یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما» – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

بنایِ نایی دیگر
محوریت موسیقیِ آوازی، ویژگی مهم مجموعه قطعاتی است که آهنگساز در این آلبوم گرد آورده است. از این رو در چنین اثری، نحوه‌ی کار آوازخوان اهمیتی مضاعف می‌یابد. در تجزیه و تحلیل آواز کمانگری، در مجموعِ آلبوم‌هایی که تا به حال از او منتشر شده، در حد این مجال می‌توان به دو خصیصه‌ی شخصی آواز او اشاره کرد: نخست کشدار ادا کردن واژه‌ها و تحریرهای آوازی، و دوم اضافه کردن یک نوت زینت بالاتر از نوت شروع (به دلخواه؛ در فیگورهای آوازی یا جملات موسیقی) که در بیشتر موارد سلیقه‌ی شخصی است و نه لزوماً آنچه که بطور دقیق، آهنگساز نوشته است. از این میان ویژگیِ نخست در آلبوم «رخت بنما» مهم‌تر است؛ چراکه این نوع اجرای آواز، چندان با انرژی قطعات جهانگیری در این آلبوم مطابقت نیافته است.

به نظر می‌رسد بهتر بود آواز چابک‌تری با موسیقیِ پر جنب و جوش جهانگیری همراه می‌شد. اگرچه آواز در این اثر، در خدمت فرایند آهنگسازی بوده، اما با این‌حال آهنگساز تلاشی در تقلیل این مسأله نداشته؛ چرا که در تمام تصنیف‌ها و آوازها این موضوع نمایان است. شاید اگر موسیقیِ آوازی در این آلبوم تا این اندازه مورد توجه و تجربه‌اندوزی قرار نگرفته بود و موضوعِ محوری خلق اثر نبود، این ویژگیِ آوازخوان چندان اهمیتی ـ ‌دست کم در یک آلبوم مشخص‌ـ نمی‌داشت.

آهنگسازی سیامک جهانگیری در این اثر توانسته است، با وجود شباهت‌های قابل ردیابی، به ساختاری متفاوت با کار استاد مؤلف‌اش محمدعلی کیانی‌نژاد برسد و جدا شدن تفکر او از آثار کیانی‌نژاد، بیشتر در نوع برخوردِ رهاتر با وزن شعر، تنوع در ریتم قطعات و در نوع چندصدایی نمود دارد. با نگاهی کلان-ساختاری، آلبوم، کلیت یک‌پارچه‌ایست که این مجموعه‌گیِ زنجیروار، در بستر نغمه‌گیِ ثابت (دستگاه شور و متعلقات‌اش، با آغاز و پایانِ یکسان در بیات ترک) عینیت یافته است.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک
«رخت بنما» اثری است به آهنگسازی «سیامک جهانگیری» و آواز «اشکان کمانگری» که در سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات ماهور به بازار آمده است. این آلبوم در آوازهای دستگاه شور تصنیف شده است. در ابتدا از مایه بیات‌ترک سی بمل آغاز شده و از طریق گوشه شکسته وارد افشاری فا می‌شود. آوازهای بین تصانیف پل‌های ارتباطی برای این مدگردی‌ها محسوب می‌شوند. در ادامه تصنیفی در ابوعطا می‌شنویم. این بار ساز و آواز ابوعطا بعد از درآمد از گوشه حجاز به شور هم نت خود و به دشتی رِ که با بیات ترک که در ابتدا شنیدیم هم کوک است مدگردی می‌کند. این حرکت زمینه را برای بازگشت به مد اولیه آماده می‌کند. در نهایت به مایه بیات ترک سی بمل که در اول شنیدیم باز می‌گردیم تا دور کامل شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (X)

شورانگیز (چهارمضراب شور): این قطعه با الگوی ساختاری چهارمضراب طراحی و ساخته شده است. وزن اصلی قطعه دو ضربی ترکیبی بوده و از ابتدا تا انتها با سرعت ثابت و بدون تغییر ادامه می یابد. نکتۀ بارز و اصلی این اثر در استفادۀ آهنگساز از ترکیبات متفاوت و متنوع در وزن و ضرباهنگ اثر است و با اینکه وزن اثر تا انتها ثابت است ولی تغییرات درونی در سرضرب ها و استفاده از حالات متنوع آنها فضایی متفاوت به این اثر بخشیده است.

