نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (II)

جوامع اروپایی در اواخر قرن ۱۹ و شروع قرن ۲۰، تحت تأثیر صنعت و دانش جدید، دچار دگرگونی های بنیادی در بسیاری از ابعاد زندگی اقتصادی و اجتماعی خود شده بودند. جنگ اول جهانی حکومت های چند صد ساله سلطنتی و سنتی (امپراطوری های اطریش، آلمان عثمانی و روسیه تزاری) را که با چنین دگرگونی هایی مناسبت نداشتند از میان برداشت. در اروپای غربی، برعکس ایران، پارلمانتاریسم و دموکراسی استقرار یافت و به جای حکومت های خودکامه نشست، چرا که زمینه این تغییرات از مدت ها قبل – بعد از انقلاب فرانسه- ایجاد شده بود.

ثبات نسبی ۲۰ ساله بین دو جنگ جهانی، همراه با غلیان افکار و ایده های متجدد و مُدرن که متأثّر از تغییرات اساسی و عمده در جامعه بود، شکل فرهنگ و هنر را در دنیا تغییر داد. واژه «مدرنیته » را می توان به این تغییر وضعیت فرهنگی در جهان اطلاق کرد.

مفهوم « مُدرن» و «متجدّد» یا « مدرنیته» و « تجدّد » مفاهیمی هستند که تعریف و شناخت آن ها برای درک بهتری از موضوع مورد بحث لازم است. « مدرنیته» را که مفهومی است مرتبط با فرهنگ اروپایی، باید از مفهوم « تجدد» که در مورد فرهنگ ایران مورد استفاده است، تفکیک کرد. در واقع شناخت تفاوت میان دو وضعیت مختلف فرهنگی در اروپا و در ایران، در این مقطع زمانی، نشان دهنده دو مفهوم مختلف «تجدّد» و «مدرنیته» است. (۱)

مدرنیته در اروپا
در لغت «مدرن» به معنی «نو»، «تازه» یا «جدید» است. مفهوم آن در فرهنگ اروپا «هنر و اثر متعلق به زمان معاصر» یا «این زمانی» است. هنر مدرن در اروپا هنری است که خود را متعلق به زمانی میداند که صنعت و دانش جدید، همراه با بیداری توده ها، نظام های کهنه را برانداخته و ضابطه ها و معیارهای جدید به وجود آمده اند. به عبارت دیگر هنر مدرن متعلق به عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است.

پی نوشت
در هم کردن مفهوم های «تجدد» و «مدرنیته»، باعث سوء تفاهم و مشکلاتی می شود که یکی از نمونه هایش، کتاب «تجدد و تجدد ستیزی در ایران» نوشته عباس میلانی است. در پیشگفتار این کتاب آمده است که: «مسئله تجدد بی گمان مهم ترین محور مباحث فرهنگی، سیاسی، ادبی و اقتصادی روزگار ماست. » در این جمله با توجه به قید «روزگار ما»، «تجدد» به معنی «مدرنیته»، است. اما در جمله بعدی آمده است که: «… تجربه تجدد در ایران سابقه ای بس دیرینه دارد.» و به گمان او «تاریخ بیهقی» و «تذکره الاولیا ی عطار» و «گلستان سعدی» هم در مقوله «تجدد» قرار دارند. این «تجدد» دومی به معنی نوآوری و تحول و پیشرفت، است که در همه دوره های تاریخی وجود داشته و مفهومی جدا از آن «مدرنیته»، در حیطه هنر و فرهنگ است که در ادامه تعریف شده و در اروپای قرن بیستم شکل گرفته است. البته «مدرنیته»، در مقوله های مختلف، تعریف های متفاوتی دارد. مدرنیته اقتصادی و اجتماعی با مدرنیته هنری فرهنگی اشکال مختلف دارند و همزمان هم نیستند. نک به کتاب «معمای مدرنیته» نوشته بابک احمدی نشر مرکز ۱۳۷۷

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

ریکاردو چایلی

ریکاردو چایلی

رهبر ایتالیایی؛ ریکاردو چایلی (Riccardo Chailly) در خانواده ای مملو از موسیقی در ۲۰ فوریه ۱۹۵۳ در شهر میلان به دنیا آمد. وی آهنگسازی را از پدرش لوچیانو چایلی (Luciano Chailly) آموخت و در کنسرواتوار موسیقی در شهرهای پروجو و میلان به تحصیل پرداخت. پس از آن در کلاسهای تابستانی سیئنا (Siena) از فرانکو فرارا (Franco Ferrara) معلم برجسته رهبری درسهای رهبری آموخت. جالب اینجاست که او در دوران جوانی در گروه ریتم و بلوز (rhythm-and-blues) درام نواز بود.
روش سوزوکی (قسمت سی یک ام)

روش سوزوکی (قسمت سی یک ام)

در آلمان، جائی که من بعد از جنگ جهانی اول به عنوان دانشجو زندگی می‌کردم، تورم اقتصادی شدیدی حاکم بود. هیتلر پدیدار و جنگ جهانی دوم آغاز شد. برلین دچار سردرگمی‌ ها و ماجراهای پیچیده ای شده بود، همه از آلمانی‌ و غیرآلمانی درگیر شده بودند؛ در آنجا حتی به دانشجویی مثل من پیشنهاد می‌کردند که: در فلان جا یک خانه پنج طبقه برای فروش موجود می‌باشد، شما می‌توانید آن را در ازای حتی ۱۰۰۰۰ ین (Yen) صاحب شوید و من همیشه رد می‌کردم و می‌گفتم که برای پول درآوردن به آلمان نیامده ام.
موسیقی و معنا (X)

