نی و دندان (I)

چندی پیش مقاله سجاد محرابی (کارشناس دیزاین، نوازنده و سازنده آلات موسیقی) با عنوان «مقدمه ای بر بینارشتگی» را در این سایت خواندید. امروز مقاله ای از رسول صادقی، نوازنده، خواننده و سازنده نی و دندانساز را می خوانید که درباره موضوع تاثیر دندان نوازنده در نواختن نی نوشته شده است:
شیوه ی اصلی دمیدن در نی در ایران شیوه دندانی نام دارد؛ بنا به همین نامگذاری، تصور عموم و حتی اکثر نوازندگان بر این است که «دندان در تولید صدای نی نقش اصلی را دارد» اما بهتر است در همین ابتدای مقاله بگویم طبق تجربیات من در نوازندگی نی و دقت در کنش دندانها در جریان تولید صدای نی و همچنین تجربیات دندانسازی این تصور باطل است و «بودن یا نبودن دندان در این شیوه تفاوت چندانی ندارد» و نوازنده ی نی در شیوه دندانی نبایست نگران وابستگی به دندانهای پیشین خود باشد و در نتیجه این تصور که در صورت از دست دادن آنها خللی در نوازندگی ایجاد خواهد شد نادرست است.

نخست نگاهی گذرا به فرآیند تولید صدا در شیوه ی دندانی می اندازیم؛ (این فرآیند و شیوه ی دمش در مقاله ای دیگر مفصلا موشکافی خواهد شد.)

در جریان دمیدن در نی طرفین زبان به دیوارهای چپ و راست طاق دهان فشار آورده و مثل تلفظ حرف ت کشیده که با فوت هم همراه است روزنه بسیار ریز و گردی (علیرغم احساس دهان به اینکه مقطع این روزنه بیضی یا یک شیار کشیده باشد) با قطری بین دو و سه میلیمتر درست در وسط کام، الزاما و ناخواسته تشکیل می شود که همین روزنه جریان دمش نوازنده را به نقطه ای در کام هدایت می کند که وسط محل رویش دو دندان پیشین است.

به موجب ساخت این روزنه، در بالاترین قسمت شیار بین دو دندان پیشین که محل قرارگیری یک لبه ی سری نی و تماس آن با لثه ی بالا است؛ می توان با دمش هوا از روزنه و برخورد آن با لبه ی سری صدای نی را تولید نمود.

این فرآیند کاملا شبیه تولید صدا در شیوه ی لبی خواهد بود با این تفاوت که در شیوه ی لبی روزنه ی هوا توسط لبان و در بیرون دهان ایجاد می شود. برای رصد این اتفاق اگر فقط در یک سری دو سانتیمتری بدمید و از ته سری در آینه نگاه کنید و از نور کمک بگیرید این روزنه ریز را خواهید دید (اگر دندان نداشته باشید به وضوح و براحتی این ترکیب را در دهانتان مشاهده خواهید کرد)

برای اینکه یک طرف لبه نی درست در مقابل این روزنه ریز قرار بگیرد الزاما نوازنده نی بایستی لبه نی را در بین شیار دو دندان بزرگ پیشین (البته برای برخی نوازندگان نه تا انتها) فرو برد.

این کار بخاطر راحتی پوشش بقیه نواحی سر نی توسط لب و زبان و مهمتر از آن نزدیک شدن لبه ی سری به روزنه در محل برخورد است و در غیر اینصورت هوای خارج شده از روزنه که شدتی ناچیز دارد، دقت کافی یا برد دقیق برای برخورد با لبه را نخواهد داشت. نوازندگانی که دندانهای چسبیده دارند گاهی بجای استفاده از تلق که با فشار در شیار قرار می گیرد، شیار را بر روی سری فلزی ایجاد می کنند، در هر حال نتیجه همان است و باید یک لبه ی سری را به محل برخورد رساند. بنابر این محل قرار گیری لبه نی همان جایی است که توضیح دادیم، حال نوازنده چه صاحب دندان باشد و چه نباشد. می توان اینگونه گفت که نقش دندانهای پیشین، نگاه داشتن سری در نقطه ی برخورد است و در نبود دندانها، انگشتان این نقش را ایفا می کنند.

البته استثنائاتی نیز هست که نمی تواند به قانون کلی و فراگیر برای آموزش و انتقال تبدیل شوند مثلا نوازنده ای ممکن است همین روزنه هوا را در یکی از طرفین چپ یا راست دهانش ایجاد کند و در طول زمان به این ترفند شخصی عادت کند و کیفیت صداگیری خود را بهبود بخشد. درهر حال آنچه مسلم است دمش از وسط و ساختن محل برخورد با توصیفی که آمد راحت تر و جوابگوتر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوش‌ها نیز، می‌شنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر می‌کند. نکته‌ای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانه‌ی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار داده‌اند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادی‌های تازه‌ای می‌گذارند. این وادی‌های تازه، تازگی‌شان را لزوما از موسیقی‌ای که اجرا می‌شود، نمی‌آورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و می‌گذشتیم یا نمی‌گذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطه‌ی موسیقی‌دان و شنونده دارد دگرگون می‌شود.
ویژگی های یک سنتور خوب (V)

ویژگی های یک سنتور خوب (V)

