- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXI)

بهترین نوع موسیقی ایرانی در رادیو، در برنامه هایی به اسم «گل ها» با انواع مختلف «رنگارنگ» و «جاویدان» و غیره پخش می شد و معرف نوعی از موسیقی «عرفانی» بود و مطابق با اوضاع زمانه، آمیخته به رنگی از یأس و بدبینی و گله و شکایت از روزگار و یار جفاکار. نوازندگان مهم سازهای ایرانی این برنامه ها: احمد عبادی، فرزند میرزا عبدالله (سه تار)، حسن کسائی (نی)، لطف الله مجد، فرهنگ شریف و جلیل شهناز (تار) بودند.

در این دوره موسیقی سازان و موسیقی نوازانِ جبهه موسیقی «بین المللی و علمی» برخی آثار موسیقی براساس تئوری و به زبان موسیقی اروپایی به وجود آورند که نام هایشان اشاره به ایرانی بودن آنها دارد. ترانه های محلی تنظیم روبن گرگوریان یا آهنگ های پرویز محمود، مانند «سوئیت ایرانی»، از این گونه اند.

اما این آثار در جامعه ایران همانند پیش درآمدهای درویش خان یا تصنیف های عارف جائی برای خود باز نکردند و در صحنه بین المللی هم نتوانستند، چون آثار خاچاطوریان، معرف بخشی از موسیقی شرق شوند.

علاقمندان به موسیقی جدی – هنری و غربی (به زبان عامیانه موسیقی کلاسیک) بیشتر به دیدار اپراهای اروپایی قرون گذشته که در تالار «رودکی» عرضه می شد، می رفتند و چنین می پنداشتند که با هنر و فرهنگ مدرن جهانی همگام شده اند. در حالیکه موسیقی مدرن و معاصر غربی مانند آثار شونبرگ یا استراوینسکی در چنین گروه های ایرانی ناشناخته بود.

زندگی موسیقی در دوران قبل و بعد از انقلاب
تجدد طلبی در موسیقی ایرانی (البته نه فقط در موسیقی) به علت چنین سر درگمی هایی که بر شمردم، در اواخر دوران رژیم پهلوی عملاً به بن بست رسید.

مقدمات تغییراتی که در اوضاع فرهنگی و سپس سیاسی ایران در دهه ۱۳۵۰ پدید آمد و نهایتا به انقلاب سال ۵۷ رسید، از دهه ۱۳۴۰ حدود دهه ۶۰ میلادی با حرکت های جدید در غرب ایجاد شد. در این زمان در محافل دانشگاهی و مراکز فرهنگی غربی یک جبهه وسیع انتقادی از فرهنگ غرب به طور اعم و به خصوص سیاست های استعمارگرانه غربی به وجود آمد و نغمه «مسائل جهان سوم» از یک طرف و مسئله «بیگانگی» در جهان صنعتی و سرمایه داری غربی، از طرف دیگر ساز شد آن گونه که روشنفکران شرقی و ایرانی در غرب هم به انتقاد از غرب و پدیده های غربی برخوردند.

به این ترتیب هواداری از فرهنگ غرب حتی برای روشنفکرانی که آشنایی بیشتری با آن داشتند دیگر چندان آسان نبود. در ایران، انتقاد روشنفکران از مظاهر فرهنگ غربی که با پخش کتاب غرب زدگی آل احمد (۱۳۴۱) شدت گرفته بود به تدریج سیاست های کلی فرهنگی دولت را نیز در این دوران تحت تاثیر قرار داد و برخی نهادهای دولتی را به جستجوی فرهنگ ملی و وحدت ملی کشید، جستجویی که چندان جدی و صمیمانه به نظر نمی رسید.