران او قطعه ای برای ارکستر و گروه کر نوشت که شعر آنرا سالومه، دختر دلخواهش سروده بود. می شود گفت اولین فعالیت خلاقانه نیچه در موسیقی ظهور کرد و این فعالیت تا ۱۹۰۰ که در اثر سیفلیس درگذشت همراه او بود چرا که در سالهای واپسین عمر خود که به طرز مشهودی درگیر جنون شده بود باز هم با اشتیاق و انرژی بسیار با پیانو بداهه نوازی می کرد.
نقدی بر هارمونی زوج (V)

نقدی بر هارمونی زوج (V)

علاوه بر این نویسنده در اصالت پا را فراتر می گذارد و به خطا می افتد. او می پندارد که تنها سازهای ایرانی هستند که از دیگر قوم ها تاثیر گرفته اند. کدام یک از سازهای غربی یا شرقی هستند که تنها زاده و ساخته ی یک فرهنگ هستند؟ رجوع کنید به تاریخ پیانو، ویولن، گیتار، تنبور و رباب. در بسیاری موارد تاثیر پذیری چندان زیاد بوده که در هیچ سندی یک فرهنگ یا کشور را سازنده ی یک ساز نمی دانند.
چگونه فرزند خود را به تمرین موسیقی ترغیب کنیم؟

چگونه فرزند خود را به تمرین موسیقی ترغیب کنیم؟

درمیان چالش‌های متعددی که والدین در برقرای درس‌های موسیقی کودکان خود با آن دست به گریبانند (انتخاب ساز، یافتن معلم خوب و غیره)، سوق دادن کودکان به تمرین دشوارترین آن‌هاست. شدت مساله و اهمیت تمرین، باورپذیری کمبود مقالات در این زمینه را سخت می‌کند. افزون بر این، والدین و معلمان بیشتر به سراغ تدابیری که از دوران کودکی خود به یاد دارند می‌روند که تلاش‌هایی منجر به شکست در ترغیب کودکان به تمرین هستند.
گفتگو با تیبو (II)

گفتگو با تیبو (II)

«مارسیک نمونه یک استاد خوب بود. هر جلسه که در کنسرواتوار نزد او می رفتم (ما سه روز در هفته از او درس می گرفتیم)، او یک اتود از جاوینیز (Gavinies)، فیوریلو (Fiorillo)، دونت (Dont) به من می داد تا برای جلسه بعد آماد کنم. ما همچنین تمام آثار پاگانینی و آثاری از ارنست (Ernst) و اسپور (Spohr) را کار کردیم. برای تکنیک های آرشه نیز مارسیک از پاساژهای مختلفی که به اتود تبدیل شده بودند استفاده می کرد. ما گام ها را نیز که از نان شب ویولونیست مهم ترند، هر روز تمرین می کردیم.