آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (IV)

هرمز فرهت <br>
(عکاس علی چاشنی گیر)
هرمز فرهت
(عکاس علی چاشنی گیر)
خودتان چطور؟
حتی خود من هم که مطالعه کرده و تز دکتری در موسیقی ایرانی نوشته بودم کارهای دیگری را برعهده‌گرفته بودم. مثلاً درس کنترپوان و تاریخ موسیقی و دوران‌های موسیقی را من اداره می‌کردم. برای اینکه در آن زمان کسیکه بر این مسائل و دروس احاطه داشته باشد نداشتیم و من نیافتم. برگردیم به پرسشی که در سؤالتان بود که چه کسانی را در آن مدت به دانشکده موسیقی آوردم؟ چه اساتیدی را به دانشکده موسیقی دانشگاه تهران بنا بر چه دلایلی آوردید؟
آقای دکتر محمدتقی مسعودیه، که موسیقی‌شناس بسیار برجسته‌ای که راجع به موسیقی ایرانی مقاله و تز نوشته و خیلی وارد بود. ایشان بهترین شخصی بود که آن زمان در ایران موجود بود. شرایط استخدامی ایشان را به وجود آوردم. گویا قبلاً فقط می‌آمدند و درسی می‌دادند و می‌رفتند؛ حضور مستمر در دانشگاه نداشتند و در خدمت دانشگاه به‌عنوان اعضا کادر استخدام‌ نشده نبودند. مسئله استخدام ایشان را درست کردیم که استادیار تمام‌وقت شدند و بعداً ترفیع پیدا کردند.

افرادی را به‌صورت پاره‌وقت به دانشگاه آوردم چراکه در جای دیگری قرارداد داشتند و نمی‌شد قرارداد تمام‌وقت با آنها ببندیم. ازجمله خانم لوست مارتیروسیان که پیانیست خیلی خوبی بود و همچنین قابلیت تدریس سلفژ و درس‌های نظری دیگر را هم داشت. شوهر ایشان جورج مارتیروسیان ویولونیست بسیار خوبی بود ایندونفر را برای موسیقی غربی آوردم. آقای احمد پژمان را آوردم. آقای پژمان آهنگساز در خدمت وزارت فرهنگ و هنر و در استخدام آنجا بود. من البته با تمایل و خواست خودش با وزیر فرهنگ و هنر، آقای پهلبد صحبت و قانعش کردم که این مرد واقعاً به درد دانشگاه بیشتر می‌خورد و اگر می‌خواهید برای شما آهنگسازی هم نماید، می‌تواند و کار را انجام خواهد داد و مانعی نخواهد بود. به‌هرحال آقای احمد پژمان را هم به دانشگاه آوردم.

داریوش صفوت در استخدام وزارت دارایی بود او از همان زمانی که از دبیرستان درآمده بود استخدام وزارت دارایی شده بود و تحصیلاتشان هم در آن زمینه بود. ولی چندی قبل کتابی به زبان فرانسه از ایشان به همراه یک موزیکولوگ فرانسوی به نام نلی کارن چاپ‌شده بود. من هم بر مبنای اینکه این دو نفر کتابی باهم به زبان فرانسه چاپ کرده‌اند و به‌یقین معرف این هست که آقای صفوت سوای قابلیت نوازندگی (چراکه سه‌تار هم خوب می‌نواختند) یک موسیقی‌شناس علمی هستند؛ ایشان را هم علی‌الرغم مشکلاتی که بود با کمک آقای عالیخانی از وزارت دارایی به دانشگاه منتقل کردیم. آقای ملیک اصلانیان، پیانیست بسیار برجسته و آهنگساز، نمی‌توانستند بیایند چراکه تعداد زیادی شاگرد داشتند و وقتشان گرفته بود؛ اما ایشان را هم با موقعیت و حقوق بهتری به‌صورت نیمه‌وقت به دانشگاه تهران آوردیم.

