پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VII)

رضا والی
رضا والی
سیستم موسیقی اروپا دقیقاً روی سیستم دوازده تن معتدل بنیان‌گزاری شده است. و تمام آن موج‌هایی که در موسیقی اروپا آمده است مثل باروک، کلاسیک، رمانتیک، حتی موسیقی مدرن و اکسپرسیونیست همگی روی گام‌دوازده تن تعدیل‌شده است. حتی موسیقی بازار مثلاً موسیقی راک‌اند رول و یا پاپ همه روی گام دوازده تن تعدیل‌شده است. حالا این سیستم را با سیستم موسیقی ایران مقایسه کنیم.

می‌بینیم سیستم موسیقی ایران کاملاً با این سیستم متفاوت است. موسیقی ایران روی فواصلی بیان‌شده که اساساً از پایه با موسیقی غرب متفاوت است. سیستم موسیقی ایران روی فواصل طبیعی و فواصل فیثاغورثی بنیان‌گزاری شده است و سیستم خیلی بازی هست و با موسیقی اروپا فرق می‌کند. یعنی می‌توانید در اکتاو ۱۵ نغمه یا ۱۷ نغمه داشته باشید می‌توانید تعداد نغمه‌ها را بیشتر کنید و ۲۳ نغمه در اکتاو یا بیشتر داشته باشید.

مورد دیگری هم که یکی از ویژگی‌های خاص موسیقی ایران است مساله دانگ هست. پایه موسیقی ایران دانگ هست؛ دانگ یعنی تتراکورد، من از لغت فارسی «چهارگرفت». برای «تتراکورد» استفاده می‌کنم. موسیقی ایران و موسیقی تمدن‌های قدیم مثل تمدن یونان و هند همگی بر مبنای تتراکورد بنیان‌گزاری شده‌اند. در موسیقی قدیم یونان تتراکورد خیلی مهم بوده است. سه نوع تتراکورد در آن وجود داشته تتراکورد دیاتونیک، آنارهارمونیک و کروماتیک. و فکر می‌کنم روی موسیقی ایران تأثیر گذاشته است. در موسیقی هند هم تتراکورد خیلی مهم است.

چهارگرفت در موسیقی هندوستان، چه شمال، چه جنوب هندوستان بسیار مهم است. ویژگی که موسیقی ایران دارد این است که خود چهارگرفت، تتراکورد، استقلال خاصی برای خودش دارد. در سیستم مقام تتراکوردها به هم وصل می‌شوند که گام اکتاوی را به وجود می‌آورند ؛که این را در موسیقی ترکیه و کشورهای عرب‌زبان می‌بینیم. اما در ایران شاید به خاطر به وجود آمدن سیستم دستگاه خود چهارگرفت استقلال مخصوصی برای خودش دارد. و اگر به‌ردیف نگاه کنید متوجه می‌شوید این چهارگرفتها مرتب بهم ربط پیدا می‌کنند و گوشه‌های مختلف ردیف را تشکیل می دهند و همین‌طور مدام از خرد به کلان می‌روند. این گفته استاد داریوش طلایی است که موسیقی ایران از خرد به کلان می‌رود.

موسیقی ایران به خاطر حرکتی که دارد و انعطافی که تتراکوردها برای خودشان دارند بی‌نهایت وسیع است و بی‌نهایت منبسط. و موسیقی بی‌نهایت پیچیده ای است. این مسائلی بود که زمانی که من تحصیل می‌کردم متأسفانه به ما نگفتند و من خودم به این‌ها رسیدم. دلیل اینکه من شروع به مطالعه موسیقی ایران سیستم مقام-دستگاه کرده‌ام این است که از همان اوایلی که حتی در هنرستان موسیقی بودم به موسیقی محلی ایران خیلی علاقه داشتم و شروع به جمع‌آوری موسیقی محلی ایران کردم. آن زمان سیزده سال داشتم و خیلی جوان بودم. بعد که به اروپا رفتم به این جمع‌آوری ادامه دادم و از هرجایی که نوار کاستی به دستم می‌رسید آنها را جمع می‌کردم.

من یک مجموعه بزرگ از موسیقی محلی ایران دارم. تا سال ۱۹۸۷ من تنها این‌ها را جمع می‌کردم و تا یک دوره‌ای با این‌ها کاری نمی‌کردم. اما در آخرین سالی که در وین بودم یک قطعه نوشتم به نام «چهار آواز محلی ایران» برای آواز و پیانو. البته به‌گونه‌ای بود که در بخش آواز یک آواز ساده محلی خوانده می‌شد اما پیانو خیلی پیچیده بود و حتی گاهی آتونال می‌زد. من تکنیکی را استفاده کرده بودم که اکنون به آن می‌گویند تکنیک کلاژ. دو چیز کاملاً متفاوت را روی‌هم گذاشته بودم. این قطعه مورد استقبال قرار گرفت و همین استقبال مرا به نوشتن دیگر قطعه‌ها تشویق کرد و شروع کردم به نوشتن یکسری قطعه های دیگر که اولین قطعه‌ها برای آواز و پیانو بود و بعد برای آواز و آنسامبل نوشتم. و یکسری قطعات دیگر که آواز ندارد. این‌ها را شماره‌گزاری کردم. یعنی آوازهای محلی شماره یک، دو سه و…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

