نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVI)

در مورد نت «شاهد» به یکی از اشکالات اساسی تئوری وزیری بر می خوریم، به اشکالی که پس از او در کار خالقی هم به چشم می خورد و باعث سردرگمی های زیادی در شناخت موسیقی ایرانی گشته است. این اشکال ناشی از آمیختن دو سیستم مختلف با هم است، یکی سیستم گام های ماژور و مینور اروپائی و خواص هارمونیک فواصل این گام ها و نام هائی که این فواصل دارند و دیگری سیستم مقام های موسیقی ایرانی که براساس خواص ملودیک صداها شکل یافته اند. «نمایان» و «تنیک» مربوطند به خواص هارمونیک، در حالی که «شاهد» و «ایست» به خواص ملودیک صداها ربط دارند.

این دو سیستم مختلف را نمی توان بدون برنامه ریزی در هم ادغام کرد. گامی که در آن نت دیگری «بیش از تنیک»، یعنی اساس و پایه گام اهمیت داشته باشد، «گام»، بنا بر تعریفی که در موسیقی اروپایی دارد، نمی تواند باشد.

مکتب وزیری به علت این نوع تئوری پردازی غیر علمی، امکان ادامه حیات نداشته و ادامه پیدا نکرد. هیچ یک از شاگردانش بعد از او راه او را دنبال نکردند. روح الله خالقی در تئوری گام های ایرانی تغییراتی داد تا آن ها را به عمل موسیقی ایرانی نزدیک تر کند، اما اشکال اساسی این تئوری برطرف نشد و تا به امروز هم گرچه به نحوی خلاء موجود در علم موسیقی ایرانی را پر کرده، اما مورد قبول عامه موسیقی سازان نیست.

با وجود اشکالت اساسی ای که تجدد خواهی وزیری به ویژه در مقوله تئوری پردازی داشت، اما در عمل – در نوازندگی، آهنگسازی و آموزش موسیقی- قدمی مهم و مثبت در راه بالا بردن جایگاه موسیقی (موسیقی با تار و تنبک یا «سنتی»)، در جامعه و فرهنگ ایران برداشت. محمدرضا لطفی در یکی از نوشته هایش از وزیری گله و شکایت دارد که او تارنوازی را که قبلا (به گمان لطفی سنتی یا اصیل) روی زمین نشسته اجرا می شد، بلند کرده و (فرنگی ماب) روی صندلی نشانده است.

این گزارش کامل نیست. چرا که آن زمینی که قبلا می نشستند، معمولا روی تخته حوض و مجالسی از این قبیل بود. در حالیکه صندلی (وزیری) در سالن کنسرت قرار داشت و این تغییر مکان مهم تر و اساسی تر از تغییر وضع نشستن بود و تا حدودی هم ماندگار شد. تارنوازی با آهنگ هایی که وزیری برای تار تنها ساخته و اجرا می کرد وارد مرحله ای دیگر و والاتر از چهارمضراب و رنگ نوازی شد. قطعه های «بندباز»، «ژمیناستیک موزیکال» یا «دخترک ژولیده» تا امروز تنها آهنگ های برای تار تنها هستند که در مقوله موسیقی هنری و جدی و «اتفاق اصلی» و اجرا در کنسرت می باشند. این موسیقی به کار همراهی و همدمی با جریانات دیگری (مانند مجالس انس و حال یا رقص و شادی) نمی آید. هنوز هم از معدود آهنگ های ساخته شده است که جوانان تار نواز و علاقمند به موسیقی جدی و هنری ایران در اختیار دارند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره روبیک گریگوریان (III)

در ابتدای حکومت رضا شاه، کلنل علینقی وزیری که در هر دو کشور درس های مقدماتی موسیقی غربی را خوانده بود، عامل تغییرات اولیه فضای موسیقی رسمی کشور، از ایرانی به فرنگی، به حساب می آمد و مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت. در دوره دوم حکومت رضا شاه که اصول کلی سیاست های جاری تغییر کرده بود، دیگر لزومی نداشت که «تجدد را در لباس سنت» عرضه کنند (فی المثل، والس های شوپن را با تار بنوازند!).

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (IV)

در آن سال هایی که برای فراگرفتن ردیف موسی خان معروفی خدمت استاد هوشنگ ظریف می رسیدم، از ایشان برای فراگیری آهنگ سازی راهنمایی خواستم. در اوایل دهه هفتاد آهنگ هایی را برای گروه های موسیقی ایرانی می نوشتم و با گروه های مختلف اجرا می کردم و این شد که سرانجام با توصیه و معرفی استاد ظریف در حدود سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار به کلاس های آموزش تئوری موسیقی و هارمونی استاد فرهاد فخرالدینی راه پیدا کردم.

از روزهای گذشته…

رولاندو ویلازون (II)

رولاندو ویلازون (II)

علاوه بر کنسرتهای مشهور این سولیست بزرگ آواز، رولاندو ویلازون به عنوان رهبر ارکستر بر روی سن در بسیاری از کشورها برنامه داشته است، اجراهای مهمی در تالار باربیکن لندن، تاتر الیسس در پاریس و بسیاری سالنهای دیگر. در کنسرتهایش در نیو یورک، میامی، ونکوور، توکیو، تولس، مونته کارلو، مسکو، خیابان پترزبورگ، پراگ، زوریخ، روم، آتن، استانبول، مونته کارلو و کوپنهاگن. در سال ۲۰۰۷ رولاندو نقش آلمانی خود را در دیچترلیبه (Dichterliebe) به خوبی به نمایش گذاشت، او این برنامه را به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) ایفا کرد، موفقیت وی در خانه اپرای برلین، سالهای بعد نیز تکرار شد.
گزارش جلسه اول «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه اول «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

