یادداشتی بر آلبوم «درنادئون»

دو پرسش دو پاسخ
درهم‌آمیختگی تکنیک نوازندگی آکاردئون و ذوقِ هم‌آهنگی و ملودی‌پردازیِ ویولون، موسیقی درنادئون را تغذیه کرده‌اند. از سوی دیگر نوع موسیقی این اثر در ایران کم‌رقیب است. استقبال از آن را هم که در نظر بگیریم، تا همین جا درنادئون را در موسیقی ِغیرپاپِ ایران (۱) باید یک آلبوم موفق بدانیم. می‌توان به جزئیات هر قطعه پرداخت، از الگوهای متنوعِ بسط و گسترشِ قطعات گفت و از این مسیر دلایل موفقیت اثر را در خود موسیقیِ آن بررسی کرد. اما درنادئون، راه را برای طرح موضوعاتی کلان‌تر نیز باز می‌کند:

– اگر این موسیقی به واسطه‌ی محتوا، تکنیک و سطح کمپوزیسیون‌ توانسته است از جذابیت‌های پاپیولارِ ژانر خود و از پاپیولار بودنِ ذاتی-تاریخی آن یک گام فراتر رود گام بعدی به کدام سمت‌ها می‌تواند باشد؟

یازده قطعه از بیست قطعه‌ی آلبوم مبتنی بر وزن سه‌ضربی هستند (۲). شاید یکی از راه‌ها کندن از اینهمه وابستگی به ریتم‌ سنتی این ژانر، کمرنگ‌کردن این مؤلفه و برجسته‌تر کردن عناصر دیگرِ موسیقی باشد.

– اگر ندانیم این موسیقی در ایران تولید شده و دو نوازنده‌ی ایرانی آن را نواخته‌اند چقدر احتمال دارد که با گوش دادن به آن به ایرانی بودنِ‌ اثر پی ببریم؟ آیا نمی‌توان بیشتر قطعات درنادئون را نواخته‌های دوره‌گردهایِ فیلم‌های (برای مثال) انجلوپولوس (۳) تصور کرد؟

هرچند در اغلب بخش‌های درنادئون، در رنگ و آهنگ رمانتیک موسیقی، لحن اروپای شرقی و امریکای جنوبی آن هویداست اما با اینحال جستن برای یافتن نشانه‌های اینجایی در این اثر بی‌صید نمی‌ماند.۴ ملودی و نوعِ فرود روی تونیک در قطعه‌ی «بازار» یا تأکیدهای ریتمیک قطعات «رقص بادبادک» و «هزار درنا» مواردی از این دست هستند. اما لحظاتی هم وجود دارند که اگر ایرانی‌بودنِ صریحی نمی‌شنویم لزوماً پیوندی با موسیقی اروپای شرقی هم در کار نیست۵ (قطعه‌ی «مرغ آتش» را بشنوید و برافروخته‌شدنِ بطئی و التهاب‌آورِ تمِ مینیمالیستی‌اش را). این نیز مصداقی دیگر از فراتر رفتن از ژانر در خصوص مسأله‌ی هویت است.
پی نوشت


۱- هرچند در سایت بیپ‌تونز این آلبوم، یک اثر پاپ و نیو اِیج! معرفی شده است.
۲- آلبوم نخست مهرداد مهدی نیز «والس‌های تهران» نام داشت.
۳- تئو انجلوپولوس (۲۰۱۲ – ۱۹۳۵)؛ کارگردان یونانی.
۴- ارزش محسوب شدنِ «واجدِ یک هویتِ مشخص بودنِ یک اثر» به طور عام و «ایرانی‌بودن» اثری که آفریننده‌اش ایرانی‌ست بطور خاص جای بحث دارد. در اینجا صرفاً اندیشیدن به موضوع هویت در خصوص چنین اثری مدنظر است؛ اثری که به یک نوع موسیقی که در طول زمان هویت مشخصی یافته تعلق دارد و افرادی از جای دیگری از جهان خوانشی از آن نوع را ارائه می‌دهند.
۵- و هیچیک از چنین لحظاتی از آلبوم، والس هم نیستند.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک

آلبوم «درنادئون» اثری است از «مهرداد مهدی» و «آسو کهزادی». مهرداد مهدی پیانیست، آهنگساز، تنظیم‌کننده و نوازنده آثار پیاتزولا در ایران است. موسسه ی خانه ی هنر منظومه ی خِرَد این اثر را در سال ۱۳۹۶ به انتشار رسانده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

آهنگسازان غربی همواره برانند که اجراهای خود را با تکیه بر ضوابط خاص مربوط به نتها، حرکات و ضربها به یادماندنی گردانند. باستثنای تکنوازیها، نوشتن موسیقی بشکل انفرادی شیوه مرسومی برای این آهنگسازان بشمار نمی آید. در موسیقی سنتی ایرانی اما موزیسینها همچون نوازنده گان جاز بداهه می نوازند البته تنها پس ازسالها مطالعه و ممارست رپرتوارهای تثبیت شده.
ارکستر سمفونیک تهران در اغما

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

پس از سی سال ارکستر سمفونیک تهران به خوابی عمق فرو رفته… بسیار غم انگیز است! ارکستری که در دوره اول از کمبود بازدید کننده و مقرون به صرفه نبودن کنسرتها، مشکلات مادی و معنوی جنگ جهانی دوم، خروج نوازندگان کلیدی از ارکستر، کمبود ساز و در دوره دوم تحریم های مربوط به موسیقی، خروج دوباره نوازندگان خبره، مشکلات مادی و معنوی زمان جنگ هشت ساله و … صدها مشکل دیگر تا به امروز حیات خود را حفظ کرده بود؛ در دوره ای که بیش از همیشه طرفدار دارد و بلیط کنسرتها هم در بالاترین حد خود است، به خاطر سوء مدیریت باید تعطیل شود!
گفتگو با تیبو (VII)

گفتگو با تیبو (VII)

کرایسلر که استعداد زیادی در پیاده کردن نت ها داشت تنظیم های شگفت انگیزی را انجام داده است. همچنین تیوادار ناچز (Tivadar Nachèz) و آرتور هارتمن آثار خوبی را تنظیم کرده اند. این آثار همراه با کارهای کوتاه تر ویوتام و وینیاوسکی، مثل Ballade et Polonaise از ویوتام، آثار خوبی برای اجرا هستند؛ هرچند پیوریست های موسیقی (musical purists) ممکن است این اثر را تأیید نکنند. به نظر من Polonaise در سطح آثار شوپن است یا مثلا از نظر ویرتوز بودن Gypsy Airs از سارازات را در در نظر بگیرید که با هر کدام از راپسودی های لیست برابرند.
چگونه گام نوازی را دلپذیر تر کنیم؟ (III)

چگونه گام نوازی را دلپذیر تر کنیم؟ (III)

تمرینات کوتاهی تنظیم کنید که ترفندهای خاصی را شامل شوند. نت‌ها را از قبل بشنوید و سعی کنید که کوک دقیق آن‌ها را پیدا کنید و بعد به‌آرامی سلفژ کنید. در مرحله بعد، تمرین را به‌آرامی و با تمرکز زیاد بر طرز انگشت گذاری‌ها بنوازید. هنرجویان را از اهمیت کیفیت و کوک هر نت آگاه سازید. بسیار صبور باشید. این کار فواید فراوانی خواهد داشت. قطعه ای ساده و دل‌نشین در سر کلید خاصی پیدا کنید. همانند مرحله بالا قطعه را تمرین کنید.
جشن(II)

جشن(II)

رابطه‌ی میان بخش‌های مرتبط با موسیقی ایرانی در متن بسیار سخت، اما به خوبی صورت گرفته است به طوریکه شنونده از حضور آنها احساس ناپیوستگی نمی‌کند. مشایخی برای برقراری این ارتباط، به هنگام حضور پاره‌های ایرانی اثر با تمهیداتی از پیش فضای اثر را برای حضور آنها آماده می‌کند، برای مثال از قبل یک یا دو صدا را از میان ارکان اصلی فواصلی که بعد ظاهر خواهند شد به عنوان قسمتی از بافت قبلی می‌آورد و پس از تمام شدن نیز تا مدت کوتاهی آنها را ادامه‌ می‌دهد. این تمهیدات باعث می‌شود حضور موسیقی ایرانی در این میان زیاد دور از ذهن نباشد.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

