آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VIII)

هرمز فرهت <br>
(عکاس علی چاشنی گیر)
هرمز فرهت
(عکاس علی چاشنی گیر)
دیدارتان از دانشگاه تهران بعد از ۴۰ سال چه نکات قابل‌توجهی برای شما داشت؟
البته باید بگویم امکانات امروزی خیلی بیشتر از ۵۰ سال پیش است افراد تحصیلکرده ذی صلاحیت خیلی بیشتر و در دسترس هستند. حالا تا چه اندازه استفاده درستی از آنها می‌شود نمی‌دانم، اما آشنایی مختصر چندروزه با عده‌ای که حتی اسامی‌شان را نشنیده بودم؛ این‌طور استنباط می‌کنم که الآن امکانات برای آموزش، تشویق و ترفیع موسیقی در جامعه خیلی بیشتر است تا ۵۰ سال پیش. درگذشته شاید دیدرسمی کشوری نسبت به موسیقی قدری موافق‌تر بود، استنباط من این است که وضع دارد به‌تدریج بهتر می‌شود ولی امکاناتی که اکنون در دسترس است خیلی بیشتر از گذشته است.

ازاین‌رو من امیدوارم با توجهی که از سوی مقامات رسمی کشور خواهد شد موضوع این فرهنگ محترم و عظیم موسیقی در جامعه رو به باز شدن و اهمیت یافتن و اشاعه خواهد بود.

نگاه به موسیقی در جامعه ما را چگونه یافتید؟
ما در ایران چه در زمان قبل، چه زمانی که من فعالیت داشتم، این‌گونه بود که ارزش‌های فرهنگی خودمان را محترم می‌دانستیم و به ارزش‌هایی که از فرهنگ‌های دیگر می‌توانیم بگیریم توجه داشتیم که باید هم داشته باشیم. درزمینه هنرهای نوشتاری – ادبیات و شعر –هیچ‌وقت هیچ سدی نگذاشتیم.

اکنون و زمان قبل، آثار بزرگان ادب غرب را در دسترس داشته و داریم. اصل و ترجمه‌شان هست. درزمینه آنهایی که نمایشنامه‌نویس بودند آثارشان را حتی روی صحنه می‌آوریم. ما نمی‌گوییم که ساموئل بکت مال ایرلندی‌هاست و به ما ربطی ندارد. نه این‌گونه نیست چراکه ما در انتظار گودو را روی صحنه می‌بریم. کتاب‌ها و نوشته‌هایش را ترجمه می‌کنیم. ما نمی‌گوییم گوته مال آلمان است و به ما چه و یا شکسپیر انگلیسی بوده و به ما ربطی ندارد. پروست مال فرانسه است و به ما چه؟ ما این‌گونه نمی‌گوییم.

این آثار در دوران قبل در دسترس بود و اکنون هم هست و حتی بیشتر از قبل. در نقاشی هم نمی‌گوییم که فقط مینیاتورهای صفوی که مربوط به خودمان است را ببینیم و نمی‌خواهیم بدانیم ماتیس که بوده است و یا به فرض پیکاسو و ترنر که بودند. ما آثار اینها را به نمایش می‌گذاریم و کتاب دراین‌باره چاپ می‌کنیم. اما وقتی به موسیقی که قرار است یک‌زبان بین‌المللی هم باشد می‌رسیم مقاومت داریم. دستگاه‌ها و موسیقی سنتی ثقیل است و خیلی عجیب که در مواجهه با موسیقی مانعی هست. پذیرایی از موسیقی غربی گویی مثل این می‌ماند که موسیقی خودمان را رد کرده‌ایم. اما کسی نمی‌گوید که اگر اشعار ویکتور هوگو را بگیریم و منتشر کنیم مانند این است که دیگر حافظ را کنار بگذاریم اما در موسیقی به گونه ایست که موسیقی کلاسیک غربی، این اقیانوس عظیم که نوابغ در آن ظهور کرده‌اند و از هفت قرن پیش نوشته‌شده است را می‌گوییم به درد ما نمی‌خورد. و فکر می‌کنیم می‌آید و موسیقی دستگاهی ما را از صحنه خارج می‌کند.
این‌گونه نیست.

و اصلاً موسیقی تماماً که وسیله طرب نیست. البته آنهم در جای خودش ایرادی ندارد چراکه مگر نباید خوشی کرد؟ ولی آن یک فرع فوق‌العاده ناچیزی است از انواع موسیقی. این اقیانوس عظیم ساخته‌شده و نوشته‌شده نوابغ اقلاً ۷ قرن هستند. موسیقی غربی که به نظرم باید گفت موسیقی جهانی، موسیقی کلاسیک فقط موسیقی غربی نیست. الآن در ژاپن هم قطعات کلاسیک می‌نویسند و توکیو ۷ ارکستر سمفونیک دارد. در چین مقاله‌ای خواندم که در یک‌لحظه ۴۰ میلیون چینی آموزش پیانو می‌بینند.