ما در موسیقی ایرانی جز دکتر مسعودیه که شرحش را گفتم به آن صورت موسیقی‌شناس نداشتیم و باقی نوازندگان برجسته‌ای بودند. آقای بهاری را به دانشگاه آوردم تا درس کمانچه بدهند چراکه بسیار کمانچه نواز خوب و مرد شریفی بودند. آقای پایور را آوردم که آگاهی‌شان از موسیقی سنتی بسیار وسیع بود و شاید چیزی را که او می‌دانست هیچ‌کس دیگری نمی‌دانست. شاگرد مرحوم صبا بودند. پایور در استخدام وزارت فرهنگ و هنر بود و به دانشگاه تمام‌وقت نمی‌شد بیایند این بود که به‌صورت نیمه‌وقت آمدند. به‌هرحال در حد امکاناتی که وجود داشت شرایط فراهم شد.

آقای علیرضا مشایخی تحصیلکرده شایسته‌ای از اتریش و آهنگساز بود. ایشان را هم استخدام کردیم و با سمت استادیار در دانشگاه شروع به تدریس کردند و بعدها به درجه استادی رسیدند.

به این صورت با یک برنامه مدون و دروس مشخص‌شده که جامعیت داشت؛ دپارتمان موسیقی چیده شد و امکانی فراهم آمد تا دانشجو در دو سال آخر بتواند به خواست خودش در یکی از سه‌شاخه تمرکز داشته باشد و در یکی از سه زمینه موسیقی ایرانی، موسیقی‌شناسی غربی و یا درزمینه آهنگسازی غربی کار کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت پنجم)

روش سوزوکی (قسمت پنجم)

ده سال بعد نامه ای از هیرومی با یک ضمیمه دریافت کردم؛ در آن زمان از شاگردان دوره اول دبیرستان بود. آقای پروفسور من این شعر را نوشته ام و برای آن هم قطعه ای را ساخته ام برای مسابقه ای تحت عنوان تکست نویسی و آهنگسازی برای تمام دانش آموزان دوره اول دبیرستانهای ژاپن. ترانه من انتخاب شد و جای اول را به خود اختصاص داده.
مردی با فلوت طلایی

مردی با فلوت طلایی

گال وی برای ایرانیان چهره ای آشناست و شاید تنها نوارهای فلوت که در خانه های ایرانیان اهل موسیقی باشد، اجراهای گال وی است که به صورت ساده شده یا ارژینال به اجرای قطعات موسیقی کلاسیک پرداخته است. این شهرت گال وی مربوط به ایران نیست و در بسیاری از کشورهای جهان نام او یاد آور فلوت است و تنها نوازنده فلوتی که عامه مردم آن را می شناسند، اوست.
تولد یک نابغه

تولد یک نابغه

۲۴۹ سال پیش روز ۲۷ ژانویه بود که نابغه بی همتای موسیقی، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سالتزبورگ بدنیا آمد. نابغه ای که در مدت ۳۵ سال زندگی با تصنیف بیش از ۶۰۰ قطعه پایه های موسیقی کلاسیک را آنچنان استوار بنا نهاد که پس از او دیگران با آرامش خاطر با تکیه بر ستونهای استوار آن به خلق آثار هنری پرداختند.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

مشکل اساسی منطقه ما – یعنی منطقه های خارج از حیطه اروپای مرکزی که خاستگاه تمدن باستانی بوده و شامل هند، خاور میانه، آسیای صغیر (ترکیه امروز)، یونان، مصر و شمال آفریقا و ایتالیا و اسپانیای جنوبی می باشد – این است که برای این منطقه بزرگ فرهنگی که فرهنگ، هنر، علم و فلسفه ما در آن نشو و نما کرده و زمانی مرکز تمدن جهانی بوده است، نامی خاص و قابل استفاده مانند اروپا نداریم. برای منطقه بزرگ فرهنگی ما اغلب از نام شرق استفاده می شود. این نام نه دقیق است و نه صحیح. چرا که شرق نامی خاص نیست و حدود نسبتا دقیق مانند اروپا ندارد. نام دیگری که اروپاییان برای این منطقه به کار برده اند، اورینت (Orient) است که آن نیز به معنای شرق یا خاور است، اما اسم خاصی است که شامل شرق دور (چین و ژاپن) نیست.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

