آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

هرمز فرهت <br>
(عکاس علی چاشنی گیر)
هرمز فرهت
(عکاس علی چاشنی گیر)
لطفاً نام ببرید که با چه کسانی آشنا شدید که شما را به دانشگاه تهران دعوت کردند؟ چراکه این بخش جزو تاریخ موسیقی ماست و می‌ماند.
از جمله با وزیر فرهنگ و هنر وقت آقای پهلبد، با رئیس سازمان رادیو تلویزیون آقای قطبی و همچنین با رئیس دانشگاه تهران آقای دکتر عالیخانی آشنا شدم که ایشان، عالیخانی، گویا از سوابق دانشگاهی من اطلاعاتی کسب کرده بود و با من راجع به دپارتمان موسیقی که اخیراً در دانشگاه تهران تأسیس‌شده بود صحبت کردند. به گفته او این دپارتمان بی‌سروسامان بود و برنامه خیلی مشخصی نداشت و به‌علاوه کادر آموزشی افرادی بودند که به‌صورت حق‌التدریسی می‌آمدند، درس می‌دادند و می‌رفتند و تماس با دانشجو، به جز سر کلاس، خیلی کم بود. این‌که کار دانشگاهی محسوب نمی‌شود، چراکه کار دانشگاهی فقط درس دادن و رفتن نیست. باید شخصا استاد درصحنه دانشگاه حضورداشته باشد تا به نیاز دانشجویان توجه کند و در برنامه‌های تحقیقاتی که دارند آنها را کمک نماید یعنی فقط رفتن سر کلاس نیست. به‌هرحال، آقای عالیخانی راجع به این‌که این دپارتمانی است که وضع هنوز مشخصی نیافته توضیح دادند بعلاوه کسی که بانی احداثش بود آقای دکتر مهدی برکشلی، یک موسیقیدان حرفه‌ای نبود. بله، فیزیکدان بودند.
فیزیکدان و استاد فیزیک در دانشکده علوم. ولی چون در جوانی مطالعاتی بر روی موسیقی ایرانی کرده و چند مقاله نوشته بود او بانی احداث این دپارتمان شده بود. در آن موقع چند سال بود که دپارتمان موسیقی تشکیل‌شده بود؟
سه سالی بود که تشکیل‌شده بود شاید هم چهار سال. یعنی زمانی که دکتر عالیخانی به شما پیشنهاد ریاست دانشکده موسیقی دانشگاه تهران را دادند دپارتمان موسیقی سه چهار سالی بود که به درخواست دکتر برکشلی تشکیل‌شده بود؟
بله، ظاهراً بانی آن دکتر برکشلی بود و دختر ایشان هم که تحصیل‌کرده کنسرواتوار پاریس بود در آنجا شاغل بود. همچنین آقای نورعلی خان برومند. او را هم یکی دو سال قبل از این گفت‌وشنود (با دکتر عالیخانی) به‌عنوان استاد به دانشگاه آورده بودند. البته برومند کسی بود که آشنایی با موسیقی ملی–سنتی داشت اما سوابق دانشگاهی نداشت. سواد دانشگاهی در رشته موسیقی نداشت و در خارج از کشور پزشکی خوانده بود.
سوابق رسمی موسیقی نداشت در جوانی برای تحصیل پزشکی به آلمان فرستاده‌شده بود و به علت واقعه‌ای که برای من روشن نیست چه بوده که منجر به نابینایی ایشان شده بود تحصیل را متوقف کرده و به ایران برگشته بودند. البته در خانواده متمکنی بودند و با نوازندگان موسیقی سنتی مراوده داشتند. خودشان هم ساز می‌زدند و آشنایی با سنت موسیقی شهری ما داشتند. دکتر عالیخانی به شما چه پیشنهادی دادند؟
گفتند از وضع دپارتمان موسیقی راضی نیستند و در فکر آن هستند که دپارتمان را منحل کنند. گفتند که شنیدم در آمریکا تحصیل‌کرده و در دانشگاه تدریس می‌کنید اگر که بیایید و این دپارتمان را سروسامانی داده و برنامه مشخصی بدهید؛ من هم ازلحاظ مادی و معنوی کمک و حمایت می‌کنم تا بتوانید کادر ذی صلاحیتی بیاورید که مستقر شوند و بتوانند ثابت باشند. آن‌وقت این دپارتمان را حفظ می‌کنم و الا به نظر می‌رسد که باید کنار گذاشته شود. سه چهار سالی بود که دانشکده موسیقی تشکیل‌شده بود که شما رئیس دانشکده شدید، پیش از حضور شما آیا کسی از دانشکده فارغ‌التحصیل شده بود؟
مطمئن نیستم که هنوز کسی فارغ‌التحصیل شده بود یا در شرف آن بود؛ چراکه برنامه چهار سال ریخته شده بود و در سال سوم یا چهارم احداث این دپارتمان بود که من به دانشگاه رفتم. شما در دانشکده موسیقی دانشگاه تهران چه‌کار کردید؟ چه اساتیدی را دعوت به همکاری کرده و چه دروس و سیلابسی را تدوین کردید؟ و چه شیوه آموزشی‌ای را برگزیدید؟
برنامه‌ریزی از نظر دروس مشخص با تعیین مفاد هر درسی برای چهار سال انجام شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

