دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

دوسکو گویکویچ
دوسکو گویکویچ
برای سالها من یک نوازنده معمولی بودم و به تدریج به پیشرفت و ثبات دست یافتم. زمانی که با موسیقیدانان فوق العاده همنواز می شوید و نتهای بالا و پائین آنان را بارها در گوشتان پذیرا می شوید، به تدریج در وجود و ذهن شما شکلی شایسته می گیرد. باید در فضایی باشید که احساس اعتماد به نفس و تلاش را در شما زنده نگهدارد، در محیطی که به شما می گویند: “می توانی این کار را انجام دهی اگر سعی کنی. اگر من می توانم انجام دهم تو هم قادری.” این به شما قوت قلبی می دهد، برای باز شدن امکاناتی که شاید قبل از این به وجود آنان نیندیشیده بودید. اگرچه همه اینها نیاز به تمرین مستمر و آمادگی دارد، درست مانند یک ورزشکار که نیاز به تمرین مداوم و تلاش سخت دارد.

این واقعا سخت است اما اگر زمانی آن را به چشم یک کار نبینید، برایتان شادی بخش خواهد بود. وقتی قطعه ای را از سه ماه پیش از آن بهتر می نوازم، آنوقت است که سرشار از شادی و خوشحالی می شوم. به عنوان یک نوازنده ترومپت جاز شما در آن واحد باید به چندین جنبه مختلف فکر کنید و در نظر داشته باشید مسائلی مثل هارمونی، بداهه نوازی، احساس، تکنیک و غیره و این جاز است!

در جواب به این پاسخ که آیا گروههای کوچک را بیشتر می پسندم یا خیر؟ باید بگویم من یک نوازنده جاز هستم که این نوع موسیقی در گروههای کوچک کار می شود. من به همراه دو ساز بادی برنجی بارها نواخته ام، دوست دارم به همراه افراد و گروههای دیگری تجربه کسب کنم، به همین روی گروه بزرگ را دوست دارم.

بنابراین از اینکه شخصی با من تماس بگیرد و بخواهد با آن گروه و به آن نوع موسیقی بنوازم من از آن استقبال خواهم کرد، زیرا عاشق آن هستم، این نوعی چالش است، گوش شما را نسبت به صوتها و ملودیهای جدید آشنا و حساس می کند، شما در یک نقطه، مسخ شده نمی مانید. گاهی اوقات زمانی که از من دعوت می شود، از آنان می پرسم: “چرا من؟ احتمال می رود افرادی بهتر و مناسب تر از من برای این کار باشند.” و آنان جواب می دهد: “نه اینطور نیست، ما کنسرتها و آلبومهای شما را شنیده ایم، آن نوع موسیقی که شما می نوازید مد نظر ماست.” و این زیباست!

درباره موسیقی الکترونیک نظری متفاوت دارم. دوست داشتم ترومپتم را از نوع الکتریکی در بیاورم، امتحان کردم اما صدای آن را دوست نداشتم. بیس الکتریکی را نمی پسندم، زمانی که با یک گروه جاز می نوازم، بیس معمول را دوست دارم. اعتقاد من بر آن است که هر نوع ساز قابلیتی ویژه و متمایز دارد. من با هیچ گام جدیدی در استفاده از سازها مخالف نیستم اما با استفاده از طبیعت خود آنان بیشتر موافق هستم.

مطمئنا امروزه زمانی که شما به استودیوی ضبط می روید، امکانات بیشماری وجود دارد. در طول این سالها بسیار دچار تغییر و پیشرفت شده، گرچه پیشرفت تکنولوژی جایگزین خلاقیت، صدا و نحوه نواختن شما نمی شود، اینها تنها مواردی هستند که برای ضبط آنچه مد نظرتان است، به کمک شما می آیند. برای مثال در سال ۱۹۸۷ در لندن سه LP در عرض دو روز ضبط کردیم. خودم و ناثان دیویس (Nathan Davis) و کنی درو (Kenny Drew) پیانیستها، جیمی وود (Jimmy Woode) بیس و ال لویت (Al Levitt) درام بودیم. روز اول، در طول روز اجرایی داشتیم با ضبط و غروب همان روز در کلوپ ۱۰۰ اجرایی کاملا متفاوت و باز با ضبط داشتیم و فردای آن، اجرایی دیگر را در استودیو ضبط کردیم.

تجربه فوق العاده هیجان انگیزی بود. در سالهای اخیر به همراه گروههای خوب و ضبط های با کیفیت، در حدود هشت آلبوم را به پایان رساندم. من توانایی تمرکز کردن بر روی چند چیز در آن واحد را به دست آورده ام. باید متمرکز باشید تا آنچه را که می خواستید بیابید. معمولا پیش از شروع برای ضبط با خود می اندیشم که چه خواهم نواخت و چگونه. البته با نوازندگانی که با شما همراه هستند نیز رابطه تنگاتنگی دارد.

