پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (III)

رضا والی
رضا والی
عقبه تحصیلی شما را می‌دانم که سازهای بادی می‌نوازید؛ اکنون می‌خواهم بدانم علت وجود سازهای بادی یا زهی در آثار شما ضرورت تکنیکی یا هنری خاصی دارد؟
علت خاصی ندارد. همان‌گونه که گفتم از سال ۲۰۰۰ به بعد بیشتر برای سازهای زهی قطعه ساخته‌ام. یکی از دلایلش این است که سازهای زهی به‌راحتی می‌توانند ربع پرده‌های موسیقی ایران را بنوازند؛ اما برای سازهای بادی مخصوصاً سازهای بادی اروپایی این مساله خیلی مشکل است. به‌طور مثال در موسیقی ایرانی توسط نوازندگان تعزیه با یکسری تمحیداتی که روی ترومپت انجام می‌دهند می‌توانند به‌راحتی ربع پرده‌ها را بنوازند. ولی موسیقیدان‌های اروپایی یا آمریکایی نمی‌توانند ربع پرده‌ها را بنوازند. برای همین مجبور هستیم ترومپت را عوض کنیم و یا آن را تغییر بدهیم؛ همان کاری که من کردم. یک پیستون به آن اضافه کنیم که بتواند ربع پرده‌ها را هم بنوازد. درباره سازهای بادی اروپا هم این مساله هست هرچند برخی از این سازها قادر به نواختن ربع پرده‌ها هستند اما برخی مثل ابوا نمی‌توانند ربع پرده بنوازند. برای اینکه سیستم فرانسوی این ساز تماماً با کلید است و قادر نیست ربع پرده بزند مگر اینکه ابوای وینی باشد که برخی سوراخ‌های آن با دست گرفته می‌شود و نوازنده‌ها می‌توانند ربع پرده با آن بزنند و یا ابوای باروک که اگر کسی بخواهد می‌تواند با آن ربع پرده بنوازد.

ازجمله بهترین سازهای بادی که می‌توانند ربع پرده بزنند فلوت است که من چندین قطعه برای فلوت نوشته‌ام که فلوت در آنها ربع پرده می‌نوازد. بعد از فلوت دومین ساز بادی کلارینت است که بسیار راحت می‌تواند ربع پرده‌ها را بنوازد همان‌گونه که من نسخه‌ای از قطعه سرنا، مجموعه «آوازهای محلی شماره ۱۷»، که بسیار ربع پرده دارد را برای کلارینت نوشتم. کلارینتیست راحت می‌توانست اینها را بنوازد. البته کسی باید باشد که به ربع پرده‌ها وارد باشد و آقای «اسماعیل لومانووسکی» اهل مقدونیه است اما به موسیقی ترکیه خیلی وارد هستند و مدام به آنجا سفر می‌کنند و کلارینت ترکی که در سل هست و در ترکیه استفاده می‌شود را بسیار کارکرده‌اند. با کلارینت ربع پرده‌ها را به راحتی می‌شود نواخت؛ اما بهترین سازها برای نواختن ربع پرده‌ها سازهای زهی هستند. که از سال ۲۰۰۰ قطعات زیادی را بانام مجموعه «خوشنویسی» شروع کرده‌ام برای سازهای زهی.

شنوندگان ایرانی به طور پراکنده با این مجموعه آشنا هستند کمی درباره خوشنویسی‌ها و علت ساخت آن توضیح دهید تا تصویر جامع‌تری از آنها داشته باشیم.
اولین مجموعه‌ها در سری خوشنویسی، برای کوارتت زهی هستند. مجموعه ۴ برای سنتور و کوارتت زهی است. مجموعه شماره ۵ که در اصل آن را برای گیتار برای خانم لیلی افشار نوشتم. خانم افشار برای نواختن ربع پرده‌ها یک گیتار خاصی ساختند که در آن ربع پرده‌ها وجود دارد. یک گیتارساز در نشویل روی دسته گیتار ایشان ربع پرده‌ها را جاسازی کرد تا بتوانند قطعه خوشنویسی شماره ۵ را بنوازند. قطعه دیگری نوشتم بنام قطعه خوشنویسی شماره ۹ که برای سولوی گیتار هست؛ آن را هم برای ایشان نوشتم. بعدها یک نسخه از خوشنویسی شماره ۵ را برای ویولن نوشتم و خوشنویسی شماره ۹ را برای ویولن‌سل؛ که همه اینها ضبط‌شده است. در سال ۲۰۱۵ خوشنویسی ۱ تا ۱۲ را در دو مجموعه سی‌دی ضبط کردیم و در دسامبر ۲۰۱۵ از بنگاه آلبانی بیرون آمد و همه اینها در روی یوتیوب هست. مجموعه دو سی‌دی آلبوم‌های خوشنویسی به نام «کتاب خوشنویسی» منتشرشده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «موسیقی نو در ایران (۲)»

