نقدی بر مصاحبه رابعه زند درباره ساز ارجان

مدتی پیش رابعه زند در فضای مجازی اعلام نمود که قرار است در سمینار جهانی تدکس (۳۰ فروردین ۹۷) درباره ساز بازسازی شده ارجان سخنرانی نمایند و ظاهرا «لیر ارجان» کماکان موضوع بحث او و وسیله ای برای مانورهای تبلیغاتی اش می باشد.

هرچند در همین مورد، به تازگی در فضاهای مجازی با ایشان مستقیما صحبتی کردم و علی رغم اصرار ایشان بر «چنگ» بودن این ساز و ارجاع وی به دو نوشته در این مورد که یکی توسط اینجانب در مجله الکترونیکی گفتگوی هارمونیک منتشر شده و دیگری توسط مهشید فراهانی در شماره ۷۷ ماهور چاپ شده است، مرا به بی سوادی متهم کرده و نوشته اند: «…اساسا کدامیک از جهانیان که شما می فرمائید، به کتیبه های باستانی ایران مراجعه کردند و مجموعه ای از سازهای باستان رو به جهان معرفی کردند؟! به نظر من اتفاقا انسانهایی نظیر شما هستند که با خواندن چند مقاله از غرب، این را پُز خود کرده و تحقیق آنها را سدی برای کار نکردن ما در کشور خودمان می کنند.» ضمنا خطاب به من فرمودند که در این مورد مقاله ای نوشته اند که برایم خواهند فرستاد و البته تاکنون نفرستاده اند.

بار دیگر مصاحبه ای از ایشان را در روزنامه اعتماد (شماره ۴۱۳۰ مورخ ۱۹/۴/۱۳۹۷ صفحه ۷) دیدم که طی آن محمدجواد صحافی از ایشان در مورد «چنگ ارجان» سوال کرده و ایشان هم فرمودند که: “…ساز قانون در قدیم‌الایام به صورت عمودی نواخته می‌شد و به همان دلیل جزو دسته سازهای چنگ محسوب می‌شود که حدودا از دوره فارابی به شکل کنونی درآمده و به صورت افقی نواخته می‌شود. این قرابت و همچنین علاقه من به تاریخ باعث شد به این ساز علاقه‌مند شوم. مسلما تفاوت‌هایی میان «هارپ» و «چنگ ارجان» (با ٣۴٠٠ سال قدمت)، «چنگ میان رودان» (با ۴٧٠٠ سال قدمت) یا «چنگ ایلامی» (با ۴٠٠٠ سال قدمت) به لحاظ تکنیکی، ساختار و کیفیت وجود دارد.»

متاسفانه ایشان کماکان بر این اشتباه که ساز ارجان «چنگ» است اصرار داشته و جالب است که حتی نمی داند ساز قانون طبق رده بندی استاندارد زاکس – بوستل در دسته چنگ ها قرار نمی گیرد. حال بگذریم که محمدجواد صحافی هم در این مورد اطلاعی ندارند چراکه اگر در این مورد اطلاعی می داشت، عنوان چنگ را به ساز ارجان نمی داد.

با مراجعه کوتاهی به منابع در دسترس متوجه می شویم که ساز قانون طبق رده بندی زاکس – بوستل در رده سازهای زهی ساده یا زیترها (Zither) قرار می گیرد در حالی که چنگ در رده سازهای زهی مرکب قرار دارد.

نکته جالب این مصاحبه عدم تطابق متن مندرج در روزنامه اعتماد است با آن چیزی که در کانال محمدجواد صحافی درج شده است! ایشان ظاهرا در مصاحبه خود مطلبی را درباره صاحب این قلم عنوان کرده اند که در روزنامه اعتماد درج نشده است: «…برخی افراد که خود را پژوهشگر موسیقی نامیده‌اند و سواد چندانی هم در این حوزه ندارند دست به تخریب بنده زدند و اتهام تحریف نام ساز ”لیر“ به چنگ ارجان را به من نسبت دادند…»

به این موضوع که نگارنده این نوشتار به زعم ایشان باسواد یا بی سواد است نمی پردازم چرا که گفته ایشان برای من اهمیتی چندانی ندارد. در واقع همه ما در مقابل عظمت دنیای علم و هنر بی سواد هستیم اما وظیفه داریم جستجو کنیم و با دانایی گردآوری شده همسو شده و یاد بگیریم که از حجم نادانی مان بکاهیم. من این وظیفه را جزو واجبات زندگی خود می دانم اما ظاهرا این موضوع در مورد تعدادی از همکاران ما در حوزه موسیقی صدق نمی کند و آنها کماکان برطبل ناآگاهی خود می کوبند.
به امید روزی که دانایی بر نادانی و توهم دانایی غلبه کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسه‌ی کارگاه نقد موسیقی با تصمیم‌گیری درباره‌ی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفته‌ی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.
نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نوشته‌ «وهم یا نبوغ» دوست خوبم سعید یعقوبیان که در گفتگوی هارمونیک انتشار یافت با واکنش‌های مختلفی مواجه شد. عمده‌ی این واکنش‌ها معطوف به گزاره‌ی مبنایی نوشته یعنی پایین بودن ضریب هوش ایرانی‌ها در قیاس با مردمان سایر کشورهای جهان بود که از نظر نویسنده باعث افت کیفی آثار موسیقایی ایران می‌شود. مقصود نوشته‌ی حاضر امّا ردّ گزاره‌هایی مانند پایین بودن ضریب هوش ایرانیان نیست و مفروض من این است که نتایج اشاره ‌شده در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» قابل‌اطمینان‌ترین یافته‌ها در زمینه‌ی ضریب هوشی کشورهای مختلف هستند. آنچه به نقد آن خواهم پرداخت لایه‌ای دیگر – و به‌زعم من مهم‌تر – در تحلیل موجود در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» است.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