البته جمعیت زیادی دارند. در همه‌جا این موسیقی هست. موسیقی کلاسیک، موسیقی دنیاست. آهنگسازان هم همین‌طور حدومرز ندارند. مثلاً وقتی وردی روی اتللو اپرا می‌نویسد یک ایتالیایی است که بر روی یک نمایشنامه انگلیسی اپرا ساخته است. بیزه روی داستانی مربوط به اسپانیا اپرا نوشته است. واگنر بر وی داستان تریستان و ایزولده مربوط به ایرلند نوشته است. یعنی آهنگسازان بزرگ تفکرشان محدود به محدوده دوروبر خودشان نبوده است و شخصیت‌های جهانی بوده‌اند و متعلق به ما هم هستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

نی و قابلیت های آن (XII)

نی و قابلیت های آن (XII)

در قسمت دهم به بررسی محدوده های صوتی نی و حالات متفاوت انگشت گذاری روی ساز پرداختیم. همانطور که ذکر شد از هر وضعیت انگشت گذاری اصلی در نی می توانیم ۴ صدا در محدوده های مختلف نی تولید کنیم، همچنین با وضعیت (نیم انگشت) می توانیم فواصل فرعی و برخی نیم پرده ها و ربع پرده ها را اجرا نماییم.
فصل‌نامه‌ موسیقی ماهور ۲۰ ساله شد

فصل‌نامه‌ موسیقی ماهور ۲۰ ساله شد

فصل‌نامه‌ موسیقی ماهور با مدیر مسؤولی «سید محمد موسوی» و با هیات تحریریه‌ای شامل ساسان فاطمی، سید محمد موسوی، بابک خضرایی، آرش محافظ و سعید کرد مافی بیست ساله شد. فصل‌نامه‌ی ماهور، در میان تمام نشریاتی که در زمینه موسیقی شناسی به زبان فارسی تا کنون به انتشار رسیده است از جایگاه ممتازی برخوردار است و بیست سال مداومت در انتشار فصل‌نامه‌ ای که مخاطبین بسیار محدودی و معدودی دارد، نیازمند توان و انرژی دوچندان است.
نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید (II)

نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید (II)

تمرین تنها فیزیکی نیست بجای اینکه تنها با عضلاتتان ساز بزنید قبل از شروع هر تمرینی چه گام و چه قطعه با نگاه کردن به نت قطعه مورد نظر، ذهن خود را برای تمرین آماده سازید. به عقیده شخصی (نگارنده) بسیاری از تمرینات عضلانی تنها وقت شما را میگیرند و کار مفیدی را انجام نمیدهند! درواقع تنها شما خسته میشوید و حس کاذب پیشرفت را به شما دست میدهد؛ در حالیکه با تمرینات ذهنی میتوانید با فشار کمتر و بازدهی بالاتر از تمرینات خود استفاده ببرید.
موسیقی و معنا (III)

موسیقی و معنا (III)

به‌رغم بی‌اعتنایی گسترده‌ی فلاسفه و نظریه‌پردازانِ معنا به ایده‌های نشانه‌شناختی پیرس و حتی رد آنها، این ایده‌ها سهم مهمی در ارائه‌ی نظریه‌های مؤثر در باب معنای موسیقی داشتند (مانند Nattiez 1990 ). با این حال موسیقی به آسانی با تمایزات طبیعی- قراردادی که از مسائل بنیادی نظریه‌ی پیرس است، تطابق نمی‌یابد. موسیقی در میان امور طبیعی و قراردادی جایگاه مبهمی دارد؛ همچنین بیان معنا با رویکرد نشانه‌شناختی نیازمند جایگاهی مشخص بین این دو امر است که مبهم بودن جایگاه موسیقی این امکان را محدود می‌سازد.
مارتا خادم- میثاق، جوانترین عضو خانواده خادم- میثاق

مارتا خادم- میثاق، جوانترین عضو خانواده خادم- میثاق

نوازنده جوان و چیره دست ویولن – مارتا خادم میثاق – در ماه نوامبر سال ۱۹۷۹ در اتریش متولد شده، نوازندگی را از سه سالگی آغاز نموده و اولین اجرای عمومی اش را در سن نه سالگی به عنوان تک نواز ویولن به همراه ارکستر ارائه نموده است.
امینی: باید مانند سینما در موسیقی هم شورای تهیه کنندگان داشته باشیم

