دومین دوسالانه جایزه پیانو باربد برگزار می شود

دومین دوسالانه جایزه پیانوی باربد با سرمایه گذاری مجموعه پیانوی باربد و برنامه ریزی و مدیریت مؤسسه فرهنگی-هنری شهرآفتاب و همکاری اساتید برجسته موسیقی کلاسیک کشور ۵ و ۶ اسفندماه در تهران برگزار می شود.

آرش اسماعیلی دبیر این دوره از دوسالانه در خصوص اهداف برگزاری این جایزه گفت:جایزه‌ باربد اصالتا جایزه‌ای آموزش‌بنیان است. رویکرد دور نخست آن فراهم‌کردن شرایطی برای مواجهه پیانیست‌های مستعد میهنمان با ریشه‌های آنچه می‌نوازند، یعنی رپرتوار پیانوی کلاسیک بود. از این رو از یک پیانیست و مدرس فرانسوی، «کریستوف بوکودجیان» برای تدریس در مسترکلاس‌ها، اجرای کنسرت و داوری دعوت به‌عمل آمد. برگزیدگان آن دوره نیز به فستیوال پلاژموزیکال فرانسه اعزام شدند و در شرایطی کاملا برابر با موزیسین‌های اروپاییِ هم‌سن خود، از تحصیل نزد مهم‌ترین پیانیست‌های حال‌حاضر اروپا و اجرا در این فستیوال بهره‌مند شدند.

وی ادامه داد: در این دوره به معضل دیگری در فرایند پرورش پیانیست‌های کشورمان یعنی نوازندگی حرفه‌ای و اجرای عمومی پرداخته‌ایم. به‌همین دلیل تور کنسرت در ۶ شهر کشور و اجرا با ارکستر در جوایز برگزیدگان پیش‌بینی شده است. این پیانیست‌های نوجوان و جوان با حضور در برنامه‌ فشرده‌ی اجرا در شهرهای مختلف با چالش‌ها و ملاحظات حرفه‌ای این عرصه روبرو می‌شوند. از سوی‌دیگر، اجرای ایشان در شهرهای دیگرِ کشورمان که به‌طور معمول کم‌تر شاهد اجرای موسیقی کلاسیک هستند، برای علاقمندان و اهالی این حوزه در آن شهرها، بار آموزشی فراوانی خواهد داشت.

دبیر دومین دوسالانه ی جایزه ی پیانوی باربد درباره چگونگی شکل گیری چنین جایزه ای بیان داشت: دوقطبی فاصله‌داری در سیستم آموزشی، همچنین جشنواره‌های حوزه‌ی موسیقی کلاسیک کشور ما پدید آمده‌است؛ از یک سو با تعداد بسیار زیاد و فزاینده‌ی علاقمندانِ موسیقی روبرو هستیم که در آموزشگاه‌های آزاد مشغول یادگیری هستند، اما از آنجا که اغلب آنها دانش‌آموز و دانشجو هستند، فرصت کافی برای تمرین ندارند، در نتیجه تراکنش بالای این حوزه، خروجی چندان باکیفیتی ندارد. در سوی دیگر، اندک دانشگاه‌ها و هنرستان‌های کشور هستند که سالانه تعداد اندکی نوازنده‌ی آزموده‌تر از آنها فارغ‌التحصیل می‌شوند. برای هنرجویان آموزشگاه‌ها جشنواره‌ی سازمان‌یافته و ویژه‌ای وجود ندارد. معدود جشنواره‌های تخصصی کشور هم بسیار نخبه‌گرا هستند و برای غیر از دانش‌آموزان و دانشجویان موسیقی، راهی به آنها نیست. رویکرد ما به جایگاه جایزه‌ی باربد، جایی بین این دو قطب است؛ جشنواره‌ای که ضمن حفظ و رعایت استانداردهای فنّی، مجالی برای عرض‌اندام و تجربه‌اندوزی طیف گسترده‌تری از پیانیست‌ها باشد.

اسماعیلی در خصوص حمایت از برگزیدگان این جایزه بر خلاف دیگر جشنواره های کشور گفت: برای بالغ بر ۴ دهه، فعالیت در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایران بیش از هرچیز، به تدریس محدود شده، چرا که چشم‌انداز روشنی برای فعالیت به‌عنوان نوازنده، وجود نداشته‌است. شاید به همین دلیل هم در عرصه‌ای چون نوازندگی، که به تعامل زنده و پویا با مخاطب وابسته است، تنها به اعطای لوح و مبلغی جایزه‌ی نقدی اکتفا شده است. اینچنین است که با این واقعیت تلخ روبرو می‌شویم که در هیچ ساز کلاسیکی، حتی به‌اندازه انگشتان یک دست هم نوازنده‌ی ویرتوئوز تربیت نکرده‌ایم! تمرینِ اجرا، اجراهای بیشتر است. پس ما سراغ این آسیب رفتیم. مطمئنا برگزاری تور کنسرت برای این پیانیست‌های جوان، ضامن نوازنده‌ی حرفه‌ای شدنشان نیست، اما مطمئنا گامی بلند به‌سوی آن است.

وی در خصوص اضافه شدن دیگر سازهای کلاسیک به جایزه خاطر نشان کرد:
سرمایه‌گذار این جایزه، مجموعه‌ پیانوی باربد است. این مجموعه شامل یک کارخانه‌ مونتاژ و اسمبل پیانو و دوازده نمایندگی فروش در دوازده شهر کشورمان می‌شود. جناب ملازم، بنیان‌گذار و مدیر مجموعه‌ی باربد که خود، موزیسین و مدرس مجرب موسیقی هستند، تصمیم گرفتند از توان اقتصادی مجموعه‌شان در راستای فعالیت هنری و فرهنگی و ارتقا سطح آموزش موسیقی استفاده کنند. به‌دلیل تمرکز اصلی این مجموعه بر ساز پیانو، در آغاز، جشنواره‌ای برای این ساز تدارک دیده شد، که امیدوارم پایا و پویا بماند. اما باتوجه به اینکه گالری‌های باربد در عرضه‌ی ویولن، گیتار، هارپ و… هم فعال هستند، برگزاری جشنواره‌ای برای این سازها نیز موضوعیت دارد.

اسماعیلی با اشاره به انتشار فراخوان این دوره از جایزه افزود: فراخوان دومین دوسالانه جایزه باربد به صورت رسمی منتشر شده و علاقمندان در چهار رده سنی می توانند آثار خود را تا ۳۰ دیماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند. شورای بازبینی نتایج خود را ۷ بهمن ماه اعلام خواهند کرد و راه یافتگان به مرحله نهایی ۵ و ۶ اسفندماه در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می روند.

علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانند به سایت جایزه باربد به نشانی barbadpianoprize.com مراجعه کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (I)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (I)

نوشته ای که پیش رو دارید گفتگویی است که توسط مژگان محمدحسینی (نوازنده قانون) در حاشیه برگزاری کارگاه”نوازندگی قانون” در تهران با استاد این کارگاه «عمر زیاد حکمت» قانون نواز برجسته‌ی اهل عراق، انجام شده است. این کارگاه در شهریورماه گذشته به همت “میثاق نامی” (نوازنده قانون) برگزار شده است. محور این گفتگوی کوتاه وضعیت موسیقی و نوازندگی در کشورهایی است که در آنها ساز قانون جزو سازهای اصلی ارکستر به شمار می رود و نقش مهمی را در موسیقی شان ایفا می‌کند.
لئوش یاناچک (III)

لئوش یاناچک (III)

همکاری وی در سال ۱۹۰۶ با شاعر چک، پتر بزروک (Petr Bezruč) ساختن چندین قطعه کر را بر اساس اشعار بزروک به همراه داشت. زندگی یاناچک در اولین دهه قرن بیستم به دلیل مشکلات شخصی و حرفه ایش بسیار پیچیده بود. وی آرزو داشت در پراگ به عنوان هنرمندی عضو آنجا پذیرفته شود، او چندین اثرش را از بین برد و بسیاری را ناتمام باقی گذارد.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIV)

آنچنان که اطلاعات اجراهای سپرینگر (springar) نشان می دهد، چنین فرآیند های تکثیرپذیری ممکن است تا دو سطح زیرین نیز ادامه پیدا کند (تاثیر گذار بر سطح بیت و سطح زیرشاخه ها). مشخصه ی متمایز این دیدگاه این است که ما نباید تمام انحرافات از نسبت های ریاضی را به “بیانگری” ارتباط دهیم، اما آزادیم که هرگونه تقسیمات زیرشاخه ای را در مدل های الگوی متریک وارد کنیم. اما مسئله ی نحوه ی نمایش این الگو ها در نت نویسی استاندارد حل نشده باقی می ماند و همچنین کل مسئله ی توضیح چنین الگوهایی نیز همچنان بی پاسخ می ماند.
خود آموختگی و خلاقیت (I)

خود آموختگی و خلاقیت (I)

خود آموختگی اصولا مقوله ای معرفتی است که طی آن، موضوعی که باید آموخته شود چون نقطه ای روشن از انتهای خیال برجسته و برجسته تر میشود. یکی از ضعف های نظام مدرسی آن است که فاقد تحریک هدف و خواسته یا آندو به مثابه نقطه روشن برای وصال و تجلی آن میباشند و موضوع علم یا هنری را که میخواهند پرورش دهند از قلمرو خیال خارج میسازند.
سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند.
همگون و ناهمگون (IV)

همگون و ناهمگون (IV)

تفاوت شیوه نقش‌خوانی نقش‌خوانان نسبت به نسل قبل تنها در لحن و بیان حسی است و در سایر زمینه‌ها نقش‌خوانی بدون هیچ کم و کاست و هیچ دخل و تصرف، عیناً مانند نسلهای قبل خوانده و گفته می‌شود. بخشهای غنایی نقش‌خوانی که بسیار محدود، گه‌گاه و اتفاقی است، به حافظه موسیقایی، دانش آوازخوانی، سونوریته، توانایی حنجره و مهارت خواندن بستگی دارد که کاملاً سلیقه‌ای و شهودی است و گاه چندان ادامه می‌یابد و به درازا می‌کشد که به خارج از موضوع نقش‌خوانی می‌کشد. این بخش از موسیقی قالیباف‌خانه‌ای به دلیل عدم تکرار و حسی بودنِ بیش از حد در حافظه‌ها باقی نمی‌ماند و غیرقابل انتقال است.
بوطیقای ریتم (IV)

بوطیقای ریتم (IV)

حال باز می‌گردیم به موضوع مشکاتیان و آثارش، و پرسش‌مان که حالا مجبوریم بگوییم درباره‌ی ویژگی‌های زمانی قطعات او بوده است. چه چیزی موجب می‌شود که وقتی به آثارش گوش می‌سپاریم او را متفاوت از دیگران بدانیم؟ آیا متر قطعات‌اش متفاوت از دیگران است؟ آیا الگوهای متریک متعدد در یک قطعه شکل می‌گیرد؟ الگوی تاکیدی نامتعارفی دارد؟ الگوی دیرندی یا ریتمیک بدیعی آفریده است؟ یا برهم‌کنش میان متر و ریتم در قطعات او به نوعی تازگی دارد؟ رابطه‌ی واحدهای خُردِ سازنده‌ی ریتم برای شکل دادن جمله‌ها («گروه‌سازی» Grouping) متفاوت است؟
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در این مرحله، قطعات «بغض» و «تا مهتاب» از مجموعه‌ی جوی نقره‌ای مهتاب باز هم بدون اعلام مشخصات و بدون اشاره به این که نقدی در مورد این قطعات دقایقی پیش در کارگاه خوانده شده است، پخش و از حاضران خواسته شد که برای آنچه می‌شنوند توصیف یا شرح بنویسند. نتیجه این بود که بدون استثنا (حتا آنها که آموزش موسیقی کلاسیک اروپایی دیده بودند) –نسبت به نمونه‌ی مادریگال‌های ایتالیایی- حضار نکات بیشتری برای گفتن داشتند (اغلب این نکات درباره‌ی تشخیص محتوای مدال و پرده‌گردی قطعه بود). تا آنجا که حتا یکی از اعضای کارگاه (عباس خدایاری) توصیفی از این اثر به دست داد، مبتنی بر مقایسه‌ای که او با گونه‌های قدیمی‌تر (به زعم وی اصیل‌تر) سه‌تارنوازی در ذهن صورت داده بود.
لورین مازل (II)

لورین مازل (II)

اولین کنسرت مازل با ارکستر فیلارمونیک نیویورک در سال ۱۹۴۲ بود زمانی که تنها ۱۲ سال داشت! در سن ۱۷ سالگی به دانشگاه پیتزبورگ (University of Pittsburgh) برای تحصیل زبان، ریاضیات و فلسفه وارد شد. در طی تحصیلش ویولونیست ارکستر سمفونیک دانشگاه پیتزبورگ بود که در آنجا رهبر جوان فصلهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۴۹ بود و همچنین در آنزمان Fine Arts Quartet دانشگاه را سازماندهی نمود.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (II)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (II)

ابوالحسن صبا، چهره برجسته موسیقی ایرانی که او را پس از کلنل وزیری تاثیر گذار ترین مروج موسیقی نوین ایرانی میدانستند، دهلوی را بسیار با استعداد دید و او را برای تنظیم قطعات برای ارکستر تازه تاسیس خود به همکاری دعوت کرد. این ارکستر که با نام ارکستر شماره یک هنرهای زیبا به فعالیت مشغول بود، توسط صبا هدایت میشد و در آن بسیاری از شاگردانش به نوازندگی می پرداختند.