از روزهای گذشته…

آهنگ های محبوب جو ساتریانی (II)

آهنگ های محبوب جو ساتریانی (II)

“با شنیدن این سولو از Allan Holdsworth بود که من فهمیدم یک نوازنده گیتار راک با بهره بردن از دانش موسیقی در حد بزرگانی چون John Coltrane و Miles Davis چه کارهایی می تواند انجام دهد. او به جای این که بخواهد تکنیک باورنکردنیش را به رخ بکشد، آن را برای چنگ انداختن در احساسات شنونده به کار می بندد. با این که از مجموعه نسبتا پیچیده ای از mode های مختلف استفاده می کند، اما اصل آهنگ یک riff ساده و مشابه آهنگ “The Immigrant Song” (از گروه Led Zeppelin ) است که با عناصری از سبک Fusion ترکیب شده است.
اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

در سال های شصت و هفتاد، وقتی که گمان می شد که موسیقی الکترونیک، تصویرگر آینده ست، اشتوکهاوزن پیشتاز این پندار بود. او بعد از جنگ در دبیرستان موسیقی کُلن درس خواند و سپس در همان شهر وارد دانشگاه شد و توانست با مهارت و توانایی خود در بحث های تحلیلی، شگفتی همگان را برانگیزد. در ۱۹۵۱ در مدرسه ی تابستانی دارمِشتات با الیویه مسیان دیدار کرد و همراه او برای تحصیل به فرانسه رفت. اولین تجربه ی او، یعنی «موسیقی کُن کِرِت»، در استودیو موسیقی الکترونیک رادیو فرانسه، محصول همین دوران است.
ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناخدا خورشید که اقتباسی است ایرانی و متبحرانه از رمان داشتن و نداشتن- ارنست همینگوی، به حق یکی از بهترین آثارناصر تقوایی و به خصوص سینمای ایران است که به دوران رشد و شکوفایی سینمای ایران در دهه شصت تعلق دارد. از آنجا که صحبت درباره این سینمای بزرگ اما گمنام خود نیازمند بحثی مفصل و از طرف دیگر از حوصله این متن خارج است، علاقه مندم در فرصتی مناسب به طور کامل به شرح و تفصیل درباره آن بپردازم.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

برلیوز در مقدمه ی این موومان تنهایی در دامان طبیعت را تداعی می کند: یک کرآنگله ی سولو، نغمه ای را می نوازد و پژواک آن یک اکتاو بالاتر به وسیله ابوا به صدا در می آید (تداعی گر نوای نی دو چوپان). پیش از این هرگز موومانی از یک سمفونی با دوئت این سازها آغاز نشده بود. نوای نی چوپان که در مقدمه (میزان های ۱ تا ۲۰) و دیگر بار در پایان موومان به گوش می رسد، یادآور شباهت هایی در حالت بیان و رنگ آمیزی (استفاده از کرانگله)، در رومانس مارگریت از اپرای فاوست (۹-۱۸۲۸) اثر گونود است که نسبت به سمفونی فانتاستیک خیلی هم قدیمی نیست.
بازگشت ایرانی  (II)

بازگشت ایرانی (II)

رادیو و تلویزیون هم، که سال‌ها (به عدد سال‌های رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامه‌ی کودک و نوجوان که یک لحظه‌اش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچه‌ها از موسیقی سرزمین مادری‌شان نمی‌افزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمین‌های دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال می‌کند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.
به مناسبت ۴۸ سالگی مهران مهرنیا

به مناسبت ۴۸ سالگی مهران مهرنیا

بیست و دوم تیرماه سالروز تولد مهران مهرنیا آهنگساز و نوازنده و مدرس تار و سه تار است. به این مناسبت دوست و همکار قدیمی او، شهرام صارمی نوازنده کمانچه و نویسنده موسیقی درباره این هنرمند نوشته ای را تهیه کرده است که می خوانید:
جسارت تجربه های جدید را داشت

جسارت تجربه های جدید را داشت

در نوامبر۱۹۶۴ اجرای زنده آلبوم Regal خود را در سالن تئاتر افسانه ای شیکاگو ضبط کرد و هیجان حاصل از این اثر فوق انتظار بود. در همین سال کینگ ترانه “How Blue Can You Get” را اجرا کرد که به یکی از ترانه های محبوب تمام دوره ها مبدل شد و دو ترانه بعدی او “Don’t Answer the Door” و “Paying the Cost to Be the Boss” در سال ۶۶ بین ده ترانه اول بودند.
افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
گروه الکتریک مایلز دیویس

گروه الکتریک مایلز دیویس

مایلز دیویس در سال ۱۹۶۰ گروه پنج نفر خود را برپا کرد. همکاران او در این گروه شامل تونی ویلیامز، واینا شورتر، هربی هنکوک و ران کارتر ۱ بودند. موسیقی این گروه از پیچیده ترین انواع موسیقی بی باپ بود که مایلز در طول زندگی هنری خود کار کرده است.