کتاب «نت و تجزیه‌ و تحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه» منتشر شد

انتشارات نارون، کتاب «نت و تجزیه‌وتحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه»، با نت‌نگاری و تجزیه تحلیل مازیار کنعانی و ویرایش و اجرای فایل صوتی حمیدرضا حسن‌پور منتشر کرد. در این کتاب یکی از پیچیده ترین و تکنیکی ترین تکنوازی های تار یحیی زرپنجه، آنالیز و نت نویسی شده است.

مازیار کنعانی درباره این کتاب می گوید: «ترجمه‌ی علم و ورود آن به فرهنگ‌های مختلف نیازمند بستر مناسب و یا همسوسازی علم با بومِ مقصد است. در غیر این‌صورت استفاده‌ی از آن کاربری عکس پیدا خواهد کرد. یعنی بومِ مقصد در راستای علم مربوطه قرار می‌گیرد و تقلید بی‌محتوایی را ارائه می‌کند. حوزه‌ی آموزش موسیقی کلاسیک ایران نیز از زمان پذیرش استفاده از خط موسیقی، با چنین چالشی روبرو بوده‌ و این موضوع در دوره‌های آموزشی پیشرفته و عالی بسیار ملموس‌تر است. در دوره‌ی پیشرفته و عالی معمولا هنرجو به تمرین اجرای موبه‌موی ضبط‌های موجود از تکنوازی‌های اساتید برجسته می‌پردازد و در موارد معدودی از نت‌های موجود برای قسمت‌های مترآزاد استفاده می‌کند. اگرچه عمده‌ترین بخشِ به‌جای‌مانده از موسیقی کلاسیک ایران را قطعه‌هایی با متر آزاد تشکیل می‌دهند و احتیاج هنرجوی موسیقی کلاسیک ایرانی به داشتن کارگان آوازی (متر آزاد) غیر قابل انکار است، اما با این‌حال، اکثر نت‌های موجود و در دسترس، مربوط به قطعات با متر معین است.

تجزیه‌ و تحلیل علاوه‌ بر کمک به اجرای خودآگاهانه، خلاقیت ذهن موسیقی‌دان را بالاتر می‌برد. خلاقیت به صورت موروثی یا به صورت اکتسابی به‌دست می‌آید که در شکل اکتسابی خود، نتیجه‌ی تجزیه‌وتحلیل و رسیدن به شناخت در موضوع مورد نظر است. بنا‌براین داشتن علم بر عملِ اجرا و رسیدن به‌خودآگاهی، به‌خصوص برای فراگیری هنر بداهه‌نوازی و آهنگسازی به‌عنوان بخش‌های اساسی دیگر از موسیقی کلاسیک ایران، نیازمند تجزیه و تحلیل مطالبی‌است که مورد آموزش قرار می‌گیرد. کتاب (تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه) اولین جلد از یک مجموعه‌ی چندجلدی است که در آن تلاش شده منبعی مکتوب و تحلیلی، با اهداف کاملاً آموزشی در زمینه‌ تقویت خلاقیت از طریق رسیدن به خودآگاهی، از بخش موسیقی آوازی ایران برای هنرجویان دوره‌ی عالی نوازندگی آماده گردد.

اجرای ماهور زرپنجه یکی از مهم‌ترین و پربارترین صفحات به‌جای‌مانده از نوازندگی کلاسیک تار ایران است که در آن زرپنجه به‌عنوان یک ویرتوزِ تمام عیار هنرنمایی می‌کند. مضراب‌های شفاف و با صلابت، استفاده‌ی منحصربه‌فرد از تکنیک‌ها، سونوریته‌ی مطلوب، انعطاف و تنوع در فیگورهای ریتمیک و ملودیک (با حفظ وحدت)، برخی از مشخصات بارز این اجراست. در دفتر اول، تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه در هشت قسمت ارائه گردیده است. این هشت قسمت برای آموزش به هنرجو طی هشت جلسه درسی می‌باشد. هر بخش با تجزیه و تحلیل مربوط به همان قسمت آمده است. همچنین یک سی‌دی آموزشی که در آن هر قسمت با سرعت کمتر و شفاف‌تر نسبت به فایل اصلی اجرا شده، با کتاب همراه گردیده است. این سی‌دی به درک عمیق‌ و کامل از کل برنامه و اجرای هرچه دقیق‌تر آن کمک می‌کند.

طرح کلی با نظارت دکتر هومان اسعدی ایجاد گردیده و ویرایش فنی نهایی توسط دوست عزیز، جناب آقای حمیدرضا حسن پور صورت گرفته است. محمد باقر ذینلی: صدابردار، امیر رجایی: طراح جلد، ناشر: انتشارات نارون دیگر همراهان در مجموعه بودند. سایر جلدهای مجموعه با روند مشابه جلد اول برای دیگر ضبط‌های برجسته‌ی به جامانده از موسیقی کلاسیک ایران در آینده منتشر خواهد شد.»

علاقه مندان برای تهیه این کتاب می توانند با نشر نارون با شماره تلفن: ۰۲۱ – ۶۶۴۶۸۵۷۲ تماس بگیرند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (I)

پیش از شروع به نوشتن این مطلب، یکی از دوستان نویسنده در تاریخ دفاع ۸ ساله، به آرامی و با تاکید، یادآور شد که ما «موسیقی جنگ» نداریم بلکه موسیقی دفاع مقدس داریم؛ در واقع، تاکیدش بر پرهیز از واژه «جنگ» بود. دوست ما بار سیاسی و حتی تاریخی این واژه را در نظر داشت. درست می گفت که ما مردمی جنگ طلب نیستیم. ولی نمی شد انکار کرد که همین واژه منحوس که به قول ملک الشعرای بهار «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او در تمام ۸ سالی که ایران درگیر آن بود، میلیون ها بار از طریق رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری، پخش شد.

