دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XV)

این به بحث ما مربوط نیست که آیا مترهایی با سطوح هم طول پایین وجود دارند یا نه. آنچه من سعی داشته ام در اینجا نشان دهم این است که، مدارکی از برخی اجراهای موسیقی وجود دارد که با همچین مدلی مطابقت ندارد و این که امکان دارد مدل دیگری این مشاهدات را بهتر توضیح دهد. من قصد ندارم اظهار کنم که مدل CSP از مدل CFP جامع تر است، اما می خواهم اعلام کنم که گونه شناسی های بهتری برای مترها نسبت به آنچه در نت نویسی غربی موجود است، احتیاج داریم.

یک احتمال این است که متر هایی که بیت سریع دارند یک کلاس مخصوص به خود تشکیل می دهند که از مترهایی که پایین ترین سطح آن ها نا هم طول است متمایز هستند. همچنین می توان برای متر های که سطح هم طول پایین دارند یک گونه ی جداگانه تصور کرد.

ملاحظات نهایی (نتیجه گیری)
اگر ایده ی وجود یک ساعت پالس هم طول به عنوان پایه متر در موسیقی، فقط در تئوری های مربوط به موسیقی کلاسیک غربی یافت می شد، من به این میزان متعجب نبودم. اما دیدن این ایده در ادبیات موسیقی شناسی قومی بسیار عجیب است چراکه مشاهدات بدیهی زیادی وجود دارد که با این ایده در تناقض هستند. بنابراین به نظر من، تاکید بر این که متر های افزایشی باید از طریق اضافه کردن واحد های زیرشاخه ای اتفاق بیافتد یک اشتباه نژاد پرستانه است، که از طرف محققانی مطرح شده که یا تجربه ی عملی با موسیقی زنده را نداشته اند و یا احترام بیش از حدی برای تئوری موسیقی غربی-اروپایی قائل هستند.

باید ملاحظه داشت که در مباحث مطرح شده در این مقاله، دو نوع دیدگاه به متر مطرح شده است، وقتی متر توسط اجرا کننده موسیقی ایجاد شود و متری که توسط شنونده، رقصنده یا اجرا کننده ادراک می گردد. شاید این دو موقعیت باید به صورت جداگانه و در بحث های جزیی تر مورد بررسی قرار بگیرد. ممکن است حتی بخواهیم تفکیک بیشتری انجام دهیم. برای مثال، می توان فرض کرد که تفاوت های قابل ملاحظه ای بین تقاضای دقت و ثبات در تولید متر و ادراک آن بین یک رقصنده در جمعیت، یک موسیقی دان در گروه و یک تک نواز پیانوی کلاسیک وجود دارد.

آیا من با بیان این ادعا که واحد های یک سطح متریک می تواند به واحد های نا هم طول اختیاری تقسیم شود، اصلا مساله ی خاصی را توضیح داده ام یا نه؟ آیا این واقعا یک توضیح جایگزین است؟ یعنی دیگر نیاز نیست ما توضیح دهیم که برای حفظ رابطه ی غیر معمولی بین بیت ها چه کار می کنیم؟ البته که نیاز است. من توضیح نداده ام که این کار چگونه انجام می شود. اما برخی مثال های تجربی فراهم کرده ام که نشان می دهد ما قادریم این کار را انجام دهیم و سعی کرده ام توضیحی برای این موارد ارائه دهم. تفاوت اصلی این جاست که فرضیه ی سطوح پایین ما را به جستن نوسانگر سریع وا می دارد که به احتمال زیاد در مغز واقع شده است.

فرضیه ی سطوح بالا توجه ما را به سمت حرکات بدنی در بازه ی فرکانسی سرعت عادی راه رفتن یا در بازه ی حرکات رقصی هدایت می کند. این موضوع که ما قادریم چنین حرکت هایی را به طوری تقسیم کنیم که به سادگی و از تقسیم اعداد صحیح بدست نمی آید به طور فراوان در مطالعات حرکات رقص آورده شده است. چگونگی انجام آن مساله ای است که در ادبیات موسیقی شناسی به خوبی بررسی نگشته و به تفکر و بازبینی بیشتری نیازمند است.

بعلاوه، مدل CSP نیز همانند مدل CFP بیان کرد که واحد های هم طول مورد نیاز است. تفاوت اما اینجا است که در مدل CSP این خواسته در پایین ترین سطح لازم نیست. اما پس آیا امکان دارد متری را تصور کرد که هیچ واحد هم طولی ندارد؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

فرجپوری: سلیقه موسیقایی تغییر پذیر است

فرجپوری: سلیقه موسیقایی تغییر پذیر است

آقای فرج پوری می خواهیم به زمان گذشته سری بزنیم و از گذشته به زمان حال برسیم، شما سال های قبل به عنوان آهنگ ساز اثری منتشر کردید به نام “نقش پندار” و اخرین اثر شما که به صورت گروه نوازی منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار دارد “غوغای عشق بازان” است که همراه با گروه آوا و صدای استاد شجریان منتشر شده، سعید فرج پوری “غوغای عشق بازان” با سعید فرج پوری نقش پندار در طوی این سال ها چه تفاوت هایی پیدا کرده؟
ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (I)

