دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XII)

به نظر من، اختصاص این مشاهدات، توجیه قانع کننده ای برای مرکزیت داشتن متر از منظر حرکات بدن، ارائه می کنند. این صرفا یک مشاهده ی عادی نیست که در آن ضربان قلب یا تکرار قدم برداشتن را به تکرر بیت های موجود در برخی ژانر های موسیقی مرتبط کنیم. بالعکس، بلوم نشان می دهد که برخی مشخصه های حرکت بدن با مشخصه های متریک موسیقی مد نظر، مطابقت دارد.



مشاهدات دیگر نیز در راستای تجربه ی من با متر های ترکیبی وجود دارد. در برخی دیگر از رقص های بالکان و برخی گانگار (gangar) های نروژی (رقصی شبیه به “springer” که به نوع “bygdedans” تعلق دارد) می توان الگوهایی یافت که در آن ها پالس ها به صورت ۳+۲+۳+۲+۲ تجمیع شده اند. در مباحثه ای که من و بلوم منتشر کردیم، بلوم در جواب برخی توجیهات من، این پاسخ را نوشت:
با این حال، اگر او بتواند بدون در نظر گرفتن ریتم رقص، مورد رو به رو را توضیح دهد، بیشتر خواهم رنجید: عدد (۱+۲)+۲+۳+۲+۲ در گانگار از طرف کیفته یا هر محقق دیگری به عنوان متر موسیقیایی شناخته نمی شود. چرا علیرغم این که این الگو نشان دهنده ی توزیعی از تاکید هاست، اما همین اعداد می توانست محتوای یک متر ۸/۱۲ بالکان باشد؟

نکته ی مهم در اینجا مشاهده ی تطابق ساختار متریک معمول و الگوی مورد پسند حرکت بدنی است. با توجه به این، ما می توانیم در الگوی بالکان نشان داده شده در شکل ۹الف، به ازای هر بیت رقص یک تجمیع ۳+۲+۳+۲+۲ در نظر بگیریم، و از این طریق یک ساختار ۵ بیت رقصی ایجاد می شود که با متر موسیقیایی ۵ بیت نا هم طول مطابقت دارد. اما در گانگار همین الگو در یک ساختار ۴ بیتی با ۴ بیت رقص هم طول مطابقت خواهد داشت. این بیت رقص ها می توانند رابطه ای ۲:۱ پایین-بالا داشته باشند و یا برای نشان دادن تاکیدات موجود در الگو نسبت ۱:۲ بپذیرند. (در شکل ۹ب نشان داده شده است)

این بحث را می توان در زمینه ی گسترده تر تئوری های “motor-mimetic” و “sensory-motor” دنبال کرد. گودوی از بعد اکولوژیک به مساله نگاه می کند و با بهره گرفتن از حوزه هایی مثل زبان شناسی و عصب شناسی، توضیح می دهد که فهم ما از هر اتفاق موسیقیایی، اگر پیش زمینه ی عملی حرکات و دستکاری اشیا ( شامل سازهای موسیقی) برای تولید صدا را در نظر بگیریم، راحت تر قابل درک است:
به نظر من این مساله از راه پدیده ای که آن را عنصر “motor-mimetic” در ادراک و شناخت موسیقی نام نهاده ام، قابل درک است، به این معنا که ما وقتی به موسیقی گوش می دهیم به صورت ذهنی اعمال تولیدکننده ی صدا را تقلید می کنیم و یا با آشکار شدن تدریجی لایه ها و نمایه های موسیقی، آن را دنبال کرده و تصور می کنیم. اگرچه جنبه های غیر منتظره ی بسیاری در این تئوری “motor-mimetic” وجود دارد اما به اعتقاد ما در حال حاضر مدارک کافی برای پشتیبانی از آن به عنوان یک فرضیه وجود دارد و همچنین برای ارائه ی توضیحی سازنده از نحوه ی عملکرد موسیقی که می توان آن را به صورت رو به رو بیان کرد: “motor-mimetic” باعث می شود صدای موسیقیایی را به تصاویر دیداری تبدیل کنیم و این از راه شبیه سازی به اعمال تولیدکننده ی صدا صورت می گیرد هم از تک صدا ها و هم از جملات و بافت های پیچیده، که تمام این پدیده ها موجب ایجاد برنامه های حرکتی می شود که به ما کمک می کنند صداهای موسیقیایی را در ذهن خود نگه داری کنیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

