ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IX)

از میان ویژگی‌های کار ملی‌گرایان موسیقایی؛ استفاده از مواد و مصالح موجود محلی و مخصوصا موسیقی قومی، گرایش به افسانه‌ها و…، استفاده از نشان‌ها و جاها: نمادهای ملی و مولفه‌های مهمِ جغرافیایی و فرهنگی به عنوان منبع الهام و هویت‌نمون ساختن موسیقی، برجسته است اما به دلیل هویت متمایز موسیقاییِ پیشاپیش دردسترس، ملی‌گرای موسیقایی ایرانی اجباری نداشته تا آنها را در جایی دیگر بجوید و در کار خود حل کند. نزد او منابع موسیقایی، چنان که دیدیم بی هیچ تلاشی، مسلم بوده است. بدین سان، ملی‌گرایی موسیقایی بیش از آن که به سوی ذهنیت آرمانی ملی‌گرایانه پیش برود به سوی سازمان‌دهی ملی‌گرایانه پیش رفت.

افزون بر این، و با توجه به ویژگی‌هایی که ملی‌گرایان در حوزه‌های دیگر، مخصوصا تاریخ و زبان، بدان توجه داشتند، می‌توان دلیلی دیگر را برای تفاوت راه موسیقی از آنان پیش کشید. ایران پیشااسلامی و پادشاهی‌های بزرگ ایرانی، عنصر مورد توجه دوران بود. این عنصر هیچ نمود حقیقی موسیقایی نمی‌توانست داشته باشد (۳۴). زیرا از موسیقی آن دوران حتا یک تک نغمه نیز نمانده بود تا کسی بخواهد آن را دستاویزی برای ساختن یک جهان موسیقایی تخیلی کند (۳۵). اینجا نمونه‌ی بارزی از این امر می‌بینیم که حقایق میدان خود را بر مولفه‌های تخیلی تحمیل کرده‌اند.

سرانجام، خواست دگرگونی با خواست پیوستگی تاریخی در تضاد می‌افتد و بر آن چیره می‌شود زیرا از دو پاره‌ی تجدد و هویت ملی‌گرایانه در پروژه‌ی موسیقایی آن روزگار تجدد است که دست بالا می‌یابد (تا حدودی به نیروی بازیگر تجددخواه اصلی، وزیری).

پی‌نوشت‌
۳۴- روشن است که حتا در حوزه‌های دیگر هم، چنان که رسم ملی‌گرایی رومانتیک است، نمودها گاه تخیلی و برساخته بودند اما در موسیقی همان مقدار نیز میسر نبود.
۳۵- تنها گاهی در نوشته‌های این دوره از سر بی‌دقتی و سهل‌انگاری یا شاید تحت تاثیر هیجانات ملی‌گرایانه سخن از ارتباط مسلم ساختارهای موسیقایی روز (همچون دستگاه) با ساختارهای موسیقایی دوران ساسانی به میان می‌آید؛ یک موضوع سوبژکتیو که چندان جدی گرفته نمی‌شود. برخی نیز بی‌گواه چندانی معتقدند موسیقی در پیش و پس از اسلام دگرگونی بنیادی به خود دیده است؛ دگرگونی‌ای که موجب بروز نکاتی منفی در پاره‌ی پس از اسلام شده است. مجتبی خوش‌ضمیر در پژوهش شناخته‌شده‌ی پیشگامش این استنباط را مطرح می‌کند که از نظر وزیری چنین بوده است اما متاسفانه سندی ارائه نمی‌دهد (Khoshzamir 1979: 71).

منابع
اسلامی ندوشن، محمدعلی. (۱۳۷۶). ایران تنهائیش. تهران: شرکت سهامی انتشار.
اشرف، احمد. (۱۳۹۵). هویت ایرانی: از دوران باستان تا پایان پهلوی. ترجمه و تدوین حمید احمدی، تهران: نشر نی.
دوستخواه، جلیل. (۱۳۷۳). «هویت ایرانی وهم یا واقعیت؟»، ایران‌نامه، شماره ۴۷: ۵۲۰-۵۰۹٫
شهرنازدار، محسن. (۱۳۹۵). وطن نزد عارف قزوینی. وبگاه مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.
https://cgie.org.ir/fa/news/127284. بازبینی: ۲۰/۱۱/۱۳۹۶٫
عارف قزوینی، میرزا ابوالقاسم. (۱۳۰۳). دیوان. برلین: آزادی شرق.
فاطمی، ساسان و محمد خلیلیان. (۱۳۹۶). «آداب مستقل بودن: موسیقی ایرانی و هویت به روایت ساسان فاطمی». کتاب هفته خبر. شماره‌ی ۱۶۵٫
فروغی، محمدعلی. (۱۳۵۳). پیام من به فرهنگستان.
کسروی، احمد. (۱۳۸۷). در پیرامون ادبیات. نشرالکترونیکی، بی جا: بی نا.
مسکوب، شاهرخ. (۱۳۷۹). هویت ایرانی و زبان فارسی. تهران: پژوهش فرزان روز.
مظفرالدین شاه. (۱۲۸۰). اولین سفرنامه‌ی مبارکه. مطبعه‌ی مبارکه‌ی شاهنشاهی.
نظری، علی‌اشرف. (۱۳۸۶). «ناسیونالیسم و هویت ایرانی: مطالعه‌ی موردی دوره پهلوی اول». حقوق و سیاست. شماره‌ی ۲۲: ۱۷۲-۱۴۲٫
نورمحمدی، مهدی. (۱۳۷۸). عارف قزوینی، نغمه‌سرای ملی ایران. تهران: عبید زاکانی.

