نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

هیچ شاعر نو پرداز یا نویسنده متجددی نبود که به غزلیات حافظ یا گلستان سعدی بی توجه باشد، یا از آن ها هیچ گونه شناختی نداشته باشد. در میان متجدّدین ادبی حتی صحبت تغییر زبان به مثلاً فرانسوی یا اسپرانتو قابل تصور نبود. اما تغییر موسیقی ایرانی به اروپایی در سال ۱۳۱۷ جزء برنامه رسمی دولت قرار گرفت. آن دسته از «متجددّان» که خواهان تغییر موسیقی ایرانی و بنیان گذاری آن براساس گام های موسیقی غربی بودند، در حقیقت «نوآور» نبودند بلکه مروّج موسیقی کلاسیک سنتّی اروپایی بودند که حدود دویست سال سابقه داشت. جالب این که، درست در همان زمان که این «متجدّدان» گام های «ماژور» و «مینور» را برای پیوستن موسیقی ایران به قافله تمدن تجویز می کردند، در مرکز تمدن اروپایی، برلین، آرنولد شونبرگ درصدد بود که با موسیقی دوازده صوتی موسیقی مُدرن را بنیان گذارد و آن را از قید گام های ماژور و مینور آزاد سازد.

در این جاست که دقیقاً آشکار می شود تا چه حد «مدرنیته» در اروپا با «تجدّد» در ایران متفاوت بود و چگونه موزیسین های «متجدّد» ایرانی از موسیقی مُدرن در اروپا بی اطلاع بودند و به آن توجهی نداشتند با آن که اغلب آنان تحصیل کرده اروپا و فارغ التحصیل کنسرواتورهای غربی بودند. در ادبیّات، بسیاری از جوانان با استعداد و علاقمند به نوآوری به سوی قطب ادبیّات جدید ایرانی کشیده شدند. شاعران و نویسندگان متجدّد و نوآور بعد از نیما و جمال زاده سال به سال فزونی یافتند و طیف وسیعی را به وجود آوردند. اما در موسیقی اغلب جوانان با استعداد و علاقمند به تجدّد، به موسیقی اروپایی رو آوردند. باید توجه داشت که در موسیقی هم، مانند هنرهای دیگر، شمار افراد با استعداد و پرمایه چندان نیست.

این نوع استعدادها، به خصوص در موسیقی باید از دوران کودکی شناخته شوند و در جریان تعلیم قرار گیرند تا موزیسینی خلاق به وجود آید. در تاریخ موسیقی چه در ایران و چه در اروپا، به خاندان های نامدار در موسیقی بر می خوریم که در آن ها فرزندان هم از والدین خود استعداد را به ارث می برند و هم از کودکی تحت شرایط مناسب تعلیم می یابند (مانند باخ و موتسارت در اروپا یا شهنازی- فرهانی و سماعی در ایران).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

از دیدگاه علم فیزیک، فرق اصوات موسیقایی با اصوات غیر موسیقایی، در طول موج آنهاست. هنگامی که ارتعاش صوت منظم باشد، دامنۀ موج و بسامد آن ثابت و منظم است و به گوش خوش می آید، اصوات موسیقایی غالباً از این نوعند، این امواج در زبان انگلیسی تن (tone) نامیده می شوند؛ ولی هنگامی که ارتعاش صوت نامنظم باشد و دامنه و بسامد موج دایماً بدون نظم و قاعدۀ خاصی تغییر کند، به گوش ناخوشایند است و اصوات غیرموسیقایی از این نوع هستند، این امواج در زبان انگلیسی نویز (Noise) نامیده می شوند.* فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقابل واژه پیچ (Pitch) و تن (Tone) اصطلاح فارسی نغمه را استفاده کرده که در سال های اخیر تا حد زیادی جای خود را در ادبیات موسیقی شناسی باز کرده است و در کتاب های موسیقی نیز بسیار دیده می شود که به جای صوت موسیقایی از واژه «نغمه» استفاده شده است. نوشته ای که پیش رو دارید، به نقد این واژه مصوب شده توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی می پردازد.
مروری بر کتاب «ساختار ملودی در موسیقی ایرانی»

مروری بر کتاب «ساختار ملودی در موسیقی ایرانی»