از روزهای گذشته…

بعد از جنسیت

بعد از جنسیت

گرچه نظریه ی افراد به جنسیت ها کاملا شخصی و خصوصی است، این آگاهی که زنان و مردان به عنوان دو جنس متفاوت از ساختار بشری اند و هر یک نیز دارای قابلیت های استثنایی و منحصر به فردی هستند، سبب می شود که ما نتوانیم آسان به زنانگی و مردانگی خود پی ببریم. چرا که تمامی موقعیت های پیرامون مان و هستی و جوهر وجودی تک تک مان دارای یک ساختار و شاکله ی معنایی و ماهوی است.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۳۵۰ همه چیز زیر پوست آرامش ظاهری جامعه در حال بازگشت به گذشته بود، بازگشت به بنیادهایی که هویت خوانده می‌شد. بنیادگرایی به معنای نسبت با یک نص صریح یا متن مرجع سرعت بیشتری می‌گرفت و شاخ و برگ‌هایش که گسترش می‌یافت بر ریشه‌هایی استوار بود که دست‌کم از یک دهه قبل در سپهر اندیشه‌ی ما رسوخ کرده بودند. بازگشتن به اصل یا همان بنیادها در یکایک افق‌های زیست فکری جامعه معادلی عملی می‌یافت. بدین معنی آینده‌ی پیش رو همان گذشته بود و حرکت قطار زمان اراده‌ی مردمان معکوس روز و ماه و سال شتاب می‌گرفت.
“موسیقی همه زندگی من است” (V)

“موسیقی همه زندگی من است” (V)

البته. اگر من استعداد نداشتم هیچ کار نمی توانستم انجام دهم. در حال حاضر گاه حتی موسیقی راک اند رول و جاز نیز با یکدیگر ترکیب می شوند. من چند گروه راک اند رول را می شناسم که وقتی آنان را روی سن می بینید افرادی متفاوتند از آنچه در هنگام ضبط هستند، به دلیل آنکه افراد با سوادی دارند، موسیقیدانان خوبی نیز دارند.
نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

شایگان در آثار بعدی‌اش از مفاهیم هایدگری فاصله گرفت و با قدری تسامح می‌توان گفت که نسبیّت‌گراتر شد. او در اوایل دهه‌ی هفتاد «غرب‌ستیزیِ شرقی [را] آفریده‌ی غرب» (شایگان۱۳۷۴: ۱۰۰) دانست و گفت: «متفکران این کشورها [ی شرقی] از خود پرسیدند که آیا تقلید از غرب، برگزیدن الگوی غرب، الهام گرفتن از غرب و تکرار تجربه‌هایی که به‌نوعی عبث از آب درآمده‌اند، به زحمتِ انجامش می‌ارزد؟ درنتیجه، سر به لاکِ خود فروبردند و از چاهِ ارزش‌های سنّت، آب برکشیدند [… درصورتی‌که] مدرنیته گستاخی است، جهش است، رسوایی است، اما درعین‌حال حسادت نیز هست. هیچ چیز بی‌جراحت زاده نمی‌شود. ما برعکس، دوستدار امنیّت و حمایتِ بیش از حد از سنّت، دوستدار وضع وجودِ دایمی هستیم. چیزهای پیش از این دیده، چیزهای پیش از این دانسته و وضعیّاتِ پیش‌بینی‌پذیر را دوست داریم.» (همان: ۱۰۰, ۲۲۱) و هشدار داد: «هرگونه بازگشتی به گذشته (سیر قهقرایی) بدون بازسنجیِ انتقادی از گذشته، سخت خطرناک است و می‌تواند به لغزش منجر شود.» (همان: ۱۵۲) شایگان در اواخر دهه‌ی هفتاد و در کتاب «افسون‌زدگی جدید» به مرقّع‌کاریِ فرهنگی و انسان چندهویّتیِ چهل‌تکّه با تفکری سیّار و سیّال رسید و چشم‌اندازهای متفاوتی را ترسیم کرد.
گفتگو با دبیر جایزه بین المللی پیانوی باربد

گفتگو با دبیر جایزه بین المللی پیانوی باربد

“جایزه بین المللی پیانوی باربد” نخستین جایزه بین المللی خصوصی ایران در حوزه موسیقی است که فراخوان آن بیستم مردادماه منتشر شد و مرحله نهایی آن ۲۲ تا ۲۴ دیماه امسال در شیراز برگزار خواهد شد. محسن خباز، مدیر اجرایی این مسابقه، استقبال از آن را چشمگیر توصیف کرد و افزود: “در میان کسانی که برای دریافت اطلاعات تکمیلی با دبیرخانه جایزه باربد تماس گرفته اند، اشتیاق و پیگیری داوطلبان شهرهای دوردستی همچون گنبدکاووس، گرگان، بوشهر، گچساران و… که به طور معمول سهم اندکی در جشنواره ها دارند، در خور توجه است.” خباز گفت: “با رایزنی ها و تلاش های بی وقفه لیلا رمضان، پیانیست بین المللی کشورمان که به عنوان مدیرهنری جایزه پیانوی باربد در کنار ماست، توانستیم علاوه بر ۱۰ روز مسترکلاس فرانسه برای دو برنده نهایی این مسابقه، برای آنها اجرای زنده کنسرت، همزمان با حضورشان در فرانسه را نیز تدارک ببینیم که اطلاعات تکمیلی آن به زودی روی سایت رسمی جایزه پیانوی باربد www.barbadpianoprize.com اعلام خواهد شد.”
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VII)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VII)

