دوسکو گویکویچ به زبان خودش (IV)

دوسکو گویکویچ
دوسکو گویکویچ
در اروپا نکته مثبت اینجاست که شما مجبور نیستید خیلی تجاری باشید. همیشه الزامی ندارید تا آنچه را نمی پسندید انجام دهید، با اینحال همچنان از پس مخارجتان نیز بر خواهید آمد. من همیشه از زندگی در اروپا لذت برده ام و با موسیقیدانان و نوازندگان خوبی همکاری داشته ام، احساس می کنم در محیطی پر از جاز حضور دارم.

سالها پیش مجبور بودم کارهای استودیویی فراوانی انجام دهم، با اینحال سعی من بر آن بود که در عین حال، روش نوازندگی خودم را نیز حفظ کنم و تنها در جهت پول و موقعیت و اجرای آنچه از آن لذت نمی برم گام برندارم.

شما باید به دنبال زندگی پر موسیقی بگردید. من چندین موسیقیدان موفق جاز را ملاقات کردم، در ابتدا آنان می نواختند تنها برای آنکه خرج خود را تعمین کنند، بعد از سپری شدن چندین روز هیچ راه بازگشتی وجود ندارد و من ترجیح می دهم که هنرم رد شود اما به آن مرحله از رکود و ننگی حرفه ای و هنری نرسم. درباره جرج بنسون؟ او را دوست دارم، چیزی که درباره اش شنیده ام؛ موسیقیدان خوبی است، فکر می کنم هنوز موسیقی خوبی می نوازد.

آلبومهایش با موفقیت به فروش می رسند و موسیقی ویژه خود را دارد که با شنیدن آن خالقش را تشخیص خواهید داد، فقط امیدوارم او نیز به یک نوازنده گیتار تبلیغاتی بدل نشود. اگر بخواهم درباره ساز اصلی که می نوازم توضیح دهم، باید بگویم زمانی که به گروه فرگوسن در شیکاگو پیوستم در حدود سال ۱۹۶۳ به کارخانه قدیمی مردی پیر به نام اسشیکل (Schilke) رفتم، به او گفتم که در گروه فرگوسن هستم و می خواهم ترومپت اسشیکل را داشته باشم، در آن زمان همه عاشق نواختن ترومپتهای او بودند، پس من نیز باید آن را می داشتم.

برای چند ساعت در انجا وقت صرف کردم تا یک ترومپت از بین ردیفها ساز انتخاب کنم. زمانی که ساز مورد نظرم را به او نشان دادم گفت: ” نمی توانی این را برداری، این ساز مخصوص بابی هاکت (Bobby Hackett) ساخته شده.” من اصرار کردم که آن ساز را داشته باشم زیرا بهترین صدا از آن شنیده می شد. سرانجام او پذیرفت و من آن ساز را هیچ گاه رد نکردم و همچنان گاه گاه آن را می نوازم، در طول زندگی حرفه ایم، ترومپتهای زیادی عوض کرده ام، اما این یکی را همواره نگه داشتم، نمی دانم دقیقا به چه چیزی مربوط می شود تنها حسی است که به شما می گوید این همان است که می خواهید.

قبل از تکنیک یا هر چیز دیگری مهمترین نکته برای من صدای خوب و دلنشین شنیده شده از ساز است. شاید مربوط شود به امکانات فراوانی که در اختیار سبک نوازندگی شما قرار می دهد، مثلا بتوانید نتها را نرم یا بلند بنوازید، عمیق یا ملایم… شما باید با ساز احساس راحتی کنید تا صدای مورد نظرتان را از دل آن بیرون بکشید. درباره ساز فلاگ هورن- سازی بین ترومپت و هورن، من یک ساز از نوع فرانسوی داشتم و بعد یک گتزن.

روزی یکی از دوستانم را در بروکسل دیدم که یک فلاگ هورن دست ساز داشت که صدای بسیار خوبی داشت. او برای من نیز آن ساز را سفارش داد و تا به اکنون سالها است که آن را می نوازم. این نوع سازها توسط شرکت قدیمی بلژیکی کاملا شناخته نشده ساخته می شد، اما من آن را تائید می کنم.

امروزه سازهای بسایر زیاد و گوناگونی وجود دارند که اغلب نیز صداهای خوبی دارند، مثل زمان گذشته نیست که پیدا کردن ساز خوب بسیار دشوار بود. امروزه دشواری در انتخاب است.

