پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (II)

رضا والی
رضا والی
این ترومپت می‌تواند تمامی فواصل موسیقی ایرانی را بنوازد. و من قطعه اول را برای ترومپت‌نواز خارق‌العاده ارکستر سمفونیک پیتسبورگ آقای «نیل برنتسن» نوشتم و در سال ۲۰۱۴ نوشتنش را تمام کردم؛ در سال ۲۰۱۵ از طرف ارکستر بروارد در فستیوال شهر بروارد در ایالت کارولینای شمالی به رهبری «کیت لاکارد» اجرا شد و آقای نیل برنتسن تک‌نواز آن بود و همان موقع آن را ضبط کردیم و بعداً در یک سی‌دی به نام «آوای کهن» از طرف کمپانی «آلبانی» در آمریکا بیرون آمد. و وقتی «خانه هنر خرد» خواست این مجموعه را منتشر کند از کمپانی آلبانی اجازه گرفت که بتواند ضبط این سی‌دی را در این مجموعه قرار بدهد.

دو قطعه دیگر آلبوم چطور، آنها هم سرگذشت مشابهی داشتند؟
قطعه دوم قطعه‌ای است به نام «سرنا، آوازهای محلی مجموعه شماره ۱۷»؛ این قطعه در اصل برای سازهای بادی ایرانی برای دوست عزیزم آقای «خسرو سلطانی» نوشته‌ام که سازهای مختلف بادی ایرانی را می‌نوازد. چهار موومان دارد. قطعه اول برای سرنا نوشته‌شده. قطعه دوم برای سرنای اروپایی به اسم «شالمای» نوشته‌شده است. قطعه سوم برای نی است و قطعه چهارم شالمای که بعد به سرنا عوض می‌شود.

بعدها نسخه دیگری از این قطعه را برای کلارینت میکروتنال و آنسامبل تهیه کردم که در ژانویه ۲۰۱۶ در فستیوال «سه‌گاه» در پیتسبورگ توسط کلارینتیست خارق‌العاده آقای «اسماعیل لومانووسکی» اجرا شد. این قطعه هم شامل ربع پرده‌های زیادی است که این قطعه را هم در فستیوال ضبط کردیم. و در همان سی‌دی که در سال ۲۰۱۷ از طرف کمپانی «آلبانی» بیرون آمده منتشر شد و خانه هنر خرد برای اینکه این قطعه را هم منتشر کند از کمپانی آلبانی اجازه گرفت.

قطعه سوم به نام «مرگ آوا» قدیمی‌تر است که آن را در سال ۱۹۹۵ به یادبود فوت پدرم که در سال ۱۹۸۵ از دنیا رفتند نوشتم. این قطعه برای سولوی ویولن و ارکستر زهی است که در سال ۱۹۹۵ از طرف کمپانی «نیوآلبیون» منتشر شد. پیش از آنکه ضبط این اثر را برای خانه هنر خرد بفرستم با رئیس نیوآلبیون تماس و اجازه گرفتم که آن را در ایران منتشر کنم.

به نظرتان انتشار قطعات همراه پارتیتور چه اثری ممکن است داشته باشد؟
خوبی این مجموعه برای ایران این هست که هم پارتیتور و هم نسخه ضبط‌شده قطعه وجود دارد. یعنی آهنگسازان جوان علاقه‌مند می‌توانند هم قطعه را گوش کنند و هم پارتیتورش را مطالعه کنند. کار بسیار ارزنده‌ای است که «خانه هنر خرد» انجام داده و از آنها متشکرم. چراکه بسیار بر روی این مساله کار کردند و کیفیت تهیه‌کنندگی پروژه‌شان بسیار عالی است. کار گرافیکی روی جلد، ترجمه فارسی متن انگلیسی، انتشار سی‌دی و کتابچه بسیار زیبا و مناسب که لازم می‌دانم از آقای «صمدپور» برای این مراحل تهیه‌کنندگی تشکر کنم. ایشان از همان روز اولی که برای این پروژه با من تماس گرفتند با دقت و پشتکار زیادی کار را دنبال کردند و پروژه را به انجام رساندند.

بعد از گوش دادن به قطعات شما سوالی که همیشه برای من پیش می‌آید این است که علت حضور پررنگ سازهای بادی در کارهای شما چیست؟
من نوازنده ساز ترمبون به‌عنوان ساز اصلی هستم و به سازهای بادی واردم. سال اولی که به هنرستان رفتم با ساز ترومپت شروع و بعد سازم را به ترمبون عوض کردم. و به همین دلیل سازهای بادی را دوست دارم و از آنها استفاده می‌کنم. البته سازهای زهی را نیز خیلی دوست دارم و قطعات بسیار زیادی برای سازهای زهی نوشته‌ام. به‌طور نمونه یکی از آنها همین قطعه «مرگ آوا» برای ویولن سولو و سازهای زهی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

موسیقی و معنا (V)

موسیقی و معنا (V)

