آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VII)

هرمز فرهت <br>
(عکاس علی چاشنی گیر)
هرمز فرهت
(عکاس علی چاشنی گیر)
اصل مطلب این است که به‌هرحال ما مکتب آهنگسازی و آفرینش موسیقی نداشتیم و عمل آفرینشی در رابطه با موسیقی توأم بوده باکار اجرای موسیقی. و کار فی‌البداهه نوازی بر مبنای یک مبانی ملودیک فراگرفته‌ای که هر بار یک شاخ و برگ نوینی رویش گذاشته می‌شده؛ کارآفرینشی بوده اما به‌صورت قطعه ثابت شده که به‌صورت یکسان روی کاغذ بیاید و اجرا شود نبوده است و نداریم. اغلب کشورهای شرقی هم ندارند و اروپایی‌ها نیز قبل از اکول دو نوتغدام در قرن سیزدهم نداشتند. این واقعیتی است و سرشکستگی هم ندارد. ما نوع دیگری از موسیقی داشتیم.

ما موسیقی شفاهی فی‌البداهه نوازی داریم که بر مبنای مایه‌هایی انجام می‌گیرد که از قبل توسط مجریان فراگرفته می‌شده است.

چطور با آقای پایور آشنا شدید و او را به دانشگاه آوردید؟ چراکه آهنگساز و نوازنده فرهنگ و هنر بودند.
آقای پایور را به‌صورت تمام‌وقت نیاوردیم. از همان بار اولی که بعد از تحصیلاتم به ایران برگشتم با ایشان آشنا شدم و دوست بودم. حتی اگر ایشان را هم نمی‌شناختم بعد از آمدن به دانشگاه تهران به‌زودی می‌فهمیدم که نوازندگان برجسته چه کسانی هستند. کمک آقای پایور خیلی مهم بود.

آقای پایور در سرفصل‌ها کمک کردند یا فقط تدریس کردند؟
آقای پایور به‌صورت نیمه‌وقت شاغل بودند و آموزش سنتور می‌دادند.

نظر شخص شما درباره ایشان چیست؟
پایور شاید بهترین ویرتئوز سنتور ایران بوده و قطعاتی خودش ایجاد و به رپرتوار موسیقی سنتور ایران اضافه کرد که بسیار زیبا هستند. او ازنظر نوازندگی خیلی توانا بود و واقعاً رو دست نداشت. البته مقداری تمایل به مخلوط کردن نوازندگی با حرکات موسیقی غربی داشت مثل آرپژ یا پارالل سوم زدن که اینها از فطرت موسیقی سنتی به دور هستند و شخصاً خیلی نمی‌پسندیدم.

سرفصل‌ها و درس‌هایی که در دانشگاه اضافه کردید کدام بودند؟
باید در پاسخ بگویم منظورم این نیست که قبل از اینکه من به دانشگاه تهران بیاییم هیچ‌کدام وجود نداشت بلکه آنها را وارد یک برنامه‌ریزی مشخصی کردم و سازمان دادم. مثلاً طول درسی چقدر باشد. کنترپوان مدال سبک قرن شانزدهم گذاشتم و همچنین کنترپوان تونال سبک قرن هجدهم. یعنی دو درس درزمینه کنترپوان برای دانشجویان گذاشتم چراکه دو دوره کنترپوان داشتیم و در قرن هجدهم تغییرات عمده‌ای داشت و بهترین نمونه‌های آن کنترپوان تونال قطعات باخ هستند.

نورعلی برومند نقطه کلیدی در تاریخ موسیقی ماست و یا دکتر صفوت که حرف‌وحدیث‌های زیادی داشتند و تأثیرگذار نیز بودند.
اجازه بدهید درباره این افراد صحبت نکنم.

