پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IX)

رضا والی
رضا والی
وزن عروضی ندارد.
به همین خاطر از درون سیستم شعر کلاسیک ایران بیرون می‌آید و پایه شعر معاصر ایران را می‌ریزد. همین کار را می‌توانیم در موسیقی انجام دهیم. شما اگر دانگ‌های موسیقی ایران را به‌طور مستقل استفاده کنید دیگر در سیستم موسیقی ردیف نمی‌گنجد و ما نمی‌توانیم به آن بگوییم موسیقی سنتی یا کلاسیک ایران ولی حالت زبانش هنوز فارسی و ایرانی است همانند شعر نیما یوشیج.

شما می‌توانید موسیقی‌ای با استفاده از سیستم مقام‌دستگاه بنویسید که با زبان فارسی صحبت می‌کند ولی معاصر است و من این کار را کرده‌ام. البته ادعایی ندارم که اولین کسی بوده‌ام که این کار را کرده‌ام. آهنگسازان دیگری بوده‌اند که به این جریان فکر کرده‌اند و آغازگر بوده‌اند. در حقیقت طیفی در موسیقی ایران است که سعی می‌کنند از متریال و المان‌هایی که در موسیقی ایران هست استفاده کنند. و من از سال ۲۰۰۰ این را شروع کردم و قبلاً همان‌طور که گفتم همه قطعاتی که نوشتم به‌جز قطعات معدودی، بقیه همه روی سیستم موسیقی ایران است.

چرا این‌قدر دیر؟ سوالم این است که شما در چهل و اندی سالگی از موسیقی غربی می‌برید و روی موسیقی مقام-دستگاه متمرکز می‌شوید و به سمت موسیقی ایرانی رو می‌آورید. چرا این‌قدر دیر؟چراکه شما در ابتدای جوانی از ایران رفتید؛ پس می‌بایست مواجهه شما با داشته‌های فرهنگ موسیقایی سرزمین خودتان در خارج از ایران، بسیار زودتر حتی در همان سالهای اولیه اتفاق می‌افتاد؟
دلیلش این بود که وقتی به اروپا رفتم در زمان اوج حرکت مدرنیسم بود. تحصیلات من در دانشگاه موسیقی وین (که آن زمان آکادمی موسیقی وین نامیده می‌شد) و کسانی که معلم موسیقی و اساتید من بودند تمام اینها درون حرکت مدرنیسم بودند و چون من هم جوان بودم و مساله مدرنیسم، همان‌طور که اکنون برای جوانان جالب است و بدان توجه نشان می‌دهند، برای من هم جالب بود، تلاش می‌کردم از تمام گوشه‌های مدرنیسم سر دربیاورم. و به همین خاطر بسیاری از وقت خودم را بر این گذاشتم که بدانم اساساً مدرنیسم از کجا آمده؟ و چه هست؟ و بدانم به‌طور مثال مکتب دوم وین چیست؟ آهنگسازان قرن بیستم اروپا را مطالعه کنم و بدانم کارهایشان چگونه بوده است. هم در اروپا و هم زمانی که به آمریکا آمدم، در این دوره تمام وقت مرا این مساله پر می‌کرد. در مطالعه موسیقی معاصر اروپا و امریکا به نتیجه‌گیری‌هایی رسیدم که کمی شرح آن تکنیکی می‌شود.

با کمال میل مشتاق شنیدن شرح نتایجی هستم که از مطالعه در موسیقی معاصر اروپا و آمریکا گرفته‌اید.
امیدوارم ساده بتوانم شرح بدهم و دوباره تاکید می‌کنم که اینها نظریات شخصی من هستند و به هیچ وجه قصد ندارم که به آنها عمومیت بدهم. سیستم موسیقی اروپا یعنی« سیستم گام معتدل» داری ۴۰۹۶ مجموعه مختلف است. یعنی گنجایش سیستم ۴۰۹۶ مجموعه است. به‌عنوان مثال تعداد مجموعه‌های سه نغمه‌ای، «تیرس»، ۲۲۲ مجموعه متفاوت است. تعداد مجموعه‌های چهار نغمه‌ای، «تتراکورد»، ۴۹۵ مجموعه متفاوت است. تعداد مجموعه‌های پنج‌نغمه‌ای، «پنتاکورد»، ۷۹۲ مجموعه است و الی آخر. اگر همه این مجموعه‌ها را حساب کنیم کل آن ۴۰۹۶ مجموعه می‌شود. و عمر سیستم گام معتدل تقریبا چهار صد سال است یعنی تقریبا از اواخر قرن۱۷ میلادی تا به امروز.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:

