لنی و من: خاطراتی با برنشتاین (I)

لئوناردو برنشتاين
لئوناردو برنشتاين
نیم قرن پیش در ماه مه ۱۹۵۹، در استودیو مانیتور در لیم گروو لندن ازدحام شد؛ برنشتاین با گروه جدید موسیقی،«کاندید»، به آنجا آمد. گروه هنری BBC در دومین فصل خود بود. من مدیر برنامه تیم بودم و به عنوان تنها کسی که آموزش موسیقی دیده، وظیفه مراقبت از « لنی» افسانه ای با من بود.

من فیلم اجراهای اولیه او در اومنیموس برای تلوزیون آمریکا را قبلا دیده و از قدرتش در ادغام بحث آزاد و ذات موسیقی تعجب کرده بودم. او یک سال در خدمت ارکستر فیلارمونیک نیویورک بود اما بیشتر به عنوان آهنگساز توانای ارکستر جاز وست سای استوری مطرح بود که از پاییز در آن کار می کرد.

منتقد تئاتر ساندی تایمز «هارولد هوبسون» (Harold Hobson) همیشه، در حال ضبط یا برنامه «زنده»، برنشتاین را عصبانی می کرد، به دلیل آنکه روزی جسارت کرد و در مورد نمایشنامه نویس کاندید، لیلان هلمن (Lillian Hellman) نوشت، کمبود حس طنز دارد!

برنشتاین بی رحمانه استهزا کرد و فریاد زد: «نشریه زرد!» او یک بار دیگر هم برآشفت، زمانی که مصاحبه کننده به او گفت: « موفقیت خیلی راحت نصیب او شده است.» هیچ چیز برایش آسان نبود، پس جواب داد: «من شدیدا در مورد عطیه هایی که ممکن است به من رسیده باشد فروتن هستم، اما در مورد کاری که انجام داده ام تواضع نمی کنم. من خیلی زیاد و همیشه کار کرده ام.»

من صحت این حرف را تایید می کنم. با اینکه او از لطیفه های جهودی کودکانه می خندید، اما لحظه ای از فکر کردن در مورد موسیقی: نواختن، نوشتن و درس دادن غافل نبود. تمام اینها برایش یکی بودند: بخش هایی از یک «موسیقی دان»، لغتی که او در توصیف خود در گذرنامه اش به کار برده بود. شاید من به خاطر روش انتقادم، برای دیدن برنشتاین، همسر و خانواده جوانش به نیویورک دعوت شدم. در ۳۰ سال بعد من در ITV و BBC بیش از ۲۰۰ پروژه تلوزیونی را برای او مدیریت کردم که تنوعش از رکوئیم وردی در کلیسای جامع سنت پائل تا کنسرت ۱۹۸۹ آزادی برای جشن اتحاد دوباره آلمان در برلین بود.

پدربزرگ برنشتاین خاخام بود، بنابراین میل به آموزش دادن در خونشان بود. پدر برنشتاین می خواست او حرفه پدری، آرایشگری، را ادامه دهد به همین دلیل برای کلاس تفننی پیانو به او پول نمی داد، بنابراین او ناچار شد از همان کودکی به تدریس پیانو به همسایه ها – ساعتی ۱$- بپردازد. اما تدریس به عنوان شغل، او را ارضا نمی کرد و در هاروارد حرفه واقعی خود را کشف نمود: آهنگسازی و رهبری ارکستر.

او از دهه ۱۹۴۰ به کالج رهبری ارکستر در تانگلوود رفت و زمانی که فارغ التحصیل شد، به دانشگاه جدید التاسیس برندیس در بوستون رفت. او برای کلوب رکوردینگ اند مانت، آنآلیز موسیقی می کرد و حتی به عنوان شرکت کننده در میزگردهای رادیو ظاهر شد. اما شهرت و نفوذ او در ۱۹۵۴ زمانی که در “منیبوس – برنامه فرهنگی هفتگی” استخدام شد تا در مورد پروسه خلاقیت در نت های دستنویس های بتهوون (با ارکستر سمفونیک در استودیو) سخنرانی بکند، ناگهان افزایش یافت.

او به بینندگان که چندین میلیون بودند، (در آن زمان تنها سه شبکه تلوزیونی وجود داشت) گفت: « ما در اینجا تجربه ای کنجکاوانه و سخت را اجرا می کنیم. موومان اول سمفونی پنج را دوباره می نویسیم. نترسید: تنها از نت هایی که خود بتهون نوشته است، استفاده می کنیم.» زمین استودیو با صفحه اول پارتیتور این اثر رنگ شده بود. او توضیح داد:«سه سل و یک می بمل! تقریبا همه موومان ها با این الگو شروع شده اند.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

نقدی بر تاریخ موسیقایی محض

نقدی بر تاریخ موسیقایی محض

تاریخ نه لزوماً تکرار می‌شود نه می‌توان همواره از آن درس گرفت. تاریخ ممکن است یکسره با حال بیگانه باشد و خواندنش دست‌کم مستقیماً هیچ کارکردی برای جامعه‌ی کنونی دربرنداشته باشد. این مسأله وقتی پای به دنیای تاریخ‌نگاری هنر می‌گذارد، آزاردهنده‌تر می‌شود: دانستن اینکه فلان موسیقی‌‌دان در فلان قطعه‌اش چه مضرابی به‌کار برده را چه به آنی که در قرن بیست‌و‌یکم آهنگسازی می‌کند؟
بررسی اجمالی آثار شادروان  <br /> روح الله خالقی (قسمت دهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت دهم)