ارزشمندترین قطعات اجرا شده در طول هفته مقدس دو مجموعه از موتِت های معروف به موتِت های جایگاه ها [یِ صلیب] (Motetos de Passos) و موتِت های [بانوی] رنج ها [یِ ما] (Motetos de Dores)، هر دو از مانوئل دیاس د الیویرا هستند. در فرم اصیل شان، آنها در قالب دو گروه آواز جمعی چهاربخشی، دو فلوت، دو هُرنِ فرانسوی و باس تنظیم می شوند، اما در کامپانا یکی از گروه های آواز جمعی، بخش های مربوط به فلوت و نیز هُرن های فرانسوی توسط ویلُن ها نواخته می شوند.
بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

… اما خرسندی‌هایی هم هست. گروه های جوانی هم هستند که انصافن خوب کار می‌کنند اگر بی‌پولی و بی‌حمایتی کارشان را خراب نکند. بیشتر گروه هایی که تشکیل می‌شوند به دلیل مشکلات و مسائل مالی و اینکه کارشان بازدهی اقتصادی منطقی ندارد از هم می‌پاشند. خیال‌تان را راحت کنم وضعیت اقتصادی موسیقی ما فاجعه است. چرا باید هنرمند از هنرمند پول بگیرد؟ من چرا باید دستمزدم را از پشنگ بگیرم؟ چرا گروه باید با مرحوم مشکاتیان طرف می‌شد و چرا او باید دستمزد می‌داد؟ بگذارید مثالی بزنم. فقط شش گروهان، از استادیوم آزادی حراست می‌کنند. صد تا مسئول گیشه دارد. یک اکیپ کار نور می‌کند. یک لشکر برای اصلاح چمن وجود دارد.
دو مضراب چپ (قسمت سوم)

دو مضراب چپ (قسمت سوم)

چهار مضراب شور حبیب سماعی از چهارمضراب های معروف برای سنتور است که در صفحۀ شور شهناز به همراه آواز پروانه اجرا و ضبط شده است. پایۀ این چهارمضراب بعدها الگوی بسیاری از قطعات و چهارمضراب های دیگر قرار گرفت و بعدها شکل های کامل و پیچیده تری نیز به آن افزوده شد.
پروژه‌ی مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک

پروژه‌ی مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک

با گذشت پنج دهه از آغاز آموزش گیتار کلاسیک در ایران و تلاش نسل‌های مختلف در معرفی و رشد این ساز به مرحله‌ای رسیده‌ایم که نیازمند وسعت بخشیدن به دانش نوازندگی و توانایی‌های تکنیکی نوازندگان هستیم. هرچند این نیاز در طول تاریخ گیتار کشورمان همواره پاسخ‌هایی را به واسطه‌ کلاس‌های متعدد از سوی دست‌اندرکاران دریافت کرده است اما برآنیم تا با تمرکز بر جنبه‌های مهم از کار نوازندگی و مباحث موسیقایی در این مسیر همراه نوازندگان باشیم و آنطور که بایسته است در ارائه‌ی دقیق و هدفمند مباحث مربوط بکوشیم. به این منظور با دعوت از مدرسان محترم و برنامه‌ریزی دقیق بر اساس نیازها و اولویتهای گیتار ایران مسترکلاسهایی را به صورت ماهانه برگزار خواهیم کرد. هر ماه میزبان یکی از مدرسان گیتار خواهیم بود به طوری که علاقه‌مندان بتوانند با حضور در این پروژه از رویکردها و ایده‌های مختلف بهره ببرند.
خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (III)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (III)

خیام در رساله موسیقى خود ضمن ذکر انواع ذو الاربع‏ها یا دانگ‏هاى موسیقى زمان خود فواصل بین نت‏هاى آن را با اعداد دریافتى معرفى کرده است. او در رساله خود از سه نوع ذو الاربع با نام‏هاى: قوى ملون و رخو یاد کرده است. موسیقى‏دانان قدیم گاه دو یا چند ذو الاربع را بطور متصل یا منفصل بهم مربوط میساختند و به اصطلاح فارابى آنها را «جنس» مى‏نامیدند.