سارا وائوگن (II)

سارا لوئیز وائوگن (1924–1990)
سارا لوئیز وائوگن (1924–1990)
تردول شخصی را استخدام کرد تا مسئول سفرها و نیازهای وائوگن باشد. رابطه وائوگن با ضبط کلومبیا تا حدی خدشه دار شد، وی از استفاده تبلیغاتی آنان راضی نبود. گروه کوچکی که برای ضبط در سال ۱۹۵۰ به همراه مایلز دیویس (Miles Davis) و بنی گرین (Benny Green) تشکیل داد، در میان دیگر گروهها بهترین بود. در سال ۱۹۵۳ تردول باعث بسته شدن قرار داد فوق العاده ای بین وائوگن و کمپانی ضبط بسیار معروف مرکوری (Mercury Records) شد.

او و باب شید (Bob Shad) تولید کننده، رابطه کاری بسیار خوبی برقرار کردند که باعث تولید آثار تبلیغاتی و هنری موفقیت آمیزی شد. اولین اثر ضبط شده او با مرکوری در سال ۱۹۵۴ بود که تا سال ۵۹ ادامه یافت.

در سال ۱۹۶۰ با ضبط رولت (Roulette Records) فعالیتش را ادامه داد اما پس از به وجود آمدن محدودیتهایی، در سال ۶۳ به کارش با آنان پایان داد و بار دیگر از سال ۱۹۶۴ تا ۶۷ با مرکوری همکاریش را از سر گرفت. موفقیت تبلیغاتی وی با مرکوری در پائیز ۱۹۵۴ با اثر “احساس راحتی کن” بود که این موفقیت با آثار دیگری ادامه یافت؛ “چقدر می تواند مهم باشد” به همراه کوئنت بیسی (Count Basie)، “هر چه لولا بخواهد”، “آواز قایق موز” و “مه گرفته”. اوج موفقیت تبلیغاتی وی با اثر “ملودی با قلب شکسته” (اثری که خود وائوگن تصور می کرد بسیار بد خواهد بود)، اولین ضبط طلایی اش بود و همچنین تا سالها از مهمترین آهنگهایی بود که در کنسرتهایش آنرا می خواند!

آثار جاز او به همراه ستارگان نوازندگی این موسیقی اجرا و ضبط می شد. یکی از آلبوهای منتخب خود او کالیفورد قهوه ای در سال ۱۹۵۴ بود. سارا در تابستان ۱۹۵۴ در جشنواره جاز شرکت کرد و به عنوان ستاره ای در جشنواره نیوپورت و نیویورک شناخته شد. در پائیز همان سال در تالار کارنگی به همراه چارلی پارکر (Charlie Parker) اجرا داشت.

در پائیز آن سال در سفری به اروپا بسیار درخشید که آن قبل از سفر بزرگش به آمریکا و جشنواره جاز نیویورک در جزایر راندالز در سال ۱۹۵۵ بود. اگرچه رابطه کاری و حرفه ای وائوگان و تردول بسیار خوب و موفقیت آمیز بود اما زندگی مشترک آنان در نقطه ای شکسته شد و در سال ۱۹۵۸ وائوگن درخواست جدایی کرد! با خروج تردول از زندگی وائوگن، در ۴ سپتامبر ۱۹۵۹ با آتکینز مردی با گذشته ای نا مشخص که در شیکاگو با او آشنا شد، ازدواج کرد، آنان به نیوجرسی نقل مکان کردند.

audio file بشنوید قسمتی از “عشق” را با صدای وائوگن

وائوگن به طور شگفت انگیزی آثاری درخشان در موسیقی پاپ نیز از خود به جای گذاشته است. همچنین چند آلبوم بر اساس استانداردهای جاز و با ترکیب صدا، گیتار و دبل بیس عرضه کرده، همچون؛ “پس از ساعتها” در ۱۹۶۱ با گیتاریست موندل لو (Mundell Lowe) و دبل بیس نواز جرج دوویور (George Duvivier) و سارا + ۲ (Sarah + 2) سال ۱۹۶۲ همراه با گیتاریست برنی کسل (Barney Kessell) و دبل بیس نواز جو کامفورت (Joe Comfort) برنامه هایی داشت. وائوگن نمی توانست بچه دار شود بنابراین در سال ۱۹۶۱ آنان دختری به نام دبرا لوئیز را به فرزندی پذیرفتند، آنها در نوامبر ۱۹۶۳ از هم جدا شدند.

