اصطلاح موسیقی کلاسیک

حتی اگر در موسیقی خیلی حرفه ای نباشیم و دو قطعه کاملا” ناشناس برای ما پخش کنند خیلی سریع میتونیم با یک قضاوت اولیه بگیم که کدامیک از این دوقطعه کلاسیک است و کدام نیست. چرا اینگونه است؟ اصلا” به واقع موسیقی کلاسیک یعنی چه؟ آیا هر قطعه ای که در آن دسته سازهای زهی و برنجی و … به اجرا میپردازند یا یک پیانیست خیلی دقیق و درست به اجرای نت یپردازد کلاسیک هست و بقیه قطعات که نوازنده ها اغلب بدون داشتن نت به اجرای موسیقی میپردازند کلاسیک نیست؟

بسیاری از ما موسیقی افرادی چون باخ، هندل، وی والدی، شوپن، لیست، واگنر، چایکفسکی، اشتراوس و …. را کلاسیک مینامیم حال آنکه تمام این بزرگان سبکی غیر از کلاسیک در موسیقی دنبال میکردند.

آنچه کاملا” مشخص هست موسیقی این افراد به انظمام موسیقیدانان کلاسیک مانند موتزارت یا بتهوون و … تفاوت هایی آشکار با بسیاری از موسیقی های قرن حاضر دارد. بله موضوع دوتا شد، اول اینکه اصلا” اصطلاح موسیقی کلاسیک درست هست یا نه؟ و دوم اینکه آیا این اصطلاح به درستی بکار میرود یا خیر؟

بکار بردن اصطلاح موسیقی کلاسیک برای کارهایی غیر از موسیقیدانان دوره کلاسیک نادرست بوده اما متاسفانه رایج است. بگونه ای که حتی اگر در بزرگترین فروشگاه های موسیقی در خارج از کشور هم بروید بوضوح قسمتی از فروشگاه را میتوانید ببینید که در بالای آن تابلو CLASSIC زده شده و در این قسمت انواع کارهای دوره های پیش از باروک، باروک، کلاسیک تا رمانتیک بفروش میرسد.

چرا این لغت برای عنوان کردن سبک موسیقی طی این دوره های خاص بکار برده شده؟ شاید منظور از کلاسیک نوعی از موسیقی باشد که حالت جدی داشته باشد، اما مگر بسیاری از قطعات Jazz یا Rock جدی نیستند؟ شاید منظور نوعی از موسیقی باشد که برتر است یا بقولی معنی موسیقی خوب را بدهد، که بازهم درست نیست چون بسیاری از کارهای موسیقیدانان معاصر هستند در مقام مقایسه پا به پای کارهای بزرگان موسیقی گذشته عرض اندام میکنند.

بنظرمی رسد هر اصطلاحی که بخواهیم بکار ببریم جای اشکال دارد و واقعا” تعریف دقیقی را نمی توان برای سبک این دوره های موسیقی بیان کرد.

اما یکی از جالبترین تعریف هایی که در کتاب تجزیه و تحلیل موسیقی برای جوانان از لئونارد برنستاین آمده است این است که تفاوت موسیقی این دوره ها با موسیقی امروز بیشتر در تهیه پارتیتورهای دقیق هر ساز یا خواننده و تاکید بر اجرای مو به موی نت ها با احساساتی که آهنگساز مشخص کرده میباشد.

مثلا” با فرض توانا بودن نوازنده ها، اجرای یک کار کلاسیک توسط دو گروه ارکستر در دو جای مختلف دنیا نباید خیلی با هم متفاوت باشد. حال آنکه اگر قطعه Nice Work If You Can Get It از George Gershwin را که توسط Ella Fitzgerald و Stings (و خیلی های دیگر) اجرا شده گوش کنید خواهید دید که تفاوت های بسیاری دارند و در عین حال همه یک قطعه از Gershwin هستند.

موسیقی دوره های باروک ، کلاسیک و … آنقدر دقیق و جدی تنظیم می شد که اگر نوازندگان کوچکترین تغییری در اجرای آن می دادند دیگر آن قطعه بنام اصلی خودش شناخته نمیشد، کما اینکه بارها دیده ایم هنگامی که گروه های ضعیف به اجرای کارهای کلاسیک می پردازند، این اجرا ها مورد قبول مخاطبین و منتقدین موسیقی قرار نمیگیرد اما موسیقی امروز اینگونه نیست، یک قطعه موسیقی pop را ممکن است ده ها نفر به صورت های مختلف اجرا کنند و نام آن همواره یکی باشد.

