گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:
«عیناً بدون کم و زیان گام کبیر است. تغییر مدهائی در ضمن آواز ماهور هست که خارج از گام کبیر می شود، ولی اساس همان گام کبیر است که همیشه در آنجا خاتمه پیدا می کند. معمولاً در تار در چهار تن می زنند «د» «فا» «سی» یا «سل». مسلم است در تمام گام های کبیر هم میتوانید ماهور را بزنید در این جا فقط چند سطری (برای این که طرز نوشتن آواز بی ضرب را نشان بدهیم) بیشتر ننوشته زیرا تفصیل آوازها از حد این دستور زیادتر است و باید تحصیل آن را از روی جزوه های آواز نمود. ولی موزیسین پس از آن که تسلط به ساز خود پیدا کرده معلومات علمی او هم مکفی و خط سیر هر آوازی را دانست خود را مقید نخواهد کرد به تعقیب طابق النمل باالنعل ردیف یک استاد یا یک ترتیب ثابتی را بلکه (بداهه گو) خواهد شد یعنی موافق موقع و وقت موسیقی در مغز او تولید شده و از دست و پنجه او خارج خواهد شد. اما اشتباه نشود که برای این عمل گذشته از لیاقت تسلط به ساز و دانایی، یک مقدار ذوق طبیعی لازم است که امیدواریم در شاگرد موزیسین که تا این حد زحمت کشیده به قدر کفایت وجود داشته باشد.

عموم آوازهای ایرانی معمولاً یک نت دارند که شاهد آن آواز و تکیه گاه اوست و در آخر هر گوشه ای باید یک قدری روی آن نت راحت کرد- اغلب آن نت خود نمایان است زیرا طویل تر از همه است و مکرّر می شنوید- گاهی آن نت تنیک گام است و گاهی هم نت دیگری است که بیش از تنیک اهمیت گرفته. این نت را (شاهد) نامیده و در ضمن گام های آتیه به توسط این علامت تعیین می شوند.» ( ص ۹۵) جمله اول و دوم این تعریف متناقض یکدیگرند. اگر تغییر مدهائی در ضمن آواز ماهور باشد که از گام کبیر (ماژور) خارج گردد، جمله اول درست نیست و آواز ماهور نمی تواند «عیناً و بدون کم و زیاد» گام کبیر باشد.

وزیری در ضمن تعریف آواز ماهور به طور جنبی به دو مطلب که برای موسیقی ایرانی مطالب مهمی هستند اشاره می کند: یکی «بداهه نوازی» و دیگری «نت شاهد» در مورد اول، توانایی بداهه نوازی را مرتبط می داند با لیاقت، تسلط به ساز، دانایی و یک مقدار ذوق طبیعی. اما او توضیح نمی دهد که دانائی به چه؟ و معلوم نیست که آیا بداهه نوازی اصول و قواعدی می تواند داشته باشد یا نه؟ در حالی که یکی از مباحث علم موسیقی ایرانی شناخت و تعیین قواعدی است برای بداهه نوازی. (۱۱)

اما وزیری در برخورد با پدیده بداهه نوازی، تلویحاً همان روش «سینه به سینه» سنتی را تجویز می کند و می نویسد که «موزیسین» وقتی بداهه گو خواهد شد که «تعقیب طابق النعل بالنعل ردیف یک استاد» را ترک کند چرا که آن چیزی نیست غیر از آموختن ردیف با روش سینه به سینه نزد یک استاد. در حالی که در برنامه کار وزیری نواختن هر آهنگی براساس نت قرار دارد نه ردیف اساتید.

پی نوشت
۱۱ – در مورد «بداهه نوازی » نک به کتاب «موسیقی ایرانی شناسی» چاپ دوم به همین قلم ناشر هنر موسیقی ۱۳۹۶ تهران

خسرو جعفرزاده

متولد ۱۳۲۰ همدان – ۱۳۹۸ وین
موزیکولوگ و معمار
khdjzadeh@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است