پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XII)

رضا والی
رضا والی
دوم اینکه آن نوازنده حتی اگر فرض کنیم نت‌نویسی اروپایی را بتواند بخواند اما نمی‌تواند با با یک یا دو تا تمرین با ارکستر سمفونیک روی صحنه بنوازد. این مساله غیرممکن است. برای همین برای آهنگسازی مثل من که مایلم رنگ‌آمیزی‌های ایرانی داشته باشم و به گوشه‌های ایرانی اشاره کنم مجبورم ترومپت دیگری درست کنم. ترومپتی که باید به آن پیستون دیگری اضافه شود تا نوازنده بتواند گوشه‌های ایرانی را بنوازد ضمن اینکه پارت ترومپت را هم دقیقاً نت‌نویسی کنم.

اگر پارتیتور «آوای کهن» را نگاه کنید می‌بینید که تمام پارت ترومپت و پارت ارکستر دقیقاً نت به نت نوشته‌شده است. نوازنده موسیقی کلاسیک غرب نمی‌تواند بداهه‌سرایی کند و باید تمام قسمت سولوی ترومپت نت به نت نوشته شود که نوازنده بتواند آن را تمرین کند.

نکته بیان نشده‌ای در گفتگو مانده یا پیشنهادی که لازم است بفرمایید؟
پیشنهادی که برای موسیقیدانان و آهنگسازان جوان دارم پیشنهاد آزمایش، «اکسپریمنت»، است؛ که به مغناطیسی می‌ماند که موسیقیدان‌های جوان به آن جذب می‌شوند. چراکه مساله آزمایش یا اکسپریمنت بسیار جذاب است. یکی از مسایلی که بسیاری از مدرنیست‌ها به آن زیاد توجه می‌کردند و هنوز هم توجه می‌کنند مساله اکسپریمنت یا آزمایش است. حتی به این نوع موسیقی «اکسپریمنتال» می‌گویند.

بعلاوه صحبتی که دارم این است که آزمایش لازم نیست فقط در محدوده یک زبان و یک استیل خاص صورت بگیرد. شما می‌توانید در محدوده‌های مختلف آزمایش کنید. می‌توانید بروید در محدوده سیستم مقام‌دستگاه آزمایش کنید. من حرکت آزمایش را، یعنی حرکت اکسپریمنت ر،ا از چهارچوب موسیقی اروپا بیرون آورده‌ و روی آورده‌ام به چهارچوب موسیقی ایران و سعی می‌کنم این آزمایش را در چهارچوب موسیقی ایران و سیستم مقام‌دستگاه ادامه بدهم. اگر به دنبال آزمایش بروید و آزمایش‌های مختلفی انجام دهید متوجه می‌شوید که می‌توانید به دستاوردهای زیادی برسید.

یعنی همچنان خود را یک اکسپرمنتالیست می‌دانید یعنی هنوز آزمایش کار شماست؟
بله، من هنوز آزمایش می‌کنم. به عنوان مثال دارم روی موسیقی سیزدهم میلادی ایران کار می‌کنم.

یعنی آزمایش‌های خود را روی موسیقی عبدالقادر مراغی و صفی‌الدین ارموی متمرکز کرده‌اید؟
عبدالقادر موسیقی قرن پانزدهم میلادی است. موسیقی قرن سیزدهم میلادی می‌شود موسیقی صفی‌الدین ارموی. هفته پیش اثرم،«کوارتت زهی شماره چهار»، را در ایالت ورمونت اجرای اول کردند و این قطعه در زمان اجرا ضبط‌ شد. اسم این اثر «ارموی» است. تمام کوارتت روی مقام‌های صفی‌الدین ارموی بنیان‌گزاری شده و مایکروتنال یعنی تماماً ربع پرده است. من با موسیقیدان‌ها کارکردم و به آنها تمام ربع پرده‌ها را نشان دادم. برایشان دقیق فواصل را نت نویسی کردم؛ آنها را روی ساز ارغنون اجرا و و ضبط کرده و برایشان فرستادم و آنها با تمرین‌های متفاوت توانستند تمام این ربع پرده‌ها را بسیار راحت بنوازند. البته زیاد تمرین کردند اما کنسرت آن قدر موفق بود که در نیویورک‌تایمز نیز حتی نقدی برای این کوارتت نوشته شد.

