هارمونی یکی از کارهای التون جان

با وجود سادگی ظاهری و زیبایی مردم پسند کارهای التون جان، هارمونی موسیقی او اغلب خیلی هم ساده و پیش پا افتاده نیست. یکی از این ترانه ها Your Song است که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم.

هارمونی این آهنگ در اینجا آورده شده است و خیلی ساده با پیانو اجرا شده به آن گوش دهید و نگاهی هم به شکل بیندازید تا راجع به آن بیشتر باهم صحبت کنیم.

Audio File Your Song progressin

از سر کلید ها مشخص است که گام Eb ماژور برای کار انتخاب شده، هرچند سر کلید نمی تواند بطور قطع این موضوع را نشان دهد اما در کارهای مدال معمولا” می توان به سر کلید اعتماد کرد.

اما اینکه چرا گام را C مینور در نظر نگرفتیم؟ وضوح و پررنگ بودن آکورد Eb در ابتدای موسیقی و نیز وجود آکورد پنجم گام Eb ماژور در انتهای برگشت موسیقی می تواند ما را به این نتیجه برساند که گام موسیقی Eb ماژور است.

حرکت از Eb به AbMaj7 کاملا” مجاز و صد البته خوش صدا است. اصولا” در وصل آکوردها، هرچه دو آکورد نت مشترک بیشتری داشته باشند وصل راحت تر توسط گوش و ذهن هضم میشود. این موضوع به این معنی نیست که اگر نت مشترک وجود نداشته باشد وصل بد صدا است، بلکه تعدد نت های مشترک هنگام وصل دو آکورد، تکلیف را در خوش صدا بودن وصل بیشتر روشن میکند.

Your Song chord progression

نکته شاید کمی غریب، وصل AbMaj7 به Bb/D است، درجه چهارم هر گام از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار است که راجع به آن بعدها صحبت خواهیم کرد اما اگر مختصر بخواهیم توضیح دهیم اینکه آکوردهای درجات IV ، I و V مهمترین عوامل تثبیت یک گام هستند، شما با همین سه آکورد میتوانید به تمام نت های گام برسید.

خلاصه اینکه توالی آکورد I-IV-V یک مسئله خیلی طبیعی و خوش صدا است که در اینجا بصورت Eb-AbMaj7-Bb/D آورده شده است.

چرا باس آکورد آخر روی D بجای Bb آمده است؟ پاسخ : برای اینکه وصل به Gm بهتر انجام شود چون نت D درجه پنجم گام Gm است.

وصل Gm به Cm هیچ مشکل هارمونی ندارد چرا که هم نت مشترک دارند و هم نسبت پنجمی. میزانهای سوم و چهارم آکورد Cm با یک باس کروماتیک به AbMaj7 رسیده که در مطالب قبل راجع به وصل کروماتیک آکورد ها صحبت کردیم.

اگر به این دو میزان گوش دهید خواهید دید که این روش وصل Cm به AbMaj7 در طول دو میزان چقدر جذابیت ایجاد می کند و انسان را به سمت آکورد مقصد می کشاند.

از AbMaj7 به Eb چون هم نت مشترک دارند و هم حرکت از درجه چهارم به اول است جای سئوالی باقی نمی ماند، فقط ممکن است بپرسیم که چرا باس روی Bb آمده است. جواب خاصی ندارد، سلیقه بوده است و از پنجم گام استفاده شده. در ضمن با اینکار آکورد فوق نوعی حال و هوای Bbsus هم گرفته است.

Your Song first 2 measures melody

وصل بعدی به Bb است یعنی از درجه یک به پنج که وصلی کاملا” مجاز و خوش صدا است. برای وصل Bb به Cm در میزان بعدی از یک حرکت کروماتیک استفاده شده که در عین حال هارمونی را اول به پنجم بزرگ Cm میبرد و وصل به Cm را بسیار رضایت بخش میکند. این تکه موسیقی را دوباره گوش کنید و بیشتر به آن دقت کنید، حتما” متوجه خواهید شد که چرا از لغت رضایت استفاده کرده ایم.

وصل بعدی وصل Cm به Eb که راجع به آن در بالا توضیح دادیم، اما وصل درجه I به II.

راجع به این وصل هم بزودی صحبت خواهیم کرد توالی آکورد I-II-V-I یکی از متداول ترین progression هایی است که در تمام سبک های موسیقی از آن استفاده میشود و جای اشکالی در آن نیست که از Eb به Fm7 بریم.

Fm7 به Ab هم سه نت مشترک دارند که مشکلی را ایجاد نمی کند و حرکت بعدی از IV به V است که صحبت کردیم و مجاز است.

sus کردن آکورد Bb در انتها برای زیبایی و بازی با احساس مخاطب است، ایجاد نوعی حس خاص که ملودی و متن ترانه میتواند آنرا به هارمونی تحمیل کند. ملودی دقیقا” لحظه ای قبل روی نت Eb بوده و اگر به متن آهنگ توجه کنید میخواهد به نوعی احساس خواهش یا تمنا را نشان دهد. (… درسته من پول ندارم اما اگه یک خونه بزرگ بخرم و …. میتونیم باهم در اون زندگی کنیم و ….) که در اینجا یک آکورد sus برای القای این حس می تواند بسیار مفید باشد.