در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم، معنای موسیقی عموماً در هیجانات و تمایلات بشری جست‌وجو می‌شد. در آن دوره تصور بر آن بود که یک قطعه‌ی مستقل باید احساس یا میل ویژه‌‌ای را در حالت و قالبی متناسب با آن بیان و منتقل کند. گرچه ساختارهای موسیقایی به خودی خود اهمیت بیشتری پیدا کردند، نزدیکی موسیقی با فن بلاغت، به سبب انعکاس الگوهای عروضی زبان در قالب‌های موسیقایی، مورد توجه قرار گرفت (Sparshott 1998) و ارزش‌ها و معنا در موسیقی تا حد زیادی در پیوند با لذت عقلانی مبتنی بر کارکرد عقل در نظر گرفته شد. به نظر می‌رسد قواعد عقلانی در موسیقی، که کمابیش بر پایه‌ی پیشرفت علم صوت‌شناسی شکل گرفت، تماماً مختصاتی را شرح و بسط داد که در آن یک قطعه‌ی موسیقی می‌تواند واجد معنا باشد.
تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (III)

تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (III)

توزیع نیز از طریق هر نوع کپی‌برداری ممکن بود؛ هر اثر می‌توانست تنها به کمک یک یا چند رایانه‌ی شخصی توسط افرادی که ممکن بود با یکدیگر بی‌ارتباط نیز باشند تکثیر شود و در اختیار مصرف‌کننده قرار گیرد.
هنر شنیدن موسیقی (II)

هنر شنیدن موسیقی (II)

من در اولین سال کالج با کمال تعجب متوجه شدم که در تمام رسیتالها و کنسرتها، ردیف اول و دوم صندلیها به ترتیب توسط استادان دانشکده ریاضی و فیزیک اشغال یشد. از همان زمان و طی تحقیقات بعدی متوجه شدم که ریاضی دانان و فیزیک دانان، به خصوص آنهایی که با بخش تئوری آن سر و کار دارند، درک، عشق و احترام بی ندازه ای نسبت به موسیقی دارند بسیاری از آنان موسیقی دان هم هستند.
جوابیه شرکت صوت آذین به مطلب “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی”

جوابیه شرکت صوت آذین به مطلب “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی”

چندی پیش مطلبی با عنوان “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی” درباره دستگاه ابداعی آقای افشین سپهوندی در این مجله به چاپ رسیده بود که امروز نامه آقای سپهوندی را در سایت می بینید که در جواب این مطلب فرستاده شده است.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (III)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (III)

جالب آنکه در اجرای یکی از قطعات، هنگامی که بخشی از مخاطبان به‌اشتباه میان دو موومان به تشویق پرداختند، بلافاصله اشتباه خویش را دریافتند و گویی با اصول شنیدن آثار کلاسیک نیز آشناتر شدند. نکته‌ی دیگر، مکان اجرای موسیقی بود. این فضا نه آن‌قدر مانند فضای باز و نیمه‌باز پردیس نوفه داشت که تمرکزها را منحرف کند و اختلالی در درست شنیدن اجراها ایجاد کند، نه آن‌قدر جدا از فضاهای عمومی بود که خود را کاملاً از فضای عمومی منفک کند. ورودی کتابخانه‌ی پردیس هنرهای زیبا دقیقاً در این لابی قرار داشت و این باعث شده بود تا بسیاری از مراجعان کتابخانه دست‌کم چند دقیقه‌ای بایستند یا بنشینند تا از نزدیک با اجرای موسیقی کلاسیک غربی مواجه شوند.
مقدمه ای بر بینارشتگی

مقدمه ای بر بینارشتگی

نوشته ای که پیش رو دارید، مقدمه ای است از سجاد محرابی (کارشناس دیزاین، نوازنده و سازنده آلات موسیقی) بر مقاله بینارشته ای که توسط رسول صادقی (نوازنده، سازنده و دندانساز) درباره اثرِ دندان ها در تولید سونوریته نی نوشته شده است.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

نقش بسیار مهمی ایفا می کند. بستگی به تکنیک دست چپ یک شخص نیز دارد، نوازنده ای می تواند حتی ویبریشن سیم را از بین ببرد اما به همان شکل کیفیت صدا را حفظ کند و یا به ساز اجازه آن را بدهد که آزادانه بلرزد و ویبریشن داشته باشد و صدا را قوی برساند. همانطور با آرشه، بیشتر مردم یک کار را انجام می دهند و آن هل دادن سیم به سمت پائین است بر روی fingerboard. متاسفانه این کار صدایی کسالت بار تولید می کند و اتصال انگشتان را قفل می کند.
از تحصیل تا تدریس گیتار (I)

از تحصیل تا تدریس گیتار (I)

مطلب را با داستانی شروع می کنم که اولین بار شخصا یک هنرجو مبتلا به اوتیسم روبرو شدم؛ شاید ساده ترین کار این بود که از پذیرش چنین هنرجویی سرباز زنم اما همیشه در امر تدریس چالش های متعددی را گذرانده بودم، پس آموزش شروع شد اما جزوه های سابق و آموخته ها کافی نبود. داستان را همینجا تمام می کنم.
نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

یادداشت زیر نگاهی‌ است کوتاه به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ که اوّل و دوم آبان‌ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. سعید نایب‌محمدی، آهنگساز و نوازنده‌ عود این برنامه بود که آواز مهدی امامی و تنبک و بندیر حمید قنبری او را همراهی می‌کردند.
میشل لگراند

میشل لگراند

میشل لگراند موسیقیدان بزرگ معاصر فرانسوی، از جمله بزرگترین موسیقیدانان غیر آمریکایی موفق است که کارهایش همواره در فهرست بهترینهای آمریکا قرار داشته؛ نکته جالب اینجاست که این موضوع از اولین کارهای او در آمریکا با موسیقی بسیار زیبای “I Love Paris” در سال ۱۹۵۴ آغاز می شود و تا بعد ادامه دارد.