گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

آگاهی بی پایان (I)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید، بیان دیدگاه و اندیشه ای است که در قالب تجربه فردی با قید نسبی بودن به اهمیت کشف آگاهی– شناخت و درک ماهیت وجودی انسان در ارتباط با هستی بیکران به عنوان یک بنیاد و شالوده اساسی برای خلق اثر هنری فاخر پرداخته شده است.

آگاهی بی پایان (Endless Consciousness)
نوشته ای را که ملاحظه می کنید، بیان دیدگاه و اندیشه ای است که در قالب تجربه فردی با قید نسبی بودن به اهمیت کشف آگاهی– شناخت و درک ماهیت وجودی انسان در ارتباط با هستی بیکران به عنوان یک بنیاد و شالوده اساسی برای خلق اثر هنری فاخر پرداخته شده است.

گستره پهناور آدمی آنچنان که بیکرانگی را مجسم می سازد و بی انتهای ابدیتی بی مرگ را به تصویر کشیده است. برای این مهم، تاریخ یادآورِ شواهدی است که چگونه تکه تکه های این عظمت فراخ، در تمامی عرصه های وجودی بشر، بالنده و گواه بوده اند.

آنچه از او قدرت سرشار می شود و آنچه از او علم و آنچه از او هنر و معرفت منشعب می گردد؛ آری! گستره ای عظیم که نمی توان حتی جزئی کوچک از آن را به شایستگی کنکاش نمود و هر آنچه در طی تجربیات متاخرین و معاصرین نهفته است همچون پاره ای از کهکشانی بی انتهاست که حتی در تحلیل جزئی از آن عاجز است زیرا که تمامی بررسی ها مجددا به دست عاملی به انجام رسیده است که خود شاید در شناخت اندکی از وسعت خویش متوقف مانده است و یا اگر به دریچه ای برای نظاره به خویش دست یازیده باشد، همچنان در عجب و تحیر چگونگی آن وا مانده باشد.

به کفایت به نظر می رسد هر آنچه می توان گفت فقط و فقط سلسله وجودی چنین ماهیتی در نهفته جان آدمی و همچنان به غایت در پدیده های هستی بی کران است و اما آنکه این مجموعه بی پایان در ارتباط درونی و بیرونی خود میان عناصر و یافته های خود چگونه عمل کرده و چگونه به فعل نائل می شود و بعد از انجام در درون و برون او چه رخ خواهد داد و این رخداد، در او چه اثر و نتیجه ای را سبب می گردد و بسیار پرسش های دیگر، خود چرخه ای مهیج وگیج کننده و شاید خارج از دسترس ما باشد.

اینکه به درستی چگونه علم و آثار آن در نهاد آدمی به اراده ای کارآمد بدل می گردد و آگاهی از وجود آن کاربری عناصر را محقق می سازد و شناخت ناشی از این ارتباط، چگونه اثری در جان فرد می گذارد و ارتباط پیوسته ای که سبب ساز اندیشه ای شگرف شده و عرصه های دیگر را برای کنکاش متصور می سازد. به راستی چگونه این زنجیره بی پایان را می توان شناخت؟

گذار از واقعه اول، حال هر آنچه که باشد و با ورود آن به عرصه دیگر، مفهوم خواهد یافت و پیوسته ورودهای دیگر به عرصه های پس از آن به جهت تشکیل یک مجموعه گسترده تر. این واقعه چگونه می تواند در درون ساختار آدمی کشف و به فعل درآید؟
و آیا این واقعه در تکامل و تجلی آدمی در چرخه حیاتی او کارآمد خواهد بود؟
آدمی چگونه بدین لحظه از زمان رسیده است؟
آیا به غیر عبور از چرخه ای به چرخه دیگر بوده است؟ انسان پویا در حرکتی ماندگار عرصه ها را یکی پس از دیگری پشت سر می نهد و گام گذاشته را زمینه ای برای چرایی و چگونگی تلقی می سازد، علت ها و معلول ها را بررسی و جستجو می کند، این جدال و در هم تنیدگی برای او پرسش می سازد و پرسش خود محرکی قوی برای یافتن و شکافتن خواهد شد و گاهی تا مرز بیهودگی نیز پیش خواهد رفت زیرا که انگار تا بی پایان بی کران این روند بوده، هست و خواهد بود.

رضا ضیایی

متولد ۱۳۵۴
سازنده خانواده ویولن

Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin, viola, cello & bass

۱ نظر

بیشتر بحث شده است