دیمیتری شوستاگویچ (II)

دیمیتری شوستاگویچ (1906-1975)
دیمیتری شوستاگویچ (1906-1975)
در سال ۱۹۲۷ “دومین سمفونی” خود را ساخت همچنین در همان دوران آغاز به نوشتن اپرای “بینی” (The Nose) کرد بر اساس داستانی از گُگُل (Gogol) بود. در سال ۱۹۲۹ این اپرا توسط سازمان موسیقی استالین (RAPM)، فورمالیست و ممنوع خوانده شد! در سال ۱۹۲۷ با آهنگساز ایوان سولرتینسکی (Ivan Sollertinsky) آشنا شد که به دوستی بلند مدت آنان تا مرگ ایوان منجر شد.

سولرتینسکی او را با آثار گوستاو مالر آشنا کرد که از “چهارمین سمفونی” او به بعد بر روی آثارش تاثیر فوق العاده ای گذارد. در سال ۱۹۳۲ با نینا وارزار (Nina Varzar) ازدواج کرد و با آنکه در سال ۱۹۳۵ از هم جدا شدند اما خیلی زود، باز به هم پیوستند. در دهه ۱۹۲۰ و اوایل دهه ۳۰ در تئاتر جوانان فعالیتش را آغاز کرد، اگرچه زمان محدودی در آنجا بود اما باعث محافظت وی از حمله افکار و روشهای ایدئولوژیک شد.

audio file بشنوید قسمتی از اپرای “بینی” را از شوستاگویچ

بیشتر این دوران به نوشتن اپرای “خانم مکبث از ناحیه متسنسک” طی شد که برای اولین بار در سال ۱۹۳۴ اجرا و موفقیت فراوانی کسب نمود که توانست سنت روسی را به درستی بیان کند. در سال ۱۹۳۶ شوستاکویچ دچار بحران حرفه ای شد، انتقادهای مداوم بر او به خصوص مقاله ای با عنوان “سرهم بندی به جای موسیقی” او را به شدت تحت فشار قرار داد. اپرای “خانم مکبث از ناحیه متسنسک” از طرف دولت استالین محکوم شد و اجرای “سمفونی چهارم” با آنکه پیش از اجرا تمرین فراوانی شد، به دلیل شرایط سیاسی، اجرای آن ممنوع شد و تا سال ۱۹۶۱ اجازه اجرا نیافت!

audio file بشنوید قسمتی از اپرای “خانم مکبث از ناحیه متسنسک” را از شوستاگویچ

با این وجود وی از پا ننشست و در سال ۱۹۴۶ آنرا به شکل قطعه ای برای پیانو تغییر داد و به چاپ رسانید. بیش از آن، سال ۱۹۳۶ آغاز دوران سرکوبی و کشتار بود، بسیاری از دوستان و وابستگان این آهنگساز شهیر زندانی یا کشته شدند. تنها دلگرمی او در این سال به دنیا آمدن دخترش گالینه بود، پسرش ماکسیم نیز دو سال بعد متولد شد. واکنش آهنگساز به این فجایع ” سمفونی پنجم” در سال ۱۹۳۷ بود، که همواره تا به امروز یکی از محبوب ترین و بهترین آثارش است. همچنین در این دوران بود که شوستاکویچ اولین کوارتت زهی خود را ساخت.

audio file بشنوید قسمتی از موومان دوم سمفونی شماره ۵ را از شوستاگویچ

موسیقی سالنی به او این امکان را داد تا ایده های نو را تجربه و بیان کند که در کارهای سمفونی وی کمتر شنیده می شود. در سپتامبر ۱۹۳۷ آغاز به آموزش آهنگسازی در کنسرواتوری کرد که نوعی پشتوانه مالی برای او بود. در سال ۱۹۳۹ قبل از اشغال فنلاند به دست روسیه، آندری ژدانوف از لنینگراد قطعه ای از شوستاکویچ به نام “قطعه ای بر اساس موضوعات فنلاندی” (Suite on Finnish Themes) به همراه مارچ ارتش سرخ به افتخار کشور فنلاند در هیلسنکی اجرا کرد.