یکی از کارهایی که اکنون در حال انجام آن هستم آزمایش روی کارهای صفی‌الدین ارموی، عبدالقادر مراغی و کمی عقب‌تر دوره فارابی است؛ خصوصا تحقیقاتی که فارابی روی فواصل کرده و در کتاب موسیقی کبیر آنها را توضیح داده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

ظرایف ویولن (II)

ظرایف ویولن (II)

دومین مورد، تنظیم بودن خرک از لحاظ عوامل؛ ارتفاع، فاصله مرکز به مرکز سیم ها، شکل قوس روی خرک نسبت قوس روی گریف و نیز فاصله سیم ها از روی گریف (که به ارتفاع گریف از صفحه نیز وابسته می باشد)، است.از آنجا که سیم ها دامنه متفاوتی از نظر قطر(که می تواند تابعی از مشخصات مکانیکی مورد نظر و جنس و لایه های مواد سازنده یک سیم باشد) را از لحاظ مشخصات فنی دربر میگیرند، یک تنظیم صحیح خرک متاثر از نوع سیم مورد استفاده است.(عاملی که غالبا به آن توجه نمی شود) در این رابطه یک تنظیم کار ماهر ویولن از جداول استاندارد تنظیم خرک بر پایه سیم مورد استفاده نوازنده بهره می جوید.
درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.
علوانی فقط یک آواز نیست (V)

علوانی فقط یک آواز نیست (V)

همان طور که اطلاع دارید ما در مکاتب عرب هفت مقام اصلی داریم که شامل: بیات، راست، نهاوند، حجاز، سه گاه، عجم و صبا و عده ای دیگر با اضافه کردن دو مقام “کرد” و “نوا اثر” تعداد آنها را تا نه عدد می دانند. (۱۷) در کل باید مقامات دارای هشت درجه صعودی و نزولی می باشد. از اتصال و یا انفضال و یا ادغام دو تتراکورد (جنس یا دانگ) به هم دیگر تشکیل می شوند. در مقامات ما دارای نت آغاز، اوج، متغیر و فرود موقت می باشیم. یکی از فرق های اصلی مقامات با سیستم دستگاهی موسیقی ایران در وسعت دستگاه نسبت به مقام می باشد.
بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

به جرات میتوانم بگویم که خواننده یا نوازنده ای که به تئوری موسیقی و سلفژ تسلط دارد، درکش از موسیقی به مراتب بالاتر از کسانی است که با این مفاهیم آشنایی ندارند. مسئله عدم آشنایی با تئوری موسیقی و نت خوانی در مورد نوازندگان به دلیل اصلاح متدهای آموزشی که در گذشته ای نه چندان دور اتفاق افتاد، کمتر به چشم میخورد و الان اکثر نوازندگان سازهای ایرانی با تئوری موسیقی و نت خوانی آشنایی دارند.
نمودی از جهان متن اثر (X)

نمودی از جهان متن اثر (X)

هر چند که میان آنالیز معطوف به طبقه‌بندی و آنالیز معطوف به وحدت ممکن است بتوان شباهت‌هایی پیدا کرد یا استدلال کرد که یکی ناقض دیگری نیست اما تفاوت ظریفی نیز میان آن‌ها موجود است و آن این که اولی به وضوح و در اکثر اوقات در مورد بیش از یک اثر صحبت می‌کند و در حالی که موضوع کار دومی اکثر اوقات یک اثر است، مگر زمان‌هایی که حضور وحدت خصوصیت همه‌ی آثار یک آهنگساز باشد.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