کتاب، عنوان جذابی دارد و ادعای نویسنده که «موضوعِ کتاب در نوع خود در موسیقی ایرانی بدیع است» تا حدودی درست است. با این کنجکاوی که: منظورِ دقیق از «موسیقی ایرانی» چیست؟ سراغ دیباچه می‌رویم و می‌بینیم نویسنده به همین موضوع پرداخته‌ و ضمن اظهار اینکه دوستان، پیشنهادِ افزودنِ پسوندهایی مانند ردیفی، دستگاهی، کلاسیک و غیره به نامِ کتاب را مطرح کرده بودند، در رفعِ این ابهام توضیحاتی ارائه شده لیکن پاسخ روشنی از متن در این خصوص استنباط نمی‌شود. همچنین با اعلام این نظر که «در سده‌ی اخیر مطالعات موسیقی ایرانی متمرکز بر کشمکش‌های مربوط به الگوی فواصل نغمات در گوشه‌ها و دستگاه‌ها بوده»، تصریح شده که این موضوع به هیچ وجه رویکرد این کتاب نیست.
رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

«رپ (Rap) سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات – موزون – را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند.»
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

در حقیقت خیر. من درباره وزن دست صحبت نمی کنم زیرا معتقدم دست برای ایجاد رفت و آمد آرشه روی سیمها است، همانند پاها برای راه رفتن، پاها هنگام راه رفتن احساس سنگینی نمی کنند، دستها زمانی که ویلنسل می نوازند باید حس سبکی داشته باشند. اینجاست که قیاس بال پرنده در میان می آید، زیرا بال پرنده حس سبکی در حرکت را، به وضوح به تصویر می کشد. به جای وزن دست، من روی قابلیتهای نقاط مختلف فشار روی خود سیمها تکیه می کنم. فشار سیم بستگی به چگونگی نواختن آن دارد، چقدر فاصله سیم تا پل نزدیک است زمانی که آرشه به روی سیم می آید و دست چپ نوازنده در چه ارتفاعی، بر روی دسته ساز می نوازد.
about violin design – طرح و مدل (II)

about violin design – طرح و مدل (II)

آنچه تا کنون مطرح شد در باب کیفیت و چگونگی ایجاد ساختار یک محصول بود. اما نکته جالب از آنجا آغاز می شود که بخواهیم این سلسله به هم پیوسته را در کنار یکدیگر سامان دهیم تا در نهایت به طرحی قابل استفاده برای خلق مدلی به جهت ساخت در قالب اولیه ویلن منجر شود. در توازی با این اصول لازم، تاریخ نیز ما را همراهی می کند تا که از تنوع اختراعات و اکتشافات علمی وهمچنین تغییراتی که در ساختمان آلات موسیقی رخ داده است مطلع باشیم.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

سپاس از حضور و نظرات مفید که لازمه ی پیشرفت هنر است. به گمانم از منظر دگری هم می توان به نو آوری در حوزه ی هنر و ابزار خلق هنر پرداخت. نظر عمومی ام را اول بازگو میکنم و آن این است که هنر پروری در یک فرهنگ در هر سطح پسندیده و مبارک است.
آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (I)

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (I)

آرتور توسکانینی یکی از برجسته ترن موسیقیدانان قرن نوزدهم و بیستم می باشد. وی برای سرسختی درخشانش، کمال خستگی ناپذیرش، گوشی حساس نسبت به جزئیات و طنین در ارکستر و حافظه تصویری قوی شهرت دارد. توسکانینی به خصوص برای تفسیر صحیح و اجراهای فوق العاده اش از آثار وردی، بتهوون، برامس و واگنر سرآمد است. به عنوان رهبر ارکستر سمفونی NBC نام وی در پخشهای تلویزیونی و رادیویی و بسیاری از ضبطهای اپرا و سمفونی مشهور است.
سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (II)

سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (II)

خب اینها جملات منفی و ناراحت کننده ای بود. چیزی که آنرا برایم جذاب میکند واقعیات آن نیست، بلکه چیزهایی در آن است که دیگر واقعیت ندارد. در مدت کوتاهی بعد از آن همه چیز تغییر کرد:
مستر کلاس هورن نادر زینلی برگزار می شود

مستر کلاس هورن نادر زینلی برگزار می شود

نادر زینلی نوازنده با سابقه ساز هورن، دارای دکترای موسیقی از کنسرواتوار شهر لیون و ساکن فرانسه است. وی تجربه تدریس در مراکز مطرح موسیقی را در کارنامه خود دارد که از آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
اشکنازى از شوستاکوویچ مى گوید

اشکنازى از شوستاکوویچ مى گوید

اگر روى شوستاکوویچ برچسب معماگونه بودن مى زنند تنها براى آسان تر کردن کارشان است او یک انسان ساده است با درجه بالایى از هوشیارى نسبت به زندگى. جان استراتفورد و جان ریلى در اکتبر ۱۹۹۱ با ولادیمیر اشکنازى این مصاحبه را انجام دادند. اندکى پس از آن بود که اشکنازى ارکستر رویال فیلارمونیک را براى اجراى سمفونى هشتم شوستاکوویچ تمرین داده بود.