گفتگوی هارمونیک

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

نگاهی به اپرای مولوی (XIV)

نگاهی به اپرای مولوی (XIV)

مولانا حرف آخر را می زند: «صواب اندیش می گوید که ترک عشق خوبان کن، من این کار خطا هرگز کنم؟ عقل این قدر دارم»* گذشته از کژتابی ای که در «عقل این قدر دارم» به گوش می رسد، آهنگسازی این بخش یکی از نقاط برجسته اپرای مولوی است. ظهور ناگهانی شمس در لحظه آمدن این بیت: «خیال روی شمس الدین، مرا تا مونس جان شد…» و انقلابی که در ارکستر از پدال همان آکوردLa – Re – La – Si b – Do – Re با اجرای ملودی های کوتاه ویولونها در پاسخ به آواز، روی می دهد، شنونده را مجذوب این صحنه درخشان می کند.
طراحی سازها (III)

طراحی سازها (III)

برای من سازهای موسیقایی، خواه از منظر یک شنونده و یا نوازنده ایی که سازهایی با اصوات اسرارآمیز را به او محول کرده اند و خواه در حد یک بیننده معمولی که دیگران سازهای بی همتای خود را به او نمایش داده اند، همواره عناصری شیوا و فصیح بوده‌است. سازها نیز مانند اسناد تاریخی، عواملی هستند که از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نشان‌دهنده منابع و نیز ابتکارات هنری طراح مبتکر و خلاق می‌باشد که در خدمت هنر موسیقی، در خلال یک هنر زینتی و تحت تأثیر برآیندهای اجتماعی، ظهور یافته است.
یهودی منوهین

یهودی منوهین

۲۲ آوریل ۱۹۱۶ در نیوجرسی آمریکا بدنیا آمد و البته همانند اغلب نابغه ها در یک خانوادهء فقیر، گویی خداوند همه چیز را به همه کس نمی دهد. خانواده او از مهاجران روس بودند، که در زمان کودکی او به کالیفرنیا مهاجرت می کنند.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (VI)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (VI)

شکل گیتار چهار سیمه مصری پس از ورود به اروپا دستخوش تغییرات قابل ملاحظه ای شد زیرا تعداد سیم های آن بین سه، چهار و پنج متغییر بود. با این حال گیتار چهار سیمه تا پایان دوران قرون وسطی محبوب ترین ساز محسوب می شد.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

گویی ارتباط هنری ایران و هند از این زمان آغاز شد و ایران از موسیقی هند تأثیر گرفت. این نوازندگان و خوانندگان در کوچه و بازار و روستاهای ایران به راه می‌افتادند و برای مردم ترانه می‌خواندند. این گروه به کولی معروف شدند و به ترانه‌هایی که می‌خواندند “ترنگ” یا “ترانک” می‌گفتند و گمان می‌رود که در زمان ساسانی، ترانک به اشعار هشت‌هجایی عشقی و انتقادی گفته می‌شده است که به تصنیف عامیانه امروز شباهت داشته است. (مستوفی، به نقل از انجمن آرای ناصری، بی‌تا)
صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (II)

صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (II)

در این سری ضبط دو اثر تک نوازی دیگر به شماره کاتولک ۳ و ۱۲۹۲- ۷ می باشد که روی آن نوشته ترکیبات شهنازی. از صفحات بســیار جالب در این سری ضبط ۲ روی صفحه با صدای مجید وفادار و تار علی اکبر خان شهنازی است که تنها اثر از صدای آواز و تصنیف مجید وفادار نوازنده ویلن و آهنگســاز برجسته می باشد.
رولاندو ویلازون (I)

رولاندو ویلازون (I)

با اجراهای درخشان به همراه اپراها و ارکسترها در سطوح بین المللی، رولاندو ویلازون (Rolando Villazón)، خود را به عنوان یک موسیقیدان جهانی و ستاره ای مشهور معرفی کرده است. او یکی از پیشگامان صدای تنور (Tenor) در روزگار ما می باشد. روزنامه تایمز درباره اجرای اخیر وی در لندن چنین می نویسد: “او به سادگی خودش، همان ویلازون است و دیگر بار با صدای جذاب و زنگدار خود، با قابلیت و قدرت وحشتناکش ظاهر می شود!”
پابلو کازالز حامی صلح جهانی

پابلو کازالز حامی صلح جهانی

” یک رهبر ارکستر موفق در وحله اول باید مفسر بزرگی باشد، مهم ترین نکته درک کامل اثری است که تصمیم به اجرای آن دارید. دستیابی به کمال در هر زمینه ای، نتیجه تلاش مداوم و بی وقفه است، یک رهبر ارکستر علاوه بر تمرین های بسیار همواره باید نکته جدید قابل ارائه ای داشته باشد. توانایی برقراری ارتباط با نوازندگان و انتقال حس به آنان از بزرگترین ویژگی های یک رهبر ارکستر است. اینکه چگونه می توان تک تک نوازندگان را متقاعد کرد تا در جهت رسیدن به هدف مورد نظر رهبر، تمام توانایی خویش را به کار گیرند.
هایفتز، ویلونیست قرن

هایفتز، ویلونیست قرن

یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) در دوم فوریه ۱۹۰۱ در “ویلنا”ی روسیه به دنیا آمد و در۸۳ سال از ۸۶ سال عمر خود به نوازندگی ویولن پرداخت. او درآغازدر سه سالگی نخستین آموزشهای خود را از پدرش و درپنج سالگی ازایلیا مالکین فرا گرفت.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

“آمی ین مارسلین می‌نویسد: مرگ یک شخص عادی نیز با موسیقی و رقص که جزء تشریفات سوگواری بود برگزار می‌گردید. گاهی یک آواز جمعی تشکیل می‌دادند و آواز و رقص هم بدان اضافه می‌کردند. این بازی‌ها را «دسته‌بند» می‌خواندند و ظاهراً چنین بوده است: دست یکدیگر را می‌گرفته و به شکل حلقه در آمده و می‌رقصیده‌اند و خود حلقه رقص نیز متحرک بوده و تغییر مکان می‌داده است.”