گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VI)

انگشت را به سمتی گرفتن و چیزی را نشان دادن
او افزود: این نکته بسیار بااهمیتی است که در قسمت دوم عرایضم به آن خواهیم رسید و حالا می‌خواهم با پیش زمینه‌ای که آقای فیاض گفتند بازگردم به «واکاوی». اگر ما بخواهیم این کار را بکنیم؛ انگشت بگیریم به سمتی و بگوییم «این» را ببین! یکی از مهمترین کارهایی را کرده‌ایم که منتقدان می‌توانند بکنند اگر نگوییم تنها کاری است که می‌توانند بکنند. انگشت بگیرم و بگویم «این!» صداقت‌کیش ادامه داد: اگر بخواهیم این کار را بکنیم با موسیقی باید چه کنیم؟!

یکی از راه‌هایش که از تجربه موسیقی می‌گذرد این است که آلبومی، نواری، چیزی را بگذاریم و بگوییم بشنوید! که خب این اصلا نه شدنی است و نه کار ماست، چون در آن صورت دی‌جی می‌شویم! قسمت دیگرش این است که شما با ساخته‌ای سر و کار دارید، با اثر هنری‌ای سر و کار دارید و می‌خواهید بگویید «این» یا «ببین».

وقتی می‌خواهید بگویید «این» یا «ببین»، مجبورید دو، سه کار انجام دهید. او افزود: به خاطر همان شکاف زبانی و غیرزبانی که میان این دو حوزه هست یعنی موسیقی و زبان، یک؛ مجبور می‌شوید معنایی را یا بیابید یا جعل کنید و به اثر یا قسمتی از اثر یا ویژگی‌ای از اثر ربط دهید. برای مثال بگویید که «این جا نمایش غم است»، لغاتی از قبیل «نمایش» را به عمد به کار می‌برم. من الان کاری ندارم که آن‌جا واقعا غم است، شما غمگینید، موسیقی غمگین است یا چه.

مجبورید یک معنایی بیابید یا معنایی جعل کنید و نسبتش دهید به موسیقی. وقتی این کار را می‌کنید به زبان ساده در حال تفسیر و تاویل هستید. این وقتی است که ما می‌خواهیم بگوییم «این» یا «بکاویم». فعلا آن «وا» را هم از ابتدای «کاوی» برمی‌دارم. یعنی چه؟ یعنی این پیانو این‌جاست و نمی‌توانیم داخلش را ببینیم پس یا بایستی چیزی مثل عکسبرداری با اشعه ایکس را مورد استفاده قرار دهیم یا وسیله‌ای بیاوریم و پوشش روی آن را تخریب کنیم و بعد در موردش حرف بزنیم. بنابراین الان «کاویدن» یکی از اتفاقاتی را که برای ما در حوزه موسیقی رقم می‌زند این است که شما مجبور می‌شوید یا معنایی را در آن ساختار بیابید یا جعل کنید.

با این که آن معنا درون خود موسیقی هم باشد یا بیرونش فعلا کاری ندارم. مثل این‌هایی که می‌گویند این قطعه موسیقی را که شنیدم تصورم این‌ها بود و بعد آن تصورات را می‌نویسند. ادعایی هم نمی‌کنند که حتما همین است و هیچ نیست جز این، بلکه می‌گویند تصور من این بود. او ادامه داد: دیگری که کم و بیش همسایه دیوار به دیوار این است، آن است که برویم سراغ موسیقی و به زبانی کم و بیش فنی درباره‌اش صحبت کنیم. این هم معنی‌اش دقیقا این است که ما برای ویژگی‌ها و برای ارکان موسیقی کلماتی انتخاب کرده‌ایم که میان اهالی موسیقی کم و بیش بر سر آن توافق وجود دارد. ادعا نمی کنم که همه توافق دارند.

حتی بر سر موضوعات بسیار ابتدایی و تثبیت شده‌ای مثل گام ماژور و مینور و… هم می‌شود کمی عدم توافق پیدا کرد ولی تا حدود خوبی این‌ها بین ذهن‌های مختلف یک معنا می‌دهند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گمانه زنی در خصوص تغییرات نظام آموزش موسیقی در ایران بعد از کرونا

با همه گیری ویروس کرونا در سرار جهان، روش آموزش موسیقی نیز دچار تحول شده است. امکانات آن لاین در این موقعیت باعث رشد استفاده هنرآموزان از فضای مجازی شده است. مقاله ای که پیش رو دارید نوشته مجید بهبهانی کارشناس ارشد اتنوموزیکولوژی و دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزش است که در این باب نوشته شده است:

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (I)

چرخه تکامل موسیقی مردمی معاصر چرخه ای است قابل توجه و از آن جایی که صنعت ضبط موسیقی و اصولا صنعت موسیقی از ایالات متحده آغاز می شود و هم زیستی اقوام مهاجر مختلف در این کشور باعث شده تا هسته اصلی بسیاری از ژانرهای موسیقی مردمی معاصر از موسیقی هایی که در این کشور بوجود آمده، شکل گیرد.

