فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

مقدمه مترجم
در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

این مقاله برای متخصصین و محققین موسیقی قرون وسطی اروپا نوشته شده و احتمالاً اغلب نام و نشان ها ی آن برای خوانندگان فارسی زبان آشنا نیست، به این علت این نام و نشان ها توسط مترجم توضیح داده شده اند. (اعدادی که با «م» مشخص شده اند، اشاره به توضیحات مترجم دارند که در آخر مقاله آمده اند.)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا
نوشته آلکساندر ل . رینگر (۱م)
اواسط دهه سی (۱۹۳۵) توجه دقیق و خاص اتو اورشپرونگ (۲م) به مسئله نفوذ تمدن عرب [شرق] در موسیقی قرون وسطی اروپا معطوف شد، همان موضوعی که توسط هنری جرج فارمر (۳م)، یکی از طرفداران با همت و موفق این نظریه به طور مستند مطرح شده بود. بعد از بررسی وافی نظریات فارمر، اورشپرونگ به مطالعه نظریات پتر واگنر (۴م) درباره نقش بیزانس در تحول موسیقی اروپایی پرداخت. چرا که به اعتقاد واگنر فرهنگ بیزانس که آن نیز یک فرهنگ شرقی محسوب می شود، در تحول موسیقی اروپایی نقش قاطعی داشته است.

اورشپرونگ تحت تاثیر دلایل محکم این دو دانشمند در مورد تاثیر فرهنگ شرق در موسیقی اروپا دست آخر مسئله را اینطور مطرح کرد که: اگر نظریات این دو محقق را به هم پیوند داده و نتیجه را مورد اعتنا قرار دهیم، باید از خود بپرسیم که در این صورت از خلاقیت اروپای قرون وسطی در حیطه فرهنگ، موسیقی و ادب چه باقی می ماند؟ (۱)

این سئوال جالب، در هر حال نشان از یک بلاتکلیفی عمیق دارد چرا که در حیطه تحقیق موسیقی شناسی در اروپا که تا به حال به خود مشغول بود، هشدار می دهد که حداقل در زمینه فرهنگی، یک قاره هیچگاه به علت هویت قومی و مذهبی اش از ابتلا به فرهنگ بیگانه در امان نیست. اما در دنیای مدرن و مرتبط امروز هنوز هم در لابلای بعضی از کتاب های درسی تصوری از یک هنر منحصر به فرد اروپای – مسیحی و متداوم در طول تاریخ، چون شبحی سرگردان است. درحالی که نتایج تماس با شرق و به خصوص با دنیای اسلام در قرون وسطی در حیطه اقتصاد و مادیات مدتها است که شناخته شده و مورد قبول می باشد.

این نتایج نه فقط شامل تغییرات اساسی در خوراک و پوشاک و صنعت غرب بود بلکه در آن زمان سازهای موسیقی هم از شرق به غرب وارد شدند. در مورد استفاده از این سازها، موسیقی شناسی به خود مشغول اروپا، نظری خاص و متفاوت دارد اما اورشپرونگ با یک جبهه گیری بی طرف خاطر نشان کرد که یک ساز وارداتی باید حداقل با ملودی های مخصوص آن ساز همراه باشد. معلوم است که چنین ملودی هائی تحت تاثیر روند خو گرفتن به ارزش های موجود در محیط جدید، قرار می گیرند.

پی نوشت
۱- ”Otto Ursprung” در در مجله ”Zeitschrift für Musikwissenschaft” و در مقاله:
Um die Frage nach dem arabischen bzw. Maurischen Elinfluss auf die abendländischen Musik des Mittelalters.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (XIX)

آن ها باید نوعی از مرتبه ی (نسبتاً) سطح بالایی را بر رویکرد واقع نما تحمیل کنند به گونه ای که قابل فهم باشد. از این رو فهرست متغیرهای (۱)–(۱۰) در بالا می تواند به عنوان تلاشی برای دادنِ امکانِ کنترل مستقیم متغیرهای معین سطح بالا به آهنگ ساز در نظر گرفته شود. این عوامل اولیه کاملاً متفاوت از ایده ی استاندارد «نت» موسیقایی، با زیرایی، حجم صدا و شیوش اَش هستند، اما بدست آوردن یک احساس بصری برای متغیرهایی مانند چگالی، کِدِری، و شفافیت سخت نیست.

