دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIV)

آنچنان که اطلاعات اجراهای سپرینگر (springar) نشان می دهد، چنین فرآیند های تکثیرپذیری ممکن است تا دو سطح زیرین نیز ادامه پیدا کند (تاثیر گذار بر سطح بیت و سطح زیرشاخه ها). مشخصه ی متمایز این دیدگاه این است که ما نباید تمام انحرافات از نسبت های ریاضی را به “بیانگری” ارتباط دهیم، اما آزادیم که هرگونه تقسیمات زیرشاخه ای را در مدل های الگوی متریک وارد کنیم. اما مسئله ی نحوه ی نمایش این الگو ها در نت نویسی استاندارد حل نشده باقی می ماند و همچنین کل مسئله ی توضیح چنین الگوهایی نیز همچنان بی پاسخ می ماند.

دیدگاه مدل زمان بندی، به مسئله ی دسته بندی های مدت زمانی از منظر دیگری می نگرد. تحت پارادایم “CFP” اطلاعات مربوط به سطح زیرشاخه در نمونه های جاز و سپرینگر (springar) به سختی قابل توضیح هستند. اگر انتظار می رود که طول مدت زمان از واحدهای سازنده ی هم طول ساخته شده باشد، این تئوری ها هیچ دسته بندی دقیقی روی سطوح زیرشاخه ها ارائه نمی دهند. با استفاده از مدل پالس کند، هر گونه تقسیم بیت امکان پذیر است و داده ها نیز در این مورد مشکلی ایجاد نمی کنند.

البته من نمی گویم که مسئله دسته بندی های مدت زمانی کمتر از سطح بیت، حائز اهمیت نیست. حتی اگر مقادیر واقعی واحد ها در این سطح بسیار متغییر باشند، ما مشکلی در ایجاد دسته بندی هایی با تقسیم بیت به دو قسمت چون «مساوی-مساوی»، «بلند-کوتاه» یا «کوتاه-بلند» نداریم. اگر واحد ها به عنوان پایه ای برای زمان بندی سطوح بالاتر نیز مورد استفاده قرار بگیرند، تفاوت های ممکن در مدت زمان می تواند بسیار بزرگتر باشند. به جای مطالبه ی دسته بندی های ممکن از واحد های موجود در سطوح پایین تر در یک مدل دسته ای، مدل پالس کند به میزانی بیشتر از CFP، ما را تشویق به انجام مطالعات تجربی از اجرا کنندگان، موسیقی دان های زنده و درک شنوندگان از موسیقی می کند تا دسته بندی ها را مشخص سازد.

این که تا چه حد چنین دسته بندی هایی می توانند از اندازه گیری صرف صدای موسیقیایی به نتیجه برسند، سوالی است که از نظر من نباید از آن غافل شد. مدل پالس کند توجه ها را به جنبه ی دیگری از مدل های لاندن، لردال و جکندوف معطوف می کند. این مدل ها تلاش دارند توضیح دهند که چگونه بر اساس قوانین کلی، اطلاعات متریک از سیگنال موسیقیایی قابل محاسبه است.

به عبارت دیگر، به جز اطلاع دادن از قوانین توصیف شده ی تئوری ها، اطلاع دهی کار این مدل ها نیست. مدل پالس کند (با وجود تقسیم اختیاری واحدها)، با استفاده از الگوریتم های محاسباتی که در آن ها فقط اطلاعات صدایی وجود دارد، قابل توضیح نیست. از طرف دیگر، می توان انتظار داشت که یادگیری و تجربه در استفاده از این مدل حائز اهمیت باشد، و دیدن روند تطابق با یک متر به عنوان یک عمل تشخیص الگو تا عمل محاسباتی یعنی، یادگیری تشخیص و تمیز الگوهای موسیقی به جای اعمال یک سری قانون، مسئله ای است که با آن رو به رو هستیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفت و گو با جان کیج (IX)

شما پاسخ این پرسش را می دانید. بخشی از تاریخ شده است. آلن کا پرو (Allan Kaprow) عنصر زمان را بیشتر و بیشتر در کارهایش وارد کرد. در حالت عادی یک موزیسین بر اساس میزان، آهنگش را می نویسد و سپس فیگورهای مترونومیک را برای واحدهای میزانی تعیین می کند. در نتیجه آندانته، لارگو و همه این موارد را داریم. در قطعه ای به نام موسیقی تغییرات (Music of Changes) که برای کتاب تغییرات (Book of Changes) ساخته بودم تمام چیزهایی که می توانستم در یک قطعه موسیقی تشخیص دهم دستخوش شانس شده اند.