ظهور موفقیت آمیز

ظهور موفقیت آمیز

کوهن قراردادی با کمپانی کلمبیا رکوردز (Columbia Records) قراردادی امضا کرد و اولین آلبوم خود را در اوایل سال ۱۹۶۸، به نام “The Songs of Leonard Cohen” منتشر کرد. این آلبوم علی رغم کیفیت تولید نه چندان عالی و اشعار غمگینانه اش، یا شاید درست به همین دلیل، یک موفقیت آنی بود و به سرعت جای این شاعر/ خواننده نوظهور را در موسیقی فولک مستحکم کرد.
بیانیه هیات داوارن چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بیانیه هیات داوارن چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی را در شرایطی به اجرا در آوردیم که ضرورت حضور اهل هنر و به ویژه هنر موسیقی در چنین فعالیت هایی بیشتر و بیشتر احساس می شود. حضور اهل قلم و اندیشه در عرصه موسیقی می تواند بهتر از هر اقدام دیگری ارزش های این هنر معنوی را آشکار سازد، بویژه که امسال هیات داوران با مقالاتی بهتر و عمیق تر در شاخه های مختلف موسیقی روبرو گردیدند.
سرگشته علیانسب به روی صحنه میرود

سرگشته علیانسب به روی صحنه میرود

کنسرت گروه اورانوس به سرپرستی و آهنگسازی آیدین علیانسب با صدای جواد بخشش ۸ و ۸ خرداد ۱۳۹۳ در تالار رودکی، ساعت ۲۱ برگزار می شود. این کنسرت شامل دو بخش است؛ در بخش اول آیدین علیانسب آلبوم «سرگشته» را اجرا خواهد کرد. آلبوم سرگشته شامل دونوازی تار و تنبک می باشد که توسط موسسه فرهنگی هنری آوای باربد منتشر شده است.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (IV)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (IV)

آکورد های مرکب حاصل ترکیب دو آکورد متفاوت هستند و می توان شماره هر کدام از آکورد های ترکیب شده را بر روی آکورد مرکب نوشت. مانند ترکیب آکورد I و VI (میزان اول). یک مورد ویژه از این نوع ترکیب را می توان از ترکیب دو آکورد پایه گی بدست آورد به طوری که یکی از آنها در گام ماژور و دیگری در گام مینور باشد. در این نوع از ترکیب که فواصل سوم بزرگ و کوچک همزمان شنیده می شوند معمولا یک فاصله اکتاو دو آکورد را از هم مجزا میکند (میزان دوم و سوم).
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (IV)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (IV)

طرح کلی کتاب دو دسته از دسته‌های موسیقی پساتنال را پوشش می‌دهد؛ آتنال آزاد و دوازده تنی (دودکافونیک). سه فصل نخستین و به ویژه دومی و سومی ضمن آن که مفاهیم تکنیک‌های پایه را -که در فصل چهار هم مورد استفاده‌اند- به خوانندگان آموزش می‌دهد به موسیقی آتنال آزاد می‌پردازد. این گرایش در فصل‌های اولیه در انتخاب مثال‌ها مشهود است؛ آنجا که تمرکز توجه بر آثار پیش از جنگ جهانی اول شوئنبرگ، وبرن و برگ است. انتخاب مثال‌ها که جز در مورد اپوس ۱۱ شوئنبرگ تقریبا به طور کامل با کتاب استراوس تفاوت دارد، همچنان مناسب و درست انجام شده.
نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