تنها بازمانده آن دوران و دانشگاه شما هستید که می‌توانید راجع به آنها صحبت کنید چراکه نقشی آنها داشتند و در تاریخ موسیقی ما تحولاتی آفریدند که بزرگ بوده.
حرمت این آقایان به‌جاست و همین‌قدر بگویم اینها افرادی دانشگاهی نبودند چراکه دانشگاه نباید صرفاً برای آموزش ساز باشد. موضوع باید جنبه علمی- عمقی و تحقیقاتی پیدا کند. کار آنها در حد قابلیت‌هایشان محترم است اما آنها که نمی‌توانستند کار تحقیقاتی کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

بهترین ویولنهای فولتن در معرض نمایش

بهترین ویولنهای فولتن در معرض نمایش

سنگ، تمر، کتاب کمیک یا هر کلکسیون دیگری، فرق ندارد، کلکسیونر دوست دارد به نمایش بگذارد مجموعه‌اش را. دیوید فولتن، ویولن‌نواز آماتوری که گنج‌بان بهترین کلکسیون ویولن هم هست، این کار را به خوبی انجام داده در پروژه تهیه یک سی‌دی و یک دی‌وی‌دی همراه، که بناست در نوامبر امسال منتشر شود.
موسیقی دهه پنجاه (II)

موسیقی دهه پنجاه (II)

تعطیلی هنری تابستان پنجاه و پنج که به سر آمد، قطعی شد که اجرای سنفونی نهم، برای اولین بار در ایران، در برنامه فصل هنری بعد جا دارد. بعضی از جوان‌ترها اجرای چند سال پیش این سنفونی به رهبری رهبری را اولین بار نوشته‌اند و گفته‌اند بارها. گناه ندارند. سنشان اقتضا نمی‌کند اجرای مشکوه را بدانند. اما این که خود صاحب مجلس هرگز تلاش نکرده در رفع این اشتباه، قدری حیرت آور است.
متبسم: در هلند نوازنده سازهای ایرانی بسیار کم است

متبسم: در هلند نوازنده سازهای ایرانی بسیار کم است

استاد متبسم عزیز مطلع هستم شما به غیر از همکاری با گروه دستان سرپرست گروه دیگری در خارج از کشور هستید به نام مضراب که فقط از ساز های مضرابی تشکیل شده و اکثر نوازندگان آن جوان هستند. متاسفانه از نظر رسانه ای خیلی کم به این ارکستر پرداخته شده با توجه به این که این کار در خارج از کشور بسیار دشوارست.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

رسم‌الخط مخصوصی را برای مکتوب ساختن برخی از اصطلاحات جا افتاده‌ی موسیقی به کار برده که در ابتدا باعث می‌شود خواننده کمی سردرگم شود. برای مثال: «سُپرآنُ» به جای سوپرانو و «آلتُ» به جای آلتو یا «مینُر» به جای مینور و ماژُر به جای ماژور (۱۲). در [۴] با وجود این‌که اشکالات زبانی کمتر است، اما گاه اظهار نظرهایی وجود دارد که خواننده را در مورد صحت متن ترجمه شده به شک می‌اندازد.
مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (II)

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (II)

اگر تاریخ موسیقی خاورمیانه را مطالعه کنید، متوجه میشوید که داعیه داران چنین اندیشه هایی در طول قرن با شکست مواجه شدند. اکنون موردی تر اشاره میکنم. مثلا موضوع ایجاد چند صدائی در بافت موسیقی های کلاسیک ایرانی – عربی – ترکی. این ایده که در قرن گذشته مطرح و تجربه شد و دربارۀ آن تحقیقات انجام شد، مقالات و کتابها نوشته شد، در نهایت به هارمونیزه کردنِ بسیار ابتدائیِ ملودی های این موسیقی ها انجامید. یعنی هارمونی ایی که مخلوطی از حالت های اولیه ایجاد چند صدائی در موسیقی اواخر قرون وسطا و اوائل باروک بود به اضافه شیوه های آکورد گذاری در موسیقی پاپیولار (عامه پسند) غربی. نکته حائز اهمیت این است که با وجود مقالات و کتب بسیار در زمینه هارمونی موسیقی خاورمیانه و به خصوص ایران، کسانی همچنان با کپی برداریِ بدونِ ذکر منبع، از نوشته های محققان گذشته و همراه با غلط های بسیار زیاد و فاحش اقدام به نگارش و انتشار رسالۀ هارمونی برای موسیقی ایرانی می کنند.
همگون و ناهمگون (IV)

