گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (IV)

«واکاوی»؛ از معنا در گویش محاوره گنابادی تا ورود به عناوین مقالات علمی
صداقت‌کیش در ادامه با اشاره به عنوان نشست «جایگاه واکاوی در نقد موسیقی در ایران»، گفت: برخلاف همیشه می‌خواهم اندکی در مورد خود لغت «واکاوی» صحبت کنم. «واکاوی» را در زبان فارسی اخیرا بیشتر استفاده و دو دسته از معانی را به آن نسبت می‌دهند؛ اولا این کلمه در گویش گنابادی کاربرد محاوره دارد و به معنی کندن جایی است، مانند دوباره کندن یک قبر یا زمین و دوما کاربرد امروزی و مدرن آن به معنی تحلیل و بررسی است و به خصوص در عناوین مقالات علمی در ۱۰، ۱۵ سال اخیر فوق‌العاده مورد علاقه است و اگر شما نگاه کنید ببینید منظورشان چیست طیفی از مطالعه، بررسی، تفسیر، بررسی دوباره، آنالیز و… دستتان را خواهد گرفت. بنابراین ما با لغتی مواجه‌ایم که فارسی سره است و در شمال شرق ایران سابقه‌ای دارد و آن سابقه اتفاقا با مفهومی که امروز در موردش صحبت می‌کنیم ربطی مستقیم دارد.

او افزود: آن سابقه این است که شما چیزی را دوباره بِکَنید. معنی همان جایی‌اش «یادآوری» هم هست که بر آن نیز تاکید خواهم کرد. معنی امروزی‌اش تحلیل، بررسی، بررسی مجدد و از این قبیل است. اگر این‌ها را به عنوان معانی فعلی قابل درک در زبان امروزی از این واژه در ذهن داشته باشید می‌توانیم به مرحله بعد برویم و ببنیم در نقد موسیقی اولا چگونه می‌آوریمش و از آن استفاده می‌کنیم و بر مبنایش چه کاری انجام می‌دهیم و ثانیا چرا فکر می‌کنیم که این مورد نیاز است یا مسئله امروز ماست.

حمیدرضا عاطفی در ادامه گفت: برسیم به مبحث «ناگزیری» که جناب آقای فیاض مدنظر داشتند.

ناگزیریم که به زندگی برگردیم
فیاض در ادامه گفت: «ناگزیری» به این معناست که ما نمی‌توانیم در تجربه ناب موسیقایی بمانیم و باید به زندگی برگردیم، زندگی‌ای که شالوده‌اش ارتباط اجتماعی است و در این ساحت موسیقی کارکردی بسیار بسیار ممتاز دارد چون به بی‌پایان مناسبات اجتماعی تعین‌بخشی می‌کند. تجربه فردی موسیقی چه به عنوان شنونده، چه به عنوان نوازنده و چه به عنوان سازنده یک موضوع است و زندگی اجتماعی موسیقی موضوعی کاملا متفاوت است و اتفاقا آن جایی که منتقد وارد بازی می‌شود لحظه‌ای است که می‌خواهد از تجربه فردی به تجربه اجتماعی عبور کند و به عبارتی به کنش‌گری اجتماعی دست بزند، نه کنش‌گری فردی.

واژه‌هایی که به مرور زمان، معنایشان متفاوت می‌شود
او افزود: نکته‌ای که به نظر من حائز اهمیت بسیار زیادی است برمی‌گردد به یک مبحث بنیادی زبان‌شناسی که واژه‌ها و تعابیر معانی ثابت ندارند بلکه به مرور زمان کارکردهای متفاوتی برای آن‌ها بارگذاری می‌شود و واجد معانی تازه می‌شوند. به عبارتی تلقی‌ای که از نقد موسیقی در مثلا ۵۰ سال پیش وجود داشت، مساوی نیست با تلقی‌ای که از نقد موسیقی در ۲۰ سال پیش وجود داشت و مساوی نیست با تلقی‌ای که امروز از نقد موسیقی وجود دارد. این رویدادی است که اگرچه در زبان مشاهده‌اش می‌کنید اما زیرساختش بر این مبناست که توسعه‌ای در حال رخ دادن است. چرا شما به فرهنگ لغت هر زبانی که نگاه کنید در مقابل هر کلمه تنها یک معادل نمی‌بینید؟ برای این که می‌تواند طیفی از معانی را پوشش دهد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» اثر محمدسعید شریفیان برگزار می‌شود

نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» اثر محمدسعید شریفیان برگزار می‌شود. در این نشست که عصر روز دوشنبه هفتم بهمن‌ماه برگزار می‌شود نویسنده اثر محمدسعید شریفیان، محمدرضا آزاده‌فر و محمدعلی مرآتی حضور خواهند داشت. نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» دوشنبه هفتم بهمن‌ماه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب،‌ خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر پلاک ۲ برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

انتشار مجموعه “آشنایی با موسیقی”

انتشار مجموعه “آشنایی با موسیقی”

مؤسسه فرهنگ و هنر رها فیلم مجموعه‌ای تحت عنوان “آشنایی با موسیقی‌” در مرداد ماه سال جاری منتشر نموده که شامل ۶ عدد دی‏وی‏دی است با عناوین “۱- معرفی دوره و مقدمه‏ای بر موسیقی” ، “۲- مقدمه‏ای بر سازشناسی و فرم‏های موسیقی” ، “۳- مبانی ریتم” ، ” ۴- ریتم جز، پاپ و کلاسیک” ، “۵- ملودی: نت و گام” ، “۶- ملودی: موتسارت و واگنر”.
مبداء تاریخی به نام مسیح استرادیواری  <br>(messiah stradivari)

مبداء تاریخی به نام مسیح استرادیواری
(messiah stradivari)

ویلنی که در سال ۱۷۱۶ میلادی به دست Antonio Stradivari ساخته شد و توسط ویلن ساز مشهور فرانسوی Jean-Baptiste Vuillaume در قرن نوزدهم، مسیح نام گرفت. به راستی بعد از یافتن ویلن مسیح استرادیواریوس، چه وقایعی رخ داد؟ آنچه را که امروز از ویلن مسیح استرادیواری در قالب تصاویر و عکسها می بینیم ،بیانگر مطالبی است که سردرگمی آشکاری را در مورد صحت و حقیقت این ساز به تائید می رساند.
رویای عشق

رویای عشق

از موسیقی رمانتیک بسیار صحبت کرده ایم چرا که در کشور ما نیز همانند سایر نقاط جهان این سبک از موسیقی در میان سایر سبکهای موسیقی کلاسیک طرفداران بیشتری دارد. شاید دلیل اصلی آن توانایی بیشتر هنر رمانتیک در برقراری ارتباط با احساسات و عواطف انسانی بخصوص با خود هنرمند است بطوری که معلول همواره جلوگر حالات روحی و شخصیت صاحب اثر است.
روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

در سفر بعدی که همسرم به دیدار من آمد بسیار خشمگین و عصبانی شد و می‌خواست که هر چه زودتر از کارش استعفا کند که پیش من بماند. خواهرم به او قول داد که از مواظبت کند و از همسرم خواست که کارش را در صلیب سرخ رها نکند. والترود (Walltroud) تنها عضو خانواده ما بود که می‌توانست کار کند و درآمدی داشته باشد، اگر او کار نمی‌کرد همه ما دسته جمعی از گرسنگی می‌مردیم.
منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

ما ۵-۶ آواز خوان و ۱۰۰ تصنیف خوان داشتیم. شما خودتان ردیف آوازی کار کردید و می دانید آواز مشکلات خاص خودش را دارد و حنجره و توانایی مخصوص خود را می طلبد. تصنیف به گونه ای دیگر است: اولا آهنگ تصنیف توسط آواز خوان ساخته می شود و به خواننده یاد می دهند ولی آواز به این صورت نیست و خود خواننده روی شعر آهنگسازی می کند و برای آن قالب مخصوص اش را می سازد پس آواز خوان هم سازنده و هم خواننده اثر است.
مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (I)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (I)