در همان سال وائوگن به همراه تولید کننده؛ کوئنسی جونز (Quincy Jones) به دانمارک رفت برای ضبط چهار کنسرت زنده که نمونه بسیار عالی از اجراهای زنده او می باشد. یک سال بعد برای اولین بار در کاخ سفید و در مقابل رئیس جمهور جانسن (Johnson) حضور یافت. در سالهای ۱۹۶۰ جمعیت علاقمندان به موسیقی جاز کم شد، با اینجال صدای وی بدون تغییر و خدشه ای باقی ماند.

در اجرای سال ۱۹۷۰ وی در کازینویی در لاس وگاس با مارشال فیشر (Marshall Fisher) ملاقت کرد که فیشر تبدیل به معشوق و برنامه ریز او شد، با آنکه فیشر نیز هیچگونه سابقه موسیقی نداشت اما بسیار دلسوزانه خود را فدای پیشرفت حرفه معشوقه اش کرد. دهه ۱۹۷۰، دهه فعالیتهای گسترده وائوگن در عرصه ضبط بود. در سال ۱۹۷۱ باب شید از او درخواست کرد تا با کمپانی جدید او؛ “ضبطهای جریان اصلی- مین استریم” (Mainstream Records) را ضبط کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت ششم)

روش سوزوکی (قسمت ششم)

فرم و آرایش امکانات زندگی نتایج خاصی همراه دارد، چنانچه در مثال مینا هم نشان دادیم، در ادامه آن میخواهیم به ساخت و شکل گیری توانائی های انسانی را نشان بدهیم. غالبا مادرها اعتراف میکنند: “که من گوش موسیقائی ندارم” و با چه زحمت و اصراری میخواهند بقبولانند که کودکشان هم همین وضعیت را دارند و فکر میکنند که این مورد ارثی است و یک واقعیت تغییر ناپذیر!
موسیقی آفریقای جنوبی (V)

موسیقی آفریقای جنوبی (V)

همکار قدیمی ابراهیم، یعنی هیوگ مسکلا که نوازنده ترومپت بود، نیز در خارج از آفریقای جنوبی کسب و کار موفقی به راه انداخته بود. مسکلا در آغاز رشد موسیقیایی خود تحت تأثیر ترِور هادلستون (Trevor Huddleston) قرار داشت که یک کشیش بریتانیایی بود که در محله های شهر کار می کرد و نخستین ترومپت مسکلا را برایش خرید. مسکلا وارد صحنه های پرهیجان سوفیاتاون شد و سپس با کینگ کانگ به بریتانیا راه یافت و در اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم به نیویورک راه پیدا کرد. قطعات جزِ پاپْ مانندی، مثل: “Up, Up and Away” و “Grazin’ in the Grass” به پر فروش ترین ها تبدیل شدند.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

در سال ۱۹۲۱ ارکستر فیلارمونیک با ارکستر سمفونی ملی نیویورک یکی شدند. با ترکیب این دو ارکستر، فیلارمونیک رهبری هلندی به نام ویلم منگل برخ (Willem Mengelberg) را منسوب کرد. برای فصلهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ استرانسکی و منگل برخ رهبری ارکستر را به طور مشترک بر عهده داشتند، اما استرانسکی بعد از پایان یک فصل مشترک آنجا را ترک کرد و منگل برخ برای مدت نه سال رهبری اصلی ارکستر را در میان دیگر رهبران بر عهده داشت از جمله؛ برونو والتر (Bruno Walter)، ویلهم فورت وانگلر (Wilhelm Furtwängler)، ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و آرتور توسکانینی (Arturo Toscanini). در این دوره، فیلارمونیک اولین ارکستر آمریکا بود که سری سمفونیهایی را در کنسرتهای تابستانی با قیمت پائین در استادیوم لویسون، منتهتن، برگزار کرد.
اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