کارگاه «راهکارهای مقابله با اضطراب اجرا» برگزار می شود

دکتر حمزه علیمرادی، دکترای روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست درمانکده اضطراب ایران، مدتها روی علل اضطراب و راه های مقابله با آن تحقیق کرده و به بیماران مضطرب بسیاری راه غلبه بر اضطراب را نشان داده است و اکنون بنا به دعوت آموزشگاه موسیقی برومند، روز شنبه اول تیر ۹۸ ساعت ۱۸، یک کارگاه رایگان برگزار می کند تا پاسخی کلی به پرسش های فوق دهد.

از روزهای گذشته…

گزارشی از تمرین ارکستر خنیاگران مهر

گزارشی از تمرین ارکستر خنیاگران مهر

سه‌شنبه پنج مرداد ماه سال جاری، در ساعت ۲۱/۳۰ ارکستر خنیاگران مهر به سرپرستی نیوشا بریمانی با آهنگسازی بهزاد عبدی و خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت به روی صحنه می رود. گزارشی که می خوانید حاصل دیداری از تمرین این گروه است که در سالن رودکی تالار وحدت انجام شده است.
تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل (Tommy Emmanuel) یکی از نوازندگان برجسته گیتار -fingerpicking- میباشد، وی بیشتر بخاطر اجراهای پرهیجان و همچنین استفاده از افکت های تصادفی در اجراهایش مشهور میباشد. در ۳۱ می سال ۱۹۵۵ در شهر New South Wales استرالیا بدنیا آمد.
پدرام فریوسفی: می خواهیم با ارکسترهای غربی مقایسه شویم

پدرام فریوسفی: می خواهیم با ارکسترهای غربی مقایسه شویم

آرشه گذاری را آقای گوران با نظر شف های ارکستر انجام می دهند که بخشی با حضور ارکستر و بخشی بدون حضور آنها انجام می گیرد.
اپرای متروپلیتن (VI)

اپرای متروپلیتن (VI)

تالار اپرا متروپلیتن (Metropolitan Opera House): ساختمان اپرای تاریخی که در فیلادلفیا، پنسیلوانیا واقع است. این عمارت در مدت زمان کوتاهی، نزدیک به چندین ماه در سال ۱۹۰۸ ساخته شد. نهمین تالار اپرایی بود که توسط مدیر انجن موسیقی و تئاتر: اسکار همراشتین اول (Oscar Hammerstein I) ساخته شد. در ابتدا این تالار خانه شرکت اپرای همراشتین بود، بنابراین در آن زمان به تالار اپرا فیلادلفیا شهرت داشت.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

مثلاً اگر سرعت و زمان بندی یک مقام یا گوشه کمتر یا بیشتر شود، امکان تجلی محتوای واقعی آن موسیقی مشکل می شود. یا مثلاً اگر زمان بندی طرح ها و نقش های داخلی یا بیرونی یک گنبد تغییر کند و ابعاد آن چند برابر بزرگتر یا کوچکتر شود، تأثیر بصری و حسی متفاوتی را نسبت به اصل خود در بیننده ایجاد می کند. بنابراین: موسیقی های سنتی ما زمان-بندی و سرعت ویژه خود را داشته اند. این زمان بندی و سرعت با آنچه امروزه از سرعت استنباط می شود متفاوت است.
نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

می توان گفت در موسیقی افکار چایکفسکی (Tchaikovsky) را دنبال می کرد و با وجود اینکه زندگی مرفهی در قرن بیستم بدست آورد، جزو موسیقیدانان محافظه کار و سنت گرا بود. علاقه بسیاری به موسیقی شوئنبرگ (Schoenberg) و استراوینسکی (Stravinsky) داشت، گوش دادن به کارهای آنها وی را از دنیای رومانتیک بیرون می آورد. در اول آوریل ۱۸۷۳ در اسمیونوو (Semyonove) در روسیه متولد شد، دروس موسیقی را در کنسرواتوآرهای مسکو و سنت پترزبورگ طی کرد و در تمام مراحل جزو شاگران ممتاز بود. خیلی زود توانست عنوان آهنگساز، رهبر و یک نوازنده جوان را برای خود تهیه کند.
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VI)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VI)