audio file بشنوید قسمتی از موومان چهارم سمفونی شماره ۵ را از شوستاگویچ

جنگ زمستانی باعث سرکوب ارتش سرخ شد و شوستاکویچ دیگر هیچ گاه ادعا نکرد که این قطعه اثر اوست و تا سال ۲۰۰۱ اجازه اجرا نیافت! بعد از شروع جنگ بین آلمان و روسیه در سال ۱۹۴۱ شوستاکویچ در ابتدا در لنینگراد ماند و در آن زمان آغاز به ساخت “سمفونی هفتم” کرد.

audio file بشنوید قسمتی از سمفونی شماره ۷ مشهور به لنینگراد را از شوستاگویچ

در سال ۱۹۴۱ آهنگساز و خانواده اش به کوبیشف سابق نقل مکان کردند و این سمفونی را در آنجا به پایان رسانید که این اثر به عنوان نماد مقاومت روسها شناخته شده.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (VIII)

به نظر می رسد همزمان با ظهور عصر فضا، در موسیقی نیز فناوری جدیدی متناسب با آن ظهور کرده است تا موسیقیدانان بتوانند احساسات خود را با آن بیان کنند. همین احساس بعدها (۱۹۸۳) هنوز در برایان انو زنده است و در پشت جلد آلبوم «آپولو» از شیفتگی خود برای خلق آثاری که در راستای دستاوردهای نوین علمی بشر باشد می نویسد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIX)

بیشتر آثار پرویز مشکاتیان برای گروه ساز های ایرانی تنظیم شده اند و تعدادی معدودی از آنها توسط هنرمندانی چون محمدرضا درویشی و کامبیز روشن روان برای ترکیب ساز های ایرانی و جهانی تنظیم شده اند. این آثار به شرح زیر هستند:

از روزهای گذشته…

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دهم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دهم (II)

از موضوعات اصلی در زمینۀ موسیقی و بدن، «رقص» است. رقص مانند دیگر هنرها، شیوه‌ای است در بیان احساس انسانی که در اشکال بی‌شماری در نزد اقوام مختلف بروز می‌کند. رقص به بیان ساده، ارضاء کنندۀ قوۀ احساس موتورال آدمی و از نوزادی تا کهن‌سالی، همراه انسان است. رقص‌ها طیف وسیعی از بازی‌های کودکانه و ساده تا حرکات برنامه‌ریزی شدۀ گروهی بر روی صحنه را شامل می‌شود. رقص‌ گاه به صورت بداهه‌پردازانه نمود می‌کند و گاه هریک از حرکات آن‌، سمبلی برای معنا در بستر فلسفی، مذهبی، عاطفی یا غریزی است.
مشکاتیان را تنها باید شنید (I)

مشکاتیان را تنها باید شنید (I)

این نوشته را دو یا سه سال پیش، دقیقاً یادم نیست در همان حوالی نوشتم و حالا بسیار متاسفم که در چنین شرایطی آن را برای خواندن در اختیارتان قرار می دهم. نوشتن درباره ی بعضی ها آن قدر دشوار است که خواندن ترجیح داده می شود. درباره ی مشکاتیان از این هم دشوارتر است. مشکاتیان را تنها باید شنید و تنها، باید شنید …
جیمز براون، پدرخوانده موسیقی سول، درگذشت

جیمز براون، پدرخوانده موسیقی سول، درگذشت

اسوشیتدپرس، آتلانتا- جیمز براون James Brown، پدرخوانده پرانرژی موسیقی سول Soul، که صدای خش دار و ریتمهای انقلابی وی، او را به یکی از مهمترین بنیان گذاران موسیقی رپ، فانک و دیسکو تبدیل کرده بود، صبح روز دوشنبه ۲۵ دسامبر، در سن ۷۳ سالگی درگذشت.
جاش گروبن (III)

جاش گروبن (III)

گروبن در ادامه فعالیتهایش به کشورهای فیلیپین و استرالیا به همراه لانی میسلائوچا (Lani Misalucha) در اکتبر ۲۰۰۷ سفر کرد. در همان سال وی دوئتی را به همراه باربارا استریسند (Barbra Streisand) “تمام آنچه را که راجع به عشق می دانم” و دوئتی دیگر را با میرلی ماتیو (Mireille Mathieu) “در امتداد رنگین کمان” اجرا کرد. گروبن علاقه داشت تا یک روز در مرکز تئاتر برودوی نیویورک اجرا کند. آلبوم نوئل که در ۹ اکتبر ۲۰۰۷ عرضه شد موفقیت فراوانی در آمریکا به دست آورد و رکورد فروش بهترین آلبوم سال ۲۰۰۷ را داشت و این در حالی بود که تنها ۱۰ روز پس از عرضه آن می گذشت!
“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