کیفیت مواد به کار رفته: مواردی که در این شماره می خوانید شاید کمتر به درد یک هنرجوی تازه کار می آید چون برای او هیچ یک از موارد ذیل به درستی قابل بررسی و تشخیص نیست مگر اینکه از قبل اطلاعاتی مثلا راجع به چوب یا دیگر اجزاء ساز داشته باشد. با این حال ذکر این موارد حداقل هنرجو را با شمای کلی ماجرا آشنا می کند تا شاید مثلا هنگام خرید بتواند در مورد موضوعاتی که یاد دارد سوالاتی بکند یا اگر اشاره ای به او در قالب این موضوعات کردند لااقل یک بار آنها را شنیده باشد و مثل یک فرد بی اطلاع، کاملا مبهوت نگردد.
سخنرانی سجاد پورقناد درباره هارمونی ایرانی (I)

سخنرانی سجاد پورقناد درباره هارمونی ایرانی (I)

بیست و نهمین جلسه نقد نغمه، با موضوع «نقد هارمونی ایرانی» در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد که امیرآهنگ هاشمی، شاهین مهاجری و علی قمصری به عنوان کارشناس، سجاد پورقناد به عنوان کارشناس مجری و میهمانانی چون هوشنگ کامکار و پیمان سلطانی و عباس تهرانی تاش حضور داشند.
مغالطات ایرانی – اجرای جهانی

مغالطات ایرانی – اجرای جهانی

یکی از مهمترین معیارهای سنجش کیفیت یک اثر موسیقایی در فضای موسیقی کلاسیک، اجرای چندین باره یک اثر توسط گروه ها و ارکستر های مختلف در اعصار مختلف است. این اعتقاد در بعضی از جوامع مثل کشور ما چنان همه گیر و جا افتاده شده است که به عنوان تنها معیار سنجش کیفیت یک اثر موسیقی کلاسیک به حساب می آید.
بزرگان ویولون – پابلو سارازات

بزرگان ویولون – پابلو سارازات

پابلو سارازات (Pablo Sarasate) ویولونیست و آهنگساز اسپانیایی، خالق دسته آثاری است که اغلب ریشه در موسیقی زادگاهش دارد. او که بیش از پنجاه اثر برای ویولن به همراهی پیانو یا ارکستر ساخته است، فراگیری این ساز را از پنج سالگی با پدرش آغاز کرد و با نخستین اجرای عمومی خود، در هشت سالگی به عنوان کودکی نابغه شناخته شد.
کوارتت زهی

کوارتت زهی

کوارتت زهی به گروهی از نوازندگان میگویند که توسط چهار ساز به اجرا میپردازند و این سازهای معمولا دو ویولون، یک ویولا و یک ویلنسل می باشد. معمولا ویلن اول ملودی بالا را اجرا میکند و ویلن دوم نتهای پایین تر. همچنین این امکان وجود دارد که آهنگسازی برای چهار ساز زهی اما نه با ترکیب فوق مثلا سه ویولن و یک باس (و یا یک ویولا یا ویولنسل) قطعه بنویسد. کوارتت زهی یکی از متداولترین گروههای مجلسی در موسیقی کلاسیک میباشد و بسیاری از آهنگسازان از اواخر قرن ۱۸ علاقه زیادی به نوشتن قطعات برای این آنسامبل موسیقی داشته اند.
گروه کر اسکراک

گروه کر اسکراک

گروه کر اسکراک (SKRUK)، با آوا و رپرتوارهای خاص خود، به عنوان یکی از گروههای برجسته کر نروژ شناخته میشوند. طی ۳۰ سال گذشته، اعضای این گروه به طور مرتب تورها و کنسرتهایی در صدها کلیسای سرار نروژ برپا کرده اند و در مهمترین جشنواره های کشور شرکت داشته اند.
گروه راک “ترن” Train

گروه راک “ترن” Train

پت موناهان Pat Monahanترانه سرا و خواننده گروه ترن Train درباره منبع الهام آلبوم جدید گروه که For Me, It’s You نام دارد میگوید، هر ترانه خطاب به “تو” you است، این “تو” در هر ترانه شخصی متفاوت است، در ترانه اصلی، “تو” را خطاب به زنی که عاشقش هستم میگویم و در طول آلبوم این “تو” خطاب به فرزندانم، دوست عزیزی که از دست داده ام، مادرم، خانواده ام و گروه موسیقی من بوده است.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

به همین ترتیب، درایه‌هایی مانند «امپرسیونیسم» و «اکسپرسیونیسم» سَبک هستند، عناوینی مثل «دوازده‌تنی»یا «لایتموتیف»اصطلاحات فنی مرتبط با یک سبک یا روش یک آهنگساز، و مدخل‌هایی مانند «موسیقی نظامی»، «موسیقی عاشقانه» و «موسیقی سَبُک» گونه‌های موسیقایی (۳۰).
منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

همینطور است. در موسیقی ما آهنگسازانی که خواسته اند توانایی آهنگسازی ایرانی شان را نشان بدهند، در مقامهای خاصی مثل دشتی مانور داده اند. چون دشتی فواصلی دارد که امکان استفاده از برخی دیزونانس ها و آکوردها را به آهنگساز می دهد. حتی آقای مشایخی که با موسیقی ایرانی و ردیف بطور تخصصی آشنا نیست در دشتی می تواند مانور دهد. اما اگر بخواهیم از ردیف در کمپوزیسیون مان استفاده کنیم، همه گوشه ها برای کار مناسب نخواهند بود.