گویکویچ در ۱۴ اکتبر ۱۹۳۱ در یوگوسلاوی سابق (بوسنی و هرزگویت امروز) به دنیا آمد. ترومپت نواز و آهنگساز سربیایی که از سن ۱۸ سالگی نواختن ترومپت را به همراه گروههای برجسته جاز آغاز کرد، بیشتر دوران زندگیش را در اروپا زندگی سپری کرده و سالها است که در غرب آلمان زندگی می کند.

jazzprofessional.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (IX)

در اینجا هشترودی به موضوع تمایز میان هنر غرب و شرق پرداخته و به درستی این تمایز را در نوع پیام اثر هنری جست‌وجو می کند، این موضوع نیز از مباحث مهم جهان معاصر بوده و نقش هنر شرق را در آینده جهان نیز روشن می کند. بد نیست که عین جملاتش را بیاوریم. وی در بحثی که با یک دانشمند باستان شناس داشته می گوید؛ «او مدعی بود که هنر شرق در برابر هنر یونانیان قدیم بی ارزش بوده و فی المثل مانند آثار طفلی که تازه با کاغذ و قلم آشنا شده باشد مجسمه های هندی و چینی در برابر زیبایی مجسمه های یونانی مانند هیاکلی ناموزون و نفرت انگیز جلوه گر می شود.

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه ای تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه ای در جریانی که اصلا معلوم نیست «مسابقه» باشد.

از روزهای گذشته…

نماد‌شناسی عود (II)

نماد‌شناسی عود (II)

او موافق است که معنای اولیه‌ی عود، چوب است اما بیان می‌کند که دو واژه‌نامه‌ی قدیمی عرب، قاموس و جوهری، معنی لاک‌پشت را برای آن ارائه کرده‌اند. این موضوع بسیار جالب توجه است نه فقط به خاطر افسانه‌های شکوهمند یونانی (در افسانه، آپولو، اولین چنگ را از لاک یک لاک‌پشت و رگ و پی آن ساخت) بلکه به این خاطر که سازنده‌ی واقعی لوت از لاکِ لاک‌پشت برای ساخت آن استفاده کرده ‌است. با وجود معناهای افسانه‌ای و واژه‌نامه‌ای عود، خواهیم دید که بی‌تردید معنای اصلی عود، وقتی این کلمه به یک ساز موسیقی اشاره می‌کند، چوب است.
جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (V)

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (V)

آهنگساز با این دو جمله تصویر فشرده‌ای از فضای گشایش دستگاه همایون را به دست می‌دهد. این امر از طریق مشابهت با نقش‌مایه‌های آغازین دستگاه (شکل ۳) و هم از طریق مشابه‌سازی الگوی حرکت کلی و ارزش‌گذاری نغمات صورت می‌پذیرد (۵).
بوطیقای ریتم (IV)

بوطیقای ریتم (IV)

حال باز می‌گردیم به موضوع مشکاتیان و آثارش، و پرسش‌مان که حالا مجبوریم بگوییم درباره‌ی ویژگی‌های زمانی قطعات او بوده است. چه چیزی موجب می‌شود که وقتی به آثارش گوش می‌سپاریم او را متفاوت از دیگران بدانیم؟ آیا متر قطعات‌اش متفاوت از دیگران است؟ آیا الگوهای متریک متعدد در یک قطعه شکل می‌گیرد؟ الگوی تاکیدی نامتعارفی دارد؟ الگوی دیرندی یا ریتمیک بدیعی آفریده است؟ یا برهم‌کنش میان متر و ریتم در قطعات او به نوعی تازگی دارد؟ رابطه‌ی واحدهای خُردِ سازنده‌ی ریتم برای شکل دادن جمله‌ها («گروه‌سازی» Grouping) متفاوت است؟
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VIII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VIII)

با پایان میزان ۱۶، تاکید سازهای مضرابی ایرانی جملات را به شکل کوبنده تری نشان می دهند و ما را به سوی جملاتی سریع تر با دیرند کوتاه تر نغمه ها سوق می دهند. نقش سازهای ایرانی در این جمله و جملاتی که در ادامه می آید، تغییر فیگورهای ریتمیک و ایجاد ضد ضرب های قوی است.
گوستاو سانتائولالا

گوستاو سانتائولالا

گوستاو سانتائولالا تهیه کننده و آهنگ سازی که سبک موسیقی اش ترکیبی است از راک، موسیقی آفریقایی و آمریکای لاتین، متولد سال ۱۹۵۲ در شهر بوینس آیرس در آرژانتین، برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی متن برای فیلم “کوهستان بروک بک” در سال ۲۰۰۶ است. در حال حاضر آلبوم های او جزو پرطرفدارترین آلبوم های آمریکای لاتین است.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