شما باید با همه مطابقت کنید تا هر کس بتواند خود را نشان دهد. زمان می برد تا به این تمرکز دست یابید. تمام دورانی که ترومپت نواختم هدف من بیشتر بر اساس موسیقی فولکلور یوگوسلاوی و ارتقا بخشیدن موسیقی جاز آن بود. چیزی که از موسیقیدانان آمریکایی شنیدم آن بود که شرکتهای ضبط توجه چندان قابل ملاحظه ای به جاز ندارند و تنها درآمد برای آنان مهم و رضایت بخش است.

کار کردن به طور آزاد و قراردادی برای موسیقیدان جاز آمریکا دشوار است، بیشتر آنان فقط برای تامین مخارج زندگی باید در استودیو کار کنند و هر چیزی بنوازند به جز آنچه را که می پسندند! برای همین بسیاری از آنان از آمریکا به اروپا می آیند و می مانند، زیرا شرایط بهتری را دارا می شوند و شاید قادر باشند ۹۰ درصد از آنچه را که می پسندند بنوازند. شاید اشتباه کنم اما به عقیده من در آمریکا نزدیک به چهل سال است که تنها افراد صاحب نام در موسیقی جاز موفق خواهند بود، موسیقدانانی همچون؛ گتز (Getz)، پترسون (Peterson) قراردادهای خوبی خواهند بست و اطمینان دارند آلبومهایشان فروش خواهند رفت و اما نسل جدید؟ بله، افرادی که شناخته شده نیستند اما استعداد قابل ملاحظه ای دارند چطور؟

کمپانیهای ضبط می گویند؛ “شما بسیار خوب می نوازی، اما کسی شما را نمی شناسد ما نمی توانیم با شما ضبط کنیم چون به فروش نخواهد رفت”. قدر مسلم شما تا ضبطی انجام ندهید و آلبومی عرضه نکنید صاحب نام و شناخته نخواهید شد. گردش ناعادلانه و مشکلی اساسی است. گاهی اوقات آنان پیشنهاداتی به شما می دهند که هیچ علاقه ای به کار با آن شرایط ندارید؛ به یاد می آورم فردی هوبارد (Freddie Hubbard) درباره قراردادی که بسته بود می گفت، “آنان به شما می گویند، چه بنوازی، کجا بنوازی، حتی چطور بنوازی و به طور کل شما را احاطه میکنند تا آنچه آنان می پسندند باشد نه آنکه هنر ناب خود را عرضه کنید و زمانی که از آنجا بیرون می آیید با آنکه موسیقیدان جاز هستید همه شما را به عنوان نوازنده راک می شناسند، آنان شما در این مدت همچون لیمویی فشرده اند، حال سرنوشت شما به عنوان یک نوازنده جاز چه خواهد بود؟

به حقیقت از بودن در اروپا خوشحال هستم، من و همسرم چهار سال است که در مونیخ زندگی می کنیم جایی که موسیقیدانان بسیار زیادی دارد و شما فرصت رشد و شکوفایی در فضایی آزاد در عین حال هنری را دارید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

بوگی ووگی (II)

بوگی ووگی (II)

عبارت بوگی ووگی، بنا به نظر بسیاری از مورخین و زبان شناسان، تکرار کلمه بوگی است. بوگی در حدود سال ۱۹۱۳ به مهمانیهایی گفته میشد که در آن یک گروه نوازنده دعوت میشدند و حاضران دستمزد آنها را با همدیگر پرداخت میکردند. ووگی، تکرار بوگی با کمی تغییر است و این تکرار کلمه با تغییر دادن حرف اول آن، حالتی است که در بیشتر زبانها وجود دارد و ما نمونه های بسیاری از آن را در فارسی میشناسیم.
بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

در نظر رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مدل‏دهی نیازمند پرسش دو سؤال است: «چه کار داریم می‏کنیم؟» و «چه کار باید بکنیم؟». این دو سؤال در ارتباط با دو نوع مدل‏ سازی هستند که «گیرتز» میان آن‏ها تمایز قائل شده ‏است (هاروود ۱۳۸۵: ۱۷۴). نوع اول در ارتباط با سؤالی توصیفی و نوع دوم در پیوند با سؤالی تجویزی است و به ترتیب، این‏طور نشان داده‏ می‏شوند: «مدلِ» و «مدل برای». به عقیده‏ی رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مؤثر بودن نوع اول به میزان «گستره‏ی شمول»ِ آن بر کارهای پیشین، و در نوع دوم به «”الزام اخلاقی” که برای کنش آینده فراهم می‏‏آورد» بستگی دارد.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بارتوک به عنوان یک رومن-کاتولیک بزرگ شده بود با تربیت مذهبی افراطی معمول در مدارس. خود او می نویسد: “زمانی که ۲۲ سالگی را کامل کردم، مرد جدیدی شدم – یک آتئیست.” در نامه ای در سال ۱۹۰۵ بارتوک بیان داشته که پیرو نیچه است و فلسفه تردید خود را درباره مذهب اینگونه بیان می دارد این باعث حیرت است که کتاب مقدس گفته ’خدا انسان را آفرید’ در حالی چیزی متضاد آن است: “انسان خدا را آفرید” و یا آنکه کتاب مقدس می گوید ’جسم فانی است و روح جاودان’ در حالی که “جسم جاودان است و روح فرمی از جسم و فانی است. بارتوک عقیده داشت معنا بخشیدن به زندگی نیازی به وجود آخرت یا جاودانگی ندارد، شادی بخشیدن به زندگی دیگر افراد و شکوفایی حسی زیبا و ثمر بخش به جهان معاصر و جاری، معنای زندگی است.
زوج موتر – پروین

