گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

عزل و نصب «وا» به «کاوی»
صداقت‌کیش در ادامه گفت: عزل «وا» کردم از «واکاوی» و می‌خواهم «وا» را به آن برگردانم. گفتم «کاویدن» از نظر من در نقد چه کاری می‌کند و می‌خواهم ببینم چرا «واکاوی» یعنی دوباره به یاد آوردن، در موقعیت ما اهمیت دارد. اگر قبلا هم از طریق نوشته‌های نظری و غیره متوجه نشده بودیم، اینجا متوجه شدیم که نقد موضوعی شدیدا تاریخی و تاریخ‌مند است، هم عنوانش و هم انواع کنش‌هایی که زیر این عنوان می‌گنجد و هم مفهومی که ما از آن درک می‌کنیم و هم خود آثار و کنش‌های هنری و روابط جامعه هنری و از این قبیل. این‌ها هم تاریخ‌مندند. بنابراین ما آن «وا» را حداقل به نظر من نیاز داریم برای بازگشتن دوباره به سراغ آثار یا دوباره وارسی کردن آثار.

معنی‌اش این نیست که لزوما آثاری دوبار بررسی شده‌اند و ما می‌رویم برای بار سوم بررسی می‌کنیم، هر چند به این معنی هم خواهم رسید. معنی‌اش این است که ما در هر موقعیتی از این کاویدن دوباره خودمان آگاهیم، حتی وقتی می‌خواهیم برای بار اول با اثر مواجه شویم. می‌دانیم که خودمان کاویدن دوباره‌ایم. به چه معنی؟ به این معنی که از موقعیت تاریخی خودمان هم آگاهیم و می‌گوییم من در یک تاریخی هستم. آقای فیاض از ۲۰ سال پیش کار می‌کردند و یکی از اولین نقدهایشان در همین فصلِ سال در شماره اول ماهور چاپ شد، درست ۲۰ سال پیش، باز یک دهه قبل در سال ۶۷ از آقای سماواتی مطالبی هست و امروز در سال ۹۷ کارهای دیگری انجام می‌شود. هر چند شاید ما چون خودمان بازیگرش بوده‌ایم به راحتی نبینیم که می‌بینیم، اما ۱۰۰ سال دیگر وقتی نگاهش کنیم خیلی واضح خواهد بود. بنابراین ما همیشه در موقعیت «واکاوی» قرار داریم. خود ما، هر بار که سراغ کاری می‌رویم در این موقعیتیم.

او ادامه داد: به علت این وضعیت شدیدا تاریخمند، ما حتی برای آثاری که قبلا تحلیل شده‌اند، حتی بارها، هر چند از این نوع آثار زیاد نداریم ولی فرض کنید که داشتیم، آثاری که بارها تفسیر شده‌اند، آن هم تفسیرهایی معتبر به دست منتقدانی چیره‌دست، حتی برای آن‌ها نیاز به آن سرشت یادآوری واکاوی داریم. به چه معنا؟! آن‌ها را به خاطر امروزی خودمان احضار کنیم و ببنیم امروز از آن‌ها چه درک می‌کنیم و امروز در آن‌ها چه می‌یابیم که نشان بدهیم و این اهمیت واکاوی است. اگر بخواهم به عنوان یکی از بازیگران این صحنه، تاریخ نقد چند دهه گذشته را بررسی کنم از مرحله این که برای آثار حداقل «یک نقد» نوشته شود گذشته‌ایم، چون الان تقریبا برای اکثر آثار یک چیزی نوشته می‌شود. ولو این که در دفترچه خود سی‌دی‌شان بنویسند، هر چند آن جا محدود هستید و آزاد نیستید که هر چیزی بنویسید یا به هر ویژگی‌ای اشاره کنید چون هنرمندان هنوز این موضوع را آن قدر نپذیرفته‌اند، تا مجلات و رسانه‌های مختلف که به هر حال این کار را انجام می‌دهند.