در سمفونی مانفرد، همچون سمفونی فنتاستیک، از تم ها به شکل تازه ای بهره گرفته می شود. هر بار که تم اصلی و آغازگر که پایه و اساس ساختمان این اثر را تشکیل می دهد ظاهر می گردد، آرامش را از آن می گیرد و حتی ناقوس کلیسا به عنوان “تسلی بخش مذهبی” توانایی مهار ساختن آنرا ندارد.
صدای سنتور (I)

صدای سنتور (I)

در این گفتار سعی دارم راجع به تنوع صدایی که یک نوازنده میتواند از یک ساز ایجاد کند نکاتی را خاطر نشان کنم. به ظاهر تنوع صدایی ساز سنتور بنا به ساختار آن نمی تواند خیلی متفاوت باشد (منظور صدای حاصله از یک سنتور است) همانند پیانو، بطوریکه هر نوازنده ای مثلاً اگر با فلان پیانو بنوازد اصوات ایجاد شده همگی یکسان خواهند بود یا در نهایت تفاوت اندکی خواهند داشت.
Water Music

Water Music

اغلب مردم جهان خواسته یا ناخواسته با کارهای موسیقی جورج فردریک هندل آهنگساز آلمانی متعلق به دوره باروک آشنا هستند.
در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

از هنگام تشکیل گروه هم‌آوایان یکی از انگیزه‌های قوی آفریدن آثاری برای آن، به جز تجربه‌ی هم‌آوایی ایرانی، یافتن گریزراهی بود برای بازگرداندن صدای زنانه که موسیقی ایرانی از رنگ زیبایش محروم شده است. از همین رو تجربیات مشابه اغلب (جز سیاه مشق که مطلقا مردانه است) به سوی نوعی رنگ خاص که صدای زنانه را بر صدر بافت می‌نشاند، گرایش پیدا کرد. این شکل ویژه از رنگ‌آمیزی در کار قمصری نیز تداوم دارد به علاوه‌ی توجه خاص به صدای بسیار بم (حتا در شکلی اغراق شده) که در متن کارهای او همراه استفاده‌ی سازگون از صدای انسانی (مانند آنچه به شکل پررنگ در قطعه‌ی «بی قرار» می‌شنویم) همه در متن سخنی نیست نوعی روش میانه را پدید آورده که در آن صدای اول همراه با تحریر و تکنیک آواز کلاسیک ایرانی است و صداهای دیگر در بیشتر اوقات این ویژگی را ندارند. این‌چنین، گویی یک کرال به حمایت از خط اصلی آواز برخاسته است.
فلورنس فاستر جنکینز (II)

فلورنس فاستر جنکینز (II)

هنگامی که خانم جنکینز توانست توجه چند منتقد برجسته را جلب کند، زمان را برای برپا کردن مقر فرماندهی خود در نیویورک مناسب دانست. در اینجا بود که سال به سال و رسیتال به رسیتال، شور و شوق بی ریا و خدشه ناپذیر وی به ثمر رسید. فلورنس جنکینز به چهره ای مشهور تبدیل شد و حداقل سالی دو مرتبه در سالن شری واقع در Park Avenue برنامه اجرا میکرد و سالی یک بار کنسرتی خصوصی در هتل ریتز کارلتون Ritz-Carleton Hotel ترتیب میداد که تنها جمع منتخبی از دوستان، ستایشگران، همکاران و منتقدین دعوت داشتند.
متعهد بر انگاره ردیف

متعهد بر انگاره ردیف

آلبوم “نقش بندان” ، آنگونه که در دفترچه‌ی سی دی نیز نوشته شده است، مشتمل بر دو بخش است: بخش اوّل، دستگاه ماهور و بخش دوم، دستگاه (آواز) اصفهان. برای ارزیابی بهتر این اثر، رجوع به اظهارات نوازنده حیاتی‌ست. مریم تژده در مورد آلبوم چنین می‌نویسد: “اجرای آن [بخش اوّل] برخاسته از برداشت شخصی نوازنده از دستگاه ماهور است… بخش دوم بر اساس اجرای ایشان [علی‌اکبر شهنازی] … ادامه می‌یابد و به تدریج تا پایان بخش دوم به برداشت شخصی نوازنده نزدیک‌تر می‌شود.”
پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.
مهمان‌خانه مهمان کش!

مهمان‌خانه مهمان کش!

مطلبی که پیش رو دارید نوشته علی صمدپور نوازنده تار و آهنگساز است در مورد سرنوشت آخرین اثرش که آهنگسازی سریال مهمان‌خانه سعادت بود: دیگر در پایانِ۱۰ قسمت باقی‌مانده از سریال ۷۵ قسمتی مهمان‌خانه سعادت صدای آن تار و فلوت‌ها و کوبه‌ای‌ها نمی‌آید و نقشی که در پایان کار کشیده ‌بودم توسط بچه‌های بازیگوش خط‌خطی شده ‌است، چون شهاب‌الدین حجازی تهیه کننده سریال مهمان‌خانه سعادت پس از پخش ۶۵ قسمت از سریال و باقی ماندن تنها۱۰ قسمت، بدون اطلاع من، آهنگساز مجموعه مهمان‌خانه سعادت و بدون آن‌که درطول پخش این۶۵ قسمت به من اطلاعی از ضعیف بودن یا قوی بودن کارداده باشند یا سپاس‌گزاری یا گلایه از کیفیت کار من کرده‌باشند، خودسرانه و سبک‌سرانه اقدام به تغییر تیتراژ پایانی کرده‌اند.