در بخش آغازین هر سه کتاب چنان که در اکثر کتاب‌های آموزشی موسیقی ایرانی مرسوم است فصلی به توضیح نکات مربوط به قواعد نغمه‌نگاری در کتاب اختصاص یافته است. این بخش در کتاب منا مفصل‌تر و کامل‌تر است. وی آن را به صورت مقاله‌ای در مورد رسم‌الخط در نغمه‌نگاری آثار سنتور درآورده که خلاصه‌ای است از (منا ۱۳۸۳). برای این که تفاوت مقدمه‌ی وی با بقیه مشخص شود توجه کنید که در هیچ یک از راهنماهای چاپ شده در ابتدای کتاب‌های مورد بررسی چیزی در مورد روش نغمه‌نگاری دیگران نمی‌یابیم در حالی که منا گاه گاه در متن به نقد و اصلاح علایم و اختصارات پیشین نیز پرداخته است.
عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (II)

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (II)

پس از این بخش، دکتر داریوش طلایی به روی صحنه آمد و به سخنرانی پرداخت. اما از میان گفته های ایشان به عنوان نکات مهم به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (I)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (I)

در شماره ۲۸ فصلنامه ماهور نقد تقریبا مفصلی از آقای سیاوش بیضایی در باره کتاب «روش نوین مبانی اجرای موسیقی» آمده است. با توجه به اینکه در شناسنامه فصلنامه چنین آمده «مقاله هایی که در ماهور چاپ می شود بیانگر دیدگاه های نویسندگان آنها است» (ماهور/۱)و «مرز بین انتقاد خوب اما صریح، قوی و حتی کوبنده را با انتقاد مغرضانه جهت حذف و بی­اعتبار کردن حریف بشناسیم. از اولی نهراسیم و از دومی بپرهیزیم. جنبه های پذیرفتنی اولی را بپذیریم و جنبه های نپذیرفتنی آن را با همان صراحت قوت و کوبندگی پاسخ گوییم» (موسوی ۱۳۸۴، ۲۰۹). اینجانب به عنوان شخصی جدای از منتقد و مؤلف کتاب مورد بحث، نکاتی را که درباره دیدگاه های منتقد محترم به نظرم می رسد مطرح می نمایم.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

مقاله ای که می خوانید، نوشته ای است از سیمون رینولد (Simon Reynolds) نویسنده روزنامه گاردین که در اوایل سال گذشته به چاپ رسید است: واژه «بوگی»، در واقع، از پیانو نوازی به سبک بلوز گرفته شده است که در دهه سی قرن بیستم رایج بود. اما این واژه بیش تر در توصیف موسیقی راک جنوبی و صفحه های اوایل دهه هشتاد به کار می رود. وقتی که جلد “Delta Swamp Rock” را دیدم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که: «آیا نقشی که سیاهپوستان در موسیقی سول جز (Soul Jazz) ایفا می کنند به پایان رسیده است؟» انتشار مجموعه ای از موسیقی راک جنوب در اوایل دهه هفتاد، حرکتی بود که از لیبلی که برای انتشار گلچین های رگیِ “Dynamite!” و مجموعه های دلوکسی مانند “Can You Dig It? The Music and Politics of Black Action Films 1968-75” مشهور بود، انتظار نمی رفت.
سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (V)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (V)

با توجه به نقص سیستم فیثاغورثی ٬ برای انجام مدولاسیون به تمام کلیدها در طول تاریخ راههای مختلفی طی شد که اعتدال مساوی Equal temperament یکی از آنها است. در سیستم ۱۲ قسمتی مساوی (۱۲-Equal divisions of octave) یا ۱۲-EDO که همان گام ۱۲ نیم پرده مساوی و نوعی اعتدال مساوی است تمام پنجمها یکسان و مساوی ۷۰۰ سنت می باشند. از طرفی مجموع فواصل در چرخه ۱۲ درجه ای پنجمها ۸۴۰۰ سنت =۱۲*۷۰۰ است.