پیش از هر چیز اجازه بدهید اشاره کنم که موضوعاتی که در اینجا مطرح میشود، در مورد همۀ قطعات اجرا شده در این کنسرت صدق میکند، به جز آواهای زیگورات که برای پیانوی سولو نوشته شده بود. در مابقی قطعات بدون استثناء، ارکستر یا پیانو یا صداهای الکترونیک پیشتیبان صدای یک یا چند ساز ایرانی تنها شده بود. خوب این به تنهایی هیچ اشکالی ندارد به شرط آنکه نگفته باشیم: “اندیشه نو، یک ضرورت غیر قابل انکار تلقی میشود” (از متن بروشور) و بعد قطعاتی بسازیم که خط ملودیک واضحشان جملات صریحی از ردیف سازی ماست!
اقدامی نیکو از شجریان (II)

اقدامی نیکو از شجریان (II)

مجید وفادار این تصنیف را در سال ۱۳۱۵ ساخته که اولین آهنگ وی محسوب میشود و با شعر رهی معیری در آواز دشتی با صدای حسین قوامی از رادیو پخش شده است. ساختن چنین تصنیفی در آن سالها نشان از نبوغ و استعداد سرشار این آهنگساز دارد. به طوری که میتوان مجید وفادار را به همراه روح الله خالقی، مرتضی محجوبی و علی تجویدی بنیانگذار تصنیف سازی نوین ایرانی نامید.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

«کاری را که تمام تابستان بدان مشغول بودم اکنون به اتمام رسانده ام و چه کوششی کردم تا مانفرد بدین جا رسید. تمام دل و جانم و وجودم را بر روی آن گذاشته بودم و در طی این مدت چه هیجانی داشتم و این کار چقدر دشوار بود و همنشینی با مانفرد مرا به ناراحتی عصبی دچار کرده است.»
مسابقه آهنگسازی بین المللی «دوم آگوست»

مسابقه آهنگسازی بین المللی «دوم آگوست»

مسابقه آهنگسازی بین المللی “دوم آگوست” (Concorso 2 Agosto) در شهر “بولونیا” ایتالیا از سال ١٩٩۴ توسط تئاتر شهرداری بولونیا راه اندازی شده و هر سال برگزار می گردد. جوایز این مسابقه برای نفرات اول تا سوم به ترتیب ۵٠٠٠ یورو، ٢۵٠٠ یورو و ١۵٠٠ یورو به همراه مدال مسابقه و اجرای قطعات آهنگسازان در میدان شهر بولونیا در تاریخ دوم آگوست می باشد.
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوش‌ها نیز، می‌شنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر می‌کند. نکته‌ای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانه‌ی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار داده‌اند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادی‌های تازه‌ای می‌گذارند. این وادی‌های تازه، تازگی‌شان را لزوما از موسیقی‌ای که اجرا می‌شود، نمی‌آورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و می‌گذشتیم یا نمی‌گذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطه‌ی موسیقی‌دان و شنونده دارد دگرگون می‌شود.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (II)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (II)

آوازخوان باید هنگام آوازخواندن یک اتوبیوگرافی ِ اعتراضی، اندیشگی و درون گرا از خود ارائه دهد.درواقع آوازخوان با بیان موسیقی آوازی و در قالبی غیرمعمول، سطری از دفتر زندگی خود را به صورت یک تاریخچه ی شخصی رقم می زند که در آن حقایقی نهفته از پرده می افتد، چونان آرش کمانگیر که بطالت و عبث بودن محیط بی رحم خود را ثبت کرد. آوازخوان باید مخاطب خود را وادارد تا حکمت، تشخیص و جذابیت اجراهای او را تحسین کند. از این رو آنچه ارائه می شود نباید به سمت شعار هنری بگرود(منظورم وجود اندیشه ی خام و عریان در اثر است).