تار و پودِ نشانه (IV)

به‌این‌ترتیب هزار جنگ به هزار شکل و صحنه‌آرایی مختلف از آن حیث که جنگ‌اند بارهای عاطفی نسبتا مشابهی را بازمی‌تابانند و موسیقی همراهشان اگر بخواهد آنها را توصیف کند لابد از لحاظ مقام مشابه می‌شود. درنتیجه امر نمایشی اولین قربانی موسیقی خواهد بود و پس‌ازآن خرده داستان‌های شکل‌گرفته در مسیر روایت اصلی. بدین ترتیب شعر/داستان که هنگام خواندن، اگر آماده‌ی درک لذت زیباشناختی‌اش باشیم با همین جزئیات نمایشی ما را جذب می‌کند و ابعاد ناگفته‌ای از جهان داستان را می‌گشاید، به هنگام خوانده شدن با آواز یا دکلمه همراه موسیقی، ابعادش را از دست می‌دهد. به‌جای آن که موسیقی در توافق با شعر باشد و آن را تقویت کند یا حتا تضاد طراحی‌شده به‌قصد اثربخشی زیباشناختی داشته باشد، با آن بی‌ربط می‌نماید و همان لذت نهفته در معنای کلام را هم زایل می‌کند (۵).

این‌گونه است که یک اثر، یک آلبوم، نشانه‌ی گستره‌ای از جاهای خالی در تجربه‌ی آفرینش موسیقایی ما می‌شود. با ساختار خود ما را فرامی‌خواند به یاد آوریم موسیقی‌مان روش دوم و سوم آهنگسازی برای شعر روایی/داستانی/نمایشی را نمی‌شناسد یا بسیار کم می‌شناسد. علاوه بر آن دشواری پرداختن به این دو روش و راه ناهموارش را هم به خاطرمان می‌آورد. به دلیل همین ناهمواری راه است که متبسم از همان ته‌رنگ روش‌های دوم و سوم نیز که در سیمرغ به کار گرفته بود عقب‌نشینی کرده است.

درنتیجه در تار و پود نکته‌ی شاخصی از این باب به چشم نمی‌خورد. می‌توانیم این موضوع را تا حد ممکن ساده کنیم و همه‌ی بار آن را به شکلی شخصی بر دوش آهنگساز بیندازیم. می‌توانیم بگوییم متبسم خودش را تکرار کرده و بگذریم، اما بدبختانه موضوع نه ‌تنها محدود به یک تکرار حالت کلی است و نه منحصر به ته کشیدن احتمالی خلاقیت یک آهنگساز یا نقصان موقتی در برونداد هنری‌اش. چنان‌که دیدیم در لایه‌های زیرین این فقره موضوعی بسیار ژرف‌تر و کلی‌تر نهفته است. بزرگی مسئله و نیروی عظیم مورد نیاز برای گذشتن از سد آن است که آهنگساز(ان) را زمین‌گیر کرده.

بااین‌حال دانستن دشواری‌های کار و یادآوری این که یک نمونه‌ی خاص از همراه کردن شعر و موسیقی، نمونه‌ای نادر یا حتا اولین نمونه است، بار مسئولیت را از دوش آهنگسازان برنمی‌دارد. برعکس، این بار را افزون‌تر می‌کند. چنین وضعیتی آنها را متعهد می‌کند که با پشتوانه‌ی موسیقایی مایه‌ورتری وارد میدان مورد ادعای خود شوند و با ظرافت و حساسیتِ تمام نسبت به جزئیات، کارِ خلق را پیش ببرند.

پی نوشت
۵- بخشی از این اشکال به درک ادبی موسیقی‌دانان از ظرافت‌های این متن‌های داستانی بازمی‌گردد. درنتیجه‌ی حضور نداشتن این نوع اشعار در سنت آموزش موسیقی کلاسیک ما اگر آهنگسازی هم با آنها دمساز است علاقه‌ی شخصی‌اش بوده و بس. برای مقایسه کافی است به این بیندیشیم که چه اندازه شعر حافظ یا سعدیِ بر موسیقی نشانده با ملودی‌ها و حالت‌های متفاوت به یاد می‌آوریم.