موسیقی و معنا (X)

این علوم، طبقه‌بندی پدیدارشناختی مستقلی برای این واکنش‌ها را، نه در مورد موسیقی و نه حتی در مورد دیگر اشکال هنر به رسمیت نمی‌شناسند. بنابراین گونه‌هایی از معنا که از منظر روان‌شناختی، حاصل درگیری حسی با موسیقی هستند به مقدماتی وابسته نیستند که در نظریه‌های فیلسوفانی چون دیویس و اسکراتون برای قدرت بیانگری در موسیقی ارائه شده است.
کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور (نام خانوادگی پدری او، رایزنبرگ بود) نوازنده چیره دست ترمین (theremin) بود که در روز نهم ماه مارچ سال ۱۹۱۱ در ویلنیوس، لیتوانی کنونی، به دنیا آمد. کلارا اگر زنده بود می بایست امروز ۱۰۵ ساله شود.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

این تلقی خاص از پیشرفت یا پیشرو بودن ممکن است تنها مرتبط با زمان حال (هم‌عصر شونبرگ) تعبیر شود اما نکته‌ای بسیار ظریف‌تر هم در اینجا نهفته است و آن گرایش به آینده است. این نوع نگاه به پیشرفت موسیقایی به این معناست که آهنگساز یا منتقد نه تنها آینده را حدس بزند بلکه از رخ‌دادن آن مطمئن باشد و به اثر موسیقایی کنونی از نگاه ناظری در آن آینده‌ی مفروض بنگرد و ببیند که در آینده این بیان موسیقایی پذیرفته شده و تلاش‌های امروز نیز نقشی با اهمیت در آن بازی کرده است.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (V)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (V)

در مدت سه سال، ‌‌‌مسیو لومر، شش واحد از واحد از واحدهای موسیقی نظامی را که شخصا سازمان داده بود، زیر نظر یک رهبر موزیک نظام که اهل اتریش بود، قرار داد، این اتریشی لایق بعدها به همان شیوه‌ای که لومر معمول داشته بود، آن واحد را اداره کرد. (مرحوم روح‌الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران. جلد اول. صفحه ۲۱۰ نوشته است. «… برای تعلیمات فنی، یک تن متخصص فرانسوی بنام لومر {که} از اروپا استخدام شده به ایران‌ آمد. متخصص دیگری هم از اطریش آورده بودند بنام «گورا» که موزیک کامران میرزا نایب‌السلطنه را اداره می‌کرد.». مرحوم خالقی در صفحه ۲۲۰ همین کتاب از یک اطریشی دیگری نیز نام می‌برد، موسوم به «آلبرهادویگر» که «در موزیک علاءالدوله متصدی اصلاح سازها بود.» به ا‌حتمال قوی نام آن اطریشی که در متن حاضر بدان اشاره شده است می‌بایست «گوار» باشد، مترجم.)
آشنایی با “Modal Jazz”

آشنایی با “Modal Jazz”

اگر به موسیقی سبک بی باپ (bebop) توجه کرده باشید حتماً متوجه شدید که چگونه همراهی کنندگان سولیست از آکوردهای مختلف برای تغییرات سریع ملودی استفاده می کنند و یا برعکس چگونه سولیست برای هماهنگ با هارمونی – که به سرعت تغییر می کند – ملودی های روان بالا و پایین رونده با استفاده از نتهای کروماتیک اجرا می کند.
روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

به محض دیدن این کودک بی گناهی که تمام زندگیش را باید با دست ها و انگشتانش لمس می کرد، چشمانم پر از اشک شدند. دوست نداشتم که همان موقع آری بگویم، چرا که می‌بایست به کشف متدی می‌رسیدم که یک کودک کاملا نابینا را بتواند راهنما باشد. به این خاطر از او خواهش کردم که یک هفته به من فرصت بدهد. گمان می کردم که اگر من توانایی و جرئت و اعتماد به نفس کافی برای آموزش به این کودک را داشته باشم، پس هر چه در توانم باشد را به کار خواهم گرفت.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

در این جا در دو مورد سوء تفاهم ایجاد شده است؛ یکم علت وجود صداهای فرعی و دوم نقش جنسیت ها در مقام. از ص ۶۰ تا ۷۵ مقام های ماهور و سه گاه (با استناد به ردیف ها و ترانه ها) بررسی شده اند. این بررسی با تئوری «مقام های دودانگی» که در حال حاضر در ایران رواج یافته است، مقایسه شده و نشان می دهد که مقام ها از دو دانگ یا «سلول» های دیگری هم ساخته نشده اند. نقش صدا ها به ترتیب اهمیتشان در صفحه ۵۹ تعریف شده است: صداهای فرعی مشخص کننده حدود مقام هستند.
گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

نوشته ای که پیش رو دارید گزارشی است از پرفورمنسی درباره موسیقی با عنوان «شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد» که در خانه هنرمندان به اجرا رسید. این گزارش به قلم مسعود قدسیه، هنرمند گرافیست نوشته شده است.