- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VII)

هنر سینما
آشنایی اولیه ایران با سینما، زمان مظفرالدین شاه قاجار به اتفاق میرزا ابراهیم خان عکاسباشی در فرانسه با «سینموفتوگراف» در «لاترن ماژیک» حدود پنج سال بعد از رواج اختراع برادران لومیر در پارِس رخ داده است. (۵) سینما می تواند به راحتی مدرن باشد چرا که در اروپا مدل های «سنتی» ندارد و همه سینماگران ایرانی و اروپایی بدون ترس از امکان از دست دادنِ «سینمای سنتی» با هم در راه نوآوری قدم برمی دارند. هنرمندان ایرانی بدون مشکلات ناشی از مسائل قومی، مذهبی، طبقاتی، سنتی، تاریخی، با دیگر همکاران جهانی شان، چه غربی و چه شرقی (امریکا، اروپا، هند، چین و ژاپن) بدون کپی برداری، همراه و همگام هستند و هنر سینمای ایران هنری مدرن و جهانی است. علت نگفته پیدا است. سینما خود از اول یک هنر مدرن است که همراه با مدرنیته پا به عرصه وجود گذاشته است و نوع سنتی، قومی، مذهبی، تاریخی و طبقاتی ندارد.

تجدد در ادبیات
تنها در ادبیات فارسی ویژگی های «هنر مدرن» شناخته و مؤثر واقع شدند. محمد علی جمالزاده در دیباچه «یکی بود یکی نبود» – که یحیی آرین پور آن را «مانیفست مکتب جدید ادبی» نامیده، (آرین پور ج۲ ص ۲۸۰) – نشان می دهد که از دگرگونی ادبیات در اروپا با خبر است و جنبه «همگانی بودن» و «پیراسته بودن» هنر را لازم دانسته است و می نویسد:
«ایران امروز در جاده ادبیات از اغلب ممالک دنیا بسیار عقب است. در ممالک دیگر ادبیات به مرور زمان تنوع پیدا کرده و از پرتو همین تنوع روح تمام طبقات ملت را در تسخیر خود درآورده و هرکس را از زن و مرد و دارا و ندار، و از کودک دبستانی تا پیران سالخورده را بخواندن راغب نموده و موجب ترقی معنوی افراد ملت گردیده است. اما در ایران بدبختانه عموما پا از شیوه پیشینیان برون نهادن را مایه تخریب ادبیات دانسته و عموما همان جوهر استبداد سیاسی ایرانی که مشهور جهان است در ماده ادبیات نیز دیده میشود باین معنی که شخص نویسنده وقتی قلم در دست می گیرد نظرش تنها متوجه گروه فضلا و ادبا است و اصلا التفاتی بسایرین ندارد و حتی اشخاص بسیاری را نیز که سواد خواندن و نوشتن دارند و نوشته های ساده وبی تکلف را بخوبی می توانند بخوانند و بفهمند، هیچ در مد نظر نمی گیرد و خلاصه پیرامون «دمکراسی ادبی» نمی گردد.»

مجموعه داستان های «یکی بود یکی نبود» یک تقلید از «نوعی از هنر اروپایی» (مانند کارهای کمال الملک در نقاشی) نیست بلکه این اثر بخشی از ادبیات مدرن آن زمان است که به زبان فارسی نوشته شده است و وجود مهمترین جنبه هنر مدرن یعنی «جهانی بودن» هم در آن پیدا است. «جهانی بودن» و «جهانی شدن» نه به معنای تقلید از یک الگوی متعلق به فرهنگی دیگر و در غایت «سر وته یک کرباس» شدن، بلکه به معنای حضور یافتن در عرصه بین المللی، با لباس و هیئت فرهنگی خود و مزین کردن بخشی و ایوانی از بنای فرهنگی جهانی.

پی نوشت
۵- نک تاریخ سینمای ایران نوشته جمال امید انتشارات روزنه ۱۳۷۴ ص ۲۱