بخش بزرگی از توجهی که موسیقی مردم‌پسند به خود جلب می‌کند مربوط به متن ترانه‌های آن است. بسیاری از نوشته‌ها و گفتارهای ارایه شده در مورد آن هم تکیه‌ی بسیار بر تحلیل متن دارند. این نوع مطالعات اغلب با شکل‌های مختلف تحلیل محتوای ادبی (متنِ بدون موسیقی) چندان متفاوت نیستند.
موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

اجرای موسیقی، جز حتی در سالهای سرکوبی شدید، در آفریقای جنوبی نیز ادامه داشت و گروه هایی مانند پیشگامان جز آفریقای جنوبی (African Jazz Pioneers) و خوانندگانی مانند ابیگیل کوبکا (Abigail Kubheka) و تاندی کلاسن (Thandi Klaasen) بودند که سنت جز ماباکانگا را زنده نگه داشتند که خود باعث حفظ جان بخشین به محله سوفیا تاون شد. موزیسین های جز کیپ مانند بیزیل کوئتزی و رابی جنسن و هتپ ادریس گلتا (Hotep Idris Galeta) به گسترش سبک واگیردار کیپ ادامه دادند.
فراخوان سومین جشنواره سازدهنی ایران

فراخوان سومین جشنواره سازدهنی ایران

جشنواره سازدهنی ایران، که با سه سال سابقه ی فعالیت مستمر، معتبرترین رویداد موسیقایی کشور در زمینه ی سازدهنی به شمار می رود؛ ویترین تمام نمای سازدهنی ایران در تمامی جنبه ها و گونه های آن است. این جشنواره هر ساله در سه بخش اصلی رقابتی، کارگاهی و اجرایی برگزار می گردد. اساسنامه ی این جشنواره توسط شورای سیاستگذاری تیم سازدهنی ایران که اعضای آن متشکل از چند تن از مدرسان و نوازندگان مطرح کشور در سراسر ایران می باشد تبیین شده است و این شورا مسئولیت نظارت بر جشنواره و نحوه اجرای آن می باشد. از اهم اهداف و ارزش های برگزاری این جشنواره می توان به موارد زیر اشاره کرد:
هربرت فون کارایان

هربرت فون کارایان

زمان گذرا است و انسانهای زیادی پا به عرصه ی وجود میگذارند. بعضی از آنها با بقیه تفاوت دارند. تفاوت آنها در این نیست که فوق العاده باهوش و یا خیلی با استعداد تر از دیگران هستند بلکه در این است که استعداد و علاقه ی خود را یافته و سالها در جهت پرورش این استعداد زمان میگذارند. در واقع گاهی اهمیت این نوابغ آن قدر زیاد است که زمان را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند.
گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (II)

گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (II)

معروف ترین اجراهای بروک عبارتند از کنسرتوهای باسون وبر و موزار. منتقدان سونوریته قطعه نواخته شده را بیش از هر چیز دیگری مورد تحسین قرار دادند. پس از اجرای کنسرتو باسون موزار در سال ۱۹۵۴، یکی از منقدان بیان کرد که «وقتی بروک می نوازد صدای باسون مانند سرشیر جاری می شود؛ گاهی آدم فکر می کند که دارند ساکسیفون می نوازند».
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VII)

مقوله‌ی ابزار تاریخ‌نگاری در این جا بسیار اهمیت پیدا می‌کند. در جایی که قدرت ثبت و ضبط در اختیار یک طبقه‌ی اجتماعی خاص باشد تعیین کننده‌ی انتخاب احتمالا، روابط قدرت و ترجیح‌های همان طبقه خواهد بود (۲۲). در این صورت نگاه جامعه‌شناختی و روابط اجتماعی تعیین کننده‌ی اصلی نگاه تاریخ موسیقی به عناصر قابل انتخاب و ثبت می‌شود. ضمن این که در ایران (و البته دیگر نقاط آسیای جنوب غربی) دو وجه گرایش کلی به فرهنگ شفاهی و محدودیت‌های مذهبی بر سر راه موسیقی نیز باید به این موضوع افزوده شود. به این معنی که اگر هم تاریخ‌نگار مستقلی در این دوره‌ها متصور باشد وی را موانع دیگری از کار ثبت دقیق وقایع تاریخی مرتبط با موسیقی باز می‌دارد.