آثار موسیقایی زمانی که توسط مصنفین موسیقی نگاشته می شوند، با وجود موارد نسبی و قابل تغییری چون تمپو (Tempo) ، آکسان و شدت و ضعف صدا (Accentuation) نمی توانند صداقت و وفاداری شان را به خواسته ی آهنگ ساز و پارتیتور (Dynamics) نشان دهند و آکسان (score) تا زمانی که به اجرا در نیایند، به طور واقعی وجود نخواهند داشت؛ چرا که تأویل و تعبیر در موسیقی نیز نتیجه ی همین تعلیق در عناصر است و حتا عناصر دیگری چون شفافیت ، وضوح (Transparency)، سونوریته و صدا دهی (Audibility).
درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (I)

درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (I)

این آهنگساز، رهبر ارکستر، استاد و نظریه پرداز موسیقی معاصر، یکی از تأثیرگذارترین شخصیت های دنیای موسیقی در عصر حاضر بود. پیِر بولِز (Pierre Boulez) که سه شنبه، ۵ ژانویه ۲۰۱۶ در ۹۰ سالگی درگذشت را یکی از پیشگامان فلسفی جنبش هنری پس از جنگ جهانی دوم می دانند. او میراثی گرانبها برای آیندگان به جای گذاشت: آثار آهنگسازی پیشرُو، رهبری مهم ترین ارکسترهای جهان، فعالیت های پژوهشی مستمر، نظریه پردازی موسیقی مدرن، و بنیان گذاری بنیادهای متعدد، از جمله فعالیت های ارزشمند اوست. او با تعمیق ارتباط میان خلاقیت و تقسیر و اجرا، همچنین با تأثیرگزاری بی مانندی که بر حیات موسیقایی، فرهنگی و فکری فرانسه و ورای مرزهای کشورش داشت، از دهه ی ۱۹۵۰، خود را به عنوان یکی از بزرگترین آهنگساز- رهبر ارکسترهای جهان شناساند.
قلب مشکاتیان برای مردم می‌تپید (II)

قلب مشکاتیان برای مردم می‌تپید (II)

دیگر مشکاتیانِ جوان، اعتبار و جایگاه یک استاد بزرگ در موسیقی ایران را پیدا کرده بود. مشکاتیان سال‌های پرکاری را تا سال ۱۳۷۶ طی و آثار متنوعی عرضه کرد که از مهم‌ترین خصوصیت آثار او، پیشرو بودن در عین تکیه به موسیقی گذشتگان بود. شاید در بسیاری از آثار مشکاتیان بتوان ردّپای آثار بزرگانی مانند فرامرز پایور را احساس کرد ولی این تغییر به‌حدی در حال توازن است که نه می‌توان گفت که او آهنگ‌سازی پیشرو و ساختارشکن است و نه اینکه آثارش به‌نوعی آهنگ‌سازی روی فرم‌های کلیشه‌ای است.
منبری: تعصب راه به جایی نبرده

منبری: تعصب راه به جایی نبرده

کار در حوزه موسیقی ایرانی، میزان به میزان متفاوت است و این تا حدود زیادی به تجربه بستگی دارد که البته این تجربه ها باید ثبت و ضبط و منتقل شود. بنده زمانی به آقای روشن روان گفتم تجربیات خودتان را در حوزه ارکستراسیون با توجه به آشناییتان به موسیقی غرب و ردیف و نوازندگی سنتور و غیره مدون کنید و بنویسید. پاسخی که شنیدم این بود که گفتند آقای منبری، ما خیلی زحمت کشیده ایم برای اینها و همینطوری بدست نیامده اند و هر آهنگساز باید خودش برود و تجربه کند!
موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (I)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (I)

به باور اغلب کارشناسان، موسیقی مردم‌پسند (از نوع پاپ) بعد از انقلاب سیر نزولی را طی کرده است. اما، صنعت سینما و عناصر وابسته به فیلم (نظیر موسیقی فیلم) روندی صعودی داشته است. بصورتی که مسیر رو به رشد سینما در این چند دهه و کسب جوایز متعدد بین‌المللی در عوامل منسوب به سینما می‌تواند گواه این ادعا باشد. این نوشته به عنوان جستاری پیرامون موسیقی‌فیلم در سینمای بعد از انقلاب کارکرد این گونۀ هنری را تحلیل کرده و از پی آن پدیدۀ تیتراژخوانی ستاره‌های موسیقی در سینما را مورد واکاوی قرار خواهد داد.