پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

هنوز پاسخ خودم را نگرفتم که دریافت شنونده غربی چیست؟ آنها که متوجه نیستند که شما یک پیستون به ترومپت اضافه کرده‌اید آنها یک ترومپت می‌بینند که نوازنده دارد می‌نوازد مگر اینکه دوربین روی نوازنده زوم کند تا آن‌ یک کلید اضافی دیده شود. ازاین‌رو در حالت عادی آنها یک ترومپت می‌بینند. برخورد آنها چیست؟
شنونده غربی تا جاییکه من تجربه داشتم بی‌نهایت لذت می‌برد و برایش چیز عجیب‌وغریبی نیست. برای اینکه وقتی به موسیقی گوش می‌کنید احتیاج ندارد موسیقی را بفهمید. ما موسیقی را گوش می‌دهیم و از آن یا خوشمان می‌آید یا نمی‌آید. موسیقی بااحساس رابطه خیلی نزدیکی دارد. یعنی درواقع احساس به شما کمک می‌کند و با احساس آن را درک می‌کنید. برای همین است که برخی موسیقی‌ها را خیلی دوست دارید و خیلی با آن احساس نزدیکی می‌کنید. برخی موسیقی‌ها هستند که نمی‌توانید به آنها نزدیک شوید و احساس نزدیک بودن را نمی‌دهند. به همین خاطر تقریباً نقش شنونده نقشی بین‌المللی هست. شنونده غربی با شرقی ازنظر احساسی فرق نمی‌کند. شنونده شرقی ممکن است یکسری مسائلی را بسته به تمدن و فرهنگ خودش را همراه خودش بیاورد و البته شنونده غربی هم همین کار را می کند. شنوندگان غربی از قطعه «آوای کهن» خیلی خوششان آمد. و تا امروز که اجراشده کسی راندیدم که بگوید از این قطعه خوشم نمی‌آید. مساله ترومپت نیست و درواقع ترومپت فقط یک وسیله است. وسیله‌ای که این مدها و مقام‌ها و دانگ‌هایی که در موسیقی ایران هست را می‌تواند در چهارچوبی عملی بگذارد که نوازنده غربی بتواند آن را اجرا کند.

در گفتگویی که به‌صورت ویدئویی در سال ۲۰۱۴ از شما منتشرشده است هم، اعلام کرده‌اید که از سال ۲۰۰۰ روی موسیقی مقام دستگاه متمرکزشده‌اید. این اتفاق چگونه افتاد؟ رجعت به موسیقی مقامی – دستگاهی یا این بازگشتن به خویشتن در اصطلاح معرفتی آن‌هم برای کسیکه مثل شما در وین تحصیل‌کرده و در آمریکا زندگی می‌کند و در دانشگاه کارنگی ملون پیتسبورگ درس می‌دهد و تحصیلات دوران دبیرستانش هم در ایران موسیقی کلاسیک غربی کارکرده است؛ به چه علتی است که از سال ۲۰۰۰ به بعد روی موسیقی ایرانی کار می‌کند؟
قبل از اینکه به این موضوع بپردازم باید تاکید کنم که مسایلی که در اینجا مطرح می‌کنم همه نظریات شخصی خود من هستند و به هیچ وجه قصد عمومیت دادن به این نظرات را ندارم. و هم چنین به هیچ وجه قصدم نیست که نظرات خود را به کسی تحمیل کنم.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۳, ۱۳۹۷ در ۹:۲۵ ب.ظ

    باتشکر از توضیحات کاملتون در مورد موسیقی ایران وتفاوت شنود یک ایرانی وبا یک نفر خارجی .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

ریتم در موسیقی جز – قسمت دوم

ریتم در موسیقی جز – قسمت دوم

در مطلب قبل به این نتیجه رسیدیم که آنچه برای هر نوازنده یا خواننده موسیقی جز مهم است و به نوعی مشخص کننده تفاوت های او با سایر هنرمندان هم ردیف خود می شود روشی است که وی برای متصل کردن نت های مختلف به یکدیگر با استفاده از کشش ها و سکوتهای مختلف اختیار می کند.
ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

کیوان میرهادی که امروز یکی از پرکارترین هنرمندان موسیقی ایران در زمینه موسیقی معاصر جهان محسوب می شود، برای اولین بار دست به انتشار آلبومی می زند که آثاری ار آهنگسازی و نوازندگی او را در بر دارد.
نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (I)

نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (I)

سال ۹۴ را میتوان یکی از پر حاشیه ترین سالهای موسیقی دانست حاشیه هایی با چاشنی موسیقی، از آلبومهای نسبتا بی کیفیت و پر سروصدای هنرمندان تا کنسرتها، جریانات خانه موسیقی، ممنوع الکاری هنرمندان، حضور چهره های سرشناس هنری در شبکه های ماهواره ای و به تبع آن برخوردهای سلبی متولیان با موضوع؛ حاشیه های فراوان جشنواره موسیقی فجر و استعفای داوران از این جشنواره، موضع کاملا بی تفاوت دولت به مسئله موسیقی و خلف وعده های رئیس دولت در زمینه مساعد سازی فضای هنر در کشور را میتوان از جمله حواشی و اتفاقات سال جاری دانست که پرداختن به هریک، حدیثی مفصل است.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