رمضانیان: انتقاد مثلِ آتشی به سایر نقاط زبانه می‌کشد

وقایع روزها و ما‌ه‌های گذشته، هم‌چنین سانحه‌‌ی اسف‌بار سقوط پرواز شماره ۷۵۲ اوکراین باعث شده تا برخی از فعالان عرصه‌های مختلف هنری اعم از سینما، موسیقی، و هنرهای تجسمی طی روزهای اخیر واکنش‌های متفاوتی به این وقایع داشته باشند. در همین راستا برخی از هنرمندان، برگزاری کنسرت‌هایشان را لغو کرده‌اند و عده‌ای دیگر از حضور در رویدادهای هنری پیش‌رو انصراف داده‌اند. این رویه البته انتقادهایی را هم ازسوی مردم و برخی از فعالان در پی داشته است. در این میان به تازگی برگزیدگان «جشنواره موسیقی دانشجویی صبا» نیز از حضور در جشنواره موسیقی فجر انصراف داده‌اند. جشنواره‌ی موسیقی «صبا» که دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر برگزارکننده‌ی آن بود، یکی از رویدادهای نوپای دانشجویی است که امسال دومین دوره‌ی آن در مقیاسی بزرگ در قالب ۱۸ رویداد و طی دو هفته، به‌ دبیری پوریا رمضانیان برگزار شد و مورد استقبال جامعه‌ی موسیقی واقع شد.

از روزهای گذشته…

فخرالدینی: نتیجه یازده سال زحمت من را از بین بردند

فخرالدینی: نتیجه یازده سال زحمت من را از بین بردند

به نظر من اصلا ایرادی ندارد و کارهای خاطره انگیز هم به نوبه خودش زیبا بود. تکرار کارها به این دلیل بود که خواست مردم این طور است. همچنین نسل جوان هم باید این خاطره‌ها را بشناسند؛ البته کارهای جدید هم اجرا می‌شد. وقتی مردم می‌خواهند که قطعه “ای ‌ایران” را اجرا کنیم و بارها آخر کنسرت فریاد میزنند، “ای ‌ایران” ما هم به احترام مردم، اجرا می‌کنیم؛ به طور کلی نقل ارکستر ملی نقل ملانصرالدین و پسرش بود و هر کاری که می‌کردیم، یک حرف و حدیثی پیش می‌آمد.
بهروزی نیا: عودهایم را فروختم تا بربت بزنم

بهروزی نیا: عودهایم را فروختم تا بربت بزنم

همیشه وقتی اسم ساز بربت را می‌شنویم ناخود آگاه به یاد حسین بهروزی نیا می افتیم و فعالیت هایش در زمینه نوازندگی این ساز؛ نوازنده ای که عود می‌نواخت اما پس از قرن ها نزدیک به دو دهه است که این ساز (بربت) را با کمک استاد قنبری مهر دوباره به موسیقی ایران هدیه نمود.
توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

دیدن یک مصاحبه و یک فیلم از دو دوست اهل هنرم، مرا بر آن داشت تا این یادداشت را به نگارش در آورم. شاید بعضی اعتقاد داشته باشند که رسم دوستی چنین نیست که انتقادهایی که میشود به صورت خصوصی مطرح کرد، در یک مجله الکترونیکی عمومی کنیم اما با توجه به این اصل که هر واقعه ای که از طرف صاحب اثر به انتشار عمومی میرسد، قابل نقد و انتشار عمومی است، به نقد این وقایع می پردازیم.
طراحی سازها (III)

طراحی سازها (III)