از روزهای گذشته…

ارکستر مجلسی بانوان فلوتیست ایران عضو می پذیرد

ارکستر مجلسی بانوان فلوتیست ایران عضو می پذیرد

ارکستر مجلسی بانوان فلوتیست ایران برای تکمیل اعضای تیم نوازندگان این ارکستر اقدام به برگزاری آزمون ورودی می کند.
منتشری: هیچ ارگانی از ما حمایت نکردند

منتشری: هیچ ارگانی از ما حمایت نکردند

می گفت که من مجبور شدم که در مراسم ختم بخوانم. وقتی به خانه رفتم، آن قدر دیر شده بود که روحانی ای قرار بود عقد را بخواند در حال رفتن بود. من کمی پول به او دادم و خلاصه عقد خوانده شد. حالا شما با وجود این مسائل پیش آمده چه‌حرفی برای گفتن دارید؟ گفت که کدام ارگان از من حمایت کرد [در حالی که اوضاع من طوری بود که] یک نهار خوب نمی توانستم بخورم. من مجبور شدم که آن آهنگ ها را بخوانم. من در “گلها” زیاد خواندم ولی یک منزل مسکونی نداشتم سپس آهنگ “نیّر” خواندم و یک خانه خریدم.
ذاکر حسین مشهور مروج طبلا در جهان

ذاکر حسین مشهور مروج طبلا در جهان

ذکیر حسین یا ذاکر حسین (Zakir Hussain) یکی از مشهورترین نوازندگان طبلا (ساز کوبه ای هندی) در دنیا می باشد که مهارت و استادی او موجب شده، ریتم نوازی هایش قلب تپنده هر نوع موسیقی باشد. وی اجراهای متعددی را با نوازندگان غربی و سازهای مختلف انجام داده است که برخی از ضبط های وی نیز توانسته جوایزی را در زمینه موسیقی تلفیقی و جهانی از آن خود نماید.
میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (III)

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (III)

این ابزار کمک می کند سیگنالهایی که از یک سطح مشخصی پایینتر هستند از ورودی به خروجی منتقل نشوند. ترشهولد در گیت این وظیفه را انجام می دهد که چه فرکانسهایی به خروجی بروند یا نه. گیت نوعی کمپرسور است که جلوی نشتی صدا را می گیرد.
مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

هنرمند در آفرینش به آخرین چیزی که می اندیشد، جستجوی بعدی در پی زیبایی است، اما چون اثر آفریده شد و کار به پایان رسید، تازه کار فیلسوف و هنرشناس آغاز می شود. البته فیلسوفان – معمولا – با شهود سروکاری ندارند و ادراک آنان نمی تواند تا حد ادراک و شهود هنرمند کامل باشد.
“گفتگو” اثری از پایور

“گفتگو” اثری از پایور

اصلاح سنتور نوازی معاصر چند سال پیش با اجرای دو اثر از اردوان کامکار به نامهای “دریا” و پس از آن “برفراز باد” دوباره سرزبانها افتاد. این دو اثر اردوان کامکار به همراه کنسرتو سنتور او که بهمراه برادرش هوشنگ کامکار، ساخته شده بود، در جامعه موسیقی مورد استقبال قرار گرفت و جایگاهی هم تراز با آثار برجسته قبلی در این سبک بدست آورد. اینجا نگاهی می اندازیم به اولین آثاری که در این زمینه تصنیف شد. اولین آثاری که(با تکنیک سنتور نوازی) در این زمینه تصنیف شد ساخته هنرمند بلند پایه موسیقی ایرانی و پدر سنتور نوازی کلاسیک ایران، فرامرز پایور بود .
گفتگو با آرش محافظ (IV)

گفتگو با آرش محافظ (IV)

برچیده شدن به این معنی که فراموشش کنیم و دیگر استفاده نکنیم درست نیست. ردیف موسیقی یک دوره‌ای از موسیقی کلاسیک ایرانی است. به عنوان موسیقی آن دوره اتفاقا باید اجرا شود و فراموش هم نشود و کسانی که علاقه و تخصص دارند به آموزش آن ادامه دهند.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (I)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (I)

برونو والتر یکی از معروف ترین رهبران قرن بیستم در شهر برلین به دنیا آمد. او بین سال های ۱۹۳۳ و ۱۹۳۹ در کشورهای مختلف زندگی کرد اما نهایتا در سال ۱۹۳۹ تصمیم گرفت که در ایالات متحده زندگی کند. نام اصلی او برونو اشلسینجر (Bruno Schlesinger) بود اما او در سال ۱۸۹۶ تصمیم گرفت به جای اشلسینجر از نام والتر استفاده کند. اما در سال ۱۹۲۲ زمانی که شهروند اتریش شد رسما نامش را به والتر تغییر داد.
روش سوزوکی (قسمت سوم)

روش سوزوکی (قسمت سوم)

در بخش ما توکیوشیناگاواکه (TokioShinagawa) که آقای میازاوا آنجا را اداره میکرد، یک پرنده کوچک دم درازی داشتیم که برای بچه های کوچکتری که برای درس ویولون به اینجا می آمدند بسیار عزیز بود. از زمانی که خانم و آقای میازاوا این مرغ مینا (یا بلبل) را خریدند، از همان ابتدا زبان ژاپنی یادش دادند، مرتب می گفت من پیکومیازاوا هستم!
دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری دمیتریویچ شوستاگویچ آهنگساز روسی، یکی از نامدارترین آهنگسازان قرن بیستم است. او با تاثیر از موسیقیدانانی همچون، پروکوفیف و استراوینسکی، شیوه ترکیبی را توسعه بخشید، به عنوان مثال در اپرای “خانم مکبث از ناحیه متسنسک” (Lady Macbeth of the Mtsensk District) در سال ۱۹۳۴، یک اثر مجزا را با دو روش در کنار هم آفرید، هارمونی نئوکلاسیک (با تاثیر از استراوینسکی) و پست رومانتیک (شیوه پس از مالر). دست یابی منحصر به فرد شوستاکویچ به تونالیته شامل تضاد و کنتراستی بی قاعده و جذاب است. شوستاکوویچ به سمفونی های خویش بسیار مفتخر بود، او مهارتش در تکنیک را بیشتر مدیون مالر می دانست. مشهورترین آثارش ۱۵ سمفونی و ۱۵ کوارتت زهی است.