Ansari, A. M. (2012). The politics of nationalism in modern Iran (Vol. 40). Cambridge University Press.
Bastaninezhad, A. (2014). A historical overview of Iranian music pedagogy (1905-2014). Australian Journal of Music Education, (2), 5.
Bakhle, J. (2005). Two men and music: nationalism in the making of an Indian classical tradition. Oxford University Press on Demand.
Bithell, C., & Hill, J. (Eds.). (2014). The Oxford handbook of music revival. Oxford University Press (UK). Chehabi, H. E. (1999). From Revolutionary Taṣnīf to Patriotic Surūd: Music and Nation-Building in Pre-World War II Iran. Iran, 37(1), 143-154.
Gat, A. (2017). “persian-iranian national identity”. In Constructing Nationalism in Iran: From the Qajars to the Islamic Republic. (Vol. 25). Taylor & Francis.
Khoshzamir, M. (1979). ALI NAQI VAZIRI AND HIS INFLUENCE ON MUSIC AND MUSIC EDUCATION IN IRAN. PhD. Diss.
Litvak, M. (Ed.). (2017). Constructing Nationalism in Iran: From the Qajars to the Islamic Republic (Vol. 25). Taylor & Francis.
Mohammadi, M. (2017). Modal Modernities: Formations of Persian Classical Music and the Recording of a National Tradition. Amazon.
Nooshin, L. (2014). Two revivalist moments in Iranian classical music. In The Oxford handbook of music revival. Samson, J. (2006). Music and Nationalism: Five Historical Moments’. Nationalism and Ethnosymbolism: History, Culture and Ethnicity in the Formation of Nations: History, Culture and Ethnicity in the Formation of Nations, 55.
Subramanian, L. (1999). The reinvention of a tradition: Nationalism, Carnatic music and the Madras Music Academy, 1900-1947. The Indian Economic & Social History Review, 36(2), 131-163.

فصلنامه پویه
شماره ۳

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

موسیقی سمفونیک ایرانی

موسیقی سمفونیک ایرانی

سرآغاز ورود موسیقی هنری غرب به ایران و فعالیت هنرمندان ایرانی در این رشته به دهه های پایانی سدهء گذشته خورشیدی بازمیگردد. زمانی که به پایمردی امیرکبیر مدرسه دارالفنون در تهران با همکاری استادان فرانسوی ، ایتالیایی و ایرانی بنیاد گرفت و رشته موسیقی نظامی نیز برای ایجاد دسته های موسیقی در ارتش در برنامه کار این مدرسه قرار گرفت. شعبه موسیقی دارالفنون، اندک اندک، پس از گذر از فراز و نشیبب های فراوان، به یک مرکز هنری مستقل به نام هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) بدل گشت و گروه کثیری از نوازندگان و آهنگسازان معاصر ایران را پرورش داد.
ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

کیوان میرهادی که امروز یکی از پرکارترین هنرمندان موسیقی ایران در زمینه موسیقی معاصر جهان محسوب می شود، برای اولین بار دست به انتشار آلبومی می زند که آثاری ار آهنگسازی و نوازندگی او را در بر دارد.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در سه نوشتار دیگر هم تلاش نویسندگان برای توصیف فنی قطعه (دو مورد دونوازی تار و یک مورد کوارتت و کلارینت) با این هشدار مدرس مواجه شد که برای مطمئن بودن از نتیجه‌ی چنین توصیف‌هایی بهتر است پارتیتور قطعات مطالعه شود (یا دیکته‌ی بی عیب و نقصی از قطعه فراهم شود). در ضمن منطبق کردن قطعاتی که ادعای بیرون رفتن از دایره‌ی یک زیباشناسی جا افتاده را دارند بر شناخت نظری برآمده از همان زیباشناسی (رخ داده در مورد سوم) اگر غیر ممکن نباشد لااقل دشوار است، پس بهتر است با احتیاط و دقت بیشتری صورت پذیرد.
«مسأله‌ی انصاف»

«مسأله‌ی انصاف»

این مصرع حافظ را همه می‌شناسیم. ضرب‌المثل شده است. کاربرد امروزی‌اش درباره‌ی عدل و انصاف در قضاوت‌هاست. مردم آن (یا تعبیرهای مشابه) را در مقابل نقد هنگامی به کار می‌برند که احساس کنند به چیزی بیش از آن که مستحقش بوده خرده گرفته شده. تصور «انصاف» در حافظه‌ی فرهنگی ما این طور است؛ اگر عیب چیزی را می‌گوییم همزمان از حسن‌هایش هم غافل نشویم. معمولا همراه این نوع درخواست یا پند اخلاقی نوعی طلب همدلی نیز وجود دارد. گوینده از نقد می‌خواهد نسبت به او یا آنچه دوست دارد رحم و شفقت داشته باشد، می‌خواهد از آشکار شدن عیب مصون بماند.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