برای من سازهای موسیقایی، خواه از منظر یک شنونده و یا نوازنده ایی که سازهایی با اصوات اسرارآمیز را به او محول کرده اند و خواه در حد یک بیننده معمولی که دیگران سازهای بی همتای خود را به او نمایش داده اند، همواره عناصری شیوا و فصیح بوده‌است. سازها نیز مانند اسناد تاریخی، عواملی هستند که از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نشان‌دهنده منابع و نیز ابتکارات هنری طراح مبتکر و خلاق می‌باشد که در خدمت هنر موسیقی، در خلال یک هنر زینتی و تحت تأثیر برآیندهای اجتماعی، ظهور یافته است.
گفتگو با جاشوآ بل (II)

گفتگو با جاشوآ بل (II)

دوست قدیمی دیگر کریس بوتی نوازنده ترومپت است، ما با هم در دانشگاه ایندیانا تحصیل می کردیم. نزدیک به ۲۵ سال است که او را می شناسم و همیشه می خواستیم کاری را با هم انجام دهیم اما هیچ گاه شانس آن را نیافتیم. این آلبوم شانس ما بود و قطعه “پروگی عاشق تو هستم” (I Loves You Porgy) را در این آلبوم به همراه هم اجرا کردیم. خواننده فوق العاده توانا و با استعداد خانم کریستین چنوویث که سالها پیش دوست دختر خود من نیز بود بار دیگر آهنگ “ولنتاین مضحک من” (My Funny Valentine) را با هم در این آلبوم اجرا کردیم. زمانی که گروه تکمیل شده بود شنیدم که رجینا اسپکتور نیز تمایل دارد در این آلبوم حضور یابد. او خواننده فوق العاده موسیقی فولکلور است بنابراین به سرعت به چند اثر از او گوش دادم و قطعه ای را برای او آماده کردم. کار سختی بود اما در انتها از قطعه های محبوبم شد.
برگ های پاییزی

برگ های پاییزی

آهنگساز موسیقی زیبای Autumn Leaves شخصی است بنام Joseph Kosma که موسیقی متن بسیاری از فیلم های سینمایی موفق ساخته اوست.
روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

آنها چنین تصوری را هم به خود راه نمی‌دادند که من برازنده حضور در این جمع نیستم، رفتارشان با من صمیمانه بود و به من این اطمینان خاطر را می‌دادند که خودم را در بین شان خوب احساس کنم و رفتاری با ملاحظه با من داشتند. تلاش می‌کردند که مرا در گفتگوهایشان وارد کنند و اطمینان خاطری برای رسیدن به چنین هماهنگی در من ایجاد می‌کرند تا اینکه این روابط به چنین درک متقابلی برسد و چقدر فوق العاده است که انسان بتواند چنین انعطاف و لطافتی را دارا باشد. فقط در چنین وضعیتی می‌شود به هماهنگی دست یافت، این درس ها را من از اینشتین و دوستانش که به خانه اش می‌آمدند می آموختم.
فقط تصور کن! (II)

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال ۱۹۵۷ لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها ۱۴ سال داشت! در سال ۱۹۶۰ ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.
هایفتز، ویلونیست قرن

هایفتز، ویلونیست قرن

یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) در دوم فوریه ۱۹۰۱ در “ویلنا”ی روسیه به دنیا آمد و در۸۳ سال از ۸۶ سال عمر خود به نوازندگی ویولن پرداخت. او درآغازدر سه سالگی نخستین آموزشهای خود را از پدرش و درپنج سالگی ازایلیا مالکین فرا گرفت.
نگاهی به آلبوم From This Moment On

نگاهی به آلبوم From This Moment On

دایانا کرال از ابتدای آغاز فعالیت حرفه ای خود روز به روز پله های ترقی را یکی یکی طی نموده ولحظه ای از پای ننشسته است. در ابتدا با هدف تحصیل در کالج موسیقی برکلی از بریتیش کلمبیای کانادا نقل مکان نمود و به دنبال آن نزد جیمی روولز به لس آنجلس رفت و به فراگیری و بالابردن مهارتهای موسیقی حرفه ای خود ادامه داد.