آثاری که تحت عنوان نظریه‌پردازی و پژوهش از وی در کتاب سال شیدا منتشر شده حول دو محور اصلی متمرکز است. این دومحور که هر دو به گفته‌ی خودش در سال‌های دهه‌ی ۱۳۵۰ (۲) شکل گرفته نوشته‌های وی را به دو قسمت تقسیم کردهاست هر چند که جهان‌بینی لطفی در هر دوی آن‌ها به یک شکل خودنمایی می‌کند. یکی از دو محور اصلی توصیف-تشریح متفکرانه‌ی بخش‌هایی از موسیقی دستگاهی است که پیش از نوشته شدن مقالاتش در فرهنگ شفاهی در مورد آن‌ها نکاتی وجود داشته اما به دقت مورد بررسی قرار نگرفته بود (۳) و دیگری پرداخت نظریه‌ای برای توضیح روابط موسیقی دستگاهی است.
ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ (Wilhelm Walter Friedrich Kempff) در ۲۵ نوامبر سال ۱۸۹۵ و در براندینبورگ آلمان چشم به جهان گشود. در دنیای موسیقی وی بعنوان یک نوازنده متبحر در پیانو و همچنین یک آهنگساز آلمانی تبار شناخته شده است. در کارنامه نوازندگی او میتوان رپرتوار گسترده ای از قطعات مختلف آهنگسازان بنام را مشاهده نمود؛ آثاری از باخ، لیست، شوپن، شومان و برامس که او با استادی تمام در کنسرتهایش به نمایش میگذاشت.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XV)

ذیل عنوان فرهنگ های شفاهی توضیح دادیم که این فرهنگ ها، حداقل تاکنون یعنی قرن ۲۰ میلادی، از عواملی غیرمشابه فرهنگ های غیر شفاهی استفاده می کرده اند. در سالهای نخستین هزاره جدید و با تغییراتی که در زندگی افراد به وجود آمده و مانند گذشته دسترسی آسان و دائم به استاد برای آموختن صحیح و کامل به روش سینه به سینه وجود ندارد، ما را به این اعتقاد میرساند، که آوانگاری و نت نگاری و همچنین استفاده از نوارکاست، سی دی، دی وی دی تصویری و… در آموختن و انتقال میراث گذشتگان می تواند بسیار مؤثر باشد. ‌‌
طبقه‌بندی سازها (V)

طبقه‌بندی سازها (V)

از نظام ماهیلون تا نظام ایجاد شده توسط قوم‌موسیقی‌شناسان آلمانی به نام‌های «اریش فون هورن باستل» (۱۹۳۵-۱۸۷۷) و «کورت زاکس» (۱۹۵۹-۱۸۸۱) که شهرت‌شان را از طریق پژوهش در تاریخ موسیقی‌ای که به اروپا منحصر نمی‌شد، کسب کرده بودند، فاصله‌ی اندکی بود. در ۱۹۱۴ آن‌ها «Systemik der Musikinstrumente» را منتشر کردند، تنها طبقه بندی‌ای که امروزه هنوز، اگر چه با قدری بازبینی، در مقیاسی وسیع به کار می‌رود.
موتسارتى که ما نمى شناسیم!

موتسارتى که ما نمى شناسیم!

همه افراد، حتى کسانى که موسیقى کلاسیک را خیلى کم مى شناسند، موتزارت را دوست دارند. شاید به همین دلیل، تنفر از [اپراى] «دون ژوان» و سمفونى «ژوپیتر» مانند تنفر داشتن از نور خورشید باشد! باید گفت موتزارت نه تنها براى احیاى زیبایى موسیقایى، بلکه براى دفاع از آن متولد شده است.ما نشانه هاى آثار موتزارت را مى شناسیم. در کنسرت ها، ضبط، رادیو و تلویزیون، آنها از همه جهت ما را احاطه کرده اند. این آشنایى باعث شده است که فراموش کنیم این آثار براى شنوندگان هم عصر موتزارت، در سالهاى اوج او، از ۱۷۸۲ تا زمان مرگ غیر منتظره اش در ،۱۷۹۱ تا چه اندازه جدید بودند.آیا مردم معاصر با او نیز مانند ما، او را مى ستودند؟ نسبتاً بله.