مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

کوارتت کلنکه
کوارتت کلنکه
نشستن در نقطه‌ی تعادل
از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

اعضای کوارتت برای رپرتوار کونتراپونکتوس‌های I، II و IX را برگزیده بودند. جمله‌بندی روشن و درعین‌حال به‌خوبی با دیگران تنیده که هم‌زمان استقلال و پیوند خطوط را برقرار نگه می‌داشت، جریان شدت‌وری منحصربه‌فرد، حساسیت وسواس‌گونه‌ی نوازندگان نسبت به یکدیگر در ظرایف که خصلت غیر گفتگویی را به ویژگی گفتگومانند کوارتت نزدیک می‌کرد، انرژی حیاتی بسیاری را همچون یک حل به کاراکتر معمایی فوگ‌ها بخشیده بود و بی‌وقفه و یک‌نفس شنوندگان را جذب خود می‌کرد.

اما این نه پایان بود نه حتا اوج توانایی کوارتت، زیرا نوازندگان مقدمه‌ی آداجیوی موومان اول کنسرتوی شماره ۴ شوبرت را به زمان حال فراخواندند. آن را آنگونه اجرا کردند که گویی به قطعه‌ای امروزی گوش سپرده باشی (باز هم مخصوصا از لحاظ دینامیکی). آوازگونگی ملودی‌ها، خصلت شناخته‌شده‌ی آثار شوبرت، به تنهایی یا در برابر عنصر متضاد (مثل بستر پر تب و تاب ترمولوها در آلگرو کُن موتو یا سر زندگی آلگروی پایانی) با مهارت با بیانی پراحساس و رومانتیک (مخصوصا در آندانته کُن موتو) در عین تعادل به نمایش گذاشته شده بود.

و درنهایت آنگاه که انتظار هر شنونده‌ی حساس تا حد زیادی در اثر شنیدن قطعات پیشین افزون شده بود نوبت نمود چیره‌دستی رسید. کوارتت شماره ۳ مندلسون، یکی از ستوده‌ترین آثار زهی آهنگساز، در میان قطعات رپرتوار آزمونی برای مهارت نوازندگان (مخصوصاً ویلنیست‌ها در مولتو آلگرو ویواچه و پرِستو کُن بریو) بود که آنها بدون آن‌که به‌قدر شوبرت آوازگونه و سودایی بنمایندش درست در نقطه‌ی تعادل میان وضوح و گرمای عاطفی و ژرفای تأمل‌برانگیزی (ویژگی این اثر و برخی آثار دیگر مندلسون) نسبتاً با موفقیت اجرایش کردند.
نویز

گفتگوی هارمونیک
کوارتت کلنکه در سال ۱۹۹۴ در کشور آلمان توسط ۴ خانم نوازنده آغاز به کار کرد و تاکنون در بسیاری از فستیوال‌های مهم دنیا اجرا داشته است. آنه گرت کلنک و به آته هارتمن نوازندگان ویولن، ایوونه اوله مان نوازنده ویولا و روت کالتن هیزر نوازنده ویولنسل گروه هستند که به اجرای آثار بزرگان موسیقی می‌پردازند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (VI)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (VI)

مرتضی حنانه در یادداشت های روزانه اش می نویسد: « با شکست اعتصاب، هنرستان عالی موسیقی، تمام آنچه را که به دست آورده بود از دست داد؛ تمام اساتید اهل چکسلواکی را اخراج کردند و سازهای ملی را با سازهای علمی در یک هنرستان با هم جمع کردند و سبب جنگ ملی و علمی (که می بایست با سازگاری کامل با هم ادامه می دادند) فراهم آوردند.
«دردانۀ دریای عاشقی»

«دردانۀ دریای عاشقی»

می خواهم از عبادی بگویم. از زخمه های شفّاف و زلال این دُردانۀ دریای بیکرانِ موسیقی شریف و نجیب ایران. زخمه هایی که قطرۀ اشکی را می مانََد که می نشیند به دیدۀ عاشقان و سالکان این دیار رازآلود و غریب. از نغمه هائی که سحر است و افسون و به لای لای می ماند و زمزمۀ جویبار. از مردی که سالیانی را عاشقانه زیست و زیباترین نغمه ها را ساز کرد.
زمان با شکوه نقطه اوج (II)

زمان با شکوه نقطه اوج (II)