نخستین جلسه‌ی کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» با شرکت جمعی از روزنامه‌نگاران، دانشجویان و علاقه‌مندان به این رشته عصر روز چهارشنبه بیست و هفتم دی ماه در خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (III)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (III)

فاطمی این گونه‌ها را به عنوان نیا با تصنیف قاجاری پیوند می‌دهد (۹) و سپس تقسیم‌بندی سبک‌شناختی موفقی نیز در متن کتاب برای تاریخ اولیه‌ی تصنیف پس از مشروطه ارائه می‌کند. تصنیف گذشته از این، نقش با اهمیت دیگری هم در نظریه‌ی تاریخی او بازی کرده است. او آن را نوعی موسیقی میانه (Mezzo music) می‌داند که می‌تواند مرزهای کلاسیک/مردم‌پسند را درنوردد و در هر دو سوی طبقه‌بندی حضور داشته باشد، با مناسبات اجتماعی-اقتصادی پیوند خورده و به گونه‌هایی کاملا مردم‌پسند منجر شود؛ آنچنان که به باور فاطمی در تاریخ معاصر شده است.
کنسرتو  پیانوی شماره سه راخمانینف

کنسرتو پیانوی شماره سه راخمانینف

راخمانینف (Rachmaninoff) کنسرتو پیانو سوم خود که به Rach-3 مشهور است را به عنوان اثر اصلی و برای نمایش توانمندی خود در اولین تور کنسرتش در ایالات متحده آماده کرد.
منتشری: هیچ ارگانی از ما حمایت نکردند

منتشری: هیچ ارگانی از ما حمایت نکردند

می گفت که من مجبور شدم که در مراسم ختم بخوانم. وقتی به خانه رفتم، آن قدر دیر شده بود که روحانی ای قرار بود عقد را بخواند در حال رفتن بود. من کمی پول به او دادم و خلاصه عقد خوانده شد. حالا شما با وجود این مسائل پیش آمده چه‌حرفی برای گفتن دارید؟ گفت که کدام ارگان از من حمایت کرد [در حالی که اوضاع من طوری بود که] یک نهار خوب نمی توانستم بخورم. من مجبور شدم که آن آهنگ ها را بخوانم. من در “گلها” زیاد خواندم ولی یک منزل مسکونی نداشتم سپس آهنگ “نیّر” خواندم و یک خانه خریدم.
آوازهای تلخ سرزمین من  (I)

آوازهای تلخ سرزمین من (I)

منیر وکیلی (منیر وکیلی نیکجو) به شهادت ضبط هایی که از صدایش موجود است، یکی از برترین خوانندگان اپرای ایران است. منیر وکیلی در سال ۱۳۰۰ در تبریز متولد شد؛ این شهر به خاطر نزدیکی با کشورهای همسایه ی شمالی، بارها شاهد اجرای اپرت هایی بود که ادامه دار بودن آنها در این شهر، محبوبیتی برای این رشته میان خانواده های آذربایجانی ایجاد کرده بود. خانواده ی منیر وکیلی نیز از علاقمندان این موسیقی بودند.
متبسم: موسیقی باید شما را متاثر کند نه متحیر!

متبسم: موسیقی باید شما را متاثر کند نه متحیر!

من در دانشسرای هنر (روزانه) و هنرستان ملی موسیقی (شبانه) درس موسیقی خواندم، مدرسه غیر رسمی دیگر نظیر خانه مان، چاووش، دستان و غیره … نیز زیاد دیده ام که تاثیرش بسیار بیشتر از رسمی هایش بود.
در گذشت رابرت مک فرین، خواننده اپرا

در گذشت رابرت مک فرین، خواننده اپرا

روز جمعه گذشته رابرت مک فرین پدر Robert McFerrin Sr.، اولین مرد سیاهپوستی که در اپرای متروپولیتن نیویورک به اجرای سولو پرداخت،بر اثر حمله قلبی درگذشت. او همچنین پدر رهبر ارکستر و خواننده موفق و برنده جایزه گرمی Grammy بابی مک فرین Bobby McFerrin است.
دکا (III)

دکا (III)

آرتور هدی (Arthur Haddy) تکنینک FFRR (شیوه ضبط با فرکانس بالا) را در زمان جنگ جهانی دوم برای ضبط دکا تدبیر کرد؛ این تکنولوژی مخصوص میکروفون زیرآبی هایی بود که قادر به کشف زیردریایی های آلمانی بودند و باعث تقویت کیفیت صدا برای ضبط می شدند. با آنکه سیستم FFRR مورد انتقاد شدید قرار گرفت و عده ای اعتقاد داشتند ضبطهای دکا با این تکنیک صداهای اضافه و خشهای فراوانی دارد، این تکنینک، تکنیکی استاندارد و بین المللی شناخته شد.
چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

۴٫ تمپو تغییری در این سبک ندارد. ریتم نیز (در صورت وجود) بسیار ساده و پراز عناصر تکرار شونده است. از این رو به نظر می رسد مهمترین ویژگی این سبک سادگی فرمی و محتوایی آن باشد: آنچه که در سادگی صدای یک ناقوس وجود دارد. شیوه ابداعی پارت متأثر از صدای ناقوس است و هارمونیک های ناقوس یا زنگ، نقش مهمی در این سبک ایفا می کنند. گذشته از اینکه ناقوس برای پارت منبع الهامی مهم بوده، خصوصیات ویژه آن بواسطه شکل، هارمونیکها و شیوش منحصر بفردش بسیار مورد توجه او بوده است.