آن‌چه که هنوز به نظر من از لحاظ دید تاریخی و گسترشی که شما به آن اشاره کردید، منتظر به صحنه آمدن است این است که بعد از مدتی که آن توجه یک باره به آثار کم و بیش اشباع شد توجه دادن به آثار در متن یک بافتار تاریخی اجتماعی و چیزهای دیگر هم به صحنه بیاید. یعنی چه؟ عمدا مثالی مصداقی می‌زنم؛ یعنی بگوییم که آقای فیاض شما «راز نو» را ۲۰ سال پیش چنین دیدید و چنین انگشتتان را به سمتش گرفتید.

من ۲۰ سال بعد «چنین» می‌بینم و این اثر در ۲۰ سال بعد این «چنین»‌های دیگری دارد که می‌شود به سمتشان انگشت گرفت. این چیزی است که در موقعیت تاریخی امروز ما اگرچه هنوز هم به اندازه کافی ظاهر نشده است ولی به قول آقای فیاض من می‌بینم که ظاهر خواهد شد. در شرایط حاضر نقد موسیقی ما این هم یکی از ساحت‌های گفت‌وگو است که باید گشوده شود اگر تا به حال گشوده نشده است که من فکر می‌کنم در کار بسیاری از همکاران ما کم و بیش ظاهر شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

از روزهای گذشته…

آکوردهای sus – قسمت اول

آکوردهای sus – قسمت اول

آکوردهای sus – قسمت اول به روایتی دوک الینگتون جزو اولین کسانی بوده است که از سال ۱۹۳۰ شروع به استفاده از آکورده های sus کرده است. اما استفاده متداول از این آکوردها از سال ۱۹۶۰ شروع شد.
تأملی در آرای موسیقی خیام (I)

تأملی در آرای موسیقی خیام (I)

شهرت حکیم عمر خیام نیشابوری، اغلب به سبب رباعیاتی است که بیش‏تر آنها را به او منسوب کرده‏اند، همچنین باید یادآور شد که مقام علمی وی تا حد زیادی تحت الشعاع جنبه‏ی شاعری او قرار گرفته است؛ تا آنجا که از نظر منش و اعتقادات نیز وی را غیر از آنکه بوده است معرفی نموده‏اند. مشهورترین اثر خیام رساله جبر و مقابله است. او در این رساله، ضمن بحث از قضایای ریاضی در چند مورد به حمد خداوند متعال پرداخته و از روی اخلاص از او مدد جسته و هدایت طلبیده است.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (X)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (X)

این تفکر در زمان خواندن نوشته های لاندن نیز در ذهن من وجود دارد همچنین هنگام درک مفاهیم حس مترونومیک و مرجع تراکم. قوانین لردال و جکندوف نیز حاکی از وجود یک سطح پایین هم طول هستند اما آنها این سطح پایین را به زمان بندی مرتبط نمی کنند. بلکه آن ها به سطح تاکتوس، نقش مرکزی در زمان بندی داده اند:
هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (II)

هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (II)

شیشه‌ی رنگی که برای پیانو و ارکستر زهی نوشته شده بود با حضور آهنگساز به عنوان نوازنده‌ی پیانو اجرا شد. قطعه‌ای با بیان نسبتا نوتر که با رپرتوار معمول گروه متفاوت بود. در اجرای شب اول اجرای پیانو تا حدودی ارکستر را برای یافتن ریتم و جمله بندی سردرگم کرد به‌خصوص که این قطعه بافتی پلی‌ریتمیک داشت و قطعاتی از این دست در رپتوار معمول گروه‌های موسیقی در ایران نیست.
موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (I)

موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (I)

