- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

البته بعدها نهالی که شما با دکتر مسعودیه کاشتید جواب داد و کرسی ایشان به شاگرد شایسته‌ای رسید. امروزه موسیقی‌شناس در جامعه پذیرفته‌شده اما آیا با فعالیت‌های آن دوره شما در دانشگاه این مسئله در آن روزگار به وجود آمد؟
این جنبه اجتماعی شامل موسیقی در مدارس و دانشگاه سیر روزافزون و بهبودی مداوم داشت در تمامی دهه‌های بعد از ۱۹۲۰٫ بهتر بگویم از آن زمانی که آقای وزیری بعد از چهار سال تحصیل در فرنگ به کشور برگشت و مدرسه موسیقی را تشکیل داد.

سال ۱۳۰۲ مدرسه تأسیس کردن!
و این یک آغاز مهمی است. برای اینکه تا آنجایی که من می‌دانم از منظر تاریخی آموزش موسیقی، تا آن زمان چنین چیزی و شاهدی در تاریخ موسیقی ایران نداشتیم که به‌صورت یک آموزشگاه، جاییکه دارای کادر آموزشی باصلاحیت باشد و افرادی بیایند برای فراگیری موسیقی و باهم باشند به‌صورت یک مدرسه، داشته باشیم. البته مدرسه موسیقی نظام ناصری برای موسیقی نظامی تشکیل شد. اما در رابطه با موسیقی ایرانی یک مدرسه با مشخصات درسی که هرروز محصلینی بیایند و معلم به آنها درس بدهد و جوابگوی آموخته‌های خود به آن معلم و مرجع و مدرسه باشند و آخرسر مدرکی اخذ کنند درجایی از تاریخ ایران نمونه این مساله را نخواندم و این مساله را آقای وزیری ایجاد کرد و امر مهمی است. این کار موسیقی را به یک مرحله آموزشی مشخص‌شده با برنامه‌ریزی رساند. نه اینکه کسی به خانه فلان استاد برود و بگویند شروع کنید درآمد شور را این‌گونه بزنید.

مدرسه موسیقی وزیری فقط معطوف به یادگیری ساز نبود. و خدمات برجسته‌ای آقای وزیری داشتند. این خدماتشان شامل موضوعات نظرات تئوریکشان نیست. آنچه تئوری موسیقی ایشان بود بسیار من‌درآوردی بود.

که موردپذیرش هم واقع نشد!
بله؛ و نامربوط به موسیقی ایرانی بود. ولی خدمات مهم او، ایجاد مدرسه برای موسیقی بود که می‌شود موسیقی را به‌صورت مدرسه‌ای با برنامه‌ریزی جامع و مدون آموزش داد. ایشان اقداماتی در جهت محترم کردن موسیقی ایرانی انجام دادند که این شاید از همه کارهایشان ارزنده‌تر باشد. آهنگسازی کردند که بدعتی بود. ما تاریخ آهنگسازی در کشورمان نداریم و این واقعیتی است. در کشورهای غربی هم اگر به هزار سال پیش برگردیم آنها هم نداشتند. منظورم از آهنگسازی آفرینش اثری است که به‌صورت ثابت تدوین و نوشته شود و روی کاغذ بیاید و همیشه اجرا شود؛ این چیزی است که در تاریخ موسیقی‌مان نداریم. یک شواهدی هست که می‌گوید عبدالقادر مراغی در قرن پانزدهم میلادی چیزهایی را به خطی که خودش اختراع کرده بود نوشته است و باقیمانده. ولیکن این نموداری از مکتب آهنگسازی که نمی‌تواند باشد و کس دیگری آن را ادامه نداده است.

چراکه خودش زبان نوشتاری اختراع کرده بود و قطعاتی از آن باقیمانده که تبدیلشان به صوت و عمل خیلی مطمئن نیست. یعنی همین کارهایی که در سنوات اخیر روی قطعات عبدالقادر مراغی شده است را ۵۰ و خورده‌ای سال پیش در ترکیه دیدم همین قطعات به شکل دیگری درآمده بود. این تبصره‌ای بوده به مطلب.