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (I)

اسویتوسلاو ریختر (Sviatoslav Teofilovich Richter) در آگوست سال ۱۹۱۵ از پدری آلمانی و مادری روس در شهر Zhytomyr شوروی سابق (اکراین امروزی) بدنیا آمد. وی را بعنوان یکی از برترین نوازندگان پیانو در قرن بیستم یاد میکنند. موزیکالیته و تکنیکی ستودنی و همچنین رپرتوار گسترده ای که داشت مورد شگفتی و تحسین همگان بود.
“دوستی” با کنسرتویی برای جوشا بل ادامه می یابد …

“دوستی” با کنسرتویی برای جوشا بل ادامه می یابد …

به بهانه اجرای کنسرتو ویلن اثر بهزاد رنجبران با ارکستر سمفونیک ایندیاناپلیس و تکنوازی جوشا بل
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

«درهم شکستن زاده رویا نیست.» اساس تفکر مدرنیسم در این جمله نهفته است. ما وارد عصری شده ایم که بر گسستن و بی حرکتی استوار شده و از زمان صفر آغاز کرده است، عصری که انسان را میان وجدان اجتماعی و طغیان های زیبایی شناسانه شقه کرده و بین او و خودش شکافی عمیق و طبقاتی آفریده است. در همین عصر است که تمامی ابهام های صوتی غیرقابل انتقال و غیرقابل توصیف به «صوت» مبدل می شود.
بداهه نواز خوب باشیم (I)

بداهه نواز خوب باشیم (I)

بداهه نوازی از طبیعی ترین روشهای ساخت موسیقی است که سالها پیش از آنکه روشهای چاپ و انتشار نت موسیقی – بصورت دستی یا ماشینی – گسترش پیدا کند، توسط نوازندگان سازهای مختلف موسیقی بکار برده می شد. اینگونه از نوازندگان – یا موسیقیدانان – در جوامع خود عمومآ افرادی خلاق و با استعداد تلقی می شدند.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» پس از وقفه‌‌ای چند هفته‌ای به مناسبت تعطیلات نوروزی، با برگزاری دهمین جلسه، کار خود را پی‌گرفت. این جلسه که همچون جلسه‌ی پیش از آن (نهم)، از دوره‌ی دوم کارگاه (متمرکز بر «سبک‌ها و مکتب‌های نقد موسیقی») محسوب می‌شد، عنوان «نقد تفسیری» را بر خود داشت.
بررسی اجمالی آثار شادروان<br> روح الله خالقی (قسمت دوم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت دوم)

این اثر را که برخی آنرا آهنگ آذربایجان نیز نامیده اند نباید با سرود “آذربادگان” که کلام آن از دکتر حسین گل گلاب است اشتباه گرفت. این ترانه حماسی پر شور حاصل طبع لطیف رهی معیری است که در عین سویه سیاسی، آثار قریحه شاعرانه رهی را نیز در بر دارد.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VII)

شرکت اپرا که برای اولین بار توسط دولت مورد حمایت مالی قرار می گرفت شیوه ای اتخاذ کرده بود که کاملا با عملکردِ قبل از جنگِ بیچام متفاوت بود. دیوید وبستر، مدیر شرکت، به جای برگزاری فصل های کوتاه با نوازندگان برتر و با ارکستر سمفونیک اصلی، سعی می کرد آنسامبلی دائم از نوازنده های محلی راه اندازی کند که تمام طول سال را به اجرای متون ترجمه شده به انگلیسی می پرداختند. صرفه جویی بسیار زیاد در تولید و توجه زیاد به گیشه بسیار ضروری بودند و بیچام برای انجام چنین کاری گزینه مناسبی نبود
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (III)

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (III)

آموختن دستگاه‌ها از شناسایی نام‌ها آغاز می‌شود. گوینده نام‌ها را یک به یک می‌گوید و سپس مانند قبل، با پرسش‌هایی به بچه‌ها کمک می‌کند یادگیری خود را بیازمایند. جالب این است که نام‌های نادرست دستگاه‌ها همگی نام‌‌هایی است که در کاربردهای دیگر درست است؛ مانند: ابوموسی، هما و … در شیار ۸ اشارات کوتاهی به فرم در موسیقی دیده می‌شود.
گاه های گمشده (XI)

گاه های گمشده (XI)

دکتر مهدی برکشلی در وجه تسمیه نام «راست» بیان می کند که چون این مقام «بر روی درجات اصلی و بدون تغییر نواخته می شود» نام راست (به معنای درست) را به خود گرفته است. با این توضیح و هم چنین بر مبنای دوبل گام و معانی لغوی کلمات مرکب با «گاه»، که پیش از این بیان شد، فواصل راست در تمامی گاه ها ثابت و بدون تغییر درنظر گرفته شده است.