- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

در جستجوی موسیقی سنتی (III)

در گفتاری که در نشر ثالث داشتم، مدعی شدم که در کنسرت های موسیقی ایرانی (بخصوص کنسرت محمدرضا لطفی که چند روز قبل به سبک جنجالی اجرا شده بود) هیچ نشانی از “موسیقی سنتی” دیده نمی شود. تنها “موسیقی سنتی” که در ایران دیدم و شنیدم همین کنسرت ارکستر سمفونیکِ اوزنابروک آلمان بود! البته این ادعا وقتی درست است که واژه “سنتی” را به مفهوم دقیق همان “ترادیتسیون” فرنگی به کار ببریم. یعنی برگزاری مراسمی یا پدیده هایی به سبک و سیاقی شناخته شده و قدیمی که بدون دخل و تصرف و تغییر اساسی، از نسلی به نسل بعدی منتقل می شود. کنسرت ارکستر سمفونیک هم مراسمی است که از قرن ۱۹ به بعد به این سبک و سیاق: لباس فراک سیاه با پاپیون سفید، (باید حتماً سفید باشد) نظم و ترتیب نشستن نوازنده ها و جای ساز ها، نقش کنسرت مایستر، نقش رهبر، طرز آمدن و نشستن و رفتن شان، طرز دست زدن ِ شنوندگان و تعظیم و تشکر ارکستر، (فقط رهبر به نمایندگی از ارکستر تعظیم می کند) و آهنگ هایی که اجرا کردند، همه از روی نمونه های جا افتاده و قدیمی و شناخته یعنی وابسته به ترادیتسیون (سنت) انجام می شود.

برای این نوع “ترادیتسیون” در رابطه با محصولات فرنگی، در ایران از واژه “کلاسیک” استفاده می شود، چرا که تصور بر این است که “سنتی”، پدیده ای است مربوط به ایران یا مربوط به شرق، در حالی که در ایران مفهوم “سنتی” و در این رابطه، برخاسته از “ترادیتسیون” فرنگی است. (البته در فارسی “سنت” در رابطه با مقوله های مذهبی معنی خاص و دیگری دارد که مورد بررسی ما نیست.) اما “سنتی” در حیطه فرهنگ ایران، به عنوان ترجمه “ترادیتسیون” معنی کاملا متفاوتی پیدا کرده است که دقیقاً شناخته شده و روشن نیست.

معنی “سنتی” در سفر یزد برای من روشن شد. در بازار محتویات یک حمام قدیمی و عمومی (حمام خان) را درآورده و فضاهای خیلی جالب و زیبای آن را با تخت های چوبی، فرش و مخده و پشتی و پرده قلمکار و از این نوع تزئینات انباشته اند و چای (از نوع کیسه کاغذی) و قلیان (از نوع میوه ای) سرو می شود. زیر عنوان “چایخانه سنتی”! یا خانه ها و کاروانسرا های قدیمی تغییر محتوا داده و “هتل سنتی” یا “سفره خانه سنتی” شده اند.

در جمع دوستان (همکلاسی های سابق) یزدی، پرسیدم آیا شما هم به این چایخانه سنتی می روید؟ خانم دوست قدیمی ام با لهجه شیرین یزدی جواب داد: «نه نَمرِم، اونجا که تا چن وقت پیش نوره مکشیدند و چرک مگرفتند، برم بیشنیم چای بخوریم؟ نه نَمرم.»

این فضاها و تشکیلات و مشغولیت ها نه تنها “سنتی” نیستند، بلکه کاملا نو و بی سابقه اند. کنسرت استاد محمدرضا لطفی هم، همینطور، (تکه ای از یک چای خانه سنتی در کاخ نیاوران بازسازی شده بود) خود او هم قبلا در ایران چنین اجرای نمایشی نداشته است. لباس هایی که نوازندگان کنسرت های سنتی می پوشند، همه نو و بی سابقه است.

ترکیب سازها طرز نشستن و ترتیب نوازندگی در هر کنسرتی نوع دیگر و نو و بی سابقه است و این وضعیتی است که از دوران اولین کنسرت ها در ایران توسط درویش خان و عارف و انجمن اخوت، هم همینطور متفاوت، نو و بی سابقه بوده است. اصولا “کنسرت” هم مانند “هتل” و “رستوران” پدیده های نو و بی سابقه بوده و هستند. پس “سنتی” یعنی چه؟