در کتاب هیچ کجا اشاره‌ای به منابعی که مورد استفاده‌ی مولف قرار گرفته نیست. از قرائن چنین بر می‌آید که دست‌کم بخش‌هایی از کتاب از یک منبع خارجی برداشت شده است. جا به جای متن مثال‌هایی از پارتیتور آثار آهنگسازان قرن بیستم (و غیراز آن) وجود دارد که نشان می‌دهد این اطلاعات از منبع دیگری عینا نقل شده (۵). گاهی هم ساختمان جملات و روال متن شبیه برگردان از یک زبان دیگر است؛ البته هر تلاشی برای یافتن منابع اصلی بی‌نتیجه می‌ماند. نام حسن زندباف روی جلد و حتا در فهرست نویسی فیپا به عنوان مولف آمده است.
اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته

اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته

هیچ چیز چنان نیست که اکثریت انتظارش رادارد اما عشق به فرهنگ و هنر انسان اکنون جان مایه های ذهن واندیشه هر ایرانی است که پشتوانه تاریخ معاصر ماست و تعمدا” آمدیم تا به اعتبار تمامیت الزامات عصر خویش در پرتــــــو خرد جمعی با ایجاد بستری مناسب زمینه شناخت و بهره گیری از دستاوردهای بومی خویش را فراهم نمائیم. نتیجه آن شدکه با وثوق کامل با توجه به افقهای تازه ای که پیش روی ما بود بر آن شدیم تا متناسب و همپای بایسته ها کاتالوگی مشترک از دستاوردهای تجربه شده بدست آوریم که محل اقبال برآیندی بزرگ بود.
Thelonious Monk

Thelonious Monk

تلونیوس اسفیر مانک (Thelonious Sphere Monk 1982-1917) یکی از تاثیرگذارترین چهره های تاریخ موسیقی جز و یکی از بنیانگذاران بی باپ (bebop) به شمار میرود. حضور قدرتمند او به عنوان یک آهنگساز و نوازنده پیانو، تاثیر عمیقی بر انواع مختلف موسیقی برجا گذاشته است.
موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

در سال ۱۹۵۵، پیشروترین دوستداران موسیقی جز در سوفیا تاون، کلوپ جز مدرنِ سوفیا تاون را پایه ریزی نمودند که آهنگ های نوآوران باپ مانند چارلی پارکر (Charlie Parker) و دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) را تبلیغ می کردند. کلوپ جز از اجتماعاتی مانند “Jazz at the Odin” که در سینمایی محلی برگزار شد، حمایت می کرد. از دل چنین گردهمایی هایی بود که اولین گروه بیباپ آفریقای جنوبی یعنی گروه بسیار مهم و تأثیرگذار جز اپیسل (Jazz Epistles) برخاست. اعضای نخستین این گروه، موزیسین هایی بودند که شکل دادن به موسیقی جز آفریقای جنوبی در سرنوشتشان نوشته شده بود که از بین آنها می توان به این افراد اشاره نمود: دالر برند (Dollar Brand) (که پس از روی آوردن به اسلام نامش را به عبدالله ابراهیم تغییر داد)، کیپی موکتسی (Kippie Moeketsi)، جوناس گوانگوا (Jonas Gwangwa) و هیوگ مسکالا (Hugh Masekela).
نماد‌شناسی عود (IV)

نماد‌شناسی عود (IV)

اولین کسی که عود ده زهی را ساخت الفارابی (نه آن فیلسوف مشهور با همین نام) بود و ماجرا از این قرار بود که مردی در شهری که الفارابی در آن زندگی می‌کرد از دنیا رفت و چون الفارابی از افراد برجسته‌ی شهر بود به مراسم تدفین آن مرد رفت… در گورستان، وقتی از کنار قبری می‌گذشت که رویش برداشته شده بود، اسکلتی را دید…که ساق‌ها و رگ‌های آن معلوم بود. او تعداد رگ‌ها را شمرد و دید که ده تا هستند. همین موضوع بود که وی را برانگیخت تا عودِ ده زهی را بسازد.