در آنالیز موسیقی به شکل شناخته شده غربی در مبحث فرم شناسی، روش هایی برای آنالیز خط ملودی و صداهای همراهی کننده آن در نظر گرفته شده که بیشتر در آنالیز موسیقی های دوره باروک تا اواخر دوره کلاسیک اروپا کاربرد دارد. در این روش ما با الگوهایی برخورد می کنیم که در ۸۰% قطعات تصنیف شده در این دوره رعایت شده اند و می توانیم با یافتن این تکنیکها در قطعه، به آنالیز اثر بپردازیم.
توبا

توبا

این ساز یکی از کشفیات اخیر است که در ارکستر سمفونیک های دنیا موجود می باشد. توبا برای اولین بار در اواسط قرن ۱۹ میلادی بوجود آمد و جایگزین مناسبی برای Ophicleide (نوعی ساز بادی برنجی) بود.
ریچارد دانیل پور، آهنگساز یهودی ایرانی تبار

ریچارد دانیل پور، آهنگساز یهودی ایرانی تبار

ریچارد دانیل پور (Richard Danielpour) آهنگساز آمریکایی دارنده جایزه گرمی، آهنگسازی برجسته در تمام دوران است؛ شخصی که می داند چطور به روشی ساده و مستقیم ارتباطی عمیق برقرار کند. صدای موسیقی آمریکایی متمایز وی، مالکیت حرکاتی رومانتیک و بزرگ را دارا می باشد و به طور درخشانی با ریتمی بیانگر و کوبنده برای ارکستر تنظیم شده است. آثارش موسیقیدانان مشهور را جذب نموده و به عنوان استادی فداکار تاثیری قابل توجه بر روی نسل جوان تر گذارده است.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

پیشنهاد میکنم ابتدا سیمهای سفید را کوک کنید سپس به سراغ سیمهای زرد بروید. به این خاطر که سیمهای سفید از مقاومت بالاتری برخوردار هستند و احتمال پاره شدن آنها نسبت به سیمهای زرد کمتر است تا زمانی که دست شما آشنایی مختصری با انجام عملیات کوک پیدا کند.
کریستوف پندرسکی

کریستوف پندرسکی

هنگام اشغال لهستان توسط نازی ها و کشتار یهودیان، پندرسکی (۱۹۳۳-) پسرکی خردسال بود. او گرچه خود در معرض تهدید نازی ها نبوده است اما با قربانیان احساس همدردی بسیار می کند و چنین می نویسد: “ بی تردید این جنایت عظیم جنگی از آن زمان در ذهن ناخودآگاهم ماندگار شده، زمانی که به عنوان یک کودک شاهد ویرانی محله یهودیان شهر کوچک زادگاهم، دبیکا بودم.”
نجفی ملکی: استیل نوازنده نقش زیادی در تسلط تکنیکی او دارد

نجفی ملکی: استیل نوازنده نقش زیادی در تسلط تکنیکی او دارد

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی نجفی ملکی*، نوازنده نی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. علی نجفی ملکی چند سال است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای سازهای مختلف مخصوصا تار و سنتور است و همینطور او به اجرای آثار کلاسیک غربی با نی پرداخته که اجرای چنین قطعاتی با سازهای ایرانی در نوع خود بی نظیر بوده است.
مرزهای زنانگی در هنر (I)

مرزهای زنانگی در هنر (I)

پرداختن به مسائل حوزه ی زنان که طی یکی دو دهه ی اخیر با تبی فراگیر توجه روشنفکران و گاهی روشنفکرنماها را در سطح جهان به خود مشغول کرده است، در قرن هجدهم و با انتشار بیانیه ای سیصد صفحه ای از سوی “مری ولستون کرافت” (۱) نویسنده و ادیب انگلیسی آغاز شد و سرآغازی شد بر جریانی اجتماعی که به موج اول فمینیسم (۲) مشهور است و هدف آن بیشتر روی رفع تبعیض های جنسیتی در قوانین اجتماعی تمرکز داشت. اما امروزه پرداختنِ ناآگاهانه به چنین موضوعاتی از سوی خیلی ها نه تنها به پیشبرد اهداف این جریان کمکی نمی کند بلکه با اهداف متناقضین عدالت جنسیتی بیشتر سازگار شده است. نوشته ی پیش رو به دور از بحث های دستمالی شده ی مذکور، تنها سعی دارد جایگاه مفهوم زنانگی را از منظر فلسفه ی هنر، در روند تکوین یک اثر هنری و متعاقباً در کیفیت فهم مخاطبان آثار هنری مورد پژوهش قرار دهد.