یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

يحيي زرپنجه (1310-1270)
يحيي زرپنجه (1310-1270)
در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست. audio file تار نوازی یحیی زرپنجه را بشنوید

اینها برگرفته از مطالبی بود که علیرضا میرعلی نقی در سالنامه شیدا ص۴۲ و ۱۴۴ به چاپ رسانید.

حال به بررسی صفحه ماهور که یادگار اوست می پردازیم:
در شروع صفحه به شیوه قدما یک چهار مضراب که خیلی سریع و پر قدرت و مضراب های تند و حرکت سریع دست چپ که خیلی قوی است شونده را در جای خود میخکوب می کند. اجرای این شیوه چهار مضراب پرقدرت طوری است که انسان را متحیر می کند.

سپس در آمد ماهور نواخته می شود. درآمدی زیبا، با یک ملاحتی خاص، گویی غزلی را از حافظ به یاد می آورد. مضراب های پرقدرتش بیانگر مضراب استادش میرزا حسینقلی است زیرا زرپنجه سال ها شاگرد میرزا حسینقلی بوده است.

سپس چند تک مضراب قوی و بعد درآمد دوم یا گشایش از دستگاه ماهور است که بگوش می رسد. همین چند تک مضراب که می شنویم بیانگر آن است که جمله ای دیگر آغاز می گردد.

بعد گوشه حصار به گوش می رسد که محصور است اما او با آن صلابت و قدرت پنجه، گویی می خواهد این حصار را بشکند، زیبایی خاصی را در اجرا دارد و کمتر نوازنده ای این گونه جملات مدون و مرتب و متکی به ردیف را می نوازد. بعد دوباره بازگشت به درآمد تا جمله ای دیگر را آغاز کند که آن جمله دلکش است از گوشه های دستگاه ماهور دلکش اسم و معنی آن روی خودش است و اگر نوازنده ای بتواند درک کند حس کند آنرا با روح و روان خود عجین کند نوای موسیقی اش دلکش می شود و یحیی زرپنجه با ادراک قوی احساس زیبا که بیانگر خلاقیت و نبوغ او در نوازندگی اش بود و آن سرعت خارق العاده مضراب ها و حرکت قوی دست چپ وی دلکش را در روح و روان شنونده به تصویر می کشید. گویی انسان آن زیبایی اصوات را رویت می کند.

پرده گردانی اش روی دسته ساز خود دلکشی دیگر است. هر مضرابش از رنج ها حکایت می کند، از فرهنگ کهن این سرزمین که بردوش هنرمندان سنگینی می کند. غمی نهفته در این نغمه از سازش پیداست، سوزی جانکاه در صدای تار هویداست که انسان را به تفکر و خویشتن گرایی وا می دارد.

محمدرضا لطفی، نوازنده بزرگ تار، در سال ۱۳۶۲ در کلاس مکاتب تار وقتی صفحه ماهور یحیی زرپنجه را برای شاگردان پخش کرد، در مورد گوشه دلکشی که نواخت چنین گفت: «نوازندگانی که به درجه کمال از نظر دانش و قدرت نوازندگی می رسند، در موقع نواختن برای شنوندگان، حتی اگر آنها نیز از علم موسیقی بهره مند باشند، نمی دانند که پس از این گوشه و این مضراب چه چیزی را خواهد نواخت. یحیی زرپنجه در گوشه دلکش درست زمانی که شنونده انتظار دارد بقیه گوشه دلکش را بشنود، با یک چهارمضراب قوی روح و روان شنونده را متحول می کند، زیرا چنین نوازندگانی مرتب در حال شوک وارد کردن به شنوندگان هستند. اینجاست که قدرت خلاقیت و نبوغ هویدا می گردد.» (۲)

یحیی زرپنجه در موقع اجرای گوشه دلکش در وقت فرود روی سیم بم هم جملاتی را می نوازد که در واقع تا این زمان کمتر نوازنده ای را سراغ داریم که چنین جملات زیبایی را روی سیم بم در تار بنوازد. آنهم با این صلابت قرص و محکم و قوی. سپس از گوشه دلکش عراق و سپس فرود به درآمد و مدت زمان صفحه تمام می شود.

ای کاش مدت زمان صفحه ها از مرز دقیقه به ساعت می رسید، آن وقت آن قدرت های نهفته و مضراب هایش بیشتر هویدا می شد… و ای کاش زرپنجه در این زمان می زیست.
فصلنامه خانه موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

علاوه بر این، کاربست روش‌های روان‌شناسانه (و نه روان‌کاوانه) که نزدیکی با دانش تجربی را ناگزیر می‌سازد، باعث می‌شود که داوری بر پایه‌ی آن، عینیت و حتمیتی فراتر از یک نقد امروزی بیابد.
فراخوان سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران

فراخوان سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران

سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود و علاقمندان تا ۱۵ اسفند ماه فرصت دارند تا آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند. حامیان این دوره از جشنواره، فرهنگسرای ارسباران و انتشارات ماهور هستند.
کارگاه اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای

کارگاه اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای

آموزشگاه موسیقی آریا که تابستان امسال با مدیریت آریا عظیمی نژاد و با شعار تجربه ای تازه افتتاح گردیده است، اقدام به برگزاری اولین کارگاه اصول آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای نموده است. این کارگاه در ۱۵ جلسه و از آبان ماه سال جاری برگزار گردیده و موارد زیر در طول این دوره مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

از میان دانگ‌هایی که در تصویر پیشین نمایش داده شده‌اند، به‌استثنای دانگ M1 و تتراکرد رـ سل بالا‌دسته، سایر دانگ‌ها در گوشه‌های راک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این نکته هنگامی جالب‌تر می‌شود که بدانیم اینها، دارای فواصل متغیری نیز هستند و با لحاظ‌کردن این تغییرات، می‌توان شش دانگ مختلف را در راک شناسایی کرد. این دانگ‌ها عبارت‌اند از:
آرشه کشی در سازهای زهی

آرشه کشی در سازهای زهی

خوب، همان گونه که ما به محض آنکه برای اولین بار، آرشه را روی سیم باز گذاشتیم فهمیدیم، این کار آن قدرها هم ساده نیست. سپس، اکثر ما هنگامی که برای به دست آوردن صدای خوب تلاش می‌کنیم، دست راستمان را سفت می‌کنیم؛ از فشارهای غلط در جهت نادرست استفاده می‌کنیم و صداهایی تولید می‌کنیم که به یاد ما می‌اندازد، سیمها از زه ساخته شده‌اند.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

جمله «بطلمیوس» و «تامسطیوس» (۲۱) اشاره می‌کند، از سوی دیگر نام «فیثاغورث» را چندین بار بر سبیل نقد نظرات‌اش می‌آورد. اگر همین روش بررسی جزء به جزء را ادامه دهیم خواهیم دید که علاوه بر توافق در مبادی روش‌شناختی در موضوع مورد بررسی علم موسیقی، در «صناعت نظری موسیقی» نیز با آریستوگزنوس شباهت تام می‌یابیم:
تأملی در آرای موسیقی خیام (III)

تأملی در آرای موسیقی خیام (III)

نگارنده، بر مبنای سنجش‏های آزمایشگاهی که روی قدیمی‏ترین آثار مضبوط استادان نوازنده چون: محمدصادق خان سرور الملک (رئیس گروه نوازندگان ناصر الدین شاه)، نایب اسد الله (استاد نی)، میرزا حبیب سماع حضور (استاد سنتور)، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی (استادان تار) و دیگر نوازندگان دوره‏ی ناصری – که از استوانه‏های مومی حافظ الاصوات مورد بازیافت صوتی – انجام داده‏ام، ابعاد فواصل اجرایی آنها را نیز استخراج و با دستگاه‏های الکتروآکوستیک برآورد و بر مبنای واحد سنت، آن فواصل را تعیین و با گام‏های طبیعی (زارلن)، فیثاغورس و گام تعدیل شده‏ باخ مورد مقایسه قرار داده‏ام. (-:ساسان سپنتا ۱۳۷۷)
شهرت پس از مرگ

شهرت پس از مرگ

این قطعه را گوش کنید به احتمال زیاد این موسیقی را در یکی از فیلمهای سینمایی یا رادیو و … شنیده اید، نام این قطعه “The Entertainer” است. سبک این قطعه موسیقی رگتایم (Ragtime) نامیده میشود که از جمله سبکهای موسیقی جز است. در موسیقی جز اصطلاح رگتایم عمومآ معادل با نام اسکات جوپلین (Scott Joplin) آهنگساز بزرگ اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ است که زیباترین قطعات رگتایم را آفریده است.
کنسرواتوار ایروان در گفت وگو با نیک‌رأی کوثر (قسمت دوم)

کنسرواتوار ایروان در گفت وگو با نیک‌رأی کوثر (قسمت دوم)

قصه به آنجا رسید که در ایران، استادان یکدیگر را نفی می‌کنند. این را نیک‌رأی در حیطه موسیقی گله می‌کند، ولی در همه عرصه‌ها چنین است. مهندسی نیست که مهندس دیگر را گرامی بدارد، جز در تعارف و شعار. پزشکی نیست که تشخیص و تجویزپزشک قبلی را اشتباه یا لااقل بی‌فایده نداند… باری، به گفت وگو بازگردیم.
ریچارد اشتراوس (II)

ریچارد اشتراوس (II)

در پایان قرن نوزدهم اشتراوس دیگر بار به اپرا جلب شد. گونترام (Guntram) در سال ۱۸۹۴ و فئورسنوت (Feuersnot) در سال ۱۹۰۱ را که از نظر منتقدان بسیار مورد ایراد قرار گرفت، ساخت. اگرچه در سال ۱۹۰۵ اپرای “سالمون” را بر اساس نمایشنامه ای از اسکار واید نوشت و عکس العملها نسبت به آن بسیار شدید بود، با اینحال اولین اجرای آن با ۳۸ خواننده، موفقیت فراوانی کسب کرد. زمانی که این اپرا در متروپولیتن نیویورک اجرا شد، آنچنان فریاد و خشم تماشاگران بلند شده بود که پس از آن شب، اجراهای دیگر متوقف شد!