وقتی پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف برای نخستین بار در اکتبر سال ۱۹۰۱ در یکی از کنسرتهای فیلهارمونیک مسکو به طور رسمی به مورد اجرا گذارده شد، خود آهنگساز در نقش تکنواز پیانو هنرنمایی کرد. این کنسرت با استقبال پرشوری مواجه شد و پیانو کنسرتو از همان نخستین اجرا در دل علاقمندان جایی مطمئن یافت و دلایل این مقبولیت نیز بسیار روشن بود: این کنسرتو سراسر مشحون از الهام بخشیهای ملودیک بسیار فریبنده و دلنشین است و هر شنونده ای را هر چقدر هم مشکل پسند باشد بی اختیار تحت تاثیر قرار می دهد. از همان نخستین اجرا، موفقیت چشمگیر این کنسرتو بدان اندازه بارز بود که مقام و شخصیت راخمانینوف را هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک آهنگساز باری دیگر تثبیت ساخت.
یک هارمونی متفاوت

یک هارمونی متفاوت

دو نفر از دوستان بصورت مجزا درخواست موسیقی و نت یکی از کارهای بسیار زیبای گروه بیتلز را کرده بودند، که در اینجا ضمن آوردن اینکار، نگاهی هم به هارمونی نسبتا” پیچیده این قطعه موسیقی زیبا می اندازیم. نت این قطعه را می توانید در قسمت pdf & music داشته باشید.
نمودی از جهان متن اثر (XVII)

نمودی از جهان متن اثر (XVII)

شدیدترین نقدی که از این زاویه بر آنالیز وارد شده نوشته‌ی جوزف کرمن است (۷۸). همان‌طور که قبلا چند بار به آن اشاره شد فرا رفتن از این ناتوانی آنالیز با توجه به ایده‌ی مرکزی‌اش (نزدیک شدن به دانش تجربی) تنها از طریق گرویدن به نوعی «طبقه‌بندی کور» میسر است.
قول و غزل یا قول و غزل (IV)

قول و غزل یا قول و غزل (IV)

به نظر می رسد تا همین جا نیز این چند قطعه، قابل تأمل و گوش دادنی(!) باشند و اثر، در داشتن داعیه ای بیش از این، قابل دفاع نخواهد بود. نه به این دلیل که توضیحی در خصوص جنبه های احتمالی دیگر داده نشده بلکه تنها به این دلیل صریح که خود اثر، توضیحی بیش از این ارائه نمی دهد. از این رو، رهاشدن از بند چیدمان دستگاهی همانگونه که صاحب اثر نیز بر آن تأکید نموده، گام موثری در ورود به فضاهای مدال جدید خواهد بود.
درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

نخستین نامزد «برآوردن» غنا و ژرفای معنایی یک نماهنگ است (مقصود اهمیت یا ارجمندی داستانی که بازگو می‌شود یا به عبارتی سطحی‌ترین معنای برداشت شده از آن نیست). ژرفا و غنایی که از برخورد سه زبان موسیقایی، کلامی و تصویری برمی‌آید. هر چه زیباشناسی پیوند برآورده‌شده‌تر باشد تنیدگی منسجم‌تری در میان آن زبان‌ها برقرار است و در نتیجه ارزش بیشتری هم می‌توان به آن داد. این اندیشه به‌راستی ما را به پرسش از وضوح معنا می‌کشاند. ژرفا و غنایی که می‌گوییم یک سوی روشنشی هم دارد. اما آیا خود این روشنش ارزش ذاتی دارد؟ اگر در سوی جهان موسیقی ایستاده باشیم شاید نه (و البته چنین جایگاهی ممکن است از نو مستلزم نقض رابطه‌ی جزء و کل نماهنگ باشد). اما اگر جز این باشد چنان که دیدیم فرآیند روشنش در دل خود همان ارزش زیباشناختی‌ را حمل می‌کند که ورزیدن هر زبان دیگری. پس مساله می‌شود میزان کشف و عینیت‌بخشیدن به امکانات زبانی فروخفته.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

گُفری در کتابی با عنوان اِل سیستما: سازماندهی جوانان ونزوئلایی (El Sistema : Orchastrating Venezuela’s Youth) تحقیقاتش را در مورد این برنامه آموزشی در ونزوئلا شرح می دهد و اظهار می نماید که این برنامه “کودکان بسیار محروم را فراموش کرده است”. گُفری همچنین در این کتاب پروژه اِل سیستما را زیر سوال می برد: ” من نوازنده های زیادی از اِل سیستما را ملاقات کردم که معتقد بودند که این برنامه کودکان آسیب پذیر را هدف قرار نمی دهد […] به نظر آنها اکثر کودکانِ اِل سیستما از طبقه متوسط جامعه هستند”.