همگون و ناهمگون (IV)

تفاوت شیوه نقش‌خوانی نقش‌خوانان نسبت به نسل قبل تنها در لحن و بیان حسی است و در سایر زمینه‌ها نقش‌خوانی بدون هیچ کم و کاست و هیچ دخل و تصرف، عیناً مانند نسلهای قبل خوانده و گفته می‌شود. بخشهای غنایی نقش‌خوانی که بسیار محدود، گه‌گاه و اتفاقی است، به حافظه موسیقایی، دانش آوازخوانی، سونوریته، توانایی حنجره و مهارت خواندن بستگی دارد که کاملاً سلیقه‌ای و شهودی است و گاه چندان ادامه می‌یابد و به درازا می‌کشد که به خارج از موضوع نقش‌خوانی می‌کشد. این بخش از موسیقی قالیباف‌خانه‌ای به دلیل عدم تکرار و حسی بودنِ بیش از حد در حافظه‌ها باقی نمی‌ماند و غیرقابل انتقال است.
دلاور سهند (III)

دلاور سهند (III)

به اعتقاد من اگر واقعه قتل او را نیز در اپرا میگنجاندند و تحقیرهائی را که دشمن دید آشکار می‌نمایاندند، نه تنها موقعیت قهرمانی‌ او تشدید میشد حتی اپرا میتوانست دارای دراماتیک‌ ترین صحنه‌های‌ حماسی باشد و از این راه تاثیری شدید، موثر -و حتی انقلابی- در پوبلیک‌ بجای بگذارد.
بورس دکترای موسیقی شناسی دانشگاه هامبورگ

بورس دکترای موسیقی شناسی دانشگاه هامبورگ

در راستای معرفی هرچه والاتر موسیقی ایرانی و همچنین ادامه پژوهش های موسیقی دکتر پویان آزاده* در دانشگاه هامبورگ، پذیرش دانشجوی دکترای رشته “موسیقی شناسی” دانشگاه هامبورگ آلمان در قالب پروژه پژوهشی “آرشیو صوتی موسیقی” (COMSAR) انستیتو موسیقی شناسی سیستماتیک دانشگاه هامبورگ امکان جذب دانشجوی دکترای (PhD) مشترک بین ایران و آلمان، با همکاری دکتر پویان آزاده (عضو هیات علمی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر) فراهم گردیده است. لذا از دانشجویان کارشناسی ارشد موسیقی علاقه مند به ادامه تحصیل دعوت می گردد تا با ارسال رزومه خود، آمادگی خود را برای این بورسیه اعلام نمایند.
نگاهی به همنشینی سازهای محلی و ملی

نگاهی به همنشینی سازهای محلی و ملی

پس از تجربیات تاثیرگذار فرامرز پایور در زمینه گروه نوازی سازهای ایرانی، نوع انتخاب انواع سازها برای گروه نوازی توسط او به شکل استانداردی در گروه نوازی موسیقی ایرانی درآمد. سازهای مورد استفاده او در گروه، کمانچه چهار سیم (که مدتها بود به مانند ویولون ۴ سیم شده بود)، تار، سنتور (سنتور مورد استفاده پایور نه خرک بود که آن هم امروز به صورت استاندارد در آمده گرچه گاه از انواع دیگر سنتور با خرک های بیشتر هم استفاده میشود)، تنبک، عود، نی (هم به صورت سنتی هفت بند و هم به شکل کلید دار که توسط حسین عمومی در گروه او استفاده میشد ولی برخلاف دیگر سازها، این نی هنوز ناشناخته مانده است)، قیچک (به شکل تغییر یافته چهار سیم، به همراه نوع آلتوی آن) و رباب (به شکل تغییر یافته) بود.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت پنجم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت پنجم)

مرحوم وزیری و شاگرد خلف او مرحوم روح الله خالقی، از قضا راه دوم را برگزیدند و این چنین خواستند که موسیقی آن زمان ایران را بر پایه های «قوانین زیبایی شناختی» و «مبانی نظری موسیقی» غربی بنا کنند و احیاناً مشابهت هایی را در این راه بیابند.