«هنر فاخر محصول آزاد بودن و آزادی است» (III)

حسین پرنیا و امین ماسوری
حسین پرنیا و امین ماسوری
معمولأ هنرمندان، شاعران، نویسندگان، بیش از دیگر موارد محصول محیطی هستند که در آن زندگی می‌کنند. اثرگذاری شرایط بر محیط به چه صورت هست؟
بنده محصول شرایط جامعه‌اَم هستم. اتفاقأ این‌را بگویم اگر روزی قرار باشد دادگاه عادلانه‌ای برگزار و عدّه‌ای محاکمه شوند، این مسئولین هستند که باید محاکمه شوند زیرا چنین شرایط بدی برای منِ هنرمند به‌وجود آورده‌اَند که مجبورم آئینۀ کدر جامعه و محیط بشوم. پیرو سوأل قبلی عارض‌اَم که سیاست زمانی که درست تعریف گردد می‌تواند خیلی خوب باشد. کسانی که این علم را دارند هوش‌مندانه سیاست‌ورزی کرده و سیاست را به میدان می‌کشند تا بتوانند موقعیتی برای بهتر زیستن مردم جامعه فراهم کنند. سیاست زمانی خطرناک است که تحریف می‌شود. امروز با موجی مواجه هستیم که سیاسی نیستند و در واقع سیاست زده‌اَند و سیاست را به چشم نوعی کلاس می‌نگرند در حالی‌که سیاست یک واقعیت است.

در موسیقی چطور؟
موسیقی خوب باز هم ساخته می‌شود اما همین سیاست تحریف شده نمی‌گذارد این آهنگ‌ها به‌طور واقعی جای خود را بین لایه‌های مختلف جامعه باز کند. اگر این اتفاق بیافتد باعث می‌گردد سوپاپ اطمینان بالایی در اتحّاد و انسجام مردم جامعه ایجاد شود.

علّت اینکه آهنگ‌سازانی مثل حسین پرنیا آثاری با رنگ و بوی آزادی‌خواهانه نمی‌سازند چیست؟ به‌نظر شما جامعه در حالتی قرار نگرفته که امروز تشنۀ این نوع آثار باشد؟
سوأل خیلی مهمی است که بخشی از آن به خودِ هنرمندان مربوط می‌شود. بخش دیگر جواب را در کم مطالعه‌ای هنرمندان می‌بینم و بخش دیگرش را دغدغۀ روزمرگی. متأسفانه هنرمندان ما اغلب دغدغۀ روزمرگی دارند تا دغدغۀ زندگی. وقتی آفتی مثل روزمرگی به جان آدم بیافتد مهم نیست که هنرمند هستی یا صنعت‌گر، سیاست‌مداری یا بازاری. از آنجا که سوأل شما روی هنر می‌چرخد از جزئی‌گویی حذر کنم و کلی بگویم که هنرمندان ما اغلب بی‌مطالعه‌ترین اقشار جامعه هستند. یعنی فقط صنعت کار را یاد گرفته‌اَند و این امروز همان گردبادی است که در ابتدای مصاحبه خدمت شما گفتم. حال آثاری که تولید می‌شوند بیش از آنکه زندگی‌آفرین باشند زندگی‌کُش هستند. هنرمندانی داریم که روی صحنه فقط اجرا می‌کنند و دستمزد می‌گیرند، دیگر به باقی مسائل بی‌تفاوت‌اَند! یک هنرمند نباید غم نان داشته باشد تا بتواند تولید فکر کند.

تولید فکر از راه ساخته‌های یک آهنگ‌ساز آیا می‌تواند بر فرهنگ مردم یک جامعه تأثیر بگذارد؟
تأثیر گذاری بر فرهنگ صرفأ مربوط به آهنگ‌ساز و آثارش نیست. اما یک آهنگ‌ساز دارای توانایی فکری باشد با خلق آثارش می‌تواند اثر بگذارد. به‌نظرم هر انسانی می‌تواند به‌نوعی بر جامعۀ خود تأثیر بگذارد.

چگونه می‌توان جای خالی هنرمندان روشن‌فکر یا به‌عبارتی آنان‌که پیش‌گام در وقایع اجتماعی و سیاسی کشور هستند را پر کرد؟
آفتی به‌وجود آمده که روشن‌گران یا به حاشیه رانده شده یا به انزوا کشیده شده‌اَند. بنده مطمئن‌اَم این حرکت نمی‌تواند یک اتفاق ساده تلقی شود. چون اگر اتفاق باشد برای یک‌نفر پیش می‌آید. اما وقتی کمابیش گریبان‌گیر همه شده شک و تردیدی به‌وجود می‌آید که این حرکت به‌نوعی مدیریت شده احساس می‌شود.