اختلالات صدای خوانندگان (V)

از میان مواردی که بررسی شده اند، به نظر می رسد تدریس جزء مواردی باشد که بالاترین خطر ابتلا به اختلالات صدا را داراست. اینکه اختلالات صدا چگونه بر کیفیت زندگی فرد تأثیر می گذارد، به همت اسمیت و دیگران بررسی شده است. آنها ۱۷۴ معلم مبتلا به اختلالات صدا را با ۱۷۳ فرد بزرگسال سالم مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که، ۷۵ درصد معلمها و ۱۱ درصد غیرمعلم ها بر این باورند که بر اثر مشکلات در صدا، تعاملات اجتماعی شان به طور نامطلوبی دستخوش اختلال شده است. نتایج در پژوهش دیگر منفی بود. در این پژوهش، ۲۳۷ آموزگار زنی که از آنها پرسش شده بود، اغلب گزارش کردند که مشکلات صدایشان تأثیر تدریس آنها را محدود کرده و منشأ دائمی فشار روانی یا ناکامی آنها بوده است (ساپیر، کیدر و ماترز – اشمیت، ۱۹۹۳، ص ۱۷۷).

از روزهای گذشته…

درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

در نمونه‌های نزدیک به سرِ راست طیف چیزی جز اجرای صرف در اختیار نیست. پس آنچه دستمایه می‌شود نگریستن است. زبان بدن، حرکت، تمهیدات صحنه و مسایلی تکنیکی‌ مانند دوربین و تدوین و … مولفه‌های زبان‌آفرین و نگاه معناساز هستند. اما این نهایت نماهنگ نیست. هنرمندان هرگز به این سادگی موضوعی را وانمی‌گذارند و راضی نمی‌شوند. آنها به دنبال طرح‌های ظریفانه‌تر و راه‌های پیچیده‌تر ابراز هنری می‌گردند. از همین رو به مرور که از سر طیف دور می‌شویم و به بخش‌های میانی می‌رویم گونه‌های دیگری سر برمی‌آورند. پیوسته با آنها عناصر جدید هم پا به میدان می‌گذارند و با نگاه ترکیب می‌شوند.
منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (I)

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (I)

توضیح: انتشار ویراست دوم کتاب «درک و دریافت موسیقی» نوشته پرفسور «راجر کیمی‌ین» با ترجمه بسیار دقیق و تحسین برانگیز «حسین یاسینی» که اینبار علاوه بر ترجمه و حذف و اضافه‌هایی که در ویرایش جدید اعلام داشته، معادل واژه‌های موسیقایی را به زبان فارسی گنجانده بود از یک سو، همچنین ارزش و اهمیت کتاب درک و دریافت موسیقی در دنیای موسیقی از سوی دیگر، معرفی از جانب قلمی وزین و پرآوازه علمی را می‌طلبید از این رو دکتر هومان اسعدی، استاد برجسته موسیقی دانشگاه تهران انتخاب شایسته‌ای برای این منظور بود که ایشان با لطف و بزرگواری معرفی ذیل را بر این کتاب نوشته و به صفحه موسیقی روزنامه توسعه ایرانی سپردند که به انتشار رسید، در اینجا نسخه ای کامل تر این نوشته را می خوانید (بیتا یاری):
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

موسیقی پس از این قسمت، به ضرب سه – چهار وارد میشود تا شنونده را برای شنیدن صحنه ی دراماتیک ایمان آوردن جرونتیوس آماده سازد. این ایمان آوردن، یک صحنه ی پر از اشتیاق است نه یک نیایش زاهدانه! “به نظرم جرونتیوس هم کسی مثل ما بوده، نه یک انسان مقدس و یا یک کشیش. او یک گناهکار بوده. به خاطر همین من این قسمت را از آواهای کلیسایی مملو نساختم بلکه از نت هایی بسیار زمینی و سراسر شور و اشتیاق استفاده کردم”. این ها قسمت هایی از گفته های الگار به دوست خود جاگر می باشد.
چند درخشش در میان انبوه ابتذال (II)

چند درخشش در میان انبوه ابتذال (II)