امینی: باید مانند سینما در موسیقی هم شورای تهیه کنندگان داشته باشیم

در این گنجینه، وقتی ما وارد شدیم دیدیم که حجم انبوهی از کار است، به خاطر همین ما آمدیم یک پروسه چند منظوره طراحی کردیم و گفتیم یک کتاب از زندگینامه مجید وفادار باید انتشار پیدا کند که پوراندخت وفادار برادرزاده مجید وفادار که در دفتر حمید وفادار بوده به ما کمک‌های خیلی زیادی که کرد، از او تشکر می‌کنم. از شهرزاد وفادار دختر خود مجید وفادار که در این پروسه واقعا به ما کمک کردند و آثار را در اختیار ما گذاشتند و یک حرکت فرهنگی بزرگ شکل گرفت؛ کتابی تحت عنوان «خنیاگر آسمانی» که مراحل مجوزهاش دارد تمام می‌شود و برای نشر آماده می‌شود که متعاقبا رونمایی می‌شود.
«هدف نقد»

«هدف نقد»

چرا «نقد موسیقی» می‌نویسیم؟ چرا عده‌ای حتا تا آنجا پیش می‌روند که وجود نقد موسیقی را برای یک جامعه‌ی موسیقی پیشرفته و بالنده لازم می‌بینند؟ اینها سوال‌هایی است که گاهی به ذهن می‌رسند و حتا گاهی هم به زبان می‌آیند و پرسش مهم‌تر و ریشه‌ای‌تری را در دل خود پنهان می‌کنند. پس برای آن که بتوانیم پاسخ درستی به آنها بدهیم باید اول آن پرسش اصلی را بیابیم و سپس به سراغ مجموعه‌ نقدهای موجود و حرف و حدیث‌های جامعه‌ی موسیقی بر سر موضوع رفته و ببینیم چه پاسخی برای آن می‌توان پیدا کرد.
دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

در ادامه مطلب قبل ، “سکوت کامل یا جنگ”توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه با دیوید گیلمور جلب می کنیم.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

از نظر فیثاغورث موسیقی یکی از شاخه های علم ریاضی بود که هارمونی موجود در آن، با تناسب های ریاضی کنترل می شد. او نخستین پایه گذار علم موسیقی شناخته شده است و عقیده داشت که اعداد، حقایق اصلی یا تنها حقایق این جهان هستند. به باور او اعداد در روابط طبیعی، فردی و اجتماعی، نقشی اساسی داشتند. هارمونی، صداهای گوش نواز، قرینه و فواصل کمکی، زاییده اعداد و روابط ریاضی بودند و ریاضیات، مادر تمام علوم و از جمله موسیقی به شمار می رفت. از نظر فیثاغورث موسیقی یک امر واحد ترکیب یافته از روابط اعداد بود و چون اعداد فی نفسه دارای صفات اخلاقی بودند، موسیقی هم باید در زمره ی ارزش های اخلاقی ارزش یابی و بررسی می شد.
وداع با موسیقی آوانگارد (I)

وداع با موسیقی آوانگارد (I)

«۷ سال پیش، سال ۱۹۶۶، داشتم برای کتابم، “گوناگونی بی نهایت موسیقی” (infinite variety of music)، مقدمه مینوشتم؛ این دوران برای من دوران ضعیفی از لحاظ موسیقی در قرن ما بود، به واقع ضعیف ترین دورانی که در زندگی تجربه کردم.» برنشتاین با این مقدمه سخنرانی خود را در مورد موسیقی آوانگارد و سریال شروع می کند و به جایی می رسد که می گوید: «چند سال قبل در مقدمه ای نوشته بودم، من امروز موسیقی های پاپ و راک را بیشتر از موسیقی های استادان موسیقی آوانگارد می پسندم، هرچند امکان دارد چند سال دیگر از این گفته پشیمان شوم؛ ولی امروز وقتی می بینم آهنگسازان آوانگارد تغییر مسیر داده اند و باز به موسیقی تنال برگشته اند، می فهمم پیش بینی ام درست بوده و استادان این مکتب به مسدود بودن این راه با تغییر مسیرشان اعتراف کرده اند. یک نوع نئوکلاسیسیم روی داده که باعث بوجود آمدن هوایی تازه شده است. دلیل این اتفاق کشف دوباره تنالیته است (نقل به مضمون از سخنرانی لئوناردو برنشتاین در تاریخ ۱۹۷۳ در دانشگاه هاروارد با عنوان «شعر زمین»)