جزو هنرمندانی هستید که همواره نسبت به بی‌تفاوتی دیگر هنرمندان واکنش نشان می‌دهید. سخن‌تان با این قشر چیست؟
بیش از پنج سال پیش با مقاله، مصاحبه یا بیان‌های مختلفی که زبان اعتراضی داشته از هنرمندان خواسته‌اَم پشتیبان و همگام ملّت باشند. یک‌بار در مقاله یا مصاحبه‌ای گفتم موسیقی‌دانان همه دست از کار بکشند، کسی کار تولید نکند و کنسرتی ندهد، مگر چه می‌شود. اما متأسفانه برخی این نگاه را ندارند و همین‌که اوضاع خودشان مرتب پیش برود برای‌شان اهمیت ندارد بقیه چه وضعیتی دارند. همین‌که قرارداد کنسرت به خوبی منعقد شد فراموش می‌کنند کنسرت‌های دیگر هم‎صنفان در فلان شهر لغو شده؛ این یک فاجعۀ انسانی است که ما به صرف اینکه مجوز کنسرت‌مان صادر شد اوضاع دیگران را فراموش کنیم. برخی حتی حاضر نیستند علّت را جویا شوند. خیلی با این هنرمندان صحبت کردم متأسفانه عدّه‌ای احضار بی‌اطلاعی و عدّه‌ای دیگر سعی در دل‌سرد کردن‌‎اَم داشتند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

از روزهای گذشته…

بیایید موسیقی بسازیم (II)

بیایید موسیقی بسازیم (II)

در نوشته قبل مشاهده کردید که چگونه بسادگی می توان با تشکیل بلوکهای چهارتایی و انتخاب هارمونی برای آنها موسیقی ساده ای را تهیه کرد. در این قسمت سعی می کنیم برخی تکنیک های دیگر از جمله استفاده از مدولاسیون را برای توسعه و گسترش طرح موسیقی خود ارائه دهیم.
جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

من نرم‌افزار سیبلیوس را بلد نیستم و به این دلیل نمی‌توانم مقایسه‌ای بین این دو از لحاظ قابلیت داشته باشم. اما چیزی که می‌توانم بگویم این است که چه برای موسیقی ایرانی و چه برای موسیقی غیرایرانی و همه نوع موسیقی (که البته به من برای نوشتن ارجاع شده است) هیچ محدودیتی در فیناله وجود ندارد و به قول یکی از دوستان (به طنز)، فیناله فقط چایی برای آدم دم نمی کند!
مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (I)

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (I)

در سالهای ابتدائی قرن جدید میلادی، عرصه موسیقی در ایران از تولید و انتشار، سیستم های قوی ترِ ضبط و میکس و مسترینگ، تا اجراهای زنده و رونمائی هایِ پر زرق و برقِ آلبوم ها و… با توجه به تحولاتِ همین عرصه و تکنولوژی در دنیا دستخوش تغییراتی، سریع تر از قرن گذشته شده است. یکی از مسایلی هم که در همین زمان رخ داده، ظهور نسلی نو از آهنگسازان، ترانه سرایان و خوانندگان و نوازندگان است که با توجه به درگذشت یا بازنشستگی یا بالا رفتن سن نسلهای گذشته (غروب خدایان)، خودنمائی و عرض اندام این نسل جدید با جلوه های جدید و امکانات متفاوت از قبیل روزنامه های بیشتر، اینترنت، شبکه های ماهواره ای و… امکانپذیر شد. در نهایت کمیتِ تولید و انتشار موسیقی به نحو غیر قابل تصوری بالا رفت و میتوان گفت مانند آتشفشان فوران کرد. اما این امکانات بیشتر ابدا به معنی تولید و پخش آثار موسیقیائی با کیفیت تر نبود و نیست.
نوربخش: آموزش را امری انعطاف پذیر میدانم

نوربخش: آموزش را امری انعطاف پذیر میدانم

به نظر من برای رسیدن به موفقیت در زمینه آموزش نوازندگی ویولون و یا هر ساز دیگری ما نیازمند به یک نوع نگاه انسانی به این مسئله هستیم؛ هر فرد مجموعه ای است از یک سری قابلیتها و استعدادها و توانایی ها و در عین حال کاستی ها و ضعفها و مشکلات. طبیعی است، وقتی که فردی در سیستم آموزشی خاصی مشغول میشود، استادش باید در همان ابتدا با دقت مسائل آن فرد را مورد بررسی قرار داده و توانایی ها و ضعفهای آن فرد را از همان مراحل ابتدایی آموزش شروع به شناختن کند تا بفهمد این فرد چه نوع توانایی ها و چه نوع مشکلاتی دارد. هر فردی توانایی ها و مشکلاتش با افراد دیگر متفاوت است و هر فرد یک نمونه خاص است و در زمینه آموزش نمیشود ما بیاییم و همه افراد را مثل هم ببینیم.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (X)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (X)