در مرحله بعدی، ترکیبات را چه در قالب اثر بصورت سلو و چه در اثر قالب یک اثر ارکستری میتوان کوشش برای برجسته کردن همان نقطه اوج یا اکنون تجلی تلقی کرد. صفحه سفیدی را در نظر بگیرید و ابتدا در آن یک نقطه سیاه قرار دهید و سپس کوشش کنید تا تمامی این بستر سفید را به صورتی تصویر سازی کنید که آن نقطه تبدیل به مرکز توجه شود. یک هنرمند خلاق موسیقی دان اگر نتواند نقطه اوج و اکنون ویژه اثر خود را پیدا کند اصولا نمیتواند به حوزه خلق اثر گام گذارد؛ حتی در موسیقی مدرن کوشش برای دست یابی و اکنون مذکور به نفی بسیاری از قواعد نیز می انجامد.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف، رومانتیسم دوران گذشته را به یاد می آورد و از آثار مشهوری است که پیانو در آن هنر خود را به خوبی نشان می دهد.
جایی میان آفرینش و تفسیر (I)

جایی میان آفرینش و تفسیر (I)

هنگامی که نوازنده‌ای یک اثر موسیقایی را دوباره اجرا می‌کند دقیقا در حال انجام چه کاری است؟ آیا کار خلاقانه‌ای صورت می‌دهد؟ آیا چیزی را که بالقوه وجود دارد به فعل در می‌آورد؟ به نظر می‌رسد اکثر مردم بر این موضوع هم‌رایند که اگر مونالیزا را دوباره بکشیم نسخه‌برداری کرده‌ایم اما اگر قطعه‌ای از بتهوون را بنوازیم به آن می‌گویند اجرای مجدد یا اجرا.
هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت دوم)

هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت دوم)

یکی دیگر از روشهای متداول همنوازی پیانو و گیتار روشی است که به نام Freddie Green معروف است. او نوازنده گیتارJazz بوده که با گروه Count Basie (نوازنده پیانو Jazz) همکاری داشته و نقش برجسته ای در کار گروه Count Basie و موسیقی تولید شده توسط این گروه ایفا کرده است.
شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

چنان که اشاره شد، امروزه اغلب کسانی که با متن ردیف سر و کار دارند دست کم به نوعی دسته‌بندی و نقش خاص اجزای درون‌گوشه‌ای باور دارند؛ خواه مانند مسعودیه در تحلیلی ریزمقیاس تعدادی از نقش‌مایهها را با نقش‌های آغازگر و کادانسی تشخیص داده و دسته‌بندی کنند خواه مثل نمونه‌های با اهداف تحلیلی کم‌تر پیچیده، کنش‌های فرود و گسترش و خاتمه را به شکلی بسیار کلی به وصف درآورند.
منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

باید بگویم نقطه عطف دیگر کار من و از بزرگترین افتخاراتم همکاری با جناب فخرالدینی بود. حدود سه سال با ارکستر ملی همکاری کردم که اوایل دهه هشتاد بود. به پیشنهاد آقای فخرالدینی قطعات زیادی که برای این ارکستر نوشتم از من اجرا شد. خودم هم آواز ارکستر را می خواندم. قطعه ای هم برای صدای هنرمند شایسته آقای قربانی تنظیم کردم.
نجفی ملکی: استیل نوازنده نقش زیادی در تسلط تکنیکی او دارد

نجفی ملکی: استیل نوازنده نقش زیادی در تسلط تکنیکی او دارد

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی نجفی ملکی*، نوازنده نی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. علی نجفی ملکی چند سال است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای سازهای مختلف مخصوصا تار و سنتور است و همینطور او به اجرای آثار کلاسیک غربی با نی پرداخته که اجرای چنین قطعاتی با سازهای ایرانی در نوع خود بی نظیر بوده است.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

صفوان جمحی از پدر خود نقل می‌کند: که چون معاویه ابن ابی سفیان کاخ خود را برپا کرد، بناها و هنرمندان ایرانی را به کار وادار کرد. آنها نیز قصر او را با گچ و آجر ساختند و هنگام کار نغمه پارسی و ایرانی ترنم می‌کردند. سعید ابن مسجح همه روزه برای آموختن نغمات ایرانی نزد ابن بنایان و کارگران رفته و لحن تازه‌ای‌می‌آموخت و هر آوازی را که می‌پسندید به عربی نقل کرده موافق آن شعر می‌سرود.