چندی پیش نوشته ای از ابوالحسن مختاباد، روزنامه نگاران با سابقه حوزه موسیقی درباره بزرگداشت عثمان خوافی، هنرمند سالخورده خراسانی، در سایت خبر آنلاین منتشر شد؛ بزرگداشتی که با تبلیغات وسیع خبری برگزار شده بود. موضوع این نوشته که مشخصه هایی از نقد موسیقی داشت منجر به عکس العملی تند و غیر حرفه ای شد که چرایی بوجود آمدن این درگیری لفظی، بحث نوشته امروز ماست. ابوالحسن مختاباد در مورد این چهره مشهور موسیقی نواحی ایران به دو نکته اشاره می کند: اول نداشتن تکنیک و دانش لازم در موسیقی خراسانی و مخصوصا تکنیک های خاص دوتار نوازی که سر آمدانش افرادی همچون حاج قربان سلیمانی و حسین یگانه هستند و دوم شیوه تبلیغاتی زیرکانه او در به نمایش گذاشتن نمادهایی از فرهنگ و موسیقی خراسان که به زعم مختاباد، بیشتر ارزش جذب توریست دارد تا جذابیت هنری.
پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

اینکه بگوییم با صفتهای مختلف این موسیقی زیبا است، یک گفته کلی است ولی اینکه بگوییم چرا این اثر زیباست و چرا با مخاطب ارتباط برقرار میکند و چرا ماندگار میشود، به دلیل وجود هویت است. بررسی مسائلی که به این اثر هویت میبخشد میتواند به این سئوال پاسخ دهد که چرا آثار کاظم داوودیان زیباست.
اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (II)

اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (II)

در نوشته قبل بطور خلاصه راجع به تهیه یک مقدمه ساده برای قطعه ای که ملودی آنرا می شناسیم صحبت کردیم و راهنمایی هایی برای تنظیم ساده اما تا حد امکان زیبا ارائه کردیم. در این نوشته سعی می کنیم به روشهای استفاده از بخش باس برای تنظیم و اجرای زیبای یک قطعه اشاره داشته باشیم.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌
شناخت کالبد گوشه‌ها (VI)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VI)

آنچنان که از مطالعه‌ی کتاب برمی‌آید سه هدف را برآورده می‌سازد. دو هدف آشکار و به‌خواسته و تصریح خود مولف و یکی پوشیده‌تر و بی‌اشارهی مستقیم وی. آنچه خود طلایی به عنوان غایت پژوهش دنباله‌دارش به شکل عام و تحلیل ردیف به طور خاص طرح می‌کند چنان که دیدیم یافتن نوعی دستور زبان است آن هم نه با قصد صرف شناخت، بلکه با این پندار که موسیقی مشابه زبان است و با کمک قواعد محدود و واژه‌ها می‌توان بی‌نهایت ترکیب معنی‌دار در آن ساخت.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

چندی پیش به بهانه انتشار یک فایل تصویری از اجرای موسیقی ایرانی با سازی ابداعی («دل و دل» طراحی شده توسط محمدرضا شجریان)، بحثی در یکی از صفحه های فیس بوک پیش آمد که تبدیل به گفت و شنودی طولانی شد. پس از اتمام این بحث بعضی از دوستان تقاضا کردند که این نوشته در سایت باز نشر شود و امروز اولین قسمت این گفت و شنود را که پس از تغییرات و ویرایشی کلی آماده شده است می خوانید. به دلیل اجازه نداشتن از دوستانی که در بحث شرکت کرده اند و انتشار خصوصی این نوشته در جمع دوستان در یک صفحه شخصی، نام هیچ کدام از طرف های گفتگو در این نوشته نمی آید و تنها به جای نام دوستان «الف» و «ب» نوشته می شود و بخشهایی از نوشته های دوستان که به دلیل انتشار در سایت تغییر یافته است در (…) و “” نمایش داده می شود. برای مشخص تر شدن دو طرف بحث، نوشته های دوستان بر زمینه خاکستری و نوشته های نگارنده، در زمینه سفید نمایش پیدا می کند.