آقای شجریان گفته اند: «من این سازها را ابداع کردم، شانزده ساز مختلف هست که محدوده ی صدایی موسیقی ایرانی را از سه اکتاو به هفت اکتاو گسترش می دهد ولی تعصب نوازندگان ایرانی مشکل آفرین است در پذیرش این سازها… نوازندگان ایرانی فکر می کنند سازهای ایرانی مثل قرآن از آسمان نازل شده و نباید دست کاری شود!» می دانید همین یک پاراگراف می تواند یک سازگر را در اروپا به درجه ای از بی اعتباری برساند که دیگر کسی او را سازگر نداند؟ آقای شجریان هنوز نمی دانند که موسیقی ایرانی وسعتش سه اکتاو نیست!؟ ساز تخصصی ایشان سنتور است؛ من فرض می کنم تا به حال هیچ ساز دیگری را نشناخته اند، سنتور معمولی حداقل سنتور معمولی و سنتور باس را که می شناسند! سنتور معمولی کمی از ۳ اکتاو بیشتر است و همراه با سنتور باس (که یک اکتاو بم تر از سنتور معمولی است می شود چهار اکتاو!)‌ این فقط سنتور بود! حالا فرض کنید عود و کمانچه به این فهرست افزوده شوند، آن وقت ما ۵ اکتاو خواهیم داشت. آن هم پنج اکتاو با کیفیت، نه کدر مانند «بم ساز» (یکی از سازهای ابداعی آقای شجریان) که نوازندگان از بخش بم آن به عنوان ساز کوبه ای استفاده می کنند (اشاره من به اولین سمپلی است که برای معرفی این ساز ضبط شد و نوازنده در بخشهای بم به خاطر مشکل ارتعاش تنها به اجرای ریتمیک پرداخت.)
رولینگ استونز، جان لنون و جیمی هندریکس

رولینگ استونز، جان لنون و جیمی هندریکس

پس از ۸ سال، در پنجم سپتامبر ۲۰۰۵، گروه رولینگ استونز اولین آلبوم استودیویی خود را به نام A Bigger Bang روانه بازار خواهند کرد. بنابر گفته آنها، “نام آلبوم برگرفته از تئوری علمی پیدایش جهان (انفجار بزرگ یا Big Bang) است که همه آنها شیفته اش هستند.” آلبوم قبلی آنها، Bridges to Babylon نام داشت و در سال ۱۹۹۷ منتشر شده بود.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

«گفتمان» سَرنام بعدی بود که ابتدا تعریف شد اما پیش از آن مدرس اشاره کرد که این مبحث اولا به معنای مورد استفاده در زبان‌شناسی به بحث کشیده و رابطه‌ی آن با نقد بررسی می‌شود؛ ثانیا تمامی مطلب درس این قسمت از نوشته‌های «لطف الله یارمحمدی» وام گرفته شده است:
شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (I)

شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (I)

درباره‌ی محمدرضا شجریان می‌توان بسیار داد سخن داد. می‌توان بسیار ستودش کما این که تاکنون نیز با لقب خسرو آواز و مانند آن بسیار ستوده شده است. می‌توان از صدای داوودی‌اش گفت و از حضورش در بسیاری از زبده‌آثار چهار دهه‌ی گذشته. می‌توان مهارت فنی‌اش را برای خواندن آثار دشوار ستود و سلیقه‌اش را نیز برای برگزیدن آنچه با آن همراه شده است. می‌توان از نقش‌اش در آثار دوران‌سازی گفت که بعدها سبک غالب عصر بازگشت را تشکیل داد. می‌توان حتا به بزرگی مسئولیتی پرداخت که صدای او در همگانی ساختن همان آثار داشت. قدری تحلیلی‌تر اگر بنگریم می‌توان از راه‌هایی (۱) گفت که او در دل ذخیره‌ی ملودی‌ مدل‌های آوازی باز کرد و امروزه مرزهای درک شنیداری بسی از شنوندگان و تخیل آفرینشی بسیاری از خوانندگان را می‌سازد.
سهیلی: سالن مناسب کم داریم

سهیلی: سالن مناسب کم داریم

تهیه‌کنندگی موسیقی در ایران، آنطور که من می‌دانم سابقه‌ای زیادی دارد، البته اینکه تهیه‌کنند‌گان در بخش موسیقی و ضبط موسیقی سرمایه‌گذاری می‌کردند و کنسرت‌ها که باید این دوتا را از هم تفکیک کرد. شما حتی در این زمینه اطلاعات دارید چراکه یکسری از اسناد موسیقی در دست خانواده شما و آقای مبصری هست. لطفا از سابقه تهیه کنندگی موسیقی در ایران بگویید.
پیتر گابریل

پیتر گابریل

پیتر گابریل به عنوان سرگروه Genesis در اواخر دهه ۶۰ و اوایل ۷۰، موسیقی Rock را با بهره گیری از عنصر Pop به سطوح جدیدی سوق داد. گبریل در تک خوانی های خود نسبت به سایر اعضای گروه مثل Phil Collins زیاد بلند پرواز نبود، اما در شیوه کار خود دقت زیادی به خرج می داد.