لئوپاد آئور (II)

لئوپاد آئور (II)

آئور به اجرای سونات به همراه بسیاری از پیانیستهای بزرگ ادامه داد. پیانیست همنواز مورد علاقه وی آنا یسیپوآ (Anna Yesipova) بود که به همراه وی تا سال مرگ این هنرمند ۱۹۱۴ به اجرا پرداخت. از دیگر همنوازانش: آنتون روبینستین، تئودور لشیتسکی (Theodor Leschetizky)، رائول پونگو (Raoul Pugno)، سرجی تانیف (Sergei Taneyev) و ایوگن دآلبرت (Eugen d’Albert) بودند.
دلاور سهند (I)

دلاور سهند (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، مقاله ای است از محمود خوشنام در باره «دلاور سهند» اولین اپرای ایرانی که توسط یک آهنگساز ایرانی نوشته شده است. این مطلب در مجله «نگین» شماره ۴۴ در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۴۷ به انتشار رسیده است که امروز بخش اول آن را می خوانیم:
شکل گیری دوباره رولینگ استونز

شکل گیری دوباره رولینگ استونز

اواسط دهه هفتاد گروه استونز به برنامه های جانبی پرداختند، وایمن و وود آلبومهای سولو منتشر کردند. ریچاردز به دلیل همراه داشتن هروئین دستگیر شد و پس از گذراندن دوره بازپروری در سال ۷۸ به گروه بازگشت.
صداسازی در آواز (VIII)

صداسازی در آواز (VIII)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسش‌ها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته‌ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاهی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عام‌ترین شکلش) و استعاره‌ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می‌شود؟ بعضی‌ها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می‌کنند:
حنانه و هزاردستان

حنانه و هزاردستان

همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!
نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

در رابطه با اصول آموزش نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، همواره هنرجویان نوازندگی با سوالات و ابهاماتی روبرو هستند که می تواند باعث سردرگمی آنها گردد. هدف از ارائه این مقاله، که به شکل پرسش و پاسخ مطرح می گردد، بررسی و گشودن دریچه هایی بر روی مسائل آموزشی هنر نوازندگی است.
گفتگو با تیبو (II)

گفتگو با تیبو (II)

«مارسیک نمونه یک استاد خوب بود. هر جلسه که در کنسرواتوار نزد او می رفتم (ما سه روز در هفته از او درس می گرفتیم)، او یک اتود از جاوینیز (Gavinies)، فیوریلو (Fiorillo)، دونت (Dont) به من می داد تا برای جلسه بعد آماد کنم. ما همچنین تمام آثار پاگانینی و آثاری از ارنست (Ernst) و اسپور (Spohr) را کار کردیم. برای تکنیک های آرشه نیز مارسیک از پاساژهای مختلفی که به اتود تبدیل شده بودند استفاده می کرد. ما گام ها را نیز که از نان شب ویولونیست مهم ترند، هر روز تمرین می کردیم.
ویولن از کجا آمده است

ویولن از کجا آمده است

عده کثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را که ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای ۱۴۹۶ تا ۱۵۰۵ میدانند.
دو نمود از یک تفکر (II)

دو نمود از یک تفکر (II)

ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه فورتونینو فرانچسکو وردی (Giuseppe Fortunino Francesco Verdi) آهنگساز ایتالیای سبک رومانتیک است که بیشتر کارهایش در زمینه اپرا بوده و قطعات او از محبوب ‌ترین آثاری است که در اغلب سالن‌های اپراهای جهان اجرا می‌شوند. وی یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان قرن نوزدهم بود. آثارش بارها در تالارهای اپرا در سرتاسر جهان اجرا شده و بندهای نسلها را نیز در هم شکسته، بسیاری از موضوعات وی در فرهنگ عموم ریشه دوانده اند، در قطعه ها و موضوعاتی همچون: “خانم دمدمی” در اپرای ریگولتو (Rigoletto)، “آوازهای کر از بردگان عبری” در اپرای نابوکا (Nabucco)، “آهنگ مستی” در اپرای لاتراویاتا (La traviata) و “پیروزی” در اپرای آیدا (Aida).