گفتگوی هارمونیک

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

نگاهی به جوایز گرمی (II)

نگاهی به جوایز گرمی (II)

در ادامه مطلب قبل راجع به جوایز گرمی باید افزود که این جوایز توسط بسیاری از هنرمندان جدی گرفته نمی شود. چرا که آراء داده شده از طرف هیئت داوران اغلب تا حد زیادی محافظه کارانه می باشد و کمپانیهای ضبط صفحه پشتیبان این جوایز هستند و بسیاری از شناخته شده ترین دسته جوایز مانند بهترین گروه یا بهترین هنرمند، به هنرمندانی تعلق میگیرد که یا در کار خود به خوبی جا افتاده باشند یا توسط کمپانیها به برایشان تبلیغات وسیعی شده باشد.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (I)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (I)

در سلسله مقالاتی که با تیتر «مغالطات ایرانی» در ژورنال گفتگوی هارمونیک می خوانیم، در هر شماره یکی از مغالطات رایج در جامعه موسیقی ایران مطرح شده و نقد می شود. بسیاری از این مغالطات به قدری رواج پیدا کرده که شاید خود ما هم جزو مبلغان آن باشیم. اولین شماره این نوشتار به عقاید رایج در میان موسیقیدانان ایران نسبت به رشته «موسیقی شناسی قومی» یا «اتنوموزیکولوژی» می پردازد.
آواز بنان (IV)

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.
از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟

از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟

احتمالا خیلی از شما افرادی را دیده اید که توانایی همراهی با هر ترانه ای که یک خواننده می خواند را دارند. اینگونه از افراد با گوشهای دقیق، تجربه و معلوماتی که از دانش هارمونی دارند بسادگی می توانند به چنین قدرتی دست پیدا کنند. اما چگونه؟
هستی و شناخت در منظر هنر (II)

هستی و شناخت در منظر هنر (II)

علت این تمایز حاصل برجسته شدن یکی از دو رکن عشق و تجربه (نه تسلط آنها) در جریان شناخت است. بدین ترتیب که در عرصه علم، محور اصلی میدان اثرات متقابل سه رکن، تجربه است اما در هنر این محور به عشق و آرزومندی تبدیل می شود. به همین دلیل است که هنر در صورت تکرار به فن و فن در صورت خلاقیت به هنر نزدیک می شوند و باز هم به همین دلیل است که میان هنر و فن رابطه ای ویژه وجود دارد. این رابطه از طریق ظهور یا خلا خلاقیت و زایندگی پدید می آید.
ارکستر سمفونیک لندن (I)

ارکستر سمفونیک لندن (I)

ارکستر سمفونیک لندن (London Symphony Orchestra)، مهمترین ارکستر انگلستان و همچنین یکی از مشهورترین ارکسترهای دنیا می باشد. از سال ۱۹۸۲ این ارکستر در مرکز هنری باربیکن (Barbican) لندن قرار گرفت و امروز بسیاری از مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک ضبط شده، با این ارکستر ضبط شده است.
درباره‌ی نقد نماهنگ (III)

درباره‌ی نقد نماهنگ (III)

آنچنان که می‌توان به روشنی دید شرط لازم در زمره‌ی بدیهیات است اما این دو شرط کافی خود سربسته امکان‌های نقداند؛ زیرا بحث از «چیزی» بودن یا نبودن خود مجادله‌ای به غایت انتقادی و متعلق نقد است. به دشواری می‌توان کنشی را زیاده‌تر از بحث در حد و مرز یک مقوله‌ی انتقادی یافت؛ کنشی زیاده انتقادی که به پدیداری شاکله‌ی قلمرو از درون مه‌آلود تعین‌نیافتگی می‌انجامد. و چنان که خواهیم دید از خلال همین کنش، ورای برآوردن خود قلمرو، ورودگاه‌های ابتدایی به نقدِ پیوندهای درونی یک نماهنگ ورز می‌آید.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار  (I)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (I)

به هنگام تحقیق پیرامون تنبک نوازان عهد قاجار متوجه می شویم که متاسفانه به غیر از چند نوشته باارزش ٬ هیچ منبع دیگری درباره آنها دردست نیست. به عنوان مثال میرزا حبیب قاآنی شاعر عصر فتحعلیشاه و محمد شاه و اوائل سلطنت ناصرالدینشاه (متوفی ۱۲۷۰ هجری) در اشعار خود از سه تن به نامهای اکبر، احمد و بابائی نام برده است:
حضور خانواده وفادار و جمعی از هنرمندان در تمرین ارکستر نیایش

حضور خانواده وفادار و جمعی از هنرمندان در تمرین ارکستر نیایش

پوراندخت وفادار و تعدادی از هنرمندان عرصه موسیقی و سینما پنج شنبه ۲۶ مردادماه بصورت سرزده با حضور در تمرین ارکستر نیایش به تماشای اجرای بخشی از قطعات آلبوم «بگو کجایی» از جاودانه‌های استاد مجید وفادار نشستند.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

میزان نمایی در این قطعه تعیین نشده و نغمه ها در قالب هیچ ریتم مشخص و تعریف شده ای نیستند. با اینحال پارت، نوت سیاه (بدون دم) را برای دیرندهای کوتاه و نوت گرد را برای دیرندهای بلند برگزیده است. هر دو دست از نظر ریتمی، یونیسون می نوازند و بطور کامل و در تمام طول قطعه به موازات هم پیش می روند و تناظر یک به یکی بین دو دست برقرار است: هر نوت دست راست مقابل یک نوت از دست چپ. در چنین قطعه ای که از نظر ریتم آزاد است، میزان بندی و نشانه های دیرندی تعریف دقیقی نمی توانند داشته باشند.