توجّه به گنجینهِ عظیم و پربار الحان محلّی ایران از دیرباز در میان آهنگسازان ما مطرح بوده است. امّا جالب آنکه تلفیق این گوه های اصیل شرقی با تکنیک حیرت آور موسیقی غرب، در مواردِ بسیار نه تنها روح محلّی که ذات شرقی اثر را نیز محو ساخته است، تا آنجا که سکنهِ بومی خطّهِ زادگاهِ نغمه، از شناسائی اثر جدید عاجزند.
نابوکو (I)

نابوکو (I)

نابوکو (Nabucco) بخت النصر، اپرایی در چهار قسمت، ساخته جوزپه وردی و اشعاری از تمیستوکل سولرا (Temistocle Solera) است. این اپرا بر اساس داستانی از کتاب مقدس و نمایشنامه ای در سال ۱۸۳۷ از آگوسته بوگریوز (Auguste Anicet-Bourgeois) و فرانسیس کورنو (Francis Cornue) ساخته شده است. این سومین اپرای وردی می باشد و اولین اثری که او را به عنوان یک آهنگساز قدر مطرح نمود. نوبوکو داستان وضعیت یهودیانی است که به آنان یورش برده شد و سرانجام از سرزمینشان توسط نابوکو پادشاه بابل به تبعید فرستاده شدند.
No body home

No body home

راجع به بچه ای است که در دردوران کودکی یک دفتر چه کوچک داشت و شعرهایش را در آن می نوشت، در کیف مدرسه اش مسواک و شانه سرش را نگاه می داشت، راجع به بچه ای که در مدرسه معلمها اذیتش میکردند، مگر وقتهایی که به آنها باج میداد یا سرش در لاک خود بود،
نگاهی به اپرای عاشورا (II)

نگاهی به اپرای عاشورا (II)

با ریتمی دو چهارم در دستگاه نوا با رنگ آمیزی شوخ طبعانه بادی چوبی ها آغاز شده و سپس صدای قهقه های پی در پی، شنونده را مطلع میکند که در دربار یزید هستیم… آری داستان از این پرده آغاز میشود…
بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

ظاهرن‌ پدرم با پول تو جیبی‌هایش ساز می‌خریده و پدرش چند بار سازش را شکسته بود ولی باز پدرم ادامه می‌داده است. به هر حال در آن دوره، موسیقی را مطربی می‌دانستند و اصلاً شأن خوبی نداشته است. با تکنیک کمانچه‌ای که داشت و نُت هم می‌دانست شروع کرد به زدن قطعه‌های محلی و کُردی با ویولن تا اینکه برای یک دوره‌ی موزیک نظام از طرف ارتش به تهران می‌آید. ‌
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

در سپیده دم قرن بیستم آرنولد شوئنبرگ روشی را برای آهنگسازی بوجود آورد که از دیدگاه زیباشناسی تقریبا به هیچ چیز پیش از خودش شبیه نبود. روشی نو که بعدا به سریالیسم شهرت یافت. به دلیل همین ساختمان ناآشنا، تعداد زیادی از شنوندگان نحوه آهنگسازی او را تصادفی می‌پنداشتند اما در حقیقت چنین نبود. اگر به جریان موسیقی در قرن بیستم نگاهی کلی بیافکنیم بدرستی متوجه می‌شویم تا پیش از جان کیج هیچ موسیقی دیگری را نمی‌توان به طور جدی دارای ویژگی‌های تصادفی دانست.
قاسمی: یک خواننده خوب، لزوما” در کار کرموفق نیست

قاسمی: یک خواننده خوب، لزوما” در کار کرموفق نیست

یکسری آمدند و یکسری همانجا دارند کار میکنند، یکسری هم از شاگردان دانشگاه هستند که خودم آوردم. در واقع گروهی که الان هست میتوانیم بگوییم، دو سوم از دوستان قدیم قدیم هستند که از سال ۱۳۸۷ با ما بودند و یک سوم هم بچه دانشگاه هستند.
نوشته ای از جان ویلیامز برای آندرس سگوویا

نوشته ای از جان ویلیامز برای آندرس سگوویا

جان ویلیامز در بیوگرافی جدیدش اظهار کرده که معلم سابقش شاگردانش را مجبور به تقلید از استایل خود می کرده و از نظر موسیقیایی دچار تکبر بوده است. آوازۀ آندرس سگوویا بیست و پنج سال پس از مرگ او توسط شاگرد مطرحش جان ویلیامز به چالش کشیده شده است. اعتراض ویلیامز به فخر فروشی “موسیقیایی” و “اجتماعی” سگوویا است که باعث از بین رفتن خلاقیت شاگردانش می شده است.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

این مشخصه مربوط به نحوه اجرای تکنیک و تولید صدا می باشد. به طور کلی در تنبک نوازی می توان چندین نوع مختلف از شکل اجرا را تشخیص داد: