گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VII)

اصل مطلب این است که به‌هرحال ما مکتب آهنگسازی و آفرینش موسیقی نداشتیم و عمل آفرینشی در رابطه با موسیقی توأم بوده باکار اجرای موسیقی. و کار فی‌البداهه نوازی بر مبنای یک مبانی ملودیک فراگرفته‌ای که هر بار یک شاخ و برگ نوینی رویش گذاشته می‌شده؛ کارآفرینشی بوده اما به‌صورت قطعه ثابت شده که به‌صورت یکسان روی کاغذ بیاید و اجرا شود نبوده است و نداریم. اغلب کشورهای شرقی هم ندارند و اروپایی‌ها نیز قبل از اکول دو نوتغدام در قرن سیزدهم نداشتند. این واقعیتی است و سرشکستگی هم ندارد. ما نوع دیگری از موسیقی داشتیم.

اصل مطلب این است که به‌هرحال ما مکتب آهنگسازی و آفرینش موسیقی نداشتیم و عمل آفرینشی در رابطه با موسیقی توأم بوده باکار اجرای موسیقی. و کار فی‌البداهه نوازی بر مبنای یک مبانی ملودیک فراگرفته‌ای که هر بار یک شاخ و برگ نوینی رویش گذاشته می‌شده؛ کارآفرینشی بوده اما به‌صورت قطعه ثابت شده که به‌صورت یکسان روی کاغذ بیاید و اجرا شود نبوده است و نداریم. اغلب کشورهای شرقی هم ندارند و اروپایی‌ها نیز قبل از اکول دو نوتغدام در قرن سیزدهم نداشتند. این واقعیتی است و سرشکستگی هم ندارد. ما نوع دیگری از موسیقی داشتیم.

ما موسیقی شفاهی فی‌البداهه نوازی داریم که بر مبنای مایه‌هایی انجام می‌گیرد که از قبل توسط مجریان فراگرفته می‌شده است.

چطور با آقای پایور آشنا شدید و او را به دانشگاه آوردید؟ چراکه آهنگساز و نوازنده فرهنگ و هنر بودند.
آقای پایور را به‌صورت تمام‌وقت نیاوردیم. از همان بار اولی که بعد از تحصیلاتم به ایران برگشتم با ایشان آشنا شدم و دوست بودم. حتی اگر ایشان را هم نمی‌شناختم بعد از آمدن به دانشگاه تهران به‌زودی می‌فهمیدم که نوازندگان برجسته چه کسانی هستند. کمک آقای پایور خیلی مهم بود.

آقای پایور در سرفصل‌ها کمک کردند یا فقط تدریس کردند؟
آقای پایور به‌صورت نیمه‌وقت شاغل بودند و آموزش سنتور می‌دادند.

نظر شخص شما درباره ایشان چیست؟
پایور شاید بهترین ویرتئوز سنتور ایران بوده و قطعاتی خودش ایجاد و به رپرتوار موسیقی سنتور ایران اضافه کرد که بسیار زیبا هستند. او ازنظر نوازندگی خیلی توانا بود و واقعاً رو دست نداشت. البته مقداری تمایل به مخلوط کردن نوازندگی با حرکات موسیقی غربی داشت مثل آرپژ یا پارالل سوم زدن که اینها از فطرت موسیقی سنتی به دور هستند و شخصاً خیلی نمی‌پسندیدم.

سرفصل‌ها و درس‌هایی که در دانشگاه اضافه کردید کدام بودند؟
باید در پاسخ بگویم منظورم این نیست که قبل از اینکه من به دانشگاه تهران بیاییم هیچ‌کدام وجود نداشت بلکه آنها را وارد یک برنامه‌ریزی مشخصی کردم و سازمان دادم. مثلاً طول درسی چقدر باشد. کنترپوان مدال سبک قرن شانزدهم گذاشتم و همچنین کنترپوان تونال سبک قرن هجدهم. یعنی دو درس درزمینه کنترپوان برای دانشجویان گذاشتم چراکه دو دوره کنترپوان داشتیم و در قرن هجدهم تغییرات عمده‌ای داشت و بهترین نمونه‌های آن کنترپوان تونال قطعات باخ هستند.

نورعلی برومند نقطه کلیدی در تاریخ موسیقی ماست و یا دکتر صفوت که حرف‌وحدیث‌های زیادی داشتند و تأثیرگذار نیز بودند.
اجازه بدهید درباره این افراد صحبت نکنم.

تنها بازمانده آن دوران و دانشگاه شما هستید که می‌توانید راجع به آنها صحبت کنید چراکه نقشی آنها داشتند و در تاریخ موسیقی ما تحولاتی آفریدند که بزرگ بوده.
حرمت این آقایان به‌جاست و همین‌قدر بگویم اینها افرادی دانشگاهی نبودند چراکه دانشگاه نباید صرفاً برای آموزش ساز باشد. موضوع باید جنبه علمی- عمقی و تحقیقاتی پیدا کند. کار آنها در حد قابلیت‌هایشان محترم است اما آنها که نمی‌توانستند کار تحقیقاتی کنند.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است