نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (X)

تجدد با تحولی متکی به موسیقی متداول در ایران دوران قاجار
نمایندگان و طرف داران این نوع تجدد طلبی:
ابولقاسم عارف قزوینی و غلامحسین درویش ملقب به درویش خان، اولین موسیقی سازانی هستند که فرم متجدد «کنسرت موسیقی» برای عموم را در ایران، تهران سالن گراند هتل (سالن کنسرت نیست اما محلی است متجدد) دایر کردند. موسیقی قبل از کنسرت همیشه فرعی بوده است از یک جریان اصلی دیگر، مانند مجلس جشن و سرور، مراسم نظامی، تعزیه، و غیره که موسیقی چاشنی و تشدیدکننده اثر آن جریان می بود. اما در کنسرت غیر از موسیقی اتفاق دیگری نمی افتد. از این رو در کنسرت توجه بیشتر و دقیق تری به موسیقی می شود که در جمع باعث و بانی پیشرفت و تحول است و همین طور هم شد. موسیقی سازان برای تهیه برنامه کنسرت و پاسخ به انتظارات شنوندگان به سوی نوآوری کشیده شدند. درویش و همکار دیگرش رکن الدین مختاری، فرم «پیش درآمد» را برای شروع کنسرت قبل از «درآمد آواز» ابداع کردند. عارف در همین راستا نوع متعالی و حتی سیاسی و اجتماعی «تصنیف» را درست کرد و در راه جلب توجه همگان به موسیقی متجدد بسیار موفق هم بود. روح الله خالقی در «سرگذشت موسیقی ایران» می نویسد:
«اما عارف در حدود بیست تصنیف ساخته که اشعارش شامل یک دوره تاریخ گویای چهارده سال اول مشروطیت ایران است… همین که عارف تصنیفی راجع به وضع اجتماعی روز می ساخت و در یکی دو محل می خواند، دهان به دهان می گشت و به همه جا می رسید. حتی شهر به شهر می رفت.» (خالقی ج۱ ص۳۱۱)

ولی همانطور که اشاره شد این شاخه از تجدد هیچ گونه تغییری در اساس و نوع موسیقی ایرانی روانمی داشت. (راه بسیار سالم و امیدوارکننده ای بود) اما… این شاخه در همان ابتدا خشکید. چرا که در کنار آن حرکت های دیگر و متفاوت «تجدد» راه افتادند و از طرف دیگر از سالهای ۱۳۱۹ به بعد با راه اندازی رادیو تهران، ارائه موسیقی برای عام به این تشکیلات دولتی منحصر شد و «کنسرت» از رواج افتاد و ابتذال به جای آن نشست.

نوعی از تصنیف های مبتذل را هم مردم و مطربها می ساختند که عارف در دیوانش اشاره کرده است. تصنیف های عارف در اعتلای سطح فرهنگ جامعه مؤثّر بودند. امّا علاقه خاص او به مسائل و رویدادهای سیاسی روز و لحن تند و انتقادی اش نسبت به حکومت های وقت باعث انزوای او شد. بعد از عارف، این نوع تصنیف سازی مدت کوتاهی توسط ملک الشعرا بهار، به عنوان شاعر و درویش خان و شاگرد او مرتضی نی داود، به عنوان آهنگ ساز ادامه یافت (مثل تصنیف های «ز من نگارم» و «مرغ سحر»).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

خداوندگار سنتور (I)

خداوندگار سنتور (I)

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد.
هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (I)

هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (I)

این متن مصاحبه ای با گیل شاهام (Gil Shaham) ویلنیست آمریکایی اسرائیلی متولد ۱۹ فوریه ۱۹۷۱ و دارنده جوایز بین المللی است. این مصاحبه در اتاق رختکن گیل در تالار ملکه الیزابت توسط ریچارد اسلانی (Richard Slaney) از طرف وب سایت سئوند اکسچنج تعویض صوت ( Sound Exchange) پس از پایان تمرین گیل با ارکستر فیلارمونیا، انجام شده است.
نگاهی به اپرای عاشورا (II)

نگاهی به اپرای عاشورا (II)

با ریتمی دو چهارم در دستگاه نوا با رنگ آمیزی شوخ طبعانه بادی چوبی ها آغاز شده و سپس صدای قهقه های پی در پی، شنونده را مطلع میکند که در دربار یزید هستیم… آری داستان از این پرده آغاز میشود…
سیداصفهانی: استقبال خوب بوده