خبر گزاری ایسنا ٬ خبر کنسرت پژوهشی “طبیعت در هنر موسیقی” که به سرپرستی “مجید کیانی” در تاریخ جمعه ۱۶ شهریور۱۳۸۶ – در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد را اعلام کرد. مجید کیانی در این برنامه نظراتی ارائه داد مبنی بر اینکه عالم بالا یعنی ماه و ستارگان بر فواصل و ریتم موسیقی دستگاهی ایران تاثیر گذاربوده است٬ ۱۲ مقام در ارتباط با ۱۲ برج فلکی می باشند٬ بنا به اعتقاد حکما ساختار گام های طبیعی در ارتباط با فواصل بین ستاره ها می باشد و … این مطالب گویای اعتقاد ایشان به موسیقی افلاکی است.
از کافه تا رودکی (II)

از کافه تا رودکی (II)

مهمترین عنصر گروه موسیقی در سفره خانه از نظر مراجعین، تماشاچیان و مدیر سفره خانه خواننده گروه است. با توجه به مشاهدات عینی در سه سفره خانه ی متفاوت در پایین شهر وسط شهر و بالای شهر تهران آشکارا می توان به محبوبیت بالای خواننده در میان شنوندگان، صاحبان سفره خانه ها و همچنین عوامل پذیرایی و کارکنان پی برد. بر خلاف گروه نوازندگان که در اکثر سفره خانه ها پوششی بصورت لباس فرم با نقوش سنتی خاص دارند و هنگام اجرا روی صندلی های خودشان می نشینند، خواننده ی گروه با پوششی دلخواه که غالبا کت وشلواری است با رنگ های متفاوت برای هر شب، به هنگام اجرا روی صحنه راه می رود و مستقیما با تماشاچیان در حین اجرا گفتگوی مختصری دارد.
ناصر مسعودی: فعالیت در زمان ما بیشتر بر مبنای رفاقت بوده تا دخالت!

ناصر مسعودی: فعالیت در زمان ما بیشتر بر مبنای رفاقت بوده تا دخالت!

این روزها بحث در مورد معضل خواننده سالاری، موضوع بسیاری از نشریات موسیقی است. همیشه یکی از دلایل وجود این مشکل در ایران و خود بزرگ بینی خوانندگان موسیقی ما، بی اطلاعی این گروه از دیگر رشته های موسیقی شمرده شده است؛ چراکه در موسیقی کلاسیک غربی که خوانندگان ارتباط تنگاتنگی با دیگر موسیقیدانان دارند و (بر خلاف خوانندگان موسیقی ایرانی) همچون دیگر موسیقیدانها از تحصیلات زیادی بهره مند هستند، این مشکل وجود ندارد و خوانندگان مانند دیگر سولیست ها و موسیقیدان ها از اعتباری معقول برخوردارند.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (I)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (I)

موسیقی امری اجتماعی است، بیش از اغلب هنرها، شاید چون بخش مهمی از کنشی که به عینیت یافتنش منجر می شود پیش چشم و گوش مردم روی می دهد یا شاید چون بیش از هر هنری می تواند در رگ و پی زندگی آدمی برود، با آن آمیخته شود و همه جایش حاضر باشد. به همین نسبت لااقل در میان نویسندگان فارسی زبان موسیقی، تمایلی وجود دارد برای نپرداختن به این وجه که لابد از فرط بدیه ی بودن بسیاری اوقات بحث درباره ی آن را از یاد می برند یا به تلویح برگزار می کنند.
ساز به ساز (II)

ساز به ساز (II)

برای آنکه ببینیم چرا چنین پرسش هایی پیش می آید لازم است کمی بر مفهوم «قطعه ی موسیقی» درنگ کنیم و بیاندیشیم که «یک اثر موسیقایی» چیست؟ زیرا آنچه در این موارد اتفاق می افتد ساز به ساز کردن یک اثر یا قطعه ای موسیقی است که خود از پیش هویتی معین و مستقل دارد. برای کاربرد مورد بحث در این مقاله کافی است فرض کنیم هر قطعه یک ساختار صوتی است که امکان به فعلیت رسیدن از طریق واسطه های موسیقایی را دارد (۳) و ببینیم به چه نتایجی می رسیم. اگر چنین باشد باید بتوانیم بی دردسر و بدون کم شدن از ارزش موسیقایی، و نیز بدون وارد آوردن آسیب به بافت قطعه، آن را با ساز دیگر بنوازیم. یعنی جایگزین شدن صداها نباید تفاوتی چشمگیر در وضعیت قطعه پدید آورد.