موسیقی پنهان در هندسه (III)

به غیر از پاره خط S1S2 و S1S8 که اضلاع چند ضلعی بوده و قطر نیستند، در چندضلعی ها بین طول ضلع و طول قطرها روابط ریاضی خاصی برقرار می باشد. در مثال بالا که هشت ضلعی منتظم است، بین اقطار و طول ضلع روابط زیر برقرار است:

از روزهای گذشته…

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.
سپنتا و سه پاره تفردش

سپنتا و سه پاره تفردش

یکی از واپسین‏ها بود. بازمانده نسلی که یکی یکی یا گاه چند چند دارند از میان ما به لابه‏لای صفحه‌های تاریخ موسیقی کوچ می‏کنند. ساسان سپنتا از تبار تجددخواهان نیمه اول سده حاضر بود و از آخرین نمایندگان نظرپرداز این مکتب که تا پایان عمر، با وجود همه تغییراتی که در فضای فکری و پژوهشی و گفتمان نظری موسیقی ایرانی رخ داده است، همچنان دست از قلم برنداشته و به کار می‏ پرداخت.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

نخست خلاقیت وی در دگرگونه شیوش صدای ساز رخ نمود. صدایی که پلی شد میان صداهایی از خاطره سنتور و آینده هنوز آفریده نشده اش. او این همه را بر بنیاد راست، استوار نشستن در پشت سنتور، یکی شدن دست و مضراب و بهره بردن از تمامی جان دست برای به فریاد آوردن آن همه سیم به دست می آورد. به حرکت های دست، جز از گردش از سر مچ یا بازی حلقه مضراب به دور انگشتان باز، تازش مچ، هم گیری و فشردن انگشتان انتهایی و نرمی ته دست را افزود، بنابراین ظرافت نواختن مضراب با صلابت همنشین شد.
یادداشتی بر آلبوم «سه‌گاه‌وار»

یادداشتی بر آلبوم «سه‌گاه‌وار»

آن تارنوازی که هنوز مکرراً به «کاملاً بداهه بودن»ِ سه‌گاهی که نواخته تأکید می‌کند روشن است در تمام سال‌هایی که سازبه‌دست بوده، نه تنها به کارش فکر نکرده بلکه از نوشته‌های فارسیِ دست‌کم یک دهه‌ی گذشته و از گفتمان انتقادی شکل‌گرفته در باب پیوستار بداهه و آهنگسازی نیز بی‌خبر است. کجای نغمه و کرشمه زدن، و مخالف از پسِ زابل زدن، می‌تواند «کاملاً بداهه» باشد؟ آن هم با یک تارِ ناکوک و سنتوری که هر از چندگاه با کشیدنِ مضراب روی سیم‌ها هنرنمایی می‌کند. آیا توقع زیاده‌ای است، از کسی با چند دهه تجربه‌ی دست‌به‌ساز بودن، که چند دقیقه در پرده‌هایی مشخص، کاری بیش از سرهم کردن الگوهای هزاربار شنیده‌اش بکند؟
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (I)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (I)

تجزیه و تحلیل موسیقی یا همان آنالیز از آن دسته فنون است که کاربردی دوگانه دارد. در سنت موسیقی کلاسیک دو گروه از افراد هستند که مایلند اطلاعاتی دقیق از ارتباطات دقیق درون یک اثر موسیقایی به دست بیاورند؛ آهنگسازان و موسیقی‌شناسان. شناخت آثار برای این دو گروه که گاه به یکدیگر یاری نیز می‌رسانند، اهمیتی حیاتی دارد. برای گروه نخست اهمیت این فنون در این است که امکان یادگیری از پیشینیان را فراهم می‌سازد.
«ما بی وطن ها…»

«ما بی وطن ها…»

«استانبول» برای من همیشه تداعی‌کننده‌ دو موضوع بوده: شهرِ مقصد هزاران ایرانیِ گریزان از جنگ در سال‌هایی نه‌چندان دور، و شهری که محل زندگی ثمین باغچه‌بان، آهنگساز صاحب‌نام و مهاجر ایرانی است.
نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.
به یاد استاد سعید هرمزی

به یاد استاد سعید هرمزی

دی ماه ۱۳۵۵ استاد بزرگ موسیقی و نوازنده نامی تار و سه تار، استاد سعید هرمزی در تهران دیده از جهان فروبست. نوشته زیر توسط یکی از پیگیران جدی آثار مرحوم هرمزی نگاشته شده که در پی می آید.
پروژه ساخت ویلن “کانن” (I)

پروژه ساخت ویلن “کانن” (I)

اکنون در پس پرده های غیب، ستاره ای دیگر را نظاره می کنیم. پیمانی ابدی که در این گوشه از هستی، به نشان حیات و بقای هنرمندی چیره دست آفریده می شود. شاید او هرگز نمی دانست که واپسین لحظه های وجودش، آرام آرام برای سفری بی انتها در طلوع آثاری گران سنگ نهفته می گردد. او راز جاودانگی خود با اکسیر هنر در هم آمیخت، آری همچون بسیاری از ستارگان این پهنه بی انتها.
جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.