هنر موسیقی شماره ۱۷۱

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

خاموشی ثمین باغچه‌بان

خاموشی ثمین باغچه‌بان

روزهای نخستین سال جدید در کنار همه‌ی شادی‌ها و حال و هوای بهاری خودش، برای اهالی موسیقی یک خبر ناراحت‌کننده را هم دربرداشت. ثمین باغچه‌بان، آهنگساز برجسته‌ی ایرانی که در سالهای پس از انقلاب در غربت در ترکیه زندگی می‌کرد، در سن هشتاد و دو سالگی درگذشت.
نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

گروه کر فیلارمونیک ایران، در روزهای ۴، ۵ و ۶ شهریور ماه، “استابات ماتر” اثر آنتونین دورژاک را به رهبری علیرضا شفقی نژاد روی صحنه برد. اجرای این اثر فاخر، کاری بسیار سنگین و بزرگ است که گروههای معتبری در جهان اقدام به اجرای آن نموده اند؛ مطمئنا شنیدن اجراهایی نظیر “گروه کر و ارکستر فیلارمونیک لندن” و یا “ارکستر سمفونیک ژنو” از طرفی سطح توقع شنونده خاص را بالا می برد و از جهتی مخاطب را در مواجهه با ورژن وطنی دچار مشکل می نماید.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فالین، جاروسکی را در کلاس های تابستانی ژرارد لسن (Gerard Lesne) کنتر تنور مشهور فرانسوی نام نویسی کرد. لسن هم فورا از جاروسکی دعوت کرد که در اراتوریوی Sedecia اثر اسکارلاتی بخواند. یکی از منتقدان موسیقی صدای جاروسکی را «سیال» و «آسمانی» توصیف کرده بود. در واقع منتقدان موسیقی عمیقا تحت تأثیر صدای او بودند.
رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

سری تلق پلاستیکی صدای نرم ولی کم حجمی را تولید می کند و کوک نی را کمتر از ربع پرده پایین می آورد، اکثر نوازنده ها مجبورند از سری تلقی استفاده کنند، سری برنجی، صدای نسبتا تیز و پر حجمی تولید می کند یعنی شفافیت و حجم صدا را همزمان دارد، جدای از این، تنوع سری ها؛ خود جنس سری در نی باعث اختلاف کوک است مثلا شما یک نی را با سری برنجی و تلق با هم مقایسه کنید، نزدیک به ربع پرده اختلاف کوک دارند و برنجی زیرتر صدا می دهد، در کنار همین مسئله نکته جالب دیگری هم هست که عمق کام نوازنده نی، به نوعی جزئی از طول ساز محسوب می شود و اختلاف کوک دمش نوازنده ها در یک نی ثابت، گاهی اوقات به بیشتر از نیم پرده هم می رسد!
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VI)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VI)

او پس از ذکر دو سوال موسیقی و امر دراماتیک یا موسیقی و درام چگونه هم‌نشین می‌شوند؟ و آیا موسیقی به ذات خود و بدون آن که با یک نمایش همراه شود می‌تواند واجد موقعیت‌های دراماتیک باشد یا خیر؟ گفت: مسئله ما در این جا چیست؟ مسئله بخش اول این است که موسیقی و درام چگونه هم‌نشین می‌شوند. سعی می‌کنم تنها بعضی از مسائل را به شما نشان دهم. چون باز کردن همه پاسخ‌های ممکن برای چنین مسائلی که طرح می‌کنم فوق‌العاده وقت‌گیر و خارج از حوصله این جلسه است.
موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (I)

موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (I)

چندی پیش نوشته ای از ابوالحسن مختاباد، روزنامه نگاران با سابقه حوزه موسیقی درباره بزرگداشت عثمان خوافی، هنرمند سالخورده خراسانی، در سایت خبر آنلاین منتشر شد؛ بزرگداشتی که با تبلیغات وسیع خبری برگزار شده بود. موضوع این نوشته که مشخصه هایی از نقد موسیقی داشت منجر به عکس العملی تند و غیر حرفه ای شد که چرایی بوجود آمدن این درگیری لفظی، بحث نوشته امروز ماست. ابوالحسن مختاباد در مورد این چهره مشهور موسیقی نواحی ایران به دو نکته اشاره می کند: اول نداشتن تکنیک و دانش لازم در موسیقی خراسانی و مخصوصا تکنیک های خاص دوتار نوازی که سر آمدانش افرادی همچون حاج قربان سلیمانی و حسین یگانه هستند و دوم شیوه تبلیغاتی زیرکانه او در به نمایش گذاشتن نمادهایی از فرهنگ و موسیقی خراسان که به زعم مختاباد، بیشتر ارزش جذب توریست دارد تا جذابیت هنری.
ویژگی های یک سنتور خوب (III)

ویژگی های یک سنتور خوب (III)

روشن است بررسی یک ساز و ارزیابی آن به عنوان یک ساز خوب، متوسط یا بد منوط به بررسی عوامل فوق می باشد. نکته قابل توجه اینکه این سه عامل “بطور کامل” مستقل از یکدیگر نیستند و نمی توان آنها را کاملا جدا ارزیابی کرد بطوریکه مثلا یک سنتور خوب، بطور حتم از موادی با کیفیت متوسط به بالا، ساخته شده و برای بدست آوردن کیفیت صدا حتما به ظاهر آن توجه شده است.
ساز به ساز (II)

ساز به ساز (II)

برای آنکه ببینیم چرا چنین پرسش هایی پیش می آید لازم است کمی بر مفهوم «قطعه ی موسیقی» درنگ کنیم و بیاندیشیم که «یک اثر موسیقایی» چیست؟ زیرا آنچه در این موارد اتفاق می افتد ساز به ساز کردن یک اثر یا قطعه ای موسیقی است که خود از پیش هویتی معین و مستقل دارد. برای کاربرد مورد بحث در این مقاله کافی است فرض کنیم هر قطعه یک ساختار صوتی است که امکان به فعلیت رسیدن از طریق واسطه های موسیقایی را دارد (۳) و ببینیم به چه نتایجی می رسیم. اگر چنین باشد باید بتوانیم بی دردسر و بدون کم شدن از ارزش موسیقایی، و نیز بدون وارد آوردن آسیب به بافت قطعه، آن را با ساز دیگر بنوازیم. یعنی جایگزین شدن صداها نباید تفاوتی چشمگیر در وضعیت قطعه پدید آورد.
حمید رضا دیبازر رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران شد

حمید رضا دیبازر رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران شد

“حمید رضا قنادی دیبازر” پنجمین رئیس این مجموعه از سال ١٣۶٨ تا کنون است. وی فارغ التحصیل هنرستان موسیقی با ساز “فرنچ هورن” و دارای مدارک “کارشناسی موسیقی” و “کارشناسی ارشد آهنگسازی” دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران می باشد.
آلبوم «آرزو» رونمایی شد

آلبوم «آرزو» رونمایی شد

جمعه دهم شهریور ساعت ۱۶ در انتشارات فرهنگ، جلسه رونمایی از آلبوم آرزو (arzu) با صدای مسعود فصیحی و پیانوی دلبر حکیم آوا برگزار شد. در این مراسم در کنار ایراد سخنرانی درباره تولید این آلبوم که احتمالا اولین آلبوم آواز و پیانو به سبک اپراتیک در ایران است، آثاری از موسیقی کلاسیک آذربایجان با صدای مسعود فصیحی به صورت زنده اجرا شد.