زوج موتر – پروین

این دو هنرمند، یکی ویولنیست، دیگری پیانیست و رهبر و آهنگساز، در سال ۲۰۰۲ عقد ازدواج و هم عقد هنری بستند. آن سوفی موتر در ایالت تاریخی بادن در جنوب غربی آلمان متولد شد(۱). روز بیست ونهم ژوئن ۱۹۶۳ بود. در پنج سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد، ولی خیلی زود به ویولن تغییر ساز داد.
روش سوزوکی (قسمت بیست و ششم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و ششم)

کشتی ما همچنان به پیش می‌رفت و جزایر را پشت سر می‌گذاشت تا اینکه به جزیره شوموشو (Shumushu) رسیدیم. جزیره مورد نظر ما هنگامی‌که همگی در ساحل کایکوکوتان (Kaykokutan) که شمالی ترین نقطه جزیره بود سیاحت می‌کردیم، نقطه‌ای عجیب و خارق العاده ای را که لکه‌ های فلز لاجورد رنگی (Moosflecken) را تشکیل می داد کشف کردیم که در یک بلندی شیب‌دار مانندی رشد کرده بود.
رئیسیان: چاووش علاقه شخصی ام بود

رئیسیان: چاووش علاقه شخصی ام بود

شاید جالب باشد که بگویم، علی رغم اینکه تمام فیلم های من تا به امروز، با موضوعی به غیر از موسیقی بوده اما در میان تمام هنرها پیوند من با موسیقی بسیار عمیق تر است و فهم و درک من از موسیقی بسیار بیشتر از دیگر هنرهاست و همین هم البته در آثارم اثرگذار بوده است، بهره گیری از این درک نسبت به موسیقی. اما علت اینکه تا به حال به موضوع موسیقی نپرداخته ام این است که اصولاً موضوع موسیقی از مهجورترین موضوعاتی است که یک سفارش دهنده به آن بپردازد و من به عنوان مستندساز، مسلماً باید تهیه کننده ای داشته باشم که بتوانم مستندی بسازم
بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

به یاد دارم دوره‌ی دبستان بود و روزی در «دیوان شمس» دائی ام، بطور اتفاقی شعر «شهیدان خدایی» به چشمم خورد. از ذوق بال درآورده‌ بودم. کلماتی را می‌دیدم و درست و غلط می‌خواندم که تا قبل از آن روز، آن صدای عاشق و پرطراوت در کام جانم چکانده‌بود:
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

در تمامی دانشگاه ها و کنسرواتوارهای دنیا درسی به نام پداگوژی (pedagogy) وجود دارد که همان شیوه «آموزش» است اما متاسفانه در ایران چنین رشته ای مورد کم توجهی قرار گرفته و به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. یک فارغ التحصیل موسیقی شاید به تمام علم موسیقی اشراف داشته باشد اما شناسایی نیازهای آموزشی یک مقوله جدا از خود دانش موسیقی است. اینکه بدانیم یک کودک یا فردی که از موسیقی چیز زیادی نمی داند اولین نیازهایش چه چیزی می تواند باشد از ضروریات آموزش می باشد؛ در نتیجه پداگوژی، آموزش شاگرد محور است.
ملوترون

ملوترون

Sampler دستگاهی است الکترونیکی که می تواند صداهای مختلف را ضبط کرده، ذخیره کند و سپس با توجه به نیاز آهنگساز آنها را در رنجهای مختلف فرکانسی پخش نماید. ملوترون سازی بود که در اوایل دهه ۶۰ ساخته شد و پایه گذار دستگاههای دیجیتال پیشرفته امروزی است که ما آنها را بنام Sampler می شناسیم.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (II)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (II)

جوامع اروپایی در اواخر قرن ۱۹ و شروع قرن ۲۰، تحت تأثیر صنعت و دانش جدید، دچار دگرگونی های بنیادی در بسیاری از ابعاد زندگی اقتصادی و اجتماعی خود شده بودند. جنگ اول جهانی حکومت های چند صد ساله سلطنتی و سنتی (امپراطوری های اطریش، آلمان عثمانی و روسیه تزاری) را که با چنین دگرگونی هایی مناسبت نداشتند از میان برداشت. در اروپای غربی، برعکس ایران، پارلمانتاریسم و دموکراسی استقرار یافت و به جای حکومت های خودکامه نشست، چرا که زمینه این تغییرات از مدت ها قبل – بعد از انقلاب فرانسه- ایجاد شده بود.