گوشه‌های فصل دوم گوشه‌هایی در مد دشتی‌اند و با تأکید بر درجه‌ی پنجم بالا در مد شور و با تغییر ریزپرده‌ای این درجه اجرا می‌شوند و از این منظر در فصلی جداگانه درنظر گرفته شده‌اند. از سوی دیگر، به علت حضور محوری این دو گوشه در ردیف‌های مختلف دستگاه شور (نتل و بابی راکی، ۱۳۸۸) و نیز اشاره به مدی متفاوت با سه مد اصلی، این دو گوشه حذف نشده‌ و فصلی برای‌ آنها اختصاص یافته است. از این‌رو، جایگاه آنها در توالی فصول اهمیتی نداشته و می‌توانستیم آنها را همانند آنچه در کار نتل و بابی راکی صورت گرفته است درون فصل اول نیز بگنجانیم، اما با هدف متمایزکردن مد شور و نیز بنا به دلایلی که قبلاً اشاره شد از فصل اول منفک و در فصلی جداگانه منظور شده‌اند.
دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

اما «منوچهر صهبایی» در مورد تاریخ فوت لومر، در شهریور ۱۳۸۳ در گفت وگویی با مجله “گفتگوی هارمونیک”، بیان داشته است: «مطالبی هست که در هیج جا وجود ندارد مثلاً چیزی که من خیلی زحمت کشیده ام و پیدا کرده ام که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانباشی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بوده است که در کتاب ها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح الله خالقی هست که در آن جا نوشته شده حدود ۴۰ سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ دارد … یعنی اصلاً تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشاراش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خوانید مال ۴۰ سال پیش هست! صد سال بعد هم مال ۴۰ سال پیش هست! من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران، تاریخ دقیق تولد و فوت را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آراژانتین را بگردم تا نوادگان لومر (۱۸۴۲ تا ۱۹۰۷ م) را پیدا کنم که بتوانم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتاب ها می نویسند بدون این که معلوم باشد که این راکی پیدا کرده و تا یک – دو سال پیش کسی نمی دانست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و به طور غیر مستقیم چندصدایی را به ایران وارد کرد، اصلاً نمی دانستند کی بود، کی به دنیا آمده و کی فوت کرده …»
آروو پارت

آروو پارت

یازدهم سپتامبر ۱۹۳۵ در شهر کوچکی بنام پاید (Paide) در نزدیکی پایتخت کشور استونی (Estonia) بدنیا آمد. ۱۹۴۴ سالی بود که استونی شاهد اشغال، توسط نیروهای اتحاد جماهیر شوروی بود. حضور نیروهای اشغالگر در این کشور برای مدت ۵۰ سال ادامه یافت و یقینا” تاثیر بسیاری روی زندگی و موسیقی او گذاشت.
ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ (Munich Philharmonic) به همراه ارکستر سمفونیک رادیو باورین و ارکستر باورین، سه ارکستر سمفونی مهم شهر مونیخ می باشند. از سال ۱۹۸۵ این ارکستر در مرکز فرهنگی گاستیگ استقرار یافت. ارکستر فیلارمونیک مونیخ در سال ۱۹۸۳ در شهر مونیخ توسط فرانز کایم (Franz Kaim) به وجود آمد. کایم فرزند کارخانه دار سازنده پیانو بود. در سال ۱۸۹۵ در تالار کنسرت شهر “تونهال”، این ارکستر کنسرتهای خود را برگزار می کرد. فیلارمونیک مونیخ، در میان ارکسترهای اروپایی بلند آوازه و غرق در سنت بود، بدین ترتیب بسیار سریع مورد توجه رهبران برجسته دنیا قرار گرفت همچون: ریچارد استرائوس، هربرت فن کارایان و نیز گوستاو مالر که برای اولین بار ارکستر را در سال ۱۸۹۷ با اجرای سمفونی شماره ۴ و شماره ۹ خود رهبری کرد.