سیداصفهانی: استقبال خوب بوده

خب برای من خیلی عجیب بود که این کارها چیست؟ این آدمی که دستهاش رو این قدر باز و بسته میکند و این طور آواز میخواند، این کارها چیست؟ هیچ شناختی نسبت به اپرا و اینکه اپرا چیست نداشتم تا اینکه روزی سر کلاس پیانو معلمم به من گفت، حسین سرشار را پیدا کردند و ایشان گم شده بوده و من آن موقع پرسیدم حسین سرشار چکاره است؟ مگر بازیگر نیست هر جا برود میشناسندش؟ گفت: نه، این خواننده اپرا بوده و گم شده و بعد فهمیدیم که ایشان فوت کرده اند. از روی این گپ و گفت، سالها گذشت که من وارد دانشگاه شدم، رشته من تئاتر است و در واقع میدانید که اپرا تلفیقی از تئاتر و موسیقی است و بعد از اینکه درس خواندم تازه فهمیدم اپرا چیست و بعد به واسطه کاری که داشتم متوجه شدم که ما چه گذشته غنی ای داشتیم و برای بررسی و واکاوی این گذشته مستنداتی که داریم بسیار غلط هست.
جلیل شهناز و چهارمضراب (VII)

جلیل شهناز و چهارمضراب (VII)

از لحاظ جمله‌بندی تقسیم این قطعات به چند فراز جداگانه ممکن است. گاهی اوقات ارتباط جملات پیاپی در یک قطعه زیاد برقرار نیست. این موضوع نباید تعجب زیادی برانگیزد چرا که شرایط بداهه گاه استفاده از چنین تضادهایی را ایجاب می‌کند. علاوه بر این تضادها، گاه به نظر می‌رسد سکوت‌های میان جملات نیز کاربردی دوگانه می‌یابد؛ اولی که در جملات پیش مشخص شد اما دیگری ممکن است فراهم کردن فرصتی برای لختی اندیشیدن و آفریدن جمله‌ی بعدی باشد.
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوش‌ها نیز، می‌شنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر می‌کند. نکته‌ای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانه‌ی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار داده‌اند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادی‌های تازه‌ای می‌گذارند. این وادی‌های تازه، تازگی‌شان را لزوما از موسیقی‌ای که اجرا می‌شود، نمی‌آورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و می‌گذشتیم یا نمی‌گذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطه‌ی موسیقی‌دان و شنونده دارد دگرگون می‌شود.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (IV)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (IV)

پیوند شعر و موسیقی آوازی از جمله سلسله مقالاتی بود که در همین مجله به چاپ می رسید که بعدها با جرح و تعدیلهای فراوان و با مشاوره بسیاری از اساتید زبان شناسی و ادبیات (چون دکتر باطنی، حق شناس و مهدخت معین) برای نخستین بار در سال ۱۳۷۹ توسط نشر ماهور چاپ شد. اما از جمله مقالات مهم دیگر او می توان به مقالات: چند صدایی در موسیقی ایران (موزیک ایران، تیر ۱۳۴۰)، کنتر پوان و مقایسه آن با هارمونی (مهر ۱۳۳۳ موزیک ایران)، در پاسخ به مقاله سعدی حسنی در باره اختلاف ربع پرده (موزیک شهریور ۱۳۳۳)، موسیقی و اجتماع (خرداد ۱۳۳۶ همان)، پدال در موسیقی ایران (خرداد ۱۳۳۴ همان) و حتی مقالات دوران پس از انقلاب مثل نت نگاری در موسیقی ایران (مندرج در ادبستان ش. ۷)، ویژگی های سنتور (در کتاب ماهور شماره ۲ و ۳) و… اشاره کرد.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (I)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (I)

میدانیم که آسیا از دیرباز سرزمین جشن ها و سرورها و آیین های گوناگون از جمله کهنترین شیوه های نمایشی جهان بوده است. سنت موسیقیایی ایران را نباید با موسیقی ملی ایران یکی گرفت. سنت موسیقی ایران، یا موسیقی سنتی -که اصطلاح اشتباهی است- آیینی است. همین آیینی بودن آن باعث می شود که جوان ایرانی راه خود را در این سنت پیدا کند. این راه چه در نوازندگی و چه در خوانندگی از این نقطه نظر فرقی ندارد.
شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

آن دوره ای که با صداو سیما کار می کردم با آقای پورتراب در ارتباط بودم و پیش ایشان می رفتم. من به ایشان پیشنهاد دادم که چرا قطعاتتان را ضبط نمی کنید؟ آقای پورتراب یک سری قطعات را که همین سال های اخیر نوشته بودند و یک سری را هم که مربوط به سال های قبل بود و کارهای ارکستری بود به من دادند و موافقت کردند این قطعات اجرا شود؛ من این قطعات را به تلویزیون بردم؛ یکی «برای یک فرشته» نام داشت که یادم است یکبار که رفتم و ضبط کردیم متاسفانه فایل اش گم شد و البته چک حق الزحمه ماهم گم شد!