نخستین گروه «موسیقی اصیل ایرانی» که در جشن هنر برنامه‌ای داشت، گروه هنرمندان‌ وزارت فرهنگ و هنر بود به سرپرستی «محمد حیدری» و مرکب از سازهای سنتور، قیچک، تار، کمانچه و تنبک. دو «ردیف‌خوان» گروه «تورج» بود و «ابراهیمی» و دو تصنیف‌خوان آن «افخم» و «پریوش». «رحمت الله بدیعی» و «حیدری» تک‌نوازان‌ شایسته‌ای هستند و اولی تکنیک و شناخت برجسته‌ای‌ دارد. ولی هم او در این برنامه، «قیچک» را برخلاف انتظار، -انتظاری که از سوابق‌ کار او ناشی میشد- آنگونه که باید ننواخت‌ پرشتاب و شاید کمی سرسری آرشه را جولان‌ میداد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VII)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VII)

زمانی که سیستم در حالت رفتار آشوبی است به طور شگفت‌آوری در حالتی محدود اما بسیار پیچیده باقی می‌ماند (ممکن است به سادگی محدود بودن حالت‌های ممکن برای سیستم برای مشاهده‌گر عادی قابل تشخیص نباشد). یک نمونه از طرح‌های تهیه شده از چنین حالتی مربوط به مسئله‌ی تغییر فاز فضای سه بعدی است که به نام پروانه شهرت دارد (Lorenz 188).
زنان و موسیقی (I)

زنان و موسیقی (I)

صحبت از موسیقی است، موسیقی که ارباب آن، سِسیلِ قدیس، به خاطرش در سال ۲۳۲ در شهر رُم سرش از تنش جدا شد و با این همه به استثنای دهه های اخیر، زنان کمی دیده می شوند که آهنگ ساز، یا مانند پالسترینا، باخ، موزار، برلیوز یا سَن سانس یا فرانک مشهور به این عنوان باشند… دلیل این امر چیست؟ پاسخ دادن به این سؤال مشکل است! بیشتر هنرها (نقاشی، مجسمه سازی و غیره) این خصوصیت را داشته یا دارند.
شرحی بر زندگی و آثار سید برت

شرحی بر زندگی و آثار سید برت

راجرسید برت مانند یک ستاره دنباله دار در مدتی کوتاه ظهور کرد و در این زمان اندک بسیار درخشید. او نشانی ماندگار بر موسیقی راک پیشرو و راک سایکدلیک باقی گذاشت و به عنوان یکی از بنیان گذاران و همچنین خواننده اصلی، ترانه سرا و نوازنده گیتار و سولوی گروه پینک فلوید، از یکی از موثرترین موسیقیدانان عصر خود به شمار میرفت.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

نکته‌ی کلیدی گفتارهای این متن در یک اشاره‌ی کوتاه در پیش‌گفتار گفتار سوم آمده: «اصل موضوع در این گفتار، اصالت عرفان است.» (ص ۳۷) این مطلب که در اینجا به روشنی بیان شده در قسمت‌های دیگر نیز بدون شرح رعایت شده. اما در این گفته اولین تناقض مهم با ادعای کتاب پیدا می‌شود؛ فرض سخن عرفانی بر خردورزی به مفهوم فلسفی آن نیست بلکه بی‌شمار عارفان به مذمت این‌گونه تفکر پرداخته و در رد آن کوشیده‌اند.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

به عقیده ی آدرنو “تغییرات ملودیک در آثارِبارتوک و یا تغییرات ریتمیک مانند آنچه استراوینسکی انجام می دهد چندان بزرگ و بیان کننده ی تعارضات اجتماعی نیست”(جاودانی ۳۴:۱۳۸۹). او حقیقت هارمونی را دیسونانت می دانست. نکته ی مهم دیگر که به نظر میرسد آدرنو کمتر به آن توجه داشته اهمیت شعر و کلام در موسیقی عامه پسند است. همین امر موجب شده است که او موسیقی عامه پسند را مدام با موسیقی کلاسیک غرب و تکامل آن مقایسه کند در حالی که بخش عظیم موسیقی کلاسیک اروپا کارگان سازی دارد و تقریبا بیشترِکارگان موسیقی عامه پسند همراه با کلام است. طبیعی است که در موسیقی سازی نوآوری بر پایه ی هارمونی( و ریتم و ارکستراسیون و…) بنا می شود اما در موسیقی عامه پسند ممکن است نوآوری هارمونیک در اولویت اول نباشد.