آنگاه که یک مجموعه‌ی دنباله‌دار «موسیقی نو در ایران» نام می‌گیرد و از پس شماره‌ی نخستش شماره‌ی دومی نیز می‌آید، انتظاری را در پس خود برمی‌انگیزد. آن انتظار از جنس توصیف است یا تبیین. بدین معنا که شاکله‌ی «موسیقی نوی واقعا موجود» همچون یک بیانیه دست‌کم از خلال فرایندهای شناسایی/گزیدن و اعتباربخشی پدیدآورنده‌ی آن برابر ما بایستد.

پرتی ینده، الماس جدید اپرا (II)

پرتی ینده ۶ مارس ۱۹۸۵ در آفریقای جنوبی متولد می شود در حالی که هنوز نظام سیاسی آپارتاید در این کشور برقرار است. او در محله سیاه پوست نشین به نام تَندوکوخانیا (Thandukukhanya) در شهر پیِت رِتیف (Piet Retief) بزرگ می شود. او در نوجوانی از طریق تبلیغ هواپیمایی بریتانیا که دوتایی برای گل ها (Duo des fleurs ) اثر لئو دلیب (Léo Delibes) را به تصویر می کشد با اپرا آشنا می شود. در سن شانزده سالگی در یک کنکور آواز برنده می شود و از این طریق به مصاحبه ای در کالج موسیقی آفریقای جنوبی وابسته به دانشگاه کیپ (Cap) راه می یابد.

از روزهای گذشته…

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

در مورد دوم – مقوله گفتمان – با وجود قسمت هایی که مطالب مورد نظر دقیق و کامل شرح داده شده اند؛ مانند تعریف جامع و کامل از «ردیف» اما در دیگر موارد، می بینیم که گفتمان عامیانه هم حضور دارد. واژه های فرنگیِ «مُد»، «مدال» و «رپرتوار» هم همچنان که واژه های «دانگ»، «مایه» و «مقام» در وجه عامیانه شان مورد استفاده هستند. برای تعریف مقام آمده است که:
دو نوازی پژمان حدادی و حمید خبازی در مادرید

دو نوازی پژمان حدادی و حمید خبازی در مادرید

پژمان حدادی تنبک نواز برجسته و حمید خبازی نوازنده نوگرای تار برای اولین بار در کنار هم کنسرتی را در مادرید پایتخت اسپانیا برگزار کردند. این کنسرت در کانون فرهنگی پرسپولیس Centro Persepolis که انجمنی مستقل و فعال در زمینه معرفی فرهنگ و هنر ایران است، برگزار شد. اساس این کنسرت بداهه نوازی بود و همین امر بر جذابیت آن و کیفیت آفرینش هنری نوازندگان می افزود و ظرفیت موسیقی سنتی ایران در زمینه بداهه را آشکار می ساخت.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» پس از وقفه‌‌ای چند هفته‌ای به مناسبت تعطیلات نوروزی، با برگزاری دهمین جلسه، کار خود را پی‌گرفت. این جلسه که همچون جلسه‌ی پیش از آن (نهم)، از دوره‌ی دوم کارگاه (متمرکز بر «سبک‌ها و مکتب‌های نقد موسیقی») محسوب می‌شد، عنوان «نقد تفسیری» را بر خود داشت.
آکاردئون بایان (bandoneón)

آکاردئون بایان (bandoneón)

بایان نوعی ساز بادی است که در کشور آرژانتین محبوبیت خاصی دارد و از عناصر کلیدی ارکستر تانگو به شمار می رود. مخترع اصلی Heinrich Band آلمانی تبار است که این ساز را به منظور استفاده در موسیقی مذهبی و موسیقی عامه پسند روز در مقابل ساز مشابه ای به نام concertina یا Konzertina به معنی ارگ دستی ، ساخت .
پدرام فریوسفی: به خاطر بی نظمی در ارکستر سمفونیک تهران، همکاریم را متوقف کردم