آنچه را که به آن واقعیت بخشیدم و به وجود آوردم، موجودیت پیدا کرده. بنابراین من سؤالی را مطرح نمی کنم. من تجربه کرده ام که بسیاری از انسان ها مثل خودم «نفس» می کشند. اصلاً قرار نیست که موسیقی چیزی را «تعیین» کند، بلکه موسیقی می بایست دریافت حسی شود.
موسیقی در آثار ابوعلی سینا

موسیقی در آثار ابوعلی سینا

… آلات موسیقی را اقسامی است. از جمله سازهایی که دارای تار و دستان (پرده) و آنها را با مضراب می نوازند، مثل بربط و طنبور. ولی مشهورتر و متداولتر از همه، همان بربط است و اگر سازی بهتر از این وجود داشته باشد، مسلماً نوازندگان از آن بی اطلاع هستند …
ریتم و ترادیسی (VI)

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:
آیا از ابر اَبَر کنسرت ها باز هم باران خواهد بارید؟

آیا از ابر اَبَر کنسرت ها باز هم باران خواهد بارید؟

در کورسوی ناباوری های قریب به یک دهه اجاق کوری در صحنه های موسیقی مندان اَبَر مرد ! ناگهان هیزم آتش چهارشنبه سوری به هر زوری در گرفت و همه از آن پریدند به یک صدا و یک تصنیف که : مردی من از تو زردی تو از من…
هستی و شناخت در منظر هنر (III)

هستی و شناخت در منظر هنر (III)

در جایی دیگر می گوید: آب کم جو، تشنگی آور به دست”. عقل هستی حضوری بی کران از قدرت می آفریند که ما صفات حاصل از آن را همان صفات خداوند تعریف می کنیم یعنی این خداوند است که صاحب عقل اول است. او در تمامی قلمرو هستی به همین دلیل حضور دارد و حضورش را به صورت ظهور گوهر عشق در ما آشکار می سازد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

آقای شجریان گفته اند: «با این سازها اینجا در امریکا چند نوازنده برجسته زیر نظر یک پروفسور موسیقی، صداهای عالی ایجاد کرده اند، این سازها برای اجرای آثار باروک (موسیقی قرن هفدهم اروپا) خیلی عالی هستند. (استاد شجریان قطعاتی را با لپ تاپ خودشان برایم پخش کردند که کوارتت زهی متشکل از همین سازها قطعات باروک میوزیک را مینواختند که صدایی فوق العاده زیبا داشت و کاملا با آن موسیقی همخوانی داشت.» طبیعی است که این ساز برای اجرای موسیقی بدوی تر بهتر صدا می دهد، چراکه سازهای آن دوره نیز مانند امروز تکامل یافته نبوده اند.
لئوش یاناچک (I)

لئوش یاناچک (I)

لئوز جاناک (Leoš Janáček) آهنگساز چک، تئوری دان و متخصص موسیقی فولکلور، در ۳ ژوئیه ۱۸۵۴ در هوکوالدی در بخشی از امپراطوری اتریش، بدنیا آمد. او از موسیقی فولکلور موراویایی و اسلاوی برای خلق موسیقی ناب و مدرن تاثیر پذیرفت. تا سال ۱۸۹۵ خود را وقف تحقیقات روی موسیقی فولکلور نمود و تاثیر این نوع موسیقی را نیز بر روی آهنگساز معاصر خود آنتونین دورژاک (Antonín Dvořák) مشاهده می کرد.