گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIII)

گودوی بیشتر به «اشیا» موسیقیایی و چگونگی درک آنها تاکید دارد و به صورت واضحی توضیحات خود را به بعد متریک یا ریتمیک مرتبط نمی کند. توضیح مشخص تری از سوی تاد مطرح گشته است که «تئوری “sensory-motor” ریتم، ادراک زمان و القای بیت» را به صورت زیر شرح داده است:

گودوی بیشتر به «اشیا» موسیقیایی و چگونگی درک آنها تاکید دارد و به صورت واضحی توضیحات خود را به بعد متریک یا ریتمیک مرتبط نمی کند. توضیح مشخص تری از سوی تاد مطرح گشته است که «تئوری “sensory-motor” ریتم، ادراک زمان و القای بیت» را به صورت زیر شرح داده است:

ما این پدیده ها را با دخالت سیستم حسی توضیح می دهیم، که اطلاعات زمانی را در طیف قدرتی تصویر حسی ابراز می کند و همچنین از طریق سیستم حرکتی که فرکانس های طبیعی خاصی دارد. فرض کلی این است که القای بیت یک فرآیند منفعلانه نیست بلکه یک عمل حسی است که شامل تمام مولفه های حسی و حرکتی که در پی دارد، میشود، به عنوان مثال، بخش های عظیمی از سیستم عصبی و سیستم عضلانی-اسکلتی که توسط سیستم عصبی کنترل می شود. حتی اگر سیستم عضلانی-اسکلتی فعال نشود، برای مثال هیچ خروجی جنبشی وجود نداشته باشد، سطوح فوق نخاعی سیستم فعال می شوند. به بیان دقیق تر، عامل اصلی القای بیت، بازنمود درونی سیستم عضلانی-اسکلتی و مشخصات دینامیک آن است که “کنترلگر” به آن به عنوان یک مدل “پیش خوردی” نیاز دارد.

با توجه به توضیحات در مورد حرکت های بدنی، ما به واحد های هم طول در پایین ترین سطح متر نیاز نداریم و مترها، مانند آنچه برای سپرینگر (springar) توضیح داده شد، نیازمند توضیح با کلماتی مثل “نابهنجار” و “نامعمول” نیستند، و به نظر می رسد مشکلات تئوریک عمده ای ایجاد نشده است. از طرف دیگر، ما توضیحات دقیق تئوری های CFP در مورد دسته بندی سلسله مراتب سطوح مختلف متریک را از دست می دهیم.

ایده ای که اینجا مطرح شده، به سادگی قابل توضیح است. ما باید بین مدل های دسته ای و مدل های الگوی زمان بندی تمایز قائل شویم. سازماندهی دسته بندی های مدت زمانی در مقایسه با مکانیزم های زمان بندی در عمل، نیاز به توصیفات متفاوتی دارد. مدل های دسته ای می توانند مانند آنهایی باشند که لاندن، لردال یا جکندوف توصیف کرده اند، اما ملزم به نمایش سطوح اصلی، مرجع و یا تاکتوس نیستند. اما در یک مدل زمان بندی، سطح اصلی باید مشخص گردد و این سطح ممکن است (یا ممکن نیست) با سطح تاکتوس توصیف شده توسط لردال و جکندوف نیز مطابقت داشته باشد.

از این سطح، می توان دو فرآیند مجزا را متصور شد، یکی افزایشی که در آن پالس های هم طول به هم می پیوندند تا واحد های سطوح بالاتر تشکیل شود و یکی تکثیر پذیر که یک سطح را به چندین واحد کوچکتر تقسیم می کند که الزاما نباید تابع تقسیمات ساده ی ریاضی واحد های بالایی باشد.

هادی سپهری

متولد ۱۳۵۶ تهران
فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشگاه هنرهای زیبا اتنوموزیکولوگ و نوازنده تار، سه تار، دیوان، دف و تنبک
sepehrimusic@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است