پدرام فریوسفی: به خاطر بی نظمی در ارکستر سمفونیک تهران، همکاریم را متوقف کردم

اگر یک سولیست ویولون ایران بداند میتواند با زدن یک کنسرتو ویولون چایکوفسکی به اندازه یکسال کارش در کلاس و استودیو کسب درآمد کند و مشهور شود چرا وقتش را برای اینکار نگذارد؟! مشکل اینجا ضعیف بودن بخش های حاشیه ای مانند هزینه و پشتیبانی معنوی است. متاسفانه بیشتر مسئولین موسیقی ما، حتی آنهایی که سواد موسیقی دارند هم لیاقت و اطلاعات لازم را برای اینکار ندارند و این باعث افت موسیقی کلاسیک در ایران شده است.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (III)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (III)

صداقت کیش ادامه داد: اولین چیزی که به خصوص در تلقی یونانی از دراما با آن مواجه می‌شویم این است که کنش معطوف به میمسیس یا ترجمه عربی بعدی‌اش محاکات یا ترجمه کمی امروزی‌تر و با دقت کم‌ترش، بازنمود است. این چیست؟ وقتی ما از محاکات یک کنش صحبت می‌کنیم یعنی کنش الف تاثیری بر مخاطب بگذارد، تاکید می‌کنم که نه کنش لزوما کنش هنری است و نه مخاطب لزوما مخاطب اثر هنری، که دست‌کم تا حدی مشابه تاثیری باشد که کنش واقعی ب بر مخاطب می‌گذارد.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

پس چه کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم در این مرحله که ضربه‌های قوی دست راست سبب فشار بیش از حد انگشتان دست چپ شده است تا می‌توانید سرعت را کم کنید و کم‌کم فشار انگشتان دست چپ را به حالتی که دست راست ضربه‌های ضعیف‌تری می‌زد و دست چپ کمتر دسته را می‌فشرد، نزدیک کنید؛ البته قرار نیست با یکی، دو بار تمرین همه‌چیز درست شود، بلکه لازم است این تمرین را هر روز چندین‌بار انجام دهید و بعد از موفقیت در سرعت‌های کم، به‌تدریج سرعت را افزایش دهید. موفقیت در این تمرین یعنی به‌اندازه فشار‌دادن سیم‌ها در حدی که خودتان راضی باشید.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (V)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (V)

گسترش سبک ها بوسیله طر احی و ترکیب با سایر فرم ها در فرآیند هایی صورت می گیرد که معانی و وابستگی های این فرم ها را، به منظور تولید قابلیت ها و گزینه های جدید برای گسترش خود، برای مثال، حرکت از جهت گیری های دموکراتیک تر و برابری طلب تر سبک پانک به هنر متمایز و فنی متال و مشتقات بی-شمارش، با هم ترکیب می کند. تفکر درباره ی معنی مرد بودن، زن بودن، نوجوان بودن، همجنس گرا بودن، انگلیسی – هندی بودن، کارائیب مقیم لندن بودن، و غیره، همگی می تواند از طریق سر هم بندی های خلاق در قالب اصطلاحات محبوب بیان شوند. و برای افرادی که نگران محیط زیست یا گرفتاری های مردم در مناطق دوردست هستند موسیقی بسازد ،و “موسیقی جهانی ای” بوجود آورد.
افق‌های مبهم گفت‌وگو (II)

افق‌های مبهم گفت‌وگو (II)

در چنین وضعیتی پیشاپیش گفت‌وشنود برقرار است. پس پرسش اصلی این است که دریافت‌کننده چه چیزی می‌تواند به مؤلف بازگوید؟ ساده‌ترین پاسخ واکنش ذوق است. مؤلفان در کنش و واکنش دائمی با مخاطبانشان گفت‌وگویی را شکل می‌دهند. دراین‌حال گفت‌وگو حول پذیرش و اقبال شکل می‌گیرد و نماینده‌ای برای «سلیقه‌ی» عمومی می‌شود. و آنجا رابطه‌ی گوینده‌ی محض-شنونده‌ی محض به یک گوینده/شنونده با گوینده/شنونده‌ی دیگر تغییر می‌کند که مؤلف نیز به